آرن مورفی از نقشهای تازهاش در Youth و War و تأثیر پدرش کیلین مورفی بر مسیر بازیگریاش میگوید | موبوگیم
آرن مورفی، بازیگر ۱۹ ساله و پسر کیلین مورفی، در گفتوگویی تازه با Variety از نقشهایش در دو سریال Youth و War، تجربه همکاری با تایکا وایتیتی و تأثیر پدرش بر مسیر بازیگریاش صحبت کرده است.
آرن مورفی این روزها با حضور در دو سریال شبکه HBO، یعنی Youth و War، و همچنین فیلم Klara and the Sun ساخته تایکا وایتیتی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. او که پسر کیلین مورفی، بازیگر برنده اسکار، است، درباره شباهت ظاهریاش به پدرش میگوید:
حتی فکر نمیکنم آنقدرها هم شبیه هم باشیم، اما ظاهراً مردم نظر دیگری دارند.
آرن در هر دو سریال Youth و War نقش جوانی را بازی میکند که با مشکلات خانوادگی و طلاق والدینش دستوپنجه نرم میکند. در Youth، او نقش رائوری را بر عهده دارد؛ دانشجوی انصرافی و جوانی منزوی که پس از انتشار شایعهای راجب او، به خانه بازمیگردد. این اتفاق تردیدهایی درباره آنچه واقعاً رخ داده و قابلاعتماد بودن روایت او ایجاد میکند.
وقتی از آرن پرسیده شد که آیا خودش درباره بیگناهی شخصیتش به نتیجه مشخصی رسیده است، پاسخ داد:
بله! یعنی دوست دارم اینطور فکر کنم. اما تصمیمگیری درباره این موضوع به عهده مخاطب است، نه من. با اینحال، میخواهم طرف شخصیت خودم را بگیرم.
او درباره شباهتهایی که به درک بهتر رائوری کمک کردهاند، توضیح داد:
از نظر شرایط، هر دوی ما تازه مدرسه را ترک کرده بودیم و ۱۸ سال داشتیم. مسئله این بود که باید تصمیم میگرفتیم و میفهمیدیم آیا دانشگاه انتخاب درستی است یا نه؛ همان مرحلهای که آدم وارد زندگی بزرگسالی میشود. این شباهت خوبی بود که میتوانستم برای ارتباط برقرار کردن با شخصیت از آن استفاده کنم.

آرن همچنین از شارون هورگان، بازیگر و خالق Youth، به خاطر برخورد حرفهای و فضای همکاری مناسب تمجید کرد:
او واقعاً فوقالعاده، کاریزماتیک و پذیرای ایدههای مختلف بود؛ برای همین، کار کردن با او و ایجاد آن ارتباط هنگام فیلمبرداری آسان بود. متن از همان ابتدا آنقدر خوب نوشته شده بود که میتوانستیم بر اساس آن پیش برویم و در طول کار، هماهنگی میان شخصیتها را پیدا کنیم.
در سریال War، آرن نقش گابریل را بازی میکند؛ جوانی که در جریان طلاق پرتنش مادرش، کارلا با بازی سیهنا میلر، و ناپدریاش، مورگان با بازی دومینیک وست، گرفتار شده است. گابریل میان یک بازیگر که دوران اوج حرفهایاش را پشت سر گذاشته و یک میلیاردر فعال در حوزه شبکههای اجتماعی قرار میگیرد و به ابزاری در اختلافات آنها تبدیل میشود.
آرن درباره خشم و سرخوردگی این شخصیت میگوید:
همهچیز در فیلمنامه وجود داشت؛ ناامیدی او از اتفاقاتی که در حال رخ دادن هستند و اینکه جایی برای تخلیه این احساسات ندارد. فکر میکنم این تجربه تا حد زیادی عمومی است: آدمها فقط میخواهند خشمشان را به شکلی بیرون بریزند.
آرن با وجود بزرگ شدن در خانوادهای هنری، در ابتدا خودش را در زمین فوتبال تصور میکرد. اما این علاقه خیلی زود از بین رفت و تجربه بازی در یک نمایش، زمانی که ۱۱ سال داشت، مسیر متفاوتی را پیش رویش گذاشت. او درباره آن تجربه میگوید:
وقتی ۱۱ ساله بودم، در یک نمایش بازی کردم و این اتفاق برایم خیلی مهم بود. همان تجربه باعث شد بفهمم وقتی به سن مناسب برسم، واقعاً میخواهم اجرا و بازیگری را دنبال کنم.
او از دوران کودکی شاهد فعالیت حرفهای پدرش بوده است. یکی از خاطراتی که به آن اشاره میکند، تماشای فیلم The Wind That Shakes the Barley ساخته کن لوچ در هشتسالگی است؛ فیلمی درباره جنگ که در سال ۲۰۰۶ جایزه نخل طلای جشنواره کن را دریافت کرد. آرن درباره تماشای پدرش در چنین نقشهایی میگوید:
اینکه در هشتسالگی پدرم را روی پرده و در موقعیتهای دراماتیک ببینم، تجربه سنگینی بود. فکر میکنم حالا که ۱۹ ساله شدهام، باید دوباره آن فیلم را تماشا کنم.
او میگوید بیشتر فیلمهای پدرش را دیده، اما هنوز همه آنها را تماشا نکرده است. آرن بابت تأثیر این آثار بر شناختش از سینما و همچنین گفتوگوهای آموزندهای که با کیلین درباره بازیگری داشته، قدردان است. با اینحال، او مهمترین نقش پدرش در زندگی خود را فراتر از شهرت و تجربه حرفهای میداند:
فکر میکنم مهمترین نقش او برای من، پدری حامی بودن بوده است، نه یک چهره مشهور یا کسی که بر بازیگریام تأثیر گذاشته. وقتی با کسی زندگی میکنی که در مرکز توجه عموم قرار دارد، تازگی این موضوع خیلی زود از بین میرود.

آرن همکاری با تایکا وایتیتی در فیلم Klara and the Sun را تجربهای غیرواقعی توصیف میکند. این فیلم در اوایل سال ۲۰۲۴، زمانی که او ۱۶ سال داشت، در نیوزیلند فیلمبرداری شد. او درباره این تجربه میگوید:
باورکردنی نبود. یک لحظه در مدرسه بودم و لحظه بعد داشتم به نیوزیلند پرواز میکردم تا در ۱۶ سالگی در فیلمی از تایکا وایتیتی بازی کنم. همهچیز واقعاً دیوانهوار بود.
او همچنین از همکاری با جنا اورتگا و ایمی آدامز بهعنوان فرصتی برای یادگیری یاد کرد:
آنها فوقالعادهاند. اینکه میتوانستم کنارشان باشم و چیزهای زیادی یاد بگیرم، تجربه ارزشمندی بود. آنها همچنین بسیار مهربان و همراه بودند. این تجربه آموزشی بزرگی بود و واقعاً بابتش سپاسگزارم.
با وجود اشتیاقش برای این فیلم، آرن نظر مثبتی درباره هوش مصنوعی ندارد و معتقد است استفاده از آن لزوماً به نفع صنعت سرگرمی نیست:
من طرفدار هوش مصنوعی نیستم. فکر نمیکنم در مجموع تأثیر مثبتی بر این صنعت داشته باشد.
او معتقد است Klara and the Sun میتواند بحثهای مهمی درباره هوش مصنوعی و ارزش زندگی انسانی ایجاد کند؛ بهویژه درباره دوستی، عشق و ویژگیهای انسانی. آرن در پایان درباره آینده حرفهای خود گفت که فعلاً در آزمونهای بازیگری شرکت میکند و امیدوار است فرصتهای تازهای به دست آورد.
فیلم Klara and the Sun قرار است در تاریخ ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ (۱ آبان ۱۴۰۵) اکران شود.
منبع: gamefa.com