نقد و بررسی فیلم Voicemails for Isabelle | سینما با طعم کامکوات | موبوگیم
آیا هر نویسندهای این قابلیت را دارد که یک کارگردان شود و یا هر کارگردانی میتواند نویسنده خوبی هم باشد؟ نویسندگی و کارگردانی دو مدیوم متفاوت از یکدیگر هستند. در بحث فیلمنامه، ایدهی داستان نقش اساسی ایفا میکند و خلاقیت نویسنده در شکلگیری این ایده میتواند آغاز یک اثر خوب باشد. اما در کارگردانی اوضاع کاملا متفاوت است. ایدهی داستان و موضوع فیلم تنها بخش کوچکی از شکلگیری فرم اثر است و چگونگیِ به تصویر کشیدن ایده و موضوع در قاب تصویر میتواند اثر یک کارگردان را ارزشمند و یا بیارزش کند. بسیاری از ایدههای خوب در تاریخ سینما وجود دارد که با یک کارگردانی بد نابود شده و بسیاری از فیلمنامههای ضعیف و یا متوسط با نبوغ کارگردان به شاهکارهای سینمایی تبدیل شدهاند. بنابراین ایده در سینما و بهطور کلی در تمامی مدیومهای هنری، تاثیری در شکلگیری فرم اثر ندارند و یک اثر سینمایی را به هیچ وجه نمیتوان صرفا به دلیل ایده خوب فیلم ستایش کرد و از آن به عنوان اثری ارزشمندی نام برد. مقدمه فوق به این دلیل عنوان شد که بررسی گردد چرا فیلم Voicemails for Isabelle به نویسندگی، کارگردانی و بازیگری لیه مککندریک تا این حد در خلق ایده موفق و در اجرا ضعیف عمل میکند؟
سکانسهای ابتدایی فیلم که مربوط به دوران کودکی جیل (قهرمان داستان) و خواهرش ایزابل است نوید یک اثر سرگرمکننده و حتی فرمیک را میدهد. همان چند سکانس کافی است تا رابطه دو خواهر با یکدیگر ساخته شود. دعوای جیل با همکلاسیاش و کتک زدن او بخاطر توهین به ایزابل، نشان از ارتباطی قوی میان این دو خواهر دارد. ارتباطی که پلان به پلان قویتر میشود و در لحظه حضور جیل در مهمانی و تماس تلفنی با ایزابل و شریک کردن او در شادیاش به اوج خود میرسد. سکانسی که پزشکان از درمان بیماری ایزابل مردد هستند و او در حال رقصیدن با آهنگی است که جیل برایش از طریق تلفن پخش میکند، اوج هارمونی میان غم و شادی است که اگر در باقی لحظات فیلم نیز ادامه مییافت، Voicemails for Isabelle را به یکی از بهترین فیلمهای سال تبدیل میکرد.

کاتی که از دوران کودکی جیل به سنین بزرگسالی او میخورد، کاخ آرزوهای مخاطب را فرو میریزد. اثری که میتوانست حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد به یمک فیلم متوسط و گاها ضعیفِ تینیجری تبدیل میشود. رابطهای که در دوران کودکی در قاب تصویر شکل گرفته بود، در سنین بزرگسالی تماما به دیالوگ تبدیل میشود. دیگر نشانی از پشتیبانی خواهرانه و تبدیل غم بیماری به شادی دو نفره نیست. هرچه که هست دیالوگ است و تماس تلفنی. هرچند کارگردان از طریق این تماسها سعی دارد، پیامهای صوتی جیل را در ادامه اثر معنادار کند اما از این نکته غافل است که در سینما نمیتوان از طریق دیالوگ رابطه ساخت. اگر رابطه دو خواهر در سنین بزرگسالی هم از طریق تصویر ادامه پیدا میکرد و تکمیل میشد، آنگاه پیامهای صوتی جیل بعد از مرگ ایزابل قطعا بار حسی بیشتری پیدا میکرد. جدا از رابطه میان دو خواهر، کاراکتر جیل به درستی شخصیتپردازی نمیشود. تمام زندگی او در آشپزخانه و روابط کوتاهمدتش با شخصیتهای مختلف میگذرد. سکانسهای آشپزخانه تنها لحظات قابل دفاع فیلم است که جلوتر راجعبه آن صحبت خواهیم کرد اما روابط عاشقانه جیل باز هم فیلم را به سمت و سوی آثار تینیجری میبرد. قرار داخل رستوران، بهانهای برای دلخوری و قرار گذاشتن با نفر بعدی فرمول عاشقانه فیلم Voicemails for Isabelle است که شاید بتواند از جیل یک کاراکتر تیپیکال بسازد اما کوچکترین قدمی در راه شخصیتپردازی او برنمیدارد.
ورود کاراکتر وس به زندگی جیل میتواند نقطه عطقی در فیلم ایجاد کند اما این مسئله تنها در فیلمنامه رعایت شده است و شخصیتپردازی ضعیف وس نیز عملا مانع شکلگیری فرم اثر میشود. کاراکتر وس همانند جیل تیپیکال است. یک کاراکتر تیپیک مشاور املاک که قرار است زندگی قهرمان داستان را دچار چالش کند. اطلاعاتی که وس از زندگی جیل به واسطهی پیامهای صوتی پیدا کرده است، فرصت مناسبی را در اختیار کارگردان قرار داده تا بتواند هیجان اثر را تا حد زیادی افزایش دهد اما متاسفانه خانم مککندریک فیلمنامهای که خودش نگارش کرده است را نمیتواند سینمایی کند. به غیر از نحوه آشنایی این دو نفر، عملا وس کوچکترین استفادهای از پیامهای دریافتی ندارد و او نیز تبدیل به یکی از کاراکترهایی میشود که با جیل در رستوران قرار میگذارد، تنها با این تفاوت که به مانند شخصیتهای دیگر ارتباطش با قهرمان داستان قطع نمیشود. حضور در اتوبوس گردشگران و ابراز علاقه به جیل با خواندن آهنگ و شرکت در مراسم عروسی دوستانش همان المانهای آثار تینیجری است که فیلمنامه قابل دفاع Voicemails for Isabelle را با شکست کارگردانی مواجه میکند.

اما مهمترین مسئله در ارتباط میان این دو نفر لحظهای رقم میخورد که جیل متوجه دریافت پیامهای صوتیاش توسط وس میشود. این سکانس میتوانست اوج تعلیق اثر باشد. قدرت فیلمنامه در این لحظه کاملا مشهود است. موضوع دریافت پیامها جیل توسط وس میتوانست از دید مخاطب نیز پنهان بماند و همزمان با قهرمان داستان شوک آنی به بیننده وارد شود. اما شوک آنی مختص فیلمهای ضعیفی است که قدرت خلق تعلیق را ندارند. بنابراین فیلمنامه بهدرستی مخاطب را از راز اثر مطلع میکند تا با تعلیق شکل گرفته در سکانس عروسی، فرم فیلم به منصه ظهور برسد. اما عدم شخصیتپردازی و شکل نگرفتن شخصیتها مانع از سمپاتیک شدن هر دو کاراکتر جیل و وس میشود و تعلیق در مرحله گذار از ایده به اجرا نابود میشود. تلاش وس برای بازگرداندن پیامهای صوتی جیل باز هم مسئلهای است که در فیلمنامه بهخوبی کاشته میشود اما عدم سمپاتیک شدن وس با مخاطب، تمامی تلاشهای او را بیاثر میکند. دغدغهمندی وس میتوانست حس بیننده را نسبت به او برانگیخته کند اما هر نوع برانگیختگی حسی مخاطب نسبت به کاراکترهای داستان دارای یک پیشنیاز اساسی به نام شخصیتپردازی کاراکتر است که اثری از آن در این فیلم مشاهده نمیشود.
تنها لحظات قابل دفاع فیلم Voicemails for Isabelle در دوران بزرگسالی جیل مربوط به سکانسهای آشپزخانه میشود. هرچند کاراکتر سرآشپز نیز بهشدت تیپیکال است و کمدی شخصیت او در اکثر اوقات شکل نمیگیرد اما ترس جیل و سایر شاگردان نسبت به سرآشپز لحظات نسبتا هیجانانگیز و سرگرمکنندهای را شکل میدهد. تعلیق مناسبی نیز در هنگام مسابقه آشپزی، احساسات مخاطب را درگیر میکند. کاشت مناسبی که کارگردان در استفاده از میوه کامکوات در آشپزی قهرمان داستانش قرار داده بود، در سکانس مسابقه پدیدار میشود تا هیجانی که غیبت آن در فیلم بهشدت محسوس بود، بالاخره خودی نشان دهد. کنش جیل پس از شکست در مسابقه و اعتراض به سرآشپز هم از همان مواردی است که در فیلمنامه بهدرستی نوشته شده اما نحوه شخصیتپردازی و داستانپردازی کارگردان، آن را در لحظه اجرا کماثر میکند. کنش قهرمان داستان بعد از این سکانس نیز ادامه دارد. افتتاح رستوران کوچک با کمک یکی از همکارانش که در آشپزخانه از او دفاع کرد اما با واکنش نامناسبش روبهرو شد، درس اخلاقیای است که داستان از نحوه رفتار قهرمانش با دیگر انسانها به مخاطب میدهد.

در خصوص مشکلات شخصیتپردازی کاراکترها و علت آن در ابتدای مقاله صحبت کردیم، حال میخواهیم مشکلات نحوه روایت اثر را که به فیلمنامه آسیب جدی وارد کرده بررسی کنیم. نبود هارمونی در فیلم Voicemails for Isabelle که یک کمدی – درام عاشقانه است بهشدت توی ذوق میزند. عشق از نوع تینیجری با عشقی که در فیلمنامهی قابل دفاع اثر وجود دارد همخوانی ندارد و لحنی که نمیتواند هارمونی مناسبی میان لحظات کمدی و درام فیلم خلق کند. مکثهای کارگردان در لحظات حساس فیلم بهشدت کوتاه است و این امر مانع از شکلگیری حس و حتی احساس بیننده میشود. گاهی در یک سکانس و حتی یک پلان شاهد کمدی و درام بهصورت همزمان هستیم. البته این مسئله به خودی خود ایراد محسوب نمیشود اما تا زمانی که هرکدام از دو المان کمدی یا درام منعقد نشده باشد، کارگردان نمیتواند لحن فیلم را عوض کند. با این کار نهتنها المان دوم شکل نمیگیرد بلکه احساسات شکل نگرفته از المان اول را هم در نطفه خفه میکند. لحظهای که پدر و مادر جیل قصد دارند تا هزینهای را که برای دانشگاه ایزابل کنار گذاشته بودند به او بدهند تا بتواند آشپزخانه خود را تاسیس کند به یاد بیاورید. شوخی پدر و مادر در خصوص ضعف جیل در ریاضیات هنوز خنده بر لبان مخاطب نیاورده که فیلم با بحث هزینه دانشگاه ایزابل حالت درام به خود میگیرد.

فیلم Voicemails for Isabelle نشان میدهد که خانم لیه مککندریک فیلمنامهنویس بسیار خوب و کارگردان بسیار بدی است. شاید هیچکس غیر از او نمیتوانست فیلمنامه قوی و خلاقانهاش را تا این میزان در کارگردانی تقلیل دهد. سکانسهای اولیه فیلم که زمان کودکی قهرمان داستان را روایت میکند و بهخوبی اجرا میشود، بیانگر این مسئله است که کارگردانی او هنوز جای کار دارد و میتواند در آینده امیدوارانهتر ظاهر شود. لحن کلی او در فیلمنامه قابل قبول است زیرا با خلاقیت در نویسندگی داستانی نقل میکند که هر دو المان کمدی و درام را دارا میباشد اما زمانی که بحث اجرا پیش میآید، با چگونگی روایت داستان هر دوی این المانها را نابود میکند. عشقی هم که نصیب مخاطب میشود مختص آثار تینیجری است و با این فیلمنامه قوی همخوانی ندارد. فیلم «پیامهای صوتی برای ایزابل» دارای فیلمنامهای بود که میتوانست جز آثار برگزیده امسال گردد اما با یک کارگردانی بد این قابلیت آن همانند کامکواتهای جیل به هدر رفت و نتوانست او را برنده مسابقه کند.
امتیاز نویسنده به فیلم: ۴ از ۱۰
منبع: gamefa.com


