نقد و بررسی فیلم ماندلورین و گروگو; عزیزم یودا و هیچ چیز دیگر!
Mandalorian اولین سریال لایو اکشن در دنیای جنگ ستارگان بود، و با فصل اول شروع بسیار خوبی داشت، اما در فصل سوم، هم افسون شده و هم گیج به نظر می رسید. پس از چندین سال بلاتکلیفی، جان فاورو (توسعهدهنده سریال) اشاره کرد که هیچ برنامهای برای پایان دادن به سریال وجود ندارد. بنابراین گاوصندوق این سریال ناگهان بسته شد و فصل چهارم آن به یک پروژه سینمایی تبدیل شد. نقد و بررسی فیلم ماندالوریان و گروگو (جنگ ستارگان: ماندالوریان و گروگو) را در این مطلب می خوانید.
«The Mandalorian and Grogo» فیلمی پرطرفدار است و مهم این است که مانند نسخه های کلاسیکش «سرگرم کننده» باشد و تقریباً به هدفش می رسد. بله، همه چیز متراکم تر و بزرگتر از سریال اصلی است، اما جان فاورو سعی می کند احساسی را که در حین تماشای یک امید جدید (1977) احساس می کردیم، بازسازی کند، و از نظر ساختاری همان مسیر قدیمی را دنبال می کند: داستان سرایی اپیزودیک، موجودات عجیب، دیالوگ ساده و ارائه بصری زیبا. البته این بدان معنا نیست که فیلم بیش از حد به نوستالژی و ارجاعات بزرگ متکی است. برعکس اینجا با داستانی تقریبا مستقل روبرو هستیم که حتی اگر سریال ماندلوریان را ندیده باشید در آن سردرگم نخواهید شد. البته هنوز هم به درک کلی از جنگ ستارگان نیاز دارید و اگر با این سریال آشنایی ندارید، The Mandalorian و Grogo مکان خوبی برای شروع نیستند.
هشدار! در نقد فیلم «ماندلورین و گروگو» این خطر وجود دارد که داستان فاش شود.
دین جارین – با نام مستعار مندو – (پدرو پاسکال) و پسر خوانده اش گروگو – با نام مستعار یودای عزیز ما – توسط سرهنگ وارد (سیگورنی ویور)، یکی از فرماندهان جمهوری جدید، مأموریت مییابند تا راتای هات (پسر مرحوم جبا هات) را که سالها پیش ربوده شده بود، نجات دهند! دوقلوهای هات که پس از مرگ جابای تجارت خانواده را به دست گرفتند، قول می دهند در صورت نجات راتای اطلاعاتی را به نیو ریپابلیک بدهند که منجر به دستگیری لرد کوین، یکی از فرماندهان سابق امپراتوری کهکشانی می شود.

این خلاصه ممکن است برای کسانی که هنوز فیلم را ندیده اند یا با جنگ ستارگان آشنایی ندارند کمی گیج کننده باشد، اما در واقع بسیار ساده است. و نه تنها ساده است، بلکه از نظر ساختاری بسیار شبیه به سری اصلی است. گویی سازندگان چهار قسمت از سریال را برای ساخت یک فیلم بلند کنار هم گذاشته اند و حتی برخی اصول فیلمنامه بلند را رعایت نکرده اند. برخی از رویدادهای داستانی آنقدر سریع می آیند و می روند که تقریباً بی معنی هستند و این احساس را به وجود می آورند که فیلم می خواهد هر چه سریعتر به صحنه های اکشن برسد. با این حال، فیلم تا پایان سرگرم کننده باقی می ماند و خاطرات علمی تخیلی دهه 80 را بارها و بارها زنده می کند.
“Mandalorian and Grogo” افتتاحیه بسیار خوبی دارد. جایی که دین جارین به تنهایی سه واکر غول پیکر را می کشد (همان تانک هایی که شبیه شتر هستند!). این سکانس حس کودکی را می دهد که دیوانه وار اکشن فیگورها را به هم می کوبد. با این حال، مجموعه دوم فیلم که در آن مبارزه گلادیاتوری راتا و دین جارین را تماشا می کنیم، مورد انتقاد قرار گرفت. میدان جنگ بسیار کوچک، خنثی و کامپیوتری است و خود نبردها متاسفانه چندان هیجان انگیز نیستند. علاوه بر این، وجود هیولاهای متعدد این سکانس را مصنوعی تر کرد. اگرچه هیولاهای غول پیکری که در صحنه غرش می کنند، تماشاگران از روی سکوها فریاد می زنند و دین جارین در وسط دعوا گیر افتاده است، جالب ترین قسمت فیلم روی کاغذ است، اما در عمل خسته کننده و فاقد آدرنالین است.
از این صحنه که بگذریم، فیلم در طراحی سیارات و لوکیشن ها عالی عمل می کند. سیاره شاکاری با خیابان های تیره و رنگ های نئونی به اندازه فیلم نوآر کلاسیک جذاب است. از طرفی سیاره نال هاتا (خانه دوقلوهای هات) با جنگل ها، باتلاق ها و موجودات کوچک و بزرگش فضایی نوستالژیک دارد و شخصا مرا به یاد ماه جنگلی اندور در بازگشت جدی (1983) انداخت.
عناصر کمدی نیز در این فیلم وجود دارد. شوخی های فیلم بیشتر گرفته شده و دست نخورده هستند، اما بیشتر آنها یک هدف خاص را دنبال می کنند: ساختن گروگو بامزه و دوست داشتنی به هر قیمتی و افزایش فروش عروسک های بیبی یودا و فیگورهای اکشن! البته این تلاش ها لازم نبود، حتی اگر سنگدل باشی، گروگو دلت را آب می کند، او بی شک برگه برنده فیلم و یکی از جذاب ترین عناصر سریال «جنگ ستارگان» است. در واقع، وقتی گروگو در لحظاتی که فیلم کمی خسته کننده می شد، روی صحنه ظاهر می شد، نمی توانستم لبخند نزنم. و اگر گروگو کافی نبود، فیلم آنزلان ها را نیز به نمایش می گذارد، همان مکانیک های جالبی که اولین بار در «ظهور اسکای واکر» (2019) معرفی شد، و اینجا هم حضورشان کمدی محض است و هر صحنه ای را برای خود می سازند.

این فیلم همچنین شامل یک صحنه عالی استاپ موشن است که در آن دو دروید غول پیکر فعال می شوند تا مندو و گروگو را از ورود به اتاق دوقلوهای هات منع کنند. این سکانس ادای احترام سازندگان به دوران اوج استودیوی Industrial Light and Magic است، همان استودیویی که توسط جورج لوکاس در دهه 70 تاسیس شد و با آثاری مانند “Terminator 2: Judgment Day” و “Avatar” تعدادی از انقلابی ترین جلوه های ویژه تاریخ سینما را خلق کرد. تماشای یک سکانس استاپ موشن در عصر قراردادهای CGI، هر چند هیجانانگیز، به ما یادآوری میکند که جادوی سینمای قدیمی هنوز کار میکند. البته فیلم جلوه های ویژه کامپیوتری قابل قبول و البته نه کاملی هم دارد. برخی از نماها کمی عجله دارند، به خصوص در برخی از صحنههای شدید که هیولاها در حال دویدن هستند. اما از جنبه های دیگر انیماتورها کار خوبی انجام دادند. آمبو، جایزه هولناکی که برای طرفداران جنگ های کلون آشناست را ببینید.
در پس دیوانه بازی ها، انفجارها و شوخی ها، نبض عاطفی فیلم همچنان در مضمون «رابطه پدر و پسر» نهفته است. پیوند عاطفی مندو و گروگو را باید قلب تپنده فیلم دانست و گرم ترین لحظات داستان را خلق می کند. جان فاورو همچنین سعی می کند با راتا ابعاد جدیدی به این موضوع اضافه کند. پسر جبا کلاه که حالا بزرگ شده و باید تاوان کاری که پدرش کرد را بپردازد. البته فیلم خیلی به این لایه ها نمی رود، اما از طریق راتا هیجان دراماتیک مناسبی به اثر می بخشد.

در بخش بازیگری، او در نقش دین جارین، پدر پاسکال، خود را از آب بیرون میکشد، اما واقعاً کار خاصی انجام نمیدهد و هیچ فراز و نشیب در کاراکتر او وجود ندارد. او فقط به مکان های خطرناک می رود، دیالوگ های جذابی را بیان می کند و هرکسی را که سر راهش قرار می گیرد، له می کند! با وجود این، لحن خشک و سرد پاسکال همچنان به این کلاه بی روح شخصیت می بخشد. اگر نمی دانید او فقط صداگذاری این شخصیت را انجام می دهد و ماندو را بدلکاران بازی می کنند (به جز صحنه ای که کلاه ندارد).
جرمی آلن وایت در نقش راتا قابل دفاع است و سیگورنی ویور حضوری غیرقابل توصیف در نقش وارد است، اما شگفتی واقعی باید صدای مارتین اسکورسیزی باشد که در نقش یک مغازه دار چهار دست عمل می کند. موجودی آنقدر بی ربط، خنده دار و عجیب که هیچ کس نمی توانست حدس بزند. شاید خیلیها آن را به خاطر نداشته باشند، اما اسکورسیزی سالها پیش در انیمیشن «داستان کوسه» (2004) صداپیشگی آن را انجام داد و اتفاقاً او در آنجا هم عالی است.
نکات مثبت
- گورو
- صداگذاری مارتین اسکورسیزی بسیار خوب است
- بازسازی با موفقیت احساس نسخه های کلاسیک
- استفاده از تکنیک های کلاسیک فیلمسازی
نکات منفی
- شخصیت اصلی هیچ فراز و نشیب ندارد
- طول فیلم
- صحنه مبارزه گلادیاتورها و جلوه های ویژه بد
- ناهماهنگی موسیقی متن ویژه لودویگ گورانسون با برخی سکانس ها
«ماندالوریان و گروگو» فیلمی بی تکلف است که به اصل مهم سینمای پرفروش پایبند است: «سرگرم». بدیهی است که این فیلم چیزی به دنیای «جنگ ستارگان» اضافه نمی کند و احتمالاً در زمینه تلویزیونی بهتر عمل می کرد. اما در هر صورت، انتظار نمی رود همه فیلم ها داستانی بزرگ و حماسی داشته باشند که چیزهای جدیدی را بیان کند. فیلم هم خیلی طولانی است و گاهی از نظر جلوه های بصری لنگ می زند اما هیچ کدام از این ضعف ها نمی تواند لبخند را از روی لبان مخاطب پاک کند.
جنگ ستارگان: ماندالوریان و گروگو (جنگ ستارگان: ماندالوریان و گروگو)
کارگردان: جان فاورو
نویسنده: جان فاورو، دیو فیلونی، نوا کلور
بازیگران: پدرو پاسکال، جرمی آلن وایت، مارتین اسکورسیزی، سیگورنی ویور
محصول: 2026، آمریکا
امتیاز فیلم در imdb: 6.9 از 10
امتیاز فیلم در Rotten Tomatoes: 60%
خلاصه داستان: دین جارین و پسرخواندهاش گروگو توسط سرهنگ وارد، یکی از فرماندهان جمهوری جدید، مأموریت مییابند تا راتای هات، پسر مرحوم جبا هوت را که سالها پیش ربوده شده بود، نجات دهند. دوقلوهای هات که پس از مرگ جابای تجارت خانواده را به دست گرفتند، قول دادند در صورت نجات راتا اطلاعاتی را به نیو ریپابلیک بدهند که منجر به دستگیری لرد کوئین، یکی از فرماندهان سابق امپراتوری کهکشانی شود، اما…
نقد و بررسی فیلم ماندلورین و گروگو نظر شخصی نویسنده است و لزوما نظر دیجی کالا مگ نیست.
منبع: دیجی کالا مگ
منبع: دیجیکالا مگ




