نقد و بررسی مینی سریال Wonder Man | مارولی متفاوت | موبوگیم

سریال Wonder Man اوایل سال 2026 میلادی در قالب 8 قسمت حدودا نیم ساعته به صورت یک‌جا منتشر شد. سریالی که با توجه به افت چند سال اخیر مارول، خصوصا در بخش تلویزیونی، کسی نسبت به آن انتظار خاصی نداشت. اما «واندرمن» همه را غافلگیر کرد چرا که با اثری متمایز، فکرشده و دوست‌داشتنی طرف هستیم. اثری که خالقش دستین دنیل کرتونی است که فیلم جدیدش، «مردعنکبوتی: روزی کاملا نو» در همین روزها به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای آمریکا در بازار داخلی تبدیل شده است!

در این روزها هر جا که دربارۀ سینما صحبت شود، قطعا نامی از اسپایدرمن و مارول به گوش می‌رسد. فیلم Spider-Man: Brand New Day به عنوان چهارمین فیلم اختصاصی اسپایدرمن MCU و دنبالۀ فیلم موفق Spider-Man: No Way Home ماه گذشته اکران شد و توانست در تنها 6 هفته با فروش 950 میلیون دلاری در گیشۀ داخلی آمریکا، رکورد تاریخ را بشکند! همچنین این فیلم به‌شدت محبوب و موفق، با فروش مجموعا 2.5 میلیارد دلاری در گیشۀ جهانی تا بدین لحظه، به سومین فیلم پرفروش تاریخ سینما پس از «آواتار» و «انتقام‌جویان: پایان بازی» تبدیل شده است! نکتۀ مهم دیگری که وجود دارد این است که این فروش صرفا برای هایپ ناشی از تماشای یک فیلم مارولی و اسپایدرمن نبوده است و به کیفیت اثر هم مربوط می‌شود؛ چرا که کسانی که سینمای مارول را در سالیان اخیر دنبال کرده باشند به خوبی آگاه هستند که این یونیورس سینمایی، اخیرا حال و روز خوبی نداشته و با روزهای اوجش شدیدا فاصله داشته است. بنابراین هیچکس پیش‌بینی نمی‌کرد اثر جدید مارول، «مردعنکبوتی: روزگاری کاملا نو» بتواند به چنین موفقیت خیره‌کننده‌ای دست پیدا کند.

حالا که ما ایرانیان، در انتظار انتشار نسخۀ باکیفیت این فیلم رکوردشکن هستیم و تب و تاب مارول دوباره پس از سال‌ها بالا گرفته است، فرصت خوبیست تا سری به یکی از آثار کمتر دیده شده و موفق این دنیای سینمایی بزنیم تا هم از تماشای این اثر دلنشین و دوست‌داشتنی لذت ببریم و هم برای تماشای فیلم «مردعنکبوتی: روزگاری کاملا جدید» آماده شویم چرا که سازندۀ هر دو اثر دستین دنیل کرتون است و ارتباطاتی میان این دو اثر وجود دارد.

Spider man in His Red blue Suit Reaches Down to Grab a Man&aposs Hand Through a Glass Skyscraper
فیلم Spider-Man: Brand New Day روز به روز در حال شکستن رکوردهای فروش است و با استقبالی خیره‌کننده در سراسر جهان روبه‌روست. کارگردانی این اثر را دستین دنیل کرتون برعهده دارد که چند ماه پیش سریال Wonder Man را برای مارول ساخته بود.

بزرگ‌ترین دلیلی که «واندرمن» را به اثری قابل اعتنا در میان فیلم‌ها و سریال‌های کم‌رمق ابرقهرمانی سالیان اخیر تبدیل کرده است، تمایز آن نسبت به دیگر آثار و هویت مستقلی‌ست که دارد. پس از موفقیت فیلم‌‌های ابرقهرمانی در دهۀ اول هزارۀ جدید و خصوصا موفقیت دنیای سینمایی مارول (MCU) در دهۀ گذشته، فیلم‌های ابرقهرمانی به ماشین‌های درآمدزایی تهیه‌کنندگان تبدیل شده بودند. در حقیقت کمپانی مارول استودیوز، به یک فرمول درخشان دست پیدا کرده بود که با تکرار همان فرمول، حسابی پول پارو می‎‌کرد. از آن‌جایی که در دنیای امروزه، پول حرف اول و آخر را می‌زند، تهیه‌کنندگان سینمایی هم طبیعتا از همین فرمول موفق ولی تکراری به‌شدت استقبال می‌کردند چرا که درآمد تضمین‌شده‌ای برایشان به ارمغان می‌آورد. این چنین شد که از آثار درخشان و باهویتی همچون سه‌گانۀ اسپایدرمن ریمی، سه‌گانۀ بتمن نولان، دوگانۀ مرد جهنمی دل‌تورو و … به یک مشت دنبالۀ تکراری و کلیشه‌ای رسیدیم و همانطور که گفتم از آنجایی که این فیلم‌ها داشت در سینما خوب می‌فروخت، استودیوها و تهیه‌کنندگان راه را برای ایده‌های جدید و بکر فیلمسازان خلاق بسته بودند و سینمای ابرقهرمانی به یک سینمای بی‌رمق قابل پیش‌بینی تبدیل شده بود. با شروع پاندمی ویروس منحوس کرونا و از کار افتادن چرخ سینما و شهرت یافتن نتفلیکس و سرویس‌های استریمینگ، سینمای ابرقهرمانی هم همچون بقیۀ بخش‌های سینما، دچار سنکوپ شد. در حقیقت دنیای پیشا کرونا با دنیای پسا کرونا تفاوتی اساسی داشت. حالا دیگر بینندگان از فیلم‌های فرمولی و کلیشه‌ای ابرقهرمانی که روی پردۀ سینما می‌رفت اسقبال نمی‌کردند چرا که در هر لحظه می‌توانستند نسخه‌های نوستالژیک و به‌مراتب باکیفیت‌تر از آنها را که در سالیان گذشته تولید شده بود با بالاترین کیفیت در خانه‌های خود تماشا کنند. این چنین شد که فاز چهارم و پنجم مارول به استثنای یکی دو اثر، به سختی به سوددهی رسیدند و بعضا با شکست‌های تجاری و نمرات بسیار پایین مخاطبان و منتقدان روبه‌رو شدند که تا بدان روز، اتفاقی تاریخی و بی‌سابقه برای MCU محسوب می‌شد! این چنین شد که دنیای سینمایی DC با نام DCEU با شکست‌های سنگین تجاری پی‌در‌پی فروپاشید! بنابراین تهیه‌کنندگان و روسای کمپانی‌ها که با خطر ورشکستگی روبه‌رو شدند مجبور شدند دست به تغییراتی در آثار جدیدشان بزنند و آزادی عمل بیشتری به فیلمسازان خوش‌فکر بدهند. گرچه این تغییر رویه تا به امروز چندان چشمگیر و جریان‌ساز نبوده است اما تفاوت‌هایی به چشم می‌آید که ماحصل آن سریالی همچون «واندرمن» است که با آثار کلیشه‌ای اخیر مارول فاصله دارد.

نقد و بررسی مینی سریال Wonder Man | مارولی متفاوت | موبوگیم
تصویری از یحیی عبدالمتین در فیلم «واندرمن»

«واندرمن» یا «مرد شگفت‌انگیز» داستان مرد جوانی به نام سایمون ویلیامز را روایت می‌کند که از بچگی شیفتۀ سینما و فیلم اورجینال Wonder Man بوده است و با این اثر بزرگ شده است. او که دیوانه‌وار عاشق بازیگریست و بزرگ‌ترین رؤیایش بازی در بالاترین سطح آثار هالیوودی است، آمادۀ بازی در یک نقش کوتاه در یک سریال ترسناک می‌شود که به دلیل حساسیت بالا و نگرش سختگیرانه‌ای که نسبت به نقش خود و فیلمنامه دارد از کار برکنار می‌شود. در همین حین دوست دخترش، ویوین، به دلیل بی‌توجهی سایمون نسبت به او، به رابطه‌شان پایان داده و او را ترک می‌کند.

در «واندرمن» قرار نیست شاهد داستان افسانه‌ها، جادوگران و نیروهای ماورایی باشیم که در کهکشان‌ها و دنیاهای موازی به جان یکدیگر می‌افتند. بلکه در این سریال ما با یک انسان روبه‌رو هستیم. انسانی با تمامی ضعف و قوت‌هایی که دارد. انسان با تمامی رؤیاها، دغدغه‌ها و مشکلاتش. و این همان چیزی است که مخاطب سینما از یک اثر انتظار دارد.

یکی از نکات جذاب سریال «واندرمن» ابراز عشقش به سینماست. در جای جای این سریال، ادای احترام به هنر هفتم را در اشکال گوناگون می‌بینیم که حداقل در تاریخ MCU بی‌سابقه‌ست و همین یکی از نکاتی است که به این سریال هویتی مستقل می‌بخشد. «واندرمن» با سکانسی در داخل سالن سینما آغاز می‌شود. جایی که سایمون ویلیامز و پدرش، در حال تماشای فیلم Wonder Man هستند و پسرک شیفتۀ این قهرمان شده است. سایمون پسری است از جنس همۀ ما انسان‌های عادی که در سنین کودکی لااقل یک قهرمان داشتیم که دیوانه‌وار عاشقش بودیم. این قهرمان برای برخی اسپایدرمن بود، برای برخی بتمن و برای سایمون ویلیامز واندرمن. او با عشق نسبت به این قهرمان و دیالوگ‌هایش بزرگ می‌شود و دوست دارد که به یک بازیگر بزرگ تبدیل شود تا روزی، خود بتواند الهام‌بخش کودکان و نوجوانان دیگری شود.

اولین صحنه‌ای که سایمون جوان را می‌بینیم، جایی است که او در یک کانتینر بسیار کوچک در هالیوود، دارد بر روی دیالوگ‌های نقش خود کار می‌کند و حاشیه‌نویسی انجام می‌دهد. با پای پیاده به سمت لوکیشن فیلمبرداری حرکت می‌کند و بسیار موشکافانه با کارگردان دربارۀ جزئیات دیالوگ‌ها صحبت می‌کند و به قدری کارگردان را کلافه می‌کند که نهایتا او از این نقش اخراج می‌شود! به محض رسیدن او به خانه، دوست‌دخترش هم وسایلش را جمع کرده و برای همیشه او را ترک می‌کند. حالا سایمون ویلیامز تک و تنها، بدون شغل و درآمد باید برای آیندۀ خود فکری بیندیشد.در چنین وضعیتی او به سالن سینمایی می‌رود تا فیلم مشهور و محبوب «کابوی نیمه‌شب» با نقش‌آفرینی داستین هافمن را تماشا کند و در همین جا با فردی آشنا می‌شود که زندگی او را به کل دگرگون می‌کند و آن هم تِرِوِر اسلاتری با نقش‌آفرینی بن کینگزلی است.

حضور کاراکتر ترور اسلاتری به عنوان شخصیت دوم فیلم از جهات زیادی حائز اهمیت است. اولا اینکه کاراکتر ترور با فضای موجود فیلم هماهنگی کامل دارد. «واندرمن» در اتمسفری سینمایی ساخته می‌شود. سایمون ویلیامز به لحاظ جغرافیایی در هالیوود زندگی می‌کند و به لحاظ ذهنی هم شیفتۀ بازیگری‌ست و آرزویش حضور روی پردۀ سینماست. در چنین حال‌و‌هوایی حضور یک بازیگر کهنه‌کار (ترور اسلاتری) که مخاطب همچون کاراکترهای حاضر در فیلم از قبل با او آشنایی دارد کمک شایانی به روایت می‌کند. نکتۀ حائز اهمیت دوم همین آشنایی مخاطب با ترور است که باعث می‌شود «واندرمن» به دیگر آثار دنیای سینمایی مارول گره بخورد. بی‌تردید اغلب مخاطبان MCU، فیلم «مردآهنی 3» را سالها پیش تماشا کرده‌اند. ماندارین یکی از شروران آن فیلم بود که با آن پیچش معروف در نهایت مشخص می‌شود یک بازیگر به نام ترور اسلاتری در حال فریب همگان بوده است و حالا «واندرمن» پس از 13 سال به قصۀ این بازیگر بازنشستۀ بدنام می‌پردازد.

نقد و بررسی مینی سریال Wonder Man | مارولی متفاوت | موبوگیم
13 سال پس از آخرین حضور ترور اسلاتری در فیلم «مردآهنی 3»، باری دیگر این کاراکتر به دنیای سینمایی مارول بازمی‌گردد و نقشی کلیدی در این سریال برعهده دارد که بن کینگزلی به بهترین شکل ممکن آن را به تصویر می‌کشد.

ترور اسلاتری برای سایمون ویلیامز همچون یک فرشتۀ نجات است. بازیگری که انبوه تجربه‌های خود را دربارۀ بازیگری در اختیار سایمون می‌گذارد و حسابی او را راهنمایی می‌کند. -و چه دیالوگ‌های خوبی برای او نوشته شده و چقدر بن کینگزلی استادانه آن را ادا می‌کند- ترور سایمون را با تست بازیگری فیلم «واندرمن» آشنا می‌کند و سایمون خود را به آب و آتش می‌زند تا هر جور شده در این تست حضور داشته باشد تا شانس خود را برای این رؤیای دیرینه امتحان کند.

اِلمان‌های سینمایی نه فقط در افتتاحیۀ فیلم و در ظاهر بلکه کلیت و روح اثر را شکل می‌دهند. مثلاََ چقدر دقیق کارگردان صاحب‌نام و برندۀ اسکاری به نام وَن کُواک (با نقش‌آفرینی خوب زلاتکو بوریچ) ساخته و پرداخته می‌شود. کارگردانی که قرار است نسخۀ جدید «واندرمن» را بسازد و همگان برای کار در این پروژه سر و دست می‌شکنند. یا مثلاََ جایی که سایمون می‌خواهد برای یک تست بازیگری، ویدئو ضبط کند و در نهایت به خانۀ یکی از کارگردانان صاحب‌نام می‌رود. یا اپیزودهای پایانی و نقش‎‌آفرینی‌های خود سایمون در هالیوود و پرداختن به جزئیات سینمایی آنجا، دیالوگ‌هایی که دربارۀ بازیگری وجود دارد، و غیره همگی نشانۀ درهم‌تنیدگی «واندرمن» با سینماست که به شکلی بسیار جذاب و متفاوت کار شده است.

نقد و بررسی مینی سریال Wonder Man | مارولی متفاوت | موبوگیم
اِلِمان‌های سینمایی بخشی از هویت سریال «واندرمن» را تشکیل می‌دهد. یکی از این موارد، کاراکتر وَن کُواک با نقش‌آفرینی زلاتکو بوریچ است که پرداخت جالبی دارد و همچون کارگردانان مطرح اروپایی برندۀ اسکار به تصویر کشیده شده است.

ممکن است تا اواخر اپیزود اول سؤالاتی برای بیننده پیش بیاید که چرا ترور اسلاتری کهنه‌کار باید خرج کافۀ سایمون ویلیامز گمنام را بدهد؟ اصلا او چرا به چنین جوان شکست‌خورده‌ای اهمیت می‌دهد؟! تا اینکه در انتهای اپیزود اول آن شوک تماشایی وارد می‌شود و در اپیزود دوم با گذشتۀ این کاراکتر و نحوۀ ورود او به سازمان Department of Damage Control (DODC) آشنا می‌شویم. سازمانی که به نام فارسی «سازمان کنترل خسارت» شناخته می‌شود.

در کنار کیفیت بالای «واندرمن» یکی از مهم‌ترین دلایلی که تماشای این اثر را مستحب و حتی واجب می‌کند آشنایی بیننده با DODC است چرا که یکی از مهم‌ترین ارکان فیلم موفق «مردعنکبوتی: روزگاری کاملا نو» است که به زودی نسخۀ باکیفیت آن منتشر خواهد شد. اگرچه در چند اثر MCU به صورت ضمنی به این سازمان اشاره شده بود اما بیننده در این اثر به طور کامل با وظایف این سازمان، چرایی وجودش، و ویژگی‌های آن آشنا می‌شود.

wonder man arian moayed
آرین مؤید بازیگر 46 سالۀ ایرانی هالیوود، پس از حضور در فیلم Spider-Man: No Way Home و Ms. Marvel در سریال Wonder Man هم نقش خود به عنوان مأمور سازمان کنترل خسارت را تکرار می‌کند. سازمانی که به نظر می‌رسد به یکی از بخش‌های مهم دنیای سینمایی مارول تبدیل شده است.

یکی از نکات متمایز و قابل اعتنای سریال «واندرمن» این است که در کل 8 اپیزود سریال، شاید تنها یک سکانس زد و خورد داشته باشد که آن هم مربوط به اپیزود نهایی‌ست! اما چطور شده سریالی بدون صحنه‌های زد و خورد، می‌تواند به مدت 8 قسمت بیننده را درگیر نگه دارد؟! پاسخ پرسش چندان هم دشوار نیست. بیننده فراتر از صحنه‌های اکشن و جلوه‌های ویژه، از اثر مقابلش انتظار خلق کاراکتر و دغدغه‌هایش را دارد که «واندرمن» به خوبی از پس این کار برآمده است. علاوه بر سایمون ویلیامز با نقش‌آفرینی قدرتمند یحیی عبدالمتین، ترور اسلاتری هم از پرداخت بسیار خوبی برخوردار است و بیننده این کاراکتر را می‌فهمد، مشکلاتش را درک می‌کند و با او همراه می‌شود. بنابراین مخاطب در تمامی دوراهی‌ها و گره‌هایی که فیلمنامه بر سر راه کاراکتر ترور قرار داده است شرکت دارد و همچون او در موقعیتی سخت قرار می‌گیرد. دوراهی‌هایی از قبیل اینکه آیا سایمون برای جامعه خطری بالقوه محسوب می‌شود یا خیر؟! آیا باید سایمون را به سازمان کنترل خسارت لو بدهد یا خیر؟! آیا باید به قیمت زندان رفتن خودش، خبرچینی برای FBI را کنار بگذارد یا خیر؟! این دوراهی‌ها تماما برای بیننده اهمیت پیدا می‌کند چرا که کاراکتر ساخته شده و دغدغه‌های او هم برای بیننده رنگ واقعیت به خود می‌گیرد.

همچنین رابطۀ بسیار باورپذیر، گرم، دوست‌داشتنی و صمیمی‌ای میان سایمون و ترور ایجاد شده که به موتور محرک اصلی اثر بدل می‌شود. علاوه بر فیلمنامۀ ظریف نگارش شدۀ اندرو گست (خصوصا در اپیزودهای ابتدایی) باید از نقش‌آفرینی قدرتمند بازیگران هم گفت. یحیی عبدالمتین حقیقتا بازی درخشانی ارائه می‌دهد و کاراکتر را مال خود کرده است. بعید است کاراکتر سایمون ویلیامز با نقش‌آفرینی دقیق و مصمم عبدالمتین به این سادگی‌ها از ذهن مخاطب کنار برود چرا که او در هر صحنه‌ای از سریال، باورپذیر ظاهر شده و تمامی عواطف و احساسات این کاراکتر را به بهترین شکل اجرا کرده است. چنین نقش‌آفرینی قدرتمندی از سوی عبدالمتین حتی از چشم داوران امی هم پنهان نماند و توانست نامزدی اِمی را هم برای بهترین بازیگر نقش اصلی مرد کسب کند!

از سویی دیگر بن کینگزلی مشهور، بهترین انتخاب ممکن برای حضور در این سریال بوده است. این بازیگر کهنه‌کار برندۀ اسکار، با شمایلی متفاوت در نقش ترور اسلاتری ظاهر شده و بازی درخشانی ارائه می‌دهد. صحنه‌هایی که ترور در دوراهی مانده است، میمیک صورت او درخشان است و به خوبی حس را به بیننده منتقل می‌کند. یا همانطور که پیش‌تر گفتم در صحنه‌هایی که او به عنوان یک مرشد، سایمون جوان را دربارۀ بازیگری نصیحت می‌کند بسیار طبیعی و دقیق اجرا شده‌اند و دیالوگ‌ها به پخته‌ترین شکل ممکن ادا می‌شوند گویا که بن کینگزلی خودش در حال به اشتراک گذاشتن اندوخته‌های خود در طی دهه‌ها در سینما و هالیوود است. او همچنین در صحنه‌های کمدی فیلم هم حضوری مثبت دارد و شاید باورکردنی نباشد که این بازیگر برجسته در 82 سالگی از پس چنین کارهایی برآمده است!

نقد و بررسی مینی سریال Wonder Man | مارولی متفاوت | موبوگیم
تصویری از بن کینگزلی و یحیی عبدالمتین در سریال Wonder Man | ارتباط میان این دو نفر به‌شدت باورپذیر، بامزه و دوست‌داشتنی از آب درمی‌آید و به موتور محرک اثر تبدیل می‌شود.

اما این تمام ماجرا نیست. «واندرمن» کاراکترهای مکمل قابل توجهی هم دارد که هر یک به پیشبرد داستان و عمق پیدا کردن کاراکترها کمک کرده‌اند. مثلاََ در اپیزود سوم با خانوادۀ هائیتی‌ای سایمون آشنا می‌شویم. سازندگان موفق می‌شوند در طی یک اپیزود این خانوادۀ متفاوت را بسازند و تصویری جامع و باورپذیر از آنها ارائه بدهند. هم مادر مهربان دلسوز بامزه ساخته می‌شود و هم پسر ارشد خانواده که از سایمون گله‌مند است. در همین اپیزود سوم است که ما به خوبی با گذشتۀ سایمون ارتباط برقرار می‌کنیم و انزوا و تنهایی او را درک می‌کنیم. سایمون از کودکی تنها و منزوی بوده و دوستی نداشته تا الان که جوانی در هالیوود است و کماکان تنهاست. حالا ترور به عنوان تنها دوست او، وقتی با چنین مسئله‌ای مواجه می‌شود بر سر دوراهی قرار می‌گیرد که آیا کماکان برای سازمان کنترل خسارت جاسوسی کند و یا به خودش پشت کند و زندان را به جان بخرد اما به جای یک جاسوس، یک یار حقیقی برای سایمون باشد.

بنابراین وقتی می‌گویم سریال «مرد شگفت‌انگیز» به واقع اثری شگفت‌انگیز و دور از انتظار از دنیای سینمایی مارول است، بی‌خود نیست. با خودتان فکر کنید که کدام یک از کاراکترهای چندین سال اخیر مارول و حتی سینمای ابرقهرمانی را توانسته‌اید به اندازۀ سایمون ویلیامز بشناسید و درک کنید؟! با کدام کاراکتر انقدر نزدیک شدید که در تنهایی او شریک باشید، با دوران کودکی‌اش آشنا باشید، برادر، مادر، پدر و خانوادۀ او را بشناسید، عشق و علاقه‌ای که نسبت به کارش دارد را درک کنید و با او چنین گام به گام در تصمیمات زندگی‌اش شریک باشید؟! و این همان نکتۀ درخشان «واندرمن» است که باعث شده بدون استفاده از صحنه‌های مبارزه و جلوه‌های ویژه، بینده را به مدت حدودا 4 ساعت درگیر نگه دارد.

علاوه بر شخصیت‌پردازی قدرتمند، اتمسفری متمایز، درام درگیرکننده و چندین و چند نکتۀ دیگر، یکی از مهم‌ترین نکاتی که «واندرمن» را به اثری موفق و دوست‌داشتنی تبدیل کرده است، کمدی آن است. آثار بلاک‌باستری برای جذب هرچه بیشتر مخاطبان به سالن‌های سینما، اولا درجۀ سنی آثار را پایین می‌آورند تا پای کودکان و نوجوانان را هم به سمت خود باز کنند. ثانیا در چنین آثاری و در رأس آنها، دنیای سینمایی مارول، با اتخاذ لحنی کمدی و لایت، به آثاری برای تمامی طیف مخاطبان تبدیل می‌شوند که کسی به آنها نه نگوید. متأسفانه در طی سالیان اخیر، انواع و اقسام لودگی‌ها را در جای جای چنین آثاری تحت عنوان کمدی تحمل کرده‌ایم. (کافی است به خاطر بیاورید مارول با کاراکترهای جدی همچون ثور و هالک در طی این سال‌ها چه کرد!) بنابراین وقتی دوباره با یک اثر ابرقهرمانی کمدی و لایت مواجه می‌شویم ناخودآگاه نسبت به آن گارد می‌گیریم و به آثار دارکی همچون بتمن مت ریوز توجه بیشتری نشان می‌دهیم چرا که جنس کم‌یاب‌تری محسوب می‌شود. اما کمدی واندرمن حقیقتا کمدیست! در اینجا قرار نیست رگباری از دیالوگ‌های مضحک پوچ و حرکات جلف بی‌نمک، به اسم کمدی به خورد مخاطب داده شود، بلکه با یک فیلمنامۀ درست و اصولی موقعیت‌های بامزه‌ای خلق می‌شود که مخاطب را می‌خنداند. جنس این کمدی -به ویژه در اپیزودهای ابتدایی- از جنس کمدی موقعیت است و این یعنی سازندگان برای مخاطب خود احترام قائل شده‌اند. در همین راستا نمی‌توان از موسیقی متن درخشان و به‌یادماندنی جوئل پی. وست گذشت که با ساخت تمی بامزه، به ساخت کمدی و درام فیلم کمک شایانی کرده و «واندرمن» را به یکی از حال‌خوب‌کن‌ترین آثار چند سال اخیر تبدیل کرده است.

نقد و بررسی مینی سریال Wonder Man | مارولی متفاوت | موبوگیم
«واندرمن» اثری با استانداردهای بالا در میان آثار بلاک‌باستری سالیان اخیر محسوب می‌شود. اثری که هم به موقع مخاطب را درگیر می‌کند و هم به خوبی او را می‌خنداند، یک اثر حال‌خوب‌کن تماشایی!

اما متأسفانه سریال «واندرمن» اثر بی‌نقصی نیست. با اینکه اپیزود اول سریال بسیار درخشان -و به عقیدۀ من یکی از بهترین اپیزودهای اولی است که تاکنون تماشا کردم- اما داستان فیلم در طی این چند قسمت بسط پیدا نمی‌کند و تنها در همان چارچوب اپیزود ابتدایی حرکت می‌کند. به عقیدۀ من این سریال، این کاراکترها، این داستان، این بازیگران و به طور کلی این تیم سازندگان پتانسیل بالاتری داشتند و مستحق این بودند که فرصت و زمان بیشتری در اختیارشان قرار داده شود تا با افزودن خرده‌پیرنگ‌هایی، به غنی‌تر شدن آن بینجامند. اما «واندرمن» به مختصرترین و فشرده‌ترین شکل ممکن ساخته می‌شود و این فشردگی زمانی، خصوصا در نیمۀ دوم سریال، در یک سری جاها با شتابزدگی‌هایی قابل توجه نمود پیدا می‌کند. سریالی که با ظرافتی مثال‌زدنی آغاز شده و ادامه پیدا می‌کند به یکباره با شتابزدگی پیش می‌رود که باعث افت کیفیت آن می‌شود و یک سری جاها حس می‌شود که فیلمنامه برای رسیدن به مقصد موردنظر به جای ساخت روابط علت و معلولی بهانه‌تراشی می‌کند و این برای سریالی در حد و اندازۀ اپیزودهای ابتدایی «واندرمن» اتفاق ناامیدکننده‌ای است. البته یکی از علل بیرونی چنین اتفاقی، ممکن است مربوط به تولید پرچالش آن باشد. جایی که در میانه‌های فیلمبرداری به یکباره اعتصابات انجمن نویسندگان آمریکا رخ داد و فیلمبرداری را حدودا یک سال به تعویق انداخت!

نکتۀ عجیب دیگر این است که سازندگان «واندرمن» از همین وقت اندکی هم که در اختیار دارند، استفادۀ بهینه نمی‌کنند و با اینکه در یک سری قسمت‌ها شتابزدگی به خرج می‌دهند، با موضوعات اضافی و کم‌ارزشی وقت سریال را هدر می‌دهند. بدون شک بدترین و ضعیفترین اپیزود سریال «واندرمن» اپیزود چهارم آن است. جایی که ما از داستان اصلی سایمون و ترور به طور کامل دور می‌شویم و داستانی را دربارۀ دربان دِ مار می‌بینیم که چگونه قدرتهای فوق بشری او سبب حذفش از سینما و نوشته شدن قانونی برعلیه افراد خاص شد. با اینکه روی کاغذ چنین موضوعی، می‌توانست جالب باشد و به روند سریال کمک کند اما با اپیزودی عجله‌ای، ضعیف، بی‌منطق و بی‌نمک روبه‌رو هستیم که با دیگر اپیزودهای اثر همخوانی ندارد. اپیزودی که سیاه و سفید فیلمبرداری شده تا مثلا حال‌و‌هوایی کلاسیک تداعی کند اما به قدری پرداخت بدی دارد که تحملش تا به انتها غیرممکن می‌شود! اپیزودی که هیچ ضرورتی برای بودنش نبود و فارغ از اینکه وقت سریال را هدر می‌دهد، کیفیت بسیار پایینی هم دارد!

نقد و بررسی مینی سریال Wonder Man | مارولی متفاوت | موبوگیم
سریال «واندرمن» یا «مرد شگفت‌انگیز» شروع درخشان و پایان‌بندی خوبی دارد. اما گاهی در میانه‌ها، کمی شتابزده عمل می‌کند. با اینکه با اثری تماشایی روبه‌رو هستیم اما این سریال، اپیزود ضعیف چهارمی دارد که به این سادگی‌ها قابل اغماض نیست.

مجموعا سریال «واندرمن» اثری متفاوت از دنیای سینمایی مارول است که تماشایش توصیه می‌شود. اثری پر از لحظات ناب برای عاشقان هنر هفتم، از پشت‌صحنه‌های فیلم‌های هالیوودی گرفته تا درس‌هایی قابل توجه دربارۀ بازیگری. اثری با استانداردهای بالای شخصیت‌پردازی که گویا مارول سال‌ها بود آن را از یاد برده بود. اثری با یک کمدی قابل احترام که با ظرافت از بیننده خنده می‌گیرد. در یک کلام، اثر حال‌خوب‌کنی که ساعات خوشی را برای مخاطب رقم می‌زند و او را فراتر از سرگرم شدن، درگیر می‌کند.

نمرۀ نویسنده به اثر: 8 از 10

منبع: gamefa.com

تیم محتوا

جدیدترین اخبار حوزه های متنوع تکنولوژی: موبایل، تبلت، لپ تاپ، رباتیک، سخت افزار، شبکه، گجت، امنیت، نجوم و فضانوردی، سیستم های عامل، اپلیکیشن، بازی، خودرو، لوازم خانگی، معماری، عکاسی ، آینده و …

دیدگاهتان را بنویسید