از جنگ ستارگان تا جاده مالهالند؛ سردبیران زن و تاریخ مخفی هالیوود
یک ضرب المثل معروف در سینما وجود دارد: “فیلم ها سه بار ساخته می شوند؛ یک بار در ذهن نویسنده، یک بار سر صحنه و آخرین بار در اتاق تدوین. اما چقدر با اهمیت این مرحله آخر آشنا هستیم؟ این مقاله داستان ناگفته زنانی است که در پشت شاهکارهای بزرگ تاریخ سینما، از “جنگ ستارگان” تا “Mulholland Drive”، که نه تنها ساختار ناطق سینما را به چالش می کشند، بلکه ساختار ناشناخته سینما را در کنار هم قرار داده اند. مهارت ها و موقعیت این زنان در صنعت مردسالار هالیوود.
جایی که به زبان سینما شعر سروده می شود
در صنعتی که عمدتاً در اختیار مردان است، بسیاری از زنان با افتخار کارگردانی خود را وقف هنر تدوین و کارگردانی کردهاند تا برخی از تحسینشدهترین و ماندگارترین آثار کلاسیک سینما را خلق کنند.
ضرب المثل معروفی وجود دارد که می گوید پشت هر کارگردان بزرگی یک تدوینگر بزرگ وجود دارد. در اوایل این ماه، آگهی ترحیم مارشا لوکاس (ادای احترام به سردبیر برنده اسکار قسمت های 4-6 “جنگ ستارگان” و همسر سابق خالق آن، جورج لوکاس) به ما یادآوری کرد که آن سردبیر اغلب یک زن بود. در یک صنعت تاریخی تحت سلطه مردان، این انجمن سنتی و آشنای هالیوود یک جریان پنهانی است که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت.
این مشکل به دهه ها قبل برمی گردد. در دوره موج نوی هالیوود که فضایی فوق العاده مردانه داشت، دد آلن با آرتور پن در بانی و کلاید و سیدنی لومت در بعد از ظهر سگی کار کرد، در حالی که تلما شون میکر ویرایش گاو خشمگین، سلطان کمدی و دوستان خوب را برای مارتین اسکورسیزی انجام داد. حرفه شون میکر به این فیلم ها محدود نمی شود. فیلم «لارنس عربستان» ساخته دیوید لین شاید شخصیت های زن با دیالوگ نداشت، اما برای تدوین برنده اسکار شد. آن باچانز همچنین در سال 1934 با اضافه شدن بخش داستانی به اسکار برای فیلم «کلئوپاترا» نامزد شد و اولین زنی بود که در سال 1940 برای فیلم «پلیس سواره شمال غرب» به کارگردانی سیسیل بی دمیل این جایزه را دریافت کرد.
در صفحه دیجی کالا باز کنید
اغلب تصور میشد که زنان زمانی وارد اتاق تدوین میشوند که از سایر نقشهای خلاقانه سینما کنار گذاشته میشوند. در واقع آنها فکر می کردند تدوین کار یکنواختی است که مهارت خاصی نمی خواهد و البته با شکل گیری نظام استودیو پدرسالار، تدوینگران در اختیار تهیه کنندگان و کارگردانان قرار گرفتند.
اما ممکن است این تمام ماجرا نباشد. جی اسمیت، استاد تاریخ در دانشگاه وارویک، میگوید: “تدوین یک اثر در سیستم استودیویی بیمهارت نبود. بهترین تدوینگران در سیستم استودیویی زنان بودند؛ بسیاری از آنها پیشزمینه موسیقی داشتند که به آنها کمک کرد تا ریتم و جریان فیلم را پیدا کنند.”

ویراستارها دستمزد خوبی داشتند، پستهای ارشد داشتند و اغلب در صحنه فیلمبرداری بودند تا اشتباهات کارگردان را ببینند. باربارا مکلین [رئیس بخش تدوین کمپانی فاکس قرن بیستم] بعد از اینکه کارگردان پروژه را ترک کرد، خودش کلوزآپ ها را می گرفت. تهیه کنندگان اغلب به دیدگاه تدوینگر برای نسخه نهایی فیلم گوش می دادند.
ویراستاران می توانند تأثیر خلاقانه قابل توجهی در نتیجه نهایی داشته باشند. اسمیت می گوید: «ویولا لارنس لیدی را از شانگهای نجات داد و بدون مک لین، همه چیز درباره ایو فاجعه بود، زیرا کارگردان، جوزف ال منکیویچ، بسیار احساساتی بود. مک لین گفت که ساده لوح است.
همکاری بین کارگردان و تدوینگر اغلب برای موفقیت خلاق بلندمدت حیاتی است. جاستین رایت، تدوینگر فیلمهای «آخرین پادشاه اسکاتلند» و «بانوی آهنین» میگوید که رابطه کارگردان و تدوینگر به اعتماد و دیدگاه مشترک بستگی دارد: «این همه بستگی به این دارد که چقدر در برابر پیشنهادات دیگر باز باشید و در بیان دیدگاههایتان چقدر صادق باشید. در عین حال، لازم است که حساس باشید و نقاط ضعف را در طول فیلمنامه رعایت کنید. مرحله نگارش و هیجان فیلم در طول فیلمبرداری، تدوینگر در یک قدمی فیلمبرداری، می تواند چیزهایی را ببیند و بفهمد که ممکن است از چشمان او پنهان بماند، اما کارگردان این حق را دارد که از کار خود دفاع کند.
مثال مارسیا و جورج لوکاس ثابت می کند که پیوندهای خلاق گاهی اوقات می توانند بعد شخصی داشته باشند و شامل یک زندگی مشترک باشند. ماری سوینی تدوینگر «بزرگراه گمشده» و «مالهالند درایو» بود و برای مدت کوتاهی همسر و همکار کارگردان دیوید لینچ بود. او میگوید: «دیوید تنها کسی بود که ما هم از نظر شخصی و هم از نظر حرفهای با او همکاری داشتیم. ما چندین سال با هم کار کردیم قبل از اینکه وارد رابطه عاشقانه شویم. کار با هم، زندگی مشترک و بزرگ کردن فرزندمان بعد از تولد، همه چیز مثل یک رویا بود. ما یک رابطه حرفه ای بسیار سازنده داشتیم. ما خوش شانس بودیم، اما مطمئن نیستم که ترکیب زندگی حرفه ای و شخصی همیشه کارساز باشد.

سوال اصلی که مطرح می شود این است که آیا نگاه جنسیتی به سردبیران زن وجود دارد؟ آیا استخدام آنها بر اساس عقل متعارف است که زنان روحیه مصالحه جویانه تری دارند یا این سردبیران زن قرار است ایده های هنری کارگردانان مرد به اصطلاح نابغه خود را بدون بحث و جدل اجرا کنند؟ شون میکر متواضعانه گفت که با نابغه های زیادی کار کرده است و ایده بازی مقابل اسکورسیزی باعث خنده او شده است. او تاکید می کند که هرگز چیزی خارج از چارچوب فکری اسکورسیزی ارائه نخواهد کرد. او همچنین خاطرنشان کرد که زنان در ورود به عرصه تدوین موفقتر از کارگردانی هستند زیرا “احتمالاً در همکاری با کارگردانان بهتر کار می کنند.” از سوی دیگر، کوئنتین تارانتینو، سردبیر فقید خود، سالی منکه را زنی با دیدگاه و رویکرد مادرانه یاد کرده و توضیح میدهد که او احساس میکرد که تدوینگر زن «بیشتر شبیه یک پرستار بچه دلسوز برای فیلم است و این همان چیزی است که او میخواست؛ کسی که هرگز سعی نکرد ساز خودش را بنوازد یا زمانی که بر سر ایدههای خلاقانه اختلاف نظر داشت، بنشیند».
سوینی مخالف است و میگوید: «من نقش و نقش او را در فیلم مادرانه و حمایتکننده توصیف نمیکنم…» در واقع، او منکه را تدوینگر فوقالعادهای میداند که ویژگیهای بارزش «احساس عمیق شخصیتپردازی و تداوم ساختاری، حس فوقالعاده قوی از ریتم و زمانبندی موسیقی، و فداکاری سرسختانه به رشته و مطالعه» بود. (البته او در دفاع از تارانتینو منکه را همکار شماره یک خود خواند).
ماریانا مورس، سردبیر فیلم و تلویزیون، می گوید: «من همچنان از عدم تعادل در رهبری خلاق ناامید هستم. وقتی به نامزدهای بفتا و اسکار نگاه می کنیم، نمی توان انکار کرد که مردان هنوز جلوتر هستند. من اخیراً روی پروژه ای کار کردم که همه دستیاران پس از تولید زن بودند و تدوینگر، تهیه کننده پس از تولید، آهنگساز، طراح صدا، ناظر جلوه های ویژه و تدوینگر جلوه های ویژه مرد بودند. “گاهی اوقات این احساس را به شما دست می دهد که این چیزها جذاب ترین بخش فیلمسازی است و مانند حیاط خلوتی است که در آن فقط پسرها مجاز هستند.”
اما زنانی که با آنها صحبت کردم تحت عنوان “هنرمندان سرخورده” قرار نگرفتند. آنها بر فداکاری و تعهد خود به حرفه سردبیری به عنوان یک هویت هنری مستقل تأکید کردند. سوینی می گوید: «من در نگاه اول عاشق ویرایش شدم. این ترتیب برای هر دو قسمت مغز من جذاب بود. از یک سو مهارت های فیزیکی، لامسه و حسی و از سوی دیگر توانایی نقاشی، مجسمه سازی و تصور داستانی در قالب تصاویر با استعاره های بصری.
سوینی سخنان خود را با سبکی شاعرانه به پایان می رساند: «تدوین، بازنویسی نهایی است؛ جایی که شعر به زبان سینما سروده می شود. فیلم یا در اتاق تدوین ساخته می شود یا تخریب می شود».
منبع: گاردین
منبع: دیجیکالا مگ



