نقد و بررسی فیلم سینمایی Facing El Chapo | فیلمی خوب که میتوانست بهتر باشد | موبوگیم
فیلم و سریالهای جنایی و پرهیجان این روزها بیش از گذشته با استقبال مخاطبان مواجه شدهاند. از آثاری آمیخته با ترس، همچون The Whisper Man تا سریالهای معمایی مانند Reacher، همگی نشاندهندهی این نکته هستند. در کنار این آثار، سینمای غیرانگلیسی نیز جذابیتهای خاص خود را برای بینندگانش دارد. Facing El Chapo، تازهترین ساختهی چاوا کارتاس، محصول کشور مکزیک، از جمله این موارد است. فیلمی که با دریافت امتیاز 6.7 در وبسایت IMDB، توجه مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرده است. در این متن به نقد و بررسی Facing El Chapo خواهیم پرداخت.
یک داستان واقعی که متناسب با درام، تغییر میکند

ابتدا باید این نکته را عنوان کرد که فیلمنامهی اثر براساس یک اتفاق واقعی، در سال 2016، نوشته شده است. خلاصهی داستان فیلم بدین صورت است: اثر، داستان دو مأمور پلیس را روایت میکند که در جریان یک توقف معمول، خودرویی مسروقه را متوقف میکنند، اما ناگهان با یکی از خطرناکترین جنایتکاران جهان روبهرو میشوند. این خلاصه یکی از بهترین قلابها برای جذب مخاطب است. مسیر تعلیق در طول طرح Facing El Chapo بهقدری واضح و روشن است که بیننده بلافاصله متوجه آن شده و به پیگیری داستان برای دستیابی به نتیجهی آن مشغول میشود. حرکت میان دو پردهی اول اما برخلاف انتظار، بهکندی اتفاق میافتد. البته میتوان حدس زد که علت این کمشدن ریتم چیست. بهاحتمال زیاد، گروه طراحی فیلمنامه از این جهت که مخاطب بیش از گذشته کاراکترها را بشناسد و به آنها نزدیکتر شود، این تصمیم را گرفته و با درنظر گرفتن این نکته که یک برداشت نیاز به تغییرات دراماتیک دارد، از این طریق کوشیده تا حالوهوای درام فیلم را برای رخدادهای پیش رو حفظ کند. میتوان گفت بزرگترین ضعف در فیلمنامهی Facing El Chapo پرداخت ناقص نقشها است. ممکن است این کار عامدانه و با انگیزهی جلوگیری از پیشبینی وقایع از سوی بینندگان باشد؛ اما بهطور کلی، اثر را متوجه آسیبی جدی میکند.
هشدار اسپویل
بهعنوان نمونه، سکانسهای پس از مواجهه با کاراکتر ال چاپو را به یاد آورید. در طول گفتگوهای رهبر کارتل با دو مأمور پلیس، مخاطب دائماً نگران حفظ جان آن دو و همچنین تحویل رهبر باند به مقامات است. در همین حین، بهدلیل عدم ایجاد جزئیات کافی برای هر شخصیت، با پیشنهاد رشوهی ال چاپو به مأموران، تا لحظات پایانی فیلم، نتیجهی پذیرش یا عدم پذیرش آن از سوی نیروهای پلیس مشخص نمیشود. این روش شاید به پیشرفت تعلیق اثر کمک کند، اما طولانی شدن آن باعث عدم همراهی مخاطب با فیلم میشود.

کارگردانی Facing El Chapo برعهدهی چاوا کارتاس بوده است. کارتاس که سابقهی تولید آثاری چون Contraataque، Rosario Tijeras و Nuestros Tiempos را در کارنامهی هنریاش دارد، اینبار به سراغ یک درام اکشن با فضایی متفاوت نسبت به تجربیات قبلی خود رفته است. حالوهوای رئال فیلم، برخلاف فیلمنامه، در کارگردانی بهخوبی مشهود نیست. چاوا نه در ساخت احساسات و تشویش ذهنی کاراکتر موفق است و نه در ایجاد حس باورپذیری موقعیتهای پیش روی او. از ضعفهای تکنیکی فیلم نیز میتوان به میزانسن اشاره کرد. میزانسن در سکانسهای مختلف اثر بسیار عجولانه و بدون فکر طراحی شده و مشخصاً کارگردان تصمیم درستی برای اجرای آن نداشته است. در کنار این ایراد، انتخاب قابها نیز در Facing El Chapo بسیار ابتدایی است. تنها نقطهقوت اثر در بخش کارگردانی، به سکانس اختتامیه و پیش از آن اختصاص دارد.
هشدار اسپویل
قرارگیری یک تعلیق کوتاه و پس از آن یک شوک، در لحظات پایانی پردهی دوم اثر، تنها موفقیت کارتاس به شمار میآید. دقیقاً در لحظهای که خانوادهی افسر کارمونا مورد تهدید ال چاپو قرار میگیرند، هم لرزش دوربین و هم نماهای Close-up کمک بسیاری در باورپذیری تصویر و نزدیکی مخاطب به اثر میکنند. پس از ایجاد شوک نیز کارگردانی خوب و بهاندازه است. کاتهای سریع و بازیگردانی درست چاوا کارتاس از موارد قابل توجه در این بخش هستند.
البته نباید این موضوع را نادیده گرفت که بخشی از نکات منفی درباب هدایت فیلم، بهدلیل بازی تیپیکال و سطحی بازیگران اثر نیز میباشد.
بازیگران مشهوری که سطحی و گاهاً کلیشهای هستند

از بازیگران Facing El Chapo میتوان به آلفونسو هررا، نوئه هرناندز و هکتور کوتسیفاکیس اشاره کرد. هررا با سابقهی حضور در آثاری چون The Exorcist و سریال The House of the Spirits، در تازهترین نقشآفرینی خود تمرکز چشمگیری بر میمیک صورتش دارد؛ اما این نکتهی تحسینبرانگیز به همینجا محدود میشود و در سایر بخشها نمودی ندارد. حرکات بدن او فاقد تسلط لازم هستند و مشخصاً هررا برنامهای برای ابراز احساسات از این طریق نداشته است. در کنار این بازیگر، نوئه هرناندز بهعنوان نقش مکمل حضور دارد. هرناندز که پیشتر در Counterstrike با چاوا کارتاس همکاری داشته، در ایفای نقش خود اصلاً خوب نیست. بیان سریع و نامفهوم دیالوگها، ساده و کلیشهای بودن حالات چهره و اکت، همگی از جمله نقاط ضعف بازی او به حساب میآیند. به موارد فوق بایستی بازیگری هکتور کوتسیفاکیس را نیز اضافه کرد. کوتسیفاکیس، هنرپیشهی باسابقهی سینمای مکزیک که در کارنامهی هنری خود آثاری چون Pedro Páramo را دارد، اینبار بهنظر میرسد تمام تلاش خود را برای بهبود وضعیت کست بازیگران بهکار گرفته است. بازی او در طول اثر، بسته به موقعیتها، شدت و ضعف دارد.
هشدار اسپویل
بهعنوان نمونه، در سکانس گفتگوی ال چاپو با کارمونا در اتاق، نقشآفرینی کوتسیفاکیس به اندازهی یک رهبر کارتل کاریزماتیک است؛ اما با گذر زمان این کاریزما کمرنگتر میشود. چنانچه علاوه بر این نکته شاهد تغییر رفتار یا واکنشهای کاراکتر نسبت به وقایع بودیم، افول نگاه از بالای او قابل باور بود. اما ایراد بزرگ فیلمنامه در ساخت و پرداخت محتوا و همچنین ارائهی پرترهای ناقص از نقش، مانع از پذیرش رفتارهای ضد و نقیض ال چاپو میشود.
از معدود بازیگران قابل قبول در Facing El Chapo میتوان به پائولا فرناندز اشاره کرد. فرناندز ایفاگر نقش همسر کارمونا در فیلم بوده است. بازی او نه بیش از اندازه و نه آلوده به کلیشهها بود. علاوه بر فرناندز، آلن دورل نیز بازی کوتاه، اما باورپذیری از خود به نمایش گذاشته بود. دورل بهعنوان افسر نیروی دریایی، هم تسلط بالایی بر میمیک صورت داشت و هم نسبت به اتفاقات ناگهانی واکنش درستی از خود بروز میداد. سایر بازیگران Facing El Chapo در حد تیپ هستند.
تصویربرداری، تدوین و جلوههای ویژه؛ ناجی Facing El Chapo

از نقاط قوت تازهترین ساختهی کارتاس به تصویربرداری و تدوین میپردازیم. بتو کاسیاس مسئولیت فیلمبرداری اثر را برعهده داشته است. کاسیاس که عملکرد خوبی در همکاری پیشین خود با چاوا کارتاس در Counterstrike داشته، اینبار نیز با گزینش قابها و حرکات درست دوربین خود، بهخوبی از عهدهی تصویربرداری Facing El Chapo برآمده است. در کنار این دو نکته، لرزش Hand-held تصاویر ضبطشده توسط او به تعلیق فیلم افزوده و احساسات مخاطب را بیش از پیش درگیر حوادث میکند. پس از تصویربرداری، مونتاژ فیلم نیز جالب توجه است. تدوین اثر برعهدهی آلبرتو و سام بایکسالی بوده است. برخلاف سایر فیلمهایی که با دو تدوینگر به مشکلات عدیدهای در مونتاژ برمیخورند، اینبار حضور دو شخص نه تنها به ریتم اثر کمک کرده، بلکه جزئیاتی به آن افزوده که در موارد مشابه دیده نمیشد. جابهجایی میان نماها در دیالوگگویی بازیگران و همچنین کاتهای مقطع دقیق هنگام رخداد یک اتفاق، از نقاط قوت در تدوین Facing El Chapo به شمار میآیند.
جلوههای ویژهی اثر نیز از دیگر نکات مثبت آن هستند. بهرهگیری از CGI در سکانسهای اکشن، کمک شایانی به باورپذیری نماها کرده و در کنار تصویربرداری و تدوین، پویایی آن موقعیتها را دوچندان کرده است.
آنچه همه چیز را خراب کرده است، آهنگسازی اثر است

موسیقی متن اما بدترین عنصر میان بخشهای مختلف این فیلم سینمایی است. ویکتور فرناندز استامپهاوزر آهنگساز اثر میباشد. او که سابقهی طراحی موسیقی متن فیلم سینمایی Birdman را دارد، در Facing El Chapo با عدم بهرهگیری از سازهای متعارف و یا موسیقی متنی دلهرهآور، بیش از آنکه حس خاصی را به بیننده منتقل کند، او را از موضوع اصلی دور کرده و سردرگم میسازد. تکرار سرسامآور تم اصلی اثر با مدلهای بادی ساز مانند آکاردئون، تماشای فیلم را سخت و غیرقابل تحمل میکند. شاید بتوان گفت چنانچه بهجای این آهنگسازی بیثمر، هیچ موسیقیای برای فیلم انتخاب نمیشد، شاهد وضع بهتری در آن بودیم.
در پایان، ارزیابی کلی بدین صورت است که Facing El Chapo فیلم خوبی است؛ اما میتوانست عملکرد بهتری نیز داشته باشد! فیلم یک اقتباس قابل تأمل از رویدادی واقعی بوده و بازیگران آن نیز تا حد توان به باورپذیری این تصویر کمک کردهاند. اما آنچه اثر را از درجهی عالی نزول میدهد، کارگردانی غیرحرفهای، فیلمنامهی ناقص و موسیقی متن افتضاح استامپهاوزر است. با این اوصاف اما نباید تصویربرداری و مونتاژ خوب Facing El Chapo را از یاد برد؛ چرا که این دو بخش، سهم زیادی در جذابیت فیلم داشتند.
نمرهی نویسنده به فیلم: 6.5 از 10
منبع: gamefa.com