۱۰ شرور کلاسیک Avengers که پس از چندین دهه همچنان تهدید بزرگی هستند | موبوگیم
انتقامجویان از همان نخستین شمارههای کمیک خود با شرورهایی روبهرو شدند که حتی با گذشت این همه سال هنوز هم نمادهای ماندگاری برای دنیای مارول هستند. در این مقاله ۱۰ دشمن کلاسیک (از دهه ۱۹۶۰) این تیم را بررسی خواهیم کرد.
تیم انتقامجویان نخستین بار در شماره اول کمیک Avengers در سال ۱۹۶۳ توسط استن لی و جک کربی معرفی شد. نخستین دشمنانی که این گروه با آنها روبهرو شدند، هالک و سپس لوکی بودند؛ چراکه اعضای تیم فهمیدند این خدای شرارت بوده که باعث خشم و آشوب هالک شده است. به این ترتیب، انتقامجویان از همان ابتدا مقابل یکی از نمادینترین شرورهای تاریخ کمیکهای مارول و حتی دنیای سینمایی مارول قرار گرفتند.
پس از آن، انتقامجویان گروهی از ابرقهرمانان قدرتمند را تشکیل دادند؛ آنها وظیفه داشتند با تهدیدهایی مقابله کنند که از توانایی یک قهرمان تنها فراتر بودند. البته همه دشمنان آنها در حد و اندازه چنین گروهی نبودند، اما برخی دیگر چنان قدرتمند و تأثیرگذار به نظر میرسیدند که در دهههای مختلف، نه تنها تاریخ انتقامجویان، بلکه سرنوشت بسیاری از قهرمانان مارول را نیز شکل دادند.
مارول در دهه ۱۹۶۰ میلادی، بدون احتساب شمارههای سالانه، ۷۲ شماره از کمیک Avengers منتشر کرد؛ در این دوره، انتقامجویان در مقابل تعداد زیادی شرور مختلف قرار گرفتند. برخی از این شخصیتها بعدها به مشهورترین دشمنان تاریخ مارول تبدیل شدند. دو نفر از آنها در فیلمهای گروهی انتقامجویان در دنیای سینمایی مارول حضور پیدا کردند و برخی دیگر نیز به شرورانی درجه یک تبدیل شدند که بعدها در آثاری مانند X-Men ’97 یا فیلمهایی همچون Ant-Man and the Wasp: Quantumania و Captain America: Civil War شاهد حضورشان بودیم. این شرورهای انتقامجویان که نخستین حضورشان به دهه ۱۹۶۰ بازمیگردد، در طول چندین دهه جایگاه خود را در دنیای مارول حفظ کردهاند.
۱۰) گروه Masters of Evil

گروه Masters of Evil نخستین بار در شماره ۶ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۴ توسط استن لی و جک کربی معرفی شد. این گروه در طول چندین دهه به یکی از خطرناکترین و مهمترین تیمهای ابرشروری تبدیل شده که انتقامجویان تا به امروز با آنها روبهرو شدند؛ هرچند ترکیب اعضای آن نسبت به اولین حضورش تغییرات زیادی داشته است.
در نخستین حضور این گروه، بارون هاینریش زیمو آن را تشکیل داد و شخصیتهایی مانند بلک نایت (نیتن گرت)، ملتِر و مرد رادیواکتیو به او پیوستند. ساختار این تیم شباهتهایی به گروه Sinister Six داشت، زیرا اعضای آن قبلاً به صورت جداگانه تلاش کردند برخی از اعضای انتقامجویان را شکست دهند، اما موفق نشدند. با گذشت زمان، Masters of Evil به تهدیدی بسیار بزرگتر تبدیل شد. انچنترس و اگزکیوشنر نیز مدت کوتاهی پس از شکلگیری اولیه گروه به آن پیوستند و با اضافه کردن جادوی ازگاردی، قدرتهای فراتر از فناوری و علوم اولیه تیم را وارد ترکیب کردند.
این گروه در دهه ۱۹۸۰ و زمانی که بارون هلموت زمو، پسر هاینریش زمو، نسخه جدیدی از آن را تشکیل داد، به اوج اهمیتش رسید. در داستان Under Siege که در شمارههای ۲۷۰ تا ۲۷۷ کمیک Avengers (سالهای ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷) روایت شد، Masters of Evil بیش از هر زمان دیگری به شکست دادن انتقامجویان نزدیک شد.
۹) کنت نفاریا (Count Nefaria)

کنت نفاریا نخستین بار در شماره ۱۳ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۴ توسط استن لی و دان هک معرفی شد. کنت لوچینو نفاریا یک اشرافزاده ایتالیایی و رهبر خانواده جنایتکار نفاریا در سازمان مافیایی Maggia بود. او در نخستین حضورش هیچ قدرت ابرانسانی نداشت و تنها به ثروت، منابع مالی، شبکههای جنایی و فناوریهای پیشرفتهاش متکی بود. با وجود نداشتن قدرت ویژه، او توانست انتقامجویان را در قلعه خودش گرفتار کند و سپس با ساخت مدارک جعلی و تصاویر رسانهای دروغین، آنها را به خیانت علیه دولت ایالات متحده متهم نماید؛ اتفاقی که برای نخستین حضور یک شرور، بسیار بزرگ و تأثیرگذار بود.
اهمیت واقعی کنت نفاریا زمانی بیشتر شد که در سالهای بعد قدرتهای ابرانسانی نیز به دست آورد. او در نهایت به قدرت، سرعت و مقاومت فیزیکیای دست یافت که حتی از شخصیتهایی مانند آیرون من، ثور، ویژن و واندر من نیز بیشتر بود و به یکی از قدرتمندترین شخصیتهای دنیای مارول تبدیل شد. حضور او در شمارههای ۱۶۴ تا ۱۶۶ کمیک Avengers در سال ۱۹۷۷، یکی از مهمترین داستانهای مربوط به شرورهای قدرتمند در آن دهه بود. تنها نقطه ضعف کنت نفاریا این است که در دوران نقرهای کمیکها، آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفت.
۸) انچنترس (Enchantress)

انچنترس یکی از قدرتمندترین شرورهای ازگاردی تاریخ مارول محسوب میشود. او نخستین بار در شماره ۱۰۳ کمیک Journey into Mystery در سال ۱۹۶۴ توسط استن لی و جک کربی معرفی شد. در داستان اولیه، او به عنوان یک جادوگر ازگاردی حضور پیدا کرد که از طرف اودین به زمین فرستاده شده تا ثور را از جین فاستر دور کند.
انچنترس حتی نقشه داشت اگر در این هدف شکست خورد، جین فاستر را به قتل برساند. او یکی از اعضای اولیه گروه Masters of Evil به رهبری بارون زمو بود، اما در ادامه مسیرش در کمیکهای مارول به شخصیتی بسیار فراتر از یک عضو ساده در یک تیم شرور تبدیل شد.
همکاری انچنترس با اگزکیوشنر یکی از نمادینترین اتحادهای شرورانه دهه ۱۹۶۰ بود؛ جایی که اسکورج با قدرت فیزیکی خودش وارد نبرد میشد و انچنترس از فریب، روانشناسی و جادو برای شکست دشمنانش استفاده میکرد. او یکی از معدود شرورهای انتقامجویان در دهه ۱۹۶۰ است که در تمام دورههای مختلف تاریخ این تیم حضور داشته و بدون نیاز به طراحی مجدد اساسی، تقریباً همان شخصیت اصلی خودش را حفظ کرده است. انچنترس همیشه تهدیدی جدی باقی مانده و حتی در داستانهایی خارج از محور انتقامجویان نیز حضور داشته؛ از جمله ماجراهای قرن بیستویکم که شامل شخصیتهایی مانند نامور، سابمارینر و کاپیتان مارول میشوند.
۷) شمشیرزن (The Swordsman)

شخصیت شمشیرزن که نام واقعیاش ژاک دوکن است، نخستین بار در شماره ۱۹ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۵ توسط استن لی و دان هک معرفی شد. او همان فردی بود که قبلاً مربی هاکآی محسوب میشد و به کلینت بارتون آموزش مبارزه داده بود. شمشیرزن در نخستین حضورش برای پیوستن به انتقامجویان درخواست عضویت داد تا بتواند به منابع و امکانات آنها دسترسی پیدا کند. اما وقتی کاپیتان آمریکا از گذشته جنایتکارانه او و تحت تعقیب بودنش مطلع شد، درخواستش را رد کرد. همین تحقیر و غرور آسیب دیده باعث شد شمشیرزن بار دیگر مسیر شرارت را در پیش بگیرد.
این اتفاق در دنیای کمیک بارها تکرار شده است؛ جایی که یک قهرمان، فردی را که میخواهد قهرمان شود رد یا تحقیر میکند و همین موضوع او را به سمت تبدیل شدن به یک شرور سوق میدهد. در نتیجه، میتوان گفت تصمیم کاپیتان آمریکا نقش مهمی در بازگشت شمشیرزن به دنیای جرم داشت.
با این حال، او بعدها مسیرش را عوض کرد و دوباره به دنیای قهرمانان بازگشت. شمشیرزن با وجود رد شدن از سوی کاپیتان آمریکا، در داستان Celestial Madonna Saga که در شمارههای ۱۱۲ تا ۱۳۵ کمیک Avengers (سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵) روایت شد، مرگی قهرمانانه داشت. این شخصیت همچنین وارد دنیای سینمایی مارول شد و نخستین حضور خود را در سریال Hawkeye از دیزنی پلاس تجربه کرد و بعدها در Daredevil: Born Again نیز بازگشت.
۶) فرشته مرگ (The Grim Reaper)

فرشته مرگ یکی از شرورهای انتقامجویان بود که ارتباطی کاملاً شخصی با این تیم داشت. زمانی که گروه Masters of Evil در نخستین رویاروییهای خود با انتقامجویان به آنها حمله میکرد، آنها فردی به نام سایمون ویلیامز را پیدا کردند و با تبدیلش به واندر من، از قدرتهایش علیه این گروه استفاده نمودند.
سایمون در نهایت برای نجات انتقامجویان و متوقف کردن Masters of Evil جان خود را فدا کرد و بعدها اولتران با استفاده از امواج مغزی او، شخصیت ویژن را خلق کرد. فرشته مرگ در واقع اریک ویلیامز، برادر سایمون ویلیامز، است. فرشته مرگ نخستین بار در شماره ۵۲ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۸ توسط روی توماس و جان بوسما معرفی شد. اریک تنها به دلیل اندوه ناشی از مرگ برادرش و باور اینکه انتقامجویان مسئول این اتفاق هستند، به یک شرور تبدیل شد.
شخصیت تینکرر سلاح مخصوص او را ساخت؛ یک داس که جایگزینی برای دست قطع شدهاش بود و میتوانست پرتوهای انرژی شلیک کند و مانند یک ارهبرقی پرسرعت بچرخد. وسواس فرشته مرگ برای زنده کردن مجدد برادرش، در داستانهای دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ ادامه پیدا کرد. او طی سالهای بعد نیز بازگشت و حتی در جدیدترین مجموعه اختصاصی واندر من حضور داشت.
۵) ایمورتوس (Immortus)

ایمورتوس یکی از پیچیدهترین شرورهای مارول است؛ زیرا او در حقیقت نسخهای متفاوت از یک شرور دیگر، یعنی کانگ فاتح، محسوب میشود و همچنین با شخصیت راما توت نیز ارتباط دارد. با این حال، هر سه شخصیت همچنان به عنوان موجوداتی جداگانه و مستقل شناخته میشوند. ایمورتوس نخستین بار در شماره ۱۰ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۴ توسط استن لی و دان هک معرفی شد. او در اولین حضورش حتی تلاش نکرد مستقیماً با انتقامجویان مبارزه کند، بلکه قصد داشت آنها را مجبور به منحل کردن تیم نماید.
کانگ زمانی به ایمورتوس تبدیل شد که از فتح جهانهای مختلف دست کشید و به عنوان مأمور نگهبانان زمان (Time-Keepers) فعالیت کرد. سلاح اصلی او برخلاف کانگ که از فناوری آینده برای تسخیر خطوط زمانی گذشته استفاده میکند، خود زمان و تاریخ است. ایمورتوس با دستکاری وقایع تاریخی، رویدادهایی را ایجاد میکند که پیامدهایشان در زمان حال ظاهر میشوند.
او شخصیتی است که در دهه ۱۹۶۰ معرفی شد، اما اهمیت واقعیاش را در دهه ۱۹۷۰ و داستان Celestial Madonna Saga و اتفاقات پس از آن دیدیم. ایمورتوس شاید به اندازه کانگ اهمیت نداشته باشد، اما همچنان یکی از مهمترین شرورهای مرتبط با دستکاری زمان در تاریخ انتقامجویان محسوب میشود.
۴) بارون زیمو (Baron Zemo)

بارون هاینریش زمو نخستین بار در شماره ۴ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۴ به عنوان یکی از قدیمیترین دشمنان کاپیتان آمریکا معرفی شد و نخستین حضور کامل خود را در شماره ۶ همین مجموعه در سال ۱۹۶۴ توسط استن لی و جک کربی تجربه کرد. او بنیانگذار گروه Masters of Evil بود و در واقع دوازدهمین فردی محسوب میشد که لقب بارون زمو را بر عهده داشت. هاینریش یک دانشمند بلندپایه نازی بود که به دلیل چسبیدن مادهای به نام Adhesive X به صورتش، دیگر هرگز نتوانست ماسکش را از چهرهاش جدا کند.
او یکی از معدود شرورهایی بود که پیش از آغاز دوران نقرهای کمیکها نیز سابقه داستانی داشت. اگرچه هاینریش زمو در شماره ۱۵ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۵ کشته شد، اما میراث او ادامه پیدا کرد و این شخصیت در دهههای بعد به لطف پسرش، هلموت زمو، همچنان به یکی از مهمترین شرورهای مارول تبدیل شد.
بزرگترین لحظات بارون زمو در داستان Under Siege رقم خورد و او بعدها در چندین رویداد مهم مارول نقش داشت؛ از جمله تشکیل گروه Thunderbolts پس از رویداد Onslaught که باعث نابودی موقت انتقامجویان شد. او همچنین نقش بسیار مهمی در دنیای سینمایی مارول داشت و در فیلم Captain America: Civil War به عنوان عامل اصلی آغاز درگیری میان اعضای انتقامجویان ظاهر شد.
۳) لوکی (Loki)

نخستین شروری که انتقامجویان در دنیای کمیک با او مبارزه کردند، لوکی بود. این خدای شرارت نخستین بار در شماره ۸۵ کمیک Journey into Mystery در سال ۱۹۶۲ توسط استن لی، لری لیبر و جک کربی معرفی شد و در شماره اول The Avengers در سال ۱۹۶۳، با فریب هالک و تحریک او به آشوب، تلاش کرد ثور را وارد یک نبرد کند.
اما نتیجه برخلاف انتظار او بود؛ چراکه این نقشه باعث شد نخستین همکاری انتقامجویان شکل بگیرد و آیرون من، مرد مورچهای، واسپ و ثور در کنار یکدیگر قرار گرفتند. حتی هالک نیز در نهایت به آنها پیوست. از آن زمان، لوکی برای سالهای طولانی مهمترین دشمن ثور باقی ماند تا اینکه در قرن بیستویکم مسیر رستگاری را در پیش گرفت. در واقع، شکلگیری انتقامجویان تا حد زیادی به دلیل نقشه لوکی اتفاق افتاد. او در تمام دهههای بعد حضور داشت و بارها با شکلهای مختلف بازآفرینی شد؛ به عنوان مثال تبدیل شدن به لیدی لوکی و کسب لقب خدای داستانها که در سالهای اخیر اتفاق افتاد برخی از شکلهای مختلف بازآفرینی این شخصیت هستند.
لوکی همچنین تعریف تازهای از یک شرور بزرگ سینمایی ارائه کرد. او نخستین بار در فیلم Thor حضور یافت، سپس به عنوان شرور اصلی فیلم The Avengers ظاهر شد و در نهایت پس از طی کردن مسیر رستگاری، در سریال اختصاصی Loki از دیزنی پلاس به ایفای نقش پرداخت.
۲) اولتران (Ultron)

اولتران یکی از شرورهای اواخر دهه ۱۹۶۰ بود، اما شاید بتوان گفت او یکی از مهمترین دشمنان تاریخ انتقامجویان به عنوان یک تیم محسوب میشود. اولتران نخستین بار در شماره ۵۴ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۸ و در قالب یک حضور کوتاه با هویت Crimson Cowl معرفی شد. هویت واقعی او در شماره ۵۵ همان مجموعه، اثر روی توماس و جان بوسما، آشکار شد.
هنک پیم شخصیت اولتران را به عنوان آزمایشی پیشرفته در زمینه رباتیک ساخت، اما این هوش مصنوعی به خودآگاهی رسید، علیه خالقش شورش کرد و تصمیم گرفت مأموریتی را برای فتح زمین آغاز کند. او بعدها گروه Masters of Evil را نیز تشکیل داد. اولتران یکی از خاصترین شرورهای مارول است؛ زیرا پس از هر شکست، خودش را بازسازی میکند و با ارتقای بدنه و سلاحهایش، هر بار به تهدید بزرگتری تبدیل میشود.
او از زمان معرفی شدنش در تمام دهههای بعدی حضور داشته و رویداد Age of Ultron در سال ۲۰۱۳ نشان داد اگر اولتران سرانجام موفق به پیروزی شود، چه پیامدهایی برای جهان مارول خواهد داشت. اولتران همچنین وارد دنیای سینمایی مارول شد و در فیلم Avengers: Age of Ultron نقش شرور اصلی را ایفا کرد. او قرار است در سریال VisionQuest از دیزنی پلاس نیز بازگردد.
۱) کانگ فاتح (Kang the Conqueror)

بزرگترین شروری که مارول در کمیکهای انتقامجویان در دهه ۱۹۶۰ معرفی کرد، کانگ فاتح بود. کانگ نخستین بار در شماره ۸ کمیک The Avengers در سال ۱۹۶۴ توسط استن لی و جک کربی معرفی شد؛ هرچند نسخه دیگری از او با نام راما توت قبلاً در شماره ۱۹ کمیک Fantastic Four در سال ۱۹۶۳ ظاهر شده بود.
کانگ در اصل تاریخدانی از قرن ۳۱ به نام نیتنل ریچاردز است که فناوری سفر در زمان را کشف کرد و از آن برای فتح جهانها استفاده نمود. او با فناوریای بسیار پیشرفته وارد قرن بیستم شد؛ فناوریای که برای انسانهای آن دوره تفاوتی با جادو نداشت. در نخستین حضورش، کانگ به تنهایی توانست تمام اعضای انتقامجویان را شکست دهد و آنها را تحت کنترل خود درآورد؛ تا اینکه ریک جونز و گروه Teen Brigade راهی برای آزاد کردن آنها پیدا کردند.
به دلیل هویتهای مختلف او مانند ایمورتوس و راما توت، کانگ همچنان یکی از پیچیدهترین شرورهای مارول باقی مانده است؛ چراکه این سه نسخه از یک شخصیت، همانقدر که از انتقامجویان متنفر هستند، با یکدیگر نیز دشمنی دارند. او در داستان The Kang War نقش شرور اصلی را داشته و در طول تاریخ، بیش از تقریباً هر دشمن دیگری، باعث شکلگیری داستانهای مهم انتقامجویان شده است. هر نسل از انتقامجویان یا دوباره با کانگ روبهرو شده یا دستکم به او اشارهای داشته است. کانگ قرار بود شرور بزرگ بعدی دنیای سینمایی مارول باشد، اما به دلیل تغییرات و حواشی پشت صحنه، دکتر دووم جای او را گرفت.
منبع: ComicBook
منبع: gamefa.com