نقد و بررسی فیلم Tom Clancy’s Jack Ryan: Ghost War | سینمای تمام هالیوودی | موبوگیم

سینما را می‌توان مهم‌ترین مدیوم هنری کشور آمریکا دانست. آمریکایی که در هالیوود خود، تکنیک بلد است، سینمایش داستان دارد، می‌داند چگونه داستانش را روایت کند و از همه مهم‌تر فرم می‌شناسد. بنابراین زمانی که یک فیلم به تمام اصول اولیه، تکنیکال و فرمیک سینما مسلط باشد، آن وقت می‌تواند طرح مسئله کند و علاوه بر آن راه حل هم ارائه دهد. مسئله‌ای که در سینمای شخصیت‌محور اروپا کمتر دیده می‌شود. اگرچه در آثار شاخص اروپایی هم مسائل تکنیکال و فرمیک به‌خو‌بی قابل لمس است اما اثر از مرحله طرح مسئله فراتر نمی‌رود و معمولا کشف راه حل بر عهده بیننده گذاشته می‌شود یا در بهترین حالت پاسخی به سوالات فیلم داده می‌شود که در حیطه روان‌شناسی و فلسفه قرار دارند و از مدیوم‌های هنری به دور هستند. البته مسائلی که عنوان شد مربوط به دوران اوج هالیوود می‌شود و سینمای امروز اروپا علی‌الخصوص در چند سال اخیر گوی سبقت را از هالیوودِ رو به افول ربوده است. فیلم Tom Clancy’s Jack Ryan: Ghost War یک اثر تمام هالیوودی است که با بررسی آن می‌توان نقاط ضعف و قوت تیپیکال سینمای آمریکا را به بوته نقد گذاشت.

Two Men Sit on a City Park Bench One in a Gray Hoodie Smiling at the Other Who Has a Cigarette in His Mouth

شروع Ghost War با سکانسی از عملیات تروریستی و خرابکاری آنتاگونیست داستان یعنی لیام کراون (با بازی مکس بیزلی) آغاز می‌شود. آنتاگونیستی که در افتتاحیه اثر به مخاطب معرفی می‌شود و تقریبا در نیمی از زمان فیلم غیبت دارد و مجددا در نیمه دوم به اثر بازمی‌گردد. یکی از مهم‌ترین المان‌های سینمای هالیوود همین ساخت کاراکتر آنتاگونیست است. آنتاگونیستی که در شاهکارهای هالیوودی به‌طور کامل شخصیت‌پردازی می‌شود و در آثار ضعیف‌تری مثل همین فیلم حداقل به‌صورت تیپیکال شکل می‌گیرد. کاراکترهای تیپیکی که در آثاری با تم سیاسی، یا روس هستند و یا زیر نظر سازمان‌ها و گروهک‌های روسی فعالیت می‌کنند. جدا از هرگونه دیدگاه و ایدئولوژی سیاسی، به دلیل نوع روایتی که هالیوود از داستان‌های خود ارائه می‌دهد، در همراه کردن مخاطب با ایدئولوژی ضد روسی خود موفق عمل می‌کند و این یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های سینما با مدیوم‌های علمی، فلسفی و حتی روان‌شناسی است. در واقع کارگردانی که اصول داستان‌پردازی را بلد باشد، می‌تواند ناخودآگاه مخاطب را با ایدئولوژی خود همسو کند. این مسئله در سینمای کلاسیک هالیوود و آثار کارگردانان بزرگی همانند هیچکاک در راستای رشد و تعالی ناخودآگاه و حس انسانیت مخاطب عمل می‌کرد اما امروزه به سلاحی در دستان سرمایه‌داری مبدل گشته تا ایدئولوژی سیاسی خود را به بیننده القا کند.

Woman in Dark Jacket Aims a Pistol Toward the Camera in a Dimly Lit Indoor Setting with a Tense Mood

نیمه اول فیلم Ghost War بسیار حوصله سر بر است. ریتم فیلم کند نیست اما حجم بسیار زیادی از داده‌ها آن هم در سکانس‌هایی با دیالوگ‌های طولانی به مخاطب ارائه می‌شود که سازمان‌دهی آن‌ها در ذهن اصلا کار آسانی نیست. بنابراین با دیدن سی دقیقه ابتدایی فیلم ممکن است قید دیدن باقی آن را بزنید. تعداد زیادی کاراکتر که هر کدام از آن‌ها علاوه بر حضور در داستان کلی فیلم، داستان خاص خود را دارند و کشف ارتباط میانشان، Ghost War را تا مرز رسیدن به یک اثر غیر قابل تماشا نزول می‌دهد. مشکل دیگر نیمه ابتدایی فیلم شعارهایی است که کارگردان از زبان کاراکترهایش می‌دهد. دیالوگ‌های طولانی میان قهرمان داستان (جک رایان با بازی جان کرازینسکی) و همکار سابق خود جیمز گریر (رئیس سازمان CIA با بازی وندل پیرس) که او را از سریال The Wire به خاطر داریم، مدینه فاضله‌ای را به تصویر می‌کشد که تنها با حضور سازمان CIA در این جهان برپا می‌شود. البته حضور کاراکتر اما مارلو (افسر MI6 با بازی سیه‌نا میلر) سازمان MI6 را نیز در ساختن این آرمان‌شهر به کمک CIA می‌آورد. دو سازمانی که با شعارهای این فیلم گویی در تمام این سال‌ها برای نجات جان انسان‌ها تلاش کردند و وظیفه دیگری بر عهده نداشتند! مسئله ایدئولوژی فیلم و تاثیر آن بر ناخودآگاه مخاطب که در بحث آنتاگونیست به آن پرداختیم، در مورد پروتاگونیست نیز صدق می‌کند. کارگردان می‌تواند با روند داستان‌پردازی خود، دیدگاه قهرمان داستانش را بر دیدگاه بیننده دیکته کند. البته اثر اندرو برنستین (کارگردان فیلم) هرگز در حدی نیست که بخواهد به فرم برسد و بتواند این دو سازمان را در ذهن مخاطب سفیدشویی کند.

a Person in Dark Clothing Lunges Toward a Car with a Wall of Orange Flames Behind Them

فیلم Ghost War در نیمه دوم شرایط بهتری پیدا می‌کند. اگرچه اثر همچنان شعار می‌دهد اما این شعارها از حالت دیالوگ به تصویر تغییر شکل پیدا می‌کنند. اندرو برنستین تکنیک‌‌های سینمایی رو خوب بلد است و همین مسئله نقطه قوت او در همراه کردن مخاطب محسوب می‌شود. کاراکترهایی که در نیمه اول فیلم ارتباطشان با یکدیگر، داستان و بیننده در هاله‌ای از ابهام قرار داشت، در نیمه دوم هویت تیپیکال پیدا می‌کنند، ارتباطشان با یکدیگر شکل می‌گیرد و تا حدودی سمپات مخاطب را برمی‌انگیزند. تکنیکی که کارگردان در ساخت سکانس‌های اکشن از آن استفاده می‌کند اولین عامل در همراه کردن مخاطب است. نوع روایت داستان در این نیمه که از حالت دیالوگ‌گویی به سکانس‌های تصویری تغییر شکل می‌دهد، المان دیگری است که بر خلاف نیمه اول، بیننده را سر ذوق می‌آورد. و از همه مهم‌تر تعلیقی که اگرچه کم‌رنگ است اما در لحظاتی اثر را به فرم می‌رساند. علی‌الخصوص در سکانس انفجار ماشین الیزابت رایت (با بازی بتی گابریل) که مخاطب آمادگی یک اتفاق ناگوار را دارد و کارگردان با خلق این لحظه در دل تعلیق اثرش، شوکی قابل قبول به او وارد می‌کند. سه عاملی که بررسی شد، مواردی هستند که غیبتشان در نیمه اول، Ghost War را به مرز نابودی می‌کشاند و حضورشان در نیه دوم، بیننده را با اثری قابل قبول مواجه می‌کند.

a Man in a Dark Suit Aiming a Handgun Toward the Camera on a Busy City Street with Cars and Pedestrians Behind Him

فیلم Ghost War در مجموع اثر ضعیفی است اما در روزگاری که هالیوود نه دیگر داستانی دارد و نه حتی بلد است داستان‌های کلیشه‌ایش را روایت کند، این فیلم ارزش یک‌بار تماشا کردن را دارد. تکنیک فیلم‌سازی که الفبای سینما محسوب می‌شود و هالیوود از پرچم‌داران اصلی آن است، در لحظاتی از فیلم قابل لمس بوده به‌گونه‌ای که هیجان یک اثر اکشن را به حس مخاطب القا می‌کند. داستان جاسوسی فیلم اگرچه در نیمه اول دست‌خوش شعار و کلیشه‌های روسی – آمریکایی می‌شود، در نیمه دوم با هویت بخشیدن تیپیکال به کاراکترها و پرداخت رابطه میان آن‌ها، روایتی سینمایی به خود می‌گیرد و به آرمان‌شهر ساختگی کارگردان تا حدودی سر و شکل می‌دهد و در نهایت شوکی که کارگردان در دل تعلیق اثرش به بیننده وارد می‌کند، فرم فیلم را برای دقایقی هرچند کوتاه شکل می‌دهد.

امتیاز نویسنده به فیلم: ۶ از ۱۰ 

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید