۱۵ فیلم مارول که قبل از Avengers: Doomsday حتماً باید ببینید | موبوگیم
دنیای سینمایی مارول با ورود به فاز مولتیورس، پیچیدهترین و بلندپروازانهترین دوران خود را آغاز کرده است. پس از پایان حماسه سنگهای ابدیت و شکست تانوس، استودیو مارول حالا رشتههای داستانی متعددی را در فیلمها و سریالهایش پخش کرده است؛ از بازگشت مردان ایکس قدیمی و سازمان TVA در «لوکی» تا ورود چهار شگفتانگیز و شخصیتهایی از واقعیتهای موازی. Avengers: Doomsday قرار است نقطه اوج همه این خطوط باشد؛ فیلمی که بهگفته بسیاری، بدون پیشزمینه کافی میتواند مخاطب را در انبوه شخصیتها، دنیاهای موازی و قواعد پیچیده مولتیورس گم کند. به همین دلیل مارول فهرستی ۱۵تایی از آثار ضروری برای مرور پیش از این فیلم پیشنهاد کرده است؛ فهرستی که در نگاه اول شاید تصادفی به نظر برسد، اما در دل خود نقشه راه کاملی برای درک دنیای جدید مارول پنهان کرده است. از نخستین «مردان ایکس» که بیش از دو دهه قبل اکران شد تا «لوکی»، «شانگچی»، «ددپول و ولورین» و «چهار شگفتانگیز: گامهای نخست»، هر کدام تکهای از پازل بزرگتری هستند که در Avengers: Doomsday کنار هم قرار میگیرند.

در ایران اما ماجرا کمی متفاوت است. ما نهتنها اکران سینمایی این فیلم را تجربه نمیکنیم، بلکه معمولاً چند هفته پس از انتشار جهانی، نسخه دیجیتال آن به دستمان میرسد. با این حال، همین تأخیر اجباری میتواند به بزرگترین فرصت تبدیل شود: به جای اینکه روز اول انتشار نسخه خانگی، بدون آمادگی پای فیلم بنشینیم و وسط انبوه شخصیتها، خطوط زمانی و ارجاعهای پیچیده گیج شویم، از حالا فرصت داریم این ۱۵ اثر را با حوصله مرور کنیم و با ذهنی آماده به استقبال یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ مارول برویم. در ادامه، تکتک این آثار را بررسی میکنیم و میبینیم چرا هرکدام برای درک کامل Avengers: Doomsday حیاتی هستند.
۱. X-Men (مردان ایکس)

نخستین فیلم از مجموعه «مردان ایکس» که در سال ۲۰۰۰ اکران شد، عملاً پایهگذار سینمای مدرن ابرقهرمانی است؛ اما اهمیت آن برای Avengers: Doomsday فقط نوستالژیک بودن نیست. این فیلم ما را با دنیای جهشیافتهها و تقابل فکری چارلز اگزاویر و اریک لنشر (مگنیتو) آشنا میکند. اگزاویر به همزیستی مسالمتآمیز میان جهشیافتهها و انسانها باور دارد، در حالی که مگنیتو معتقد است انسانها هرگز جهشیافتهها را نخواهند پذیرفت و باید برای بقا، خودشان قدرت را در دست بگیرند.
این تقابل ایدئولوژیک فقط یک درگیری ساده میان دو دوست قدیمی نیست؛ بلکه ستون فقرات داستانهای مردان ایکس را تشکیل میدهد. در Avengers: Doomsday ظاهراً نسخهای از همین تیم قدیمی دوباره به میدان بازمیگردد. اگر رابطه میان اگزاویر، مگنیتو، سایکلاپس، جین گری و میستیک را نشناسید، احتمالاً بخش بزرگی از بار عاطفی فیلم را از دست خواهید داد. بهویژه میستیک که در طول چند دهه از یک شرور فرعی به یکی از پیچیدهترین شخصیتهای این دنیا تبدیل شده است، ممکن است در معادلات آینده نقش مهمتری داشته باشد.
۲. X2: X-Men United (مردان ایکس ۲)

دومین قسمت از سهگانه اصلی «مردان ایکس» از این جهت اهمیت دارد که اگزاویر و مگنیتو را در موقعیتی قرار میدهد که باید اختلافهایشان را موقتاً کنار بگذارند. تهدیدی مشترک، آنها را وادار به همکاری میکند و این همکاری اجباری، هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت هر دو شخصیت را آشکار میکند.
در این فیلم شخصیتهایی مانند سایکلاپس، میستیک و نایتکراولر زمان بیشتری برای درخشش دارند. با توجه به تریلرها و اطلاعات منتشرشده از Avengers: Doomsday، به نظر میرسد روابط میان همین شخصیتها در فیلم جدید دوباره فعال شود. بهخصوص ایده «اتحاد موقت دشمنان قدیمی» ممکن است یکی از محورهای اصلی داستان باشد؛ موضوعی که در دنیای مارول بارها تکرار شده، اما این بار در مقیاسی بسیار بزرگتر.
۳. Captain America: The First Avenger (کاپیتان آمریکا: نخستین انتقامجو)

این فیلم فقط یک داستان ابرقهرمانی از جنگ جهانی دوم نیست؛ بلکه ریشههای عاطفی یکی از مهمترین شخصیتهای دنیای مارول را میسازد. استیو راجرز در اینجا از یک پسر ضعیف و لاغر به ابرسربازی تبدیل میشود که قلبش از هر قدرتی بزرگتر است. دوستی او با باکی بارنز و عشق پاکش به پگی کارتر، ستونهای اصلی شخصیت او را شکل میدهند.
در نگاه اول شاید این فیلم ربط مستقیمی به مولتیورس نداشته باشد، اما اگر آن را در کنار Avengers: Endgame ببینید، متوجه میشوید که تمام مسیر زندگی استیو از این نقطه آغاز میشود و در نهایت به تصمیمی سرنوشتساز ختم میشود. شایعهها حاکی از آن است که تصمیم استیو برای ماندن در گذشته و زندگی با پگی، تأثیر مستقیمی بر سرنوشت دکتر دووم و وقایع Avengers: Doomsday خواهد داشت. بنابراین بدون تماشای این فیلم، درک عمق این پیامدها غیرممکن است.
۴. The Avengers (انتقامجویان)

«انتقامجویان» همان جایی است که نیک فیوری برای اولین بار آیرونمن، ثور، هالک، بیوه سیاه، هاکای و کاپیتان آمریکا را در قالب یک تیم گرد هم آورد. این فیلم نشان داد که قهرمانان با وجود تفاوتهای شخصیتی و ایدئولوژیک میتوانند برای یک هدف مشترک کنار یکدیگر بایستند. در واقع، «انتقامجویان» نقطه تولد رسمی تیم بود.
برای درک Avengers: Doomsday، باید بدانید که تیم از کجا شروع شد و چه ارزشهایی پایهگذار آن بود. در فیلم جدید، نسل قدیمی تا حد زیادی جای خود را به نسل جدید داده است، اما میراث آن تیم اولیه هنوز زنده است. از سوی دیگر، تماشای این فیلم به شما کمک میکند تفاوت میان انتقامجویان قدیمی و گروههای تازهتر را بهتر درک کنید؛ تفاوتی که احتمالاً در فیلم جدید به یکی از نقاط تنش تبدیل خواهد شد.
۵. Avengers: Infinity War (انتقامجویان: جنگ ابدیت)

«جنگ ابدیت» نقطه عطفی در تاریخ مارول بود؛ جایی که تانوس تقریباً تمام قهرمانان را درگیر یک بحران مشترک کرد و در پایان، شکستی سهمگین را به آنها تحمیل کرد. این فیلم نشان داد که حتی قویترین قهرمانان هم میتوانند ببازند و عواقب شکست میتواند کیهانی باشد.
برای Avengers: Doomsday این فیلم از دو جهت اهمیت دارد. نخست اینکه مقیاس تهدید در فیلم جدید احتمالاً از تانوس هم فراتر میرود و دوم اینکه ساختار روایی «جنگ ابدیت» نشان داد مارول چطور میتواند دهها شخصیت را در یک داستان واحد مدیریت کند. اگر قرار باشد در فیلم جدید با موجودی مثل دکتر دووم طرف باشیم که نه فقط قدرت، بلکه هوش و برنامهریزی بینظیری دارد، مرور «جنگ ابدیت» کمک میکند متوجه شوید چرا این بار شکست حتی گزینه خطرناکتری است.
۶. Avengers: Endgame (انتقامجویان: پایان بازی)

«پایان بازی» فقط جمعبندی نبرد با تانوس نبود؛ بلکه فصل پایانی چند تن از اولین انتقامجویان را رقم زد. اما مهمترین اتفاق داستانی برای آینده مارول، تصمیم استیو راجرز است. او پس از بازگرداندن سنگهای ابدیت در زمان، به گذشته بازمیگردد و زندگیای را که همیشه آرزویش را داشت، در کنار پگی کارتر تجربه میکند. سپس سپر کاپیتان آمریکا را به سم ویلسون میسپارد.
این تصمیم به ظاهر شخصی، حالا به یکی از کلیدهای اصلی داستانهای آینده تبدیل شده است. اگر شایعهها درست باشند، همین انتخاب استیو به شکل غیرمنتظرهای مسیر زندگی دکتر دووم را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل بهتر است «نخستین انتقامجو» و «پایان بازی» را پشت سر هم ببینید تا سفر کامل استیو را مرور کنید؛ از اولین دیدار با پگی تا لحظهای که سرانجام به او میرسد.
۷. Loki (لوکی)

اگر بخواهید فقط یک سریال مارول را پیش از Avengers: Doomsday تماشا کنید، بدون تردید باید «لوکی» را انتخاب کنید. هر دو فصل این سریال عملاً کتاب راهنمای مولتیورس مارول هستند. در «لوکی» با سازمان TVA آشنا میشویم؛ نهادی که بر خطهای زمانی نظارت میکند و هر انشعاب خطرناک را هرس میکند.
در پایان فصل دوم، لوکی خودش به موجودی تبدیل میشود که تمام این سیستم را از فروپاشی حفظ میکند. او حالا در قلب درخت زمانی نشسته و به نوعی مسئول بقای مولتیورس است. این اتفاق پیامدهای عظیمی برای آینده دارد. اگر در Avengers: Doomsday بحث بر سر برخورد جهانها، فروپاشی خطوط زمانی یا ورود شخصیتهایی از واقعیتهای دیگر باشد، «لوکی» دقیقاً همان جایی است که قواعد این بازی توضیح داده شده است. بدون دیدن این سریال، احتمالاً بسیاری از اصطلاحات و منطق داستانی فیلم برایتان نامفهوم خواهد بود.
۸. Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings (شانگچی و افسانه ده حلقه)

شانگچی پس از شکست پدرش، صاحب ده حلقه مرموز میشود؛ اشیایی باستانی که منشأ و ماهیت واقعی آنها هنوز مشخص نیست. در صحنه پس از تیتراژ فیلم، حلقهها سیگنالی ناشناخته به جایی در اعماق فضا ارسال میکنند. این سرنخ از آن زمان تاکنون بیپاسخ مانده است.
حالا که شانگچی قرار است در رویداد بزرگ بعدی مارول حضور داشته باشد، احتمالاً سلاح او به همان اندازه خودش اهمیت خواهد داشت. ده حلقه ممکن است یکی از کلیدهای مقابله با تهدید مولتیورسی یا حتی ارتباطی با موجودات کیهانی باشند. به همین دلیل مرور این فیلم پیش از Avengers: Doomsday میتواند ذهن شما را برای غافلگیریهای احتمالی آماده کند.
۹. Spider-Man: No Way Home (مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست)

در «راهی به خانه نیست»، طلسم دکتر استرنج باعث میشود مرزهای میان واقعیتها شروع به فروپاشی کند. برای نخستین بار در مقیاس بزرگ، شخصیتهایی از نسخههای دیگر «مرد عنکبوتی» وارد یک جهان واحد میشوند و پیتر پارکر باید با عواقب این ترکیب خطرناک کنار بیاید.
اهمیت این فیلم برای Avengers: Doomsday دقیقاً در مفهوم «شکستن مرزهای واقعیت» است. اگر فیلم جدید قرار باشد چند دنیای متفاوت را در یک بحران واحد به هم گره بزند، «راهی به خانه نیست» یکی از اولین نمونههای عینی این خطر را نشان داده است. علاوه بر این، حضور نسخههای متفاوت یک شخصیت در یک جهان، احتمالاً در فیلم جدید ابعاد بسیار بزرگتری پیدا خواهد کرد.
۱۰. Black Panther: Wakanda Forever (پلنگ سیاه: واکاندا تا ابد)

پس از درگذشت تیچالا، شوری به عنوان محافظ جدید واکاندا و پلنگ سیاه معرفی میشود. در این فیلم، واکاندا با ابرقدرت پنهان دیگری به نام تالوکان و رهبر آن، نیمور، روبهرو میشود. رابطه میان این دو کشور از همان ابتدا پرتنش و شکننده است.
پیش از Avengers: Doomsday مهم است بدانیم چه کسی اکنون از واکاندا محافظت میکند و وضعیت روابط این کشور با نیمور چگونه است. در رویدادهای بزرگ مارول، واکاندا همیشه یکی از پایگاههای اصلی قهرمانان بوده و حالا شوری نقش پررنگتری در این معادله دارد. از سوی دیگر، نیمور و تالوکان هم متغیرهای جدیدی هستند که ممکن است در بحران آینده نقشی غیرمنتظره ایفا کنند.
۱۱. Doctor Strange in the Multiverse of Madness (دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی)

این فیلم به دلیل معرفی مفهوم «اینکاشن» یکی از مهمترین آثار این فهرست است. اینکاشن به معنای برخورد دو واقعیت است که میتواند به نابودی یکی یا هر دو جهان منجر شود. دکتر استرنج در این فیلم با عواقب وحشتناک این پدیده آشنا میشود و میبینیم که حتی یک قهرمان قدرتمند هم در برابر این فاجعه کیهانی چقدر آسیبپذیر است.
اگر Avengers: Doomsday واقعاً قرار باشد چند جهان متفاوت را وارد یک بحران کند، این فیلم دقیقاً همان جایی است که مارول مکانیک این فاجعه را از قبل توضیح داده است. بدون دیدن «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی»، احتمالاً مفهوم اینکاشن و خطر نابودی واقعیتها برایتان گنگ خواهد بود. به همین دلیل این فیلم تقریباً یک پیشنیاز قطعی برای فیلم جدید محسوب میشود.
۱۲. Captain America: Brave New World (کاپیتان آمریکا: دنیای جدید شجاع)

در «دنیای جدید شجاع»، سم ویلسون رسماً به عنوان کاپیتان آمریکای جدید تثبیت میشود؛ آن هم بدون حضور استیو راجرز در کنارش. این فیلم نشان میدهد که دوران جدید انتقامجویان باید حول محور افراد دیگری ساخته شود و سم حالا باید بار سنگین این عنوان را به تنهایی به دوش بکشد.
پایان این فیلم به وضوح اشاره میکند که نسل جدید قهرمانان باید برای تهدیدهای بزرگتر آماده شوند. Avengers: Doomsday در حقیقت نخستین آزمون بزرگ این نسل تازه است. مرور «دنیای جدید شجاع» کمک میکند جایگاه فعلی سم، روابط او با دیگران و چالشهای پیش روی نسل جدید را بهتر درک کنید.
۱۳. Deadpool & Wolverine (ددپول و ولورین)

در «ددپول و ولورین»، سازمان TVA مستقیماً در سرنوشت جهانها و خطهای زمانی دخالت میکند. این سازمان که در سریال «لوکی» معرفی شده بود، حالا نقشی عملیتر در حذف یا نجات واقعیتهای مختلف پیدا کرده است. به این ترتیب، تماشای این فیلم درک شما را از کارکرد TVA در دنیای مولتیورس کامل میکند.
علاوه بر این، «ددپول و ولورین» میراث دنیای فاکس را رسماً وارد جهان چندگانه مارول کرد و نشان داد شخصیتهای یک فرنچایز قدیمی چقدر راحت میتوانند در کنار قهرمانان دنیای سینمایی مارول قرار بگیرند. همین اتفاق احتمالاً در Avengers: Doomsday ابعاد بسیار بزرگتری پیدا خواهد کرد. اگر میخواهید از این ترکیبهای عجیب غافلگیر نشوید، این فیلم را حتماً ببینید.
۱۴. Thunderbolts (تاندرربولتز)

یلنا بلووا، باکی بارنز، نگهبان سرخ، جان واکر، گوست و باب ابتدا به عنوان یک تیم کاملاً مشکلدار کنار هم جمع میشوند. اما در ادامه، به شکل غیرمنتظرهای وضعیت «انتقامجویان جدید» را به دست میآورند. این اتفاق موقعیت جالبی پیش از Avengers: Doomsday ایجاد میکند.
حالا در دنیای سینمایی مارول عملاً گروه دیگری هم مدعی نام اصلی ابرقهرمانی است. این رقابت پنهان میان تیمهای مختلف میتواند در فیلم جدید به یکی از نقاط تنش تبدیل شود. اگر «تاندرربولتز*» را ندیده باشید، احتمالاً درک این وضعیت در فیلم جدید برایتان دشوار خواهد بود. به خصوص که برخی از اعضای این تیم سابقه تاریکی دارند و وفاداریشان همیشه زیر سؤال است.
۱۵. The Fantastic Four: First Steps (چهار شگفتانگیز: گامهای نخست)

رید ریچاردز، سو استورم، جانی استورم و بن گریم در واقعیتی جدا از دنیای اصلی MCU زندگی میکنند. بنابراین حتی نفس دیدار آنها با دیگر قهرمانان مارول به طور اجتنابناپذیری با ماجرای مولتیورس گره خورده است. این فیلم قرار است خانواده چهار شگفتانگیز را در همان جهان مجزای خودشان معرفی کند.
در این میان، رید ریچاردز به دلیل دشمنی قدیمی با دکتر دووم اهمیت ویژهای دارد. تقابل این دو شخصیت دهههاست که یکی از محوریترین داستانهای «چهار شگفتانگیز» به شمار میرود. اگر دکتر دووم واقعاً شرور اصلی Avengers: Doomsday باشد، شناخت رید و دنیای او کاملاً ضروری است. علاوه بر این، هوش خارقالعاده رید ممکن است در حل بحران مولتیورسی نقش کلیدی داشته باشد.
جمعبندی نهایی: چرا این ۱۵ اثر یک نقشه راه کامل هستند؟

اگر به این فهرست به چشم یک کل نگاه کنید، متوجه میشوید که مارول به هیچ وجه آثار تصادفی را کنار هم نگذاشته است. هر کدام از این فیلمها و سریالها یکی از رشتههای داستانی آینده را جلو میبرند. خط عاطفی استیو و پگی که از «نخستین انتقامجو» آغاز و در «پایان بازی» کامل شد، حالا ممکن است پیامدهای غیرمنتظرهای در سرنوشت دکتر دووم داشته باشد. بازگشت مردان ایکس قدیمی، نقش TVA و لوکی در حفظ مولتیورس، مفهوم اینکاشن، شکلگیری انتقامجویان جدید و ورود چهار شگفتانگیز، همگی تکههای پازلی هستند که در Avengers: Doomsday کنار هم قرار میگیرند.
این بار مارول فقط به دنبال یک نبرد بزرگ دیگر نیست؛ به نظر میرسد Avengers: Doomsday قرار است نقطه اتصال تمام شاخههای مولتیورس باشد. فیلمی که اگر بدون آمادگی وارد آن شوید، ممکن است مثل سقوط در یکی از شاخههای زمانی لوکی، سریعتر از آنچه فکرش را بکنید گم شوید. پس اگر از حالا برنامه مرور این ۱۵ اثر را شروع کنید، نه تنها لذت بیشتری از فیلم خواهید برد، بلکه متوجه جزئیات و ظرافتهایی خواهید شد که شاید از چشم دیگران پنهان بماند.
حالا نوبت شماست: کدامیک از این ۱۵ اثر را قبلاً دیدهاید و کدام را برای مرور دوباره در اولویت میگذارید؟ نظر خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: gamefa.com