نقد و بررسی Gothic 1 Remake – معایب و همه چیز
من او یازده ساله بود که نسخه اصلی گوتیک آزاد شد. البته، به لطف دنیای تاریک و شنی که به عنوان بخشی از ماجراجویی خود کشف می کردم، توانستم آن را بازی کنم. سالها گذشت و بازی در میان چند عنوان دیگر باقی ماند که من با نوستالژی به آنها نگاه کردم در حالی که عناوین دیگر همچنان ظاهر می شدند تا توجه من را منحرف کنند.
وقتی متوجه شدم که می توانم وارد ماجراجویی شوم، شگفتی ام را تصور کنید، با طراحی مجدد Alkimia که هدف آن قرار دادن آن در کانون توجه مجموعه ای از RPG های بزرگ در نسل فعلی پلتفرم های بازی بود. این یک کیسه مختلط بود، با لذت کشف وحشیانه و هدایت نشده که با مسائل فنی که هیچ ربطی به بازیای که مشخصاً مخاطبان مدرن و بسیار خواستار را هدف قرار میدهد، خدشهدار شده بود.
من همیشه اول خبر خوب را انتخاب می کنم، و این کاری است که با این یکی انجام خواهیم داد. از همان ابتدای کار با قهرمان بی نام، کم و بیش به حال خود رها شده اید و سعی می کنید از مستعمره معدن/زندان پادشاه روگار جان سالم به در ببرید، سد جادویی که شما را در آنجا نگه می دارد و به عنوان یادآوری تلخ از شرایطی است که از زمان تلاش ناموفق جادوگر برای ایجاد نسخه خود از حصار برقی رخ داده است.
بازی برای تعیین شرط ها وقت تلف نمی کند و شما را موظف می کند نامه ای را به یک جادوگر در Old Camp، یکی از سه جناح اصلی کلنی، تحویل دهید. قبل از اینکه بخواهید دنیایی به بیرحمی آنها را کاوش کنید، از یک عضو مفید اردوگاه، مقدمه کوتاهی درباره چگونگی زندگی در مرزهای آن دریافت خواهید کرد.
شوخی ندارم وقتی به شما می گویم که این بازی به سختی هر بازی دیگری است که در این سال ها بازی کرده ام، و شامل تعداد زیادی Soulslike است که من را با دشمنان و باس هایی که سر راهم قرار داده اند به چالش می کشند. بسیاری از دشمنان در این می توانند شما را در یک یا دو ضربه از پای در بیاورند، در حالی که شما حتی یک سلاح اولیه برای مقابله با آنها ندارید.
یک NPC که در طول مسیر ملاقات کردید به من گفت که قبل از اینکه برای کاوش در جهان آماده شوم به سلاح و زره نیاز دارم، اما وقتی از آنها پرسیدم کجا می توانم آنها را پیدا کنم کمتر مفید بودند. این نوعی الگویی برای این است، و فقدان شاخصها و شاخصهای مفید معمولی که شما را در جهت درست راهنمایی میکنند، تغییر سرعت بسیار خوبی بود.
“ماموریت ها به گونه ای طراحی شده اند که چندین رویکرد ممکن را به شما ارائه دهند، اگر بتوانید همه آنها را بو کنید.”
این طراحی بازی مدرسه قدیمی است و بخش بسیار سرگرم کننده ای از تجربه ارائه شده است. البته، اعتراف می کنم که ممکن است این یک جزئیات باشد که بسته به ترجیحات فردی شما، تجربه شما را از دست می دهد، اما من شخصا عاشق بازی هایی هستم که به من اجازه می دهند برای به دست آوردن پاداش کار سختی انجام دهم.
ماموریت ها به گونه ای طراحی شده اند که چندین رویکرد ممکن را به شما ارائه دهند، اگر بتوانید همه آنها را بو کنید. و هر گزینه با معاوضه هایی همراه است که باید با آنها زندگی کنید. به عنوان مثال، یک NPC که برای رد شدن از نگهبانان دروازه به شدت نیاز به تایید او داشتم، به من گفت که با یکی از اعضای نیوکمپ که در حال انجام یک کلاهبرداری کوچک بود، برخورد کنم. من با مرد مورد نظر روبرو شدم و او را تحت عنوان اینکه میخواهم به گروهش بپیوندم به بیرون از کمپ اولد هدایت کردم، اما زمانی که گروهی از لاشخورها به ما حمله کردند، علیه او مخالفت کردم. مشکل حل شد.
به کمپ برگشتم و در طول راه با یک دلال اسلحه روبرو شدم. او از کاری که من انجام داده بودم راضی نبود زیرا من زنجیره تامین او را به پایان رسانده بودم. او به من اطمینان داد که اگر از او بپرسند آیا برای اردوی اولد مناسب هستم یا نه، به من رای نخواهد داد. جزئیاتی از این دست به این دنیا احساس زنده بودن می دهد و این چیزی است که گوتیک را برای من به یاد ماندنی کرده است.
با این حال، من او را برای بسیاری از ناامیدی ها و دل شکستگی ها نیز به یاد خواهم داشت. فراموش نخواهم کرد که چگونه به دلیل نبود سیستم ذخیره خودکار همراه با خرابی های مکرر، نزدیک به سه ساعت پیشرفت را از دست دادم، ترکیبی که خیلی زود مجبور شدم بازی را در هر مرحله به صورت دستی ذخیره کنم. این حذفی است که من احساس میکنم یک فرصت از دست رفته است و راهی است که واقعاً به بازی اجازه میدهیم دید مدرسه قدیمی خود را با کمی راحتی مدرن ترکیب کند.
با این حال، مشکلات به همین جا ختم نمی شود. من از تلاش برای بازسازی گرافیک بازی قدردانی می کنم و مطمئناً چیزهای زیادی در مورد سیستم نورپردازی جدید و بافت های بهبود یافته وجود دارد. با این حال، فقدان حالت عملکرد چیزی است که نادیده گرفتن آن برای من بسیار دشوار است، به خصوص زمانی که با یک سیستم رزمی مواجه میشویم که به شدت به خواندن انیمیشنهای دشمن و پاسخ دادن به آنها در پنجرههای بسیار باریک حتی در سادهترین گزینه مشکلی که وجود دارد، متکی است.

آستانههای XP مورد نیاز برای باز کردن قفل سطوح بسیار بالا هستند، وقتی به این فکر میکنید که کم کردن نوارهای سلامتی دشمنان چقدر دشوار است، و رساندن آمار شخصیتتان به مکانی راحت، یک صعود شیبدار به بالای تپهای خواهد بود که در هر نقطه خطری را به همراه دارد.»
مهارت رزمی قهرمان شما در ساعات اولیه بازی تقریباً ناچیز است. آن را با دشمنانی که انیمیشنهایشان آنطور که باید تلگراف نمیشوند، ترکیب کنید و شما دستوری برای ناامیدیهای غیرضروری دارید که فعالانه مانع پیشرفت شما میشوند. این امر به ویژه هنگامی که در نظر بگیرید که دستیابی به زره مناسب مدتی طول می کشد فاجعه آمیز است، اگرچه اعتراف می کنم که وقتی می دانید کجا باید نگاه کنید، گرفتن سلاح نسبتاً آسان تر است.
همانطور که گفته شد، مبارزات غوغایی بازی برای میل من بیش از حد سخت است، و اغلب در کنار زدن آیتم های شفابخش در حین مقابله با حملات دشمنان خلاصه می شود که می توانند شما را تنها با یک شکست از دست رفته به پایان برسانند. سلاحهای برد خیلی بهتر به من کمک کردند، و من متوجه شدم که در بیشتر موارد به کمانم (و مقداری جادو که زمانی باز میشود) روی شمشیرم تکیه میکنم یا NPCها را برای جنگیدن برای من میگیرم.
آستانه XP مورد نیاز برای باز کردن قفل سطوح بسیار بالاست وقتی به این فکر میکنید که کاهش نوار سلامتی دشمنان چقدر دشوار است، و رساندن آمار شخصیتتان به مکانی راحت، یک صعود شیبدار به بالای تپهای خواهد بود که در هر نقطه خطری را به همراه دارد. در این مورد، فضای زیادی برای پیشرفت در جبهه جنگ وجود دارد.
شرم آور است، با توجه به اینکه دشمنان انسانی که شما را در نبرد شکست می دهند، شما را مستقیماً نمی کشند، بلکه در عوض تمام چیزهای گرانبهایی را که ساعت ها صرف جمع آوری آن کرده اید تا جیب هایشان را جمع کنید، غارت می کنند. در عنوانی که مبارزه متعادلتر بود، این فرصتی است که برای یک مسابقه مجدد به عقب برگردید و اشیای با ارزش از دست رفته خود را به دست آورید. در Gothic Remake به سادگی بهتر است باخت را بپذیرید و ادامه دهید، و این مایه شرمساری است.
جدا از خرابیها و انیمیشنهای جنگی بداخلاق، مسائل دیگری مانند NPCها وجود داشت که بهطور تصادفی از هیچ جا ظاهر میشدند، در حالی که دیگران در انیمیشنهای خودشان گیر کردند و وقتی با آنها تعامل داشتید هیچ دیالوگی باز نمیشد. هر دو موضوع به اندازه کافی مکرر بودند که قابل توجه باشند و قطعاً از گرافیک چشمگیر کم شده بودند.

از نظر فنی، این مزاحمتهای زیادی را ایجاد میکند که دائماً تجربه را مختل میکند، به گونهای که میتواند شما را به کلی تسلیم کند.»
صدا نیز به همان اندازه باگ بود، اغلب در چندین نقطه به سکوت کامل میرسید، یا شامل پچ پچ شخصیتهای دیگر در فضاهای شلوغ در طول دیالوگهای تک به تک بود که مجبورم کرد زیرنویسها را روشن کنم فقط برای اینکه بتوانم از آنچه گفته میشود ادامه دهم. برای بازسازی ای که قرار بود آن را وارد دوران مدرن کند، مسائل زیادی ناشی از دوران بازی است که فکر می کردم برای همیشه پشت سر گذاشته ایم.
وقت آن است که به این سوال پاسخ دهید که مطمئنم همه شما از خود میپرسید: آیا آن را توصیه میکنم؟ من شخصاً به ماجراجویی ادامه میدهم و به بهروزرسانیهایی امیدوار هستم که مشکلاتی را که در اینجا برجسته کردهام برطرف کند. اما من توصیه نمی کنم که قیمت کامل آن را در وضعیت فعلی آن بپردازید.
داستان کاملاً قانعکننده است، زیرا هر شخصیت و جهان به طور کلی چقدر خوب نوشته شده است. اما از نظر فنی، این مزاحمتهای زیادی را به همراه دارد که دائماً تجربه را مختل میکند، به گونهای که میتواند شما را به کلی تسلیم کند. چیزهای زیادی برای دوست داشتن در مورد آن وجود دارد بازسازی گوتیک 1اما بازی دائماً به گونهای علیه خودش کار میکند که توصیه کردن آن را دشوار میکند.
اگر شما یک کهنه کار باتجربه The Colony هستید، احتمالاً نادیده گرفتن مشکلات آن آسان تر از یک تازه وارد خواهید بود. اما اگر اولین باری است که از آن استفاده میکنید، بدانید که این بازسازی یک بازسازی بصری فوقالعاده است که نمیتواند مشکلات بیشماری را پنهان کند که کار را دشوار میکند. اما کسانی از شما که پافشاری میکنید، میخواهید نگاهی بیاندازید به اینکه بازیها در گذشته چگونه بودهاند، که میتواند شما را به طور کامل در داستانی غوطهور کند که امروز نیز وزن خود را ادامه میدهد.
من برای فروش در این یکی صبر می کنم، به همان اندازه که گفتن آن برایم دردناک است. اما مانند The Colony، بازیهای مدرن مکانی غیرقابل بخشش است و Gothic 1 Remake خیلی وقتها دست از کار میکشد تا از رقبا متمایز شود.
این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.


