نقد و بررسی فیلم سینمایی The Get Out | همهمه برای هیچ | موبوگیم
در سالهای اخیر، ژانر اکشن عامهپسند در سینمای هالیوود، به شکلی کمسابقه، در مسیر افول قرار داشته و آثار این دستهبندی، یکی پس از دیگری، سطحی، فاقد فیلمنامهای منسجم و بهطور کلی، ضعیف بودهاند. این روند بهقدری سریع و فراگیر شد که حضور سوپراستارهای سینمایی، مانند جیسون استاتهام، جیک جیلنهال یا راسل کرو نیز نتوانست طرفداران فیلمهای پرهیجان را از آنچه در اختیارشان قرار گرفت، راضی کند. در این میان، فیلم The Get Out، ساختهی دریک بورت، با اکران خود، تلاش کرده تا شور و هیجان ژانر اکشن و جنایی را دوباره احیا کند. در این متن، به نقد و بررسی این فیلم میپردازیم.
در آغاز، باید این نکته را عنوان کنیم که نگارش فیلمنامهی The Get Out، علاوه بر دریک بورت، برعهدهی دنیل فورته نیز بود. با این حال، نتیجهی مطلوبی به همراه نداشت. طرح اثر، براساس رمان مشهور و پرفروش توماس پری، نویسندهی آثاری چون The Butcher’s Boy و The Old Man، نوشته شده بود و انتظار میرفت از انسجام بالا و گرهافکنی دقیقی برخوردار باشد. با وجود این اقتباس، The Get Out حتی ذرهای به یک فیلم قابلقبول، از منظر فیلمنامه، نزدیک نشد. ایدهی اصلی داستان، اینگونه شکل میگیرد: مردی که قصد دارد از دنیای تاریک فاصله بگیرد اما با وقوع اتفاقات مختلف، مجبور به بازگشت و احقاق حق خود میشود. این قصهی یکخطی را، پیشتر در آثاری چون John Wick، Nobody، Good Bad Ugly و The Equalizer شاهد بودهایم و آشکار است که زوج بورت و فورته، باید ایدهای فراتر از یک کلیشهی سخت را، برای فیلم خود انتخاب میکردند. چرا که نبود جزئیات در این سبک، بهراحتی مخاطبان سینما را از تماشای آن منصرف کرده و در نتیجه، زیان مالی برای تهیهکننده به همراه خواهد داشت. علاوه بر این ضعف، فیلمنامهی The Get Out سرشار از لحظات بدون منطق است. بارها در طول اثر، موقعیتهایی ناگهانی و بدون پیشزمینه به وجود میآیند که صرفاً با دیالوگهای سریع، نامرتبط و سطحی، توجیه میشوند. با درنظرگرفتن فانتزی نبودن اثر، وجود این لحظات، نقصی در داستان به شمار میآید و بهنظر میرسد نویسندگان فیلمنامه، برنامهای برای خلق تعلیق نداشتهاند. در کنار نکتهی پیشین، فقدان محتوا در فیلم نیز، بهوفور احساس میشود. فیلمنامه توان جابهجایی میان دو سکانس متفاوت را، از طریق دیالوگ یا موقعیتی مرتبط، ندارد و در نتیجه، نیمی از اثر، میان کلابهای شبانه، خیابانهای خلوت و تصاویری از آسمان، با هدف تغییر وضعیت یا بیان داستانی موازی، متوقف میشود.

دومین ضعف در The Get Out کارگردانی بورت است. او، بهعنوان هشتمین تجربهی خود در سینمای بلند هالیوود، قصد داشته تا فیلمی پرتلاطم و ریتمیک بسازد. میتوان نشانههایی از این هدف را، در سکانسهای تعقیبوگریز مشاهده کرد. با وجود این برنامهریزی، دریک بورت نتوانست آنچه را مدنظر داشت، ارائه دهد و چیزی که در نتیجه به نمایش درآمد، بخشی ناقص، سرشار از ایراد و فاقد جزئیات از یک ایدهی جذاب بود. وضعیت در جدیدترین ساختهی بورت، به حدی بد است که حتی نماهای اروتیک نیز، کمکی به بهبود اوضاع نکرده و بیش از آن، مخاطب را به عدم همراهی با اثر سوق میدهد. بازیگردانی ابتدایی، قابهای نامربوط ـ و گاه، غیرسینمایی ـ و چینش ناشیانهی سکانسها، همگی گویای بیدقتی و کمتوجهی کارگردان به فیلم خود هستند.
از بازیگران The Get Out، میتوان به راسل کرو، نینا دوبرو، آرون پال، لوک ایوانز و ترزا پالمر اشاره کرد. کرو که از بازیگران پرکار سینمای هالیوود به شمار میآید و در آثاری چون Gladiator، Robin Hood، The Pope’s Exorcist و A Beautiful Mind به ایفای نقش پرداخته، جدیدترین نقش خود را، به ضعیفترین شکل ممکن ایفا کرده است. سرعت بالای دیالوگگویی و بیکنشی او، در فیلم، مانکو کاپاک را، به یکی از غیرقابلباورترین کاراکترها تبدیل کرده است. علاوه بر این، راسل کرو در نمایش احساسات، با حالات چهرهی خود نیز ضعفی انکارناپذیر دارد؛ گویی در تمام موقعیتها، از اکشن تا رمانتیک و دراماتیک، نقش او، حسی یکسان و بدون تغییر دارد. پس از کرو، آرون پال، دومین بازیگر ناموفق در The Get Out است. اکثر بینندگان، پال را با سریالهایی چون Breaking Bad، Better Call Saul و فیلم سینمایی El Camino میشناسند. این بازیگر توانمند نیز، بهعنوان شخصیتی در داستان موازی با خط اصلی، حضوری پرتنش، اما بدون توجه به جزئیات دارد. در طول فیلم، مخاطب دائماً شاهد درگیری لفظی او با خود و دیگران است؛ اما این درگیریها نهتنها طبیعی و قابل قبول نیستند، بلکه با تعدد بالا، عاملی برای انصراف تماشاگران از دیدن ادامهی اثر نیز میباشند. میتوان گفت لوک ایوانز، بهترین نقشآفرینی را بین بازیگران The Get Out داشته است. او در نقش جو کارور، با تسلط بر میمیک صورت خود، بهخوبی توانست کاراکتر را باورپذیر کرده و بیننده را با خود همراه سازد.

تصویربرداری و تدوین، دو عنصر دیگر این فیلم هستند که نتوانستند جذابیتی را برای مخاطبان به ارمغان آورند. برندان گالوین، که عموماً با آثاری چون Westworld و سری پنجم Rambo شناخته میشود، در تازهترین تجربهی اکشن خود، همان کلیشههای مرسوم را بهکار بردهاست. قابهای نهچندان سینمایی، لرزشهای بیمورد و یکنواخت، از جمله این کلیشهها در سکانسهای دارای تعلیق هستند و به وفور در The Get Out دیده میشوند. در کنار گالوین، مارک وارنر، بهعنوان تدوینگر حضور دارد. وارنر با سابقهی درخشان خود در مونتاژ فیلم Driving Miss Daisy و دریافت جایزهی اسکار برای آن، در آخرین تدوین خود، عملکردی بسیار سطحی و ابتدایی داشته است. تقریباً نیمی از فیلم، در کاتها بین کلاب شبانه و سکانس بعد میگذرد و این درحالی است که مارک وارنر میتوانست با مکث درست، ترنزیشن بهجا و با کمک برایان سنتی، آهنگساز اثر، انعطاف بیشتری به تغییر موقعیتها داده و در نتیجه، تماشاگر را بیش از پیش به پیگیری ادامهی داستان ترغیب کند. قبل از ورود به بخش موسیقی باید گفت این ضعفها، در لایهی صوتی اثر نیز ادامه پیدا میکنند.
سنتی نیز در عدم موفقیت The Get Out نقش دارد. او پیش از این، با دریک بورت در London Town و American Dreamer همکاری داشت و این بار نیز نتوانست به نتیجهی مطلوبی برسد. موسیقی متن در جدیدترین ساختهی بورت، راکد و بیاثر است. سنتی در تمام فیلم، از سازهای زهی، آنهم به صورت خفیف استفاده کرده و به طور مداوم، حس تشویش را، حتی در سکانسهای رمانتیک یا دراماتیک، به بیننده منتقل میکند. به غیر از مسیر اصلی، موسیقی در کلاب نیز تکراری و خستهکننده است. نکتهی دیگر دربارهی موسیقی، عدم حضور آن در لحظات مهم است. در تصمیمگیریها، جملات کلیدی و نماهای تأثیرگذار، موسیقی متن اساساً وجود ندارد.

در پایان، میتوان گفت The Get Out فیلمی پر سروصدا و هزینهبر است که هیچ ندارد. کارگردانی پرعیب و نقص، ایفای نقش سطحی بازیگران و از همه مهمتر، فیلمنامهی بدون فکر، جملگی نمایانگر این مطلب هستند که دریک بورت نهتنها نتوانسته سینمای اکشن هالیوود را از کلیشه و ضعف درآورد، بلکه حتی در حد خود نیز نمیتواند اثری با استانداردهای حداقلی این سبک و ژانر تولید کند. فیلم به قدری غیرقابل قبول است که صرفاً طرفداران کست هنرمندان، تدوینگر و آهنگساز آن، به تماشایش خواهند نشست.
منبع: gamefa.com


