میخواهید یک مرد آلفا باشید؟ این بازیها آموزشهای لازم را ارائه میدهند! | موبوگیم
اگر اخیرا حتی برای چند دقیقه در اینستاگرام، یوتیوب یا تیکتاک وقت گذرانده باشید، احتمالاً الگوریتم بارها تلاش کرده شما را به یک مرد آلفا تبدیل کند. کافی است یکی از ویدیوهای مربوط به Looksmaxxing، سیگما بودن یا «۱۰ راز مردان جذاب» را ببینید تا از فردای آن روز، هر بار که صفحه را اسکرول میکنید، مردانی با کت و شلوار مشکی، ساعتهای گرانقیمت و نگاههای خیره به افق به شما یادآوری کنند که اگر صبح ساعت ۴ بیدار نشوید، دوش آب یخ نگیرید و احساساتتان را سرکوب نکنید، هرگز به موفقیت نخواهید رسید.
اما تقریباً همه این ویدیوها یک نکته مهم را فراموش کردهاند؛ سالها قبل از اینکه اینترنت مفهوم مرد آلفا را اختراع کند، بازیهای ویدیویی پر بودند از شخصیتهایی که میلیونها نفر آنها را تحسین میکردند. از کریتوس گرفته تا لیان کندی، از کازوما کیریو تا دانته؛ هرکدام بهنوعی نماد قدرت، اعتماد به نفس یا جذابیت بودند. پس چرا بهجای گوش دادن به یک اینفلوئنسر که از دیروز تصمیم گرفته مربی موفقیت شود، مستقیماً از خود این شخصیتها الگو نگیریم؟!
در این مقاله قرار است مهمترین اصول مرد آلفا شدن را از دل شخصیتهای بازیهای ویدیویی استخراج کنیم؛ اینکه چگونه مثل کریتوس اخم کنیم، چطور مانند داچ همیشه یک نقشه دیگر در آستین داشته باشیم، چگونه مانند لیان تمام چراغ سبزهای دنیا را نادیده بگیریم و با اعتماد ب هنفس، مثل تروور فیلیپس حرف بزنیم، حتی اگر هیچ منطقی پشت حرفهایمان نباشد.
هشدار مهم: یا تمام توصیههای این مقاله را مو به مو اجرا میکنید و به جذابترین مرد روی زمین تبدیل میشوید… یا دوستان، خانواده و حتی گربههای محل هم دیگر جواب سلامتان را نمیدهند.
مثل کریتوس باشید؛ احساسات برای NPCهاست

اگر قرار باشد اینترنت فقط یک شخصیت را بهعنوان الگوی مرد آلفا انتخاب کند، (روی کنت نه!) احتمالاً کریتوس در همان چند ثانیه اول برنده میشود. مردی با هیکلی غولآسا، صدایی بم، صورتی همیشه اخمو؛ انگار که از لحظهای که به دنیا آمده، از همه چیز عصبانی بوده است.
پس بیایید همین الان مهمترین قانون را از او یاد بگیریم:
قانون ۳۴ مردان آلفا: مرد واقعی هرگز احساساتش را نشان نمیدهد.
از امروز به بعد همیشه اخم کنید. مهم نیست در صف نانوایی ایستادهاید، برای تولد دوستتان رفتهاید یا فروشنده فقط پرسیده «کارت میکشید؟»؛ صورتتان باید طوری باشد که انگار پنج دقیقه دیگر قرار است دوباره زئوس را کتک بزنید.
با یک صدای بسیار بم حرف بزنید. اگر جملهای را بتوان با دو کلمه گفت، هرگز آن را با سه کلمه بیان نکنید. اصولاً یک مرد آلفا نیازی به توضیح دادن ندارد؛ دیگران باید خودشان منظورش را حدس بزنند.
اگر کسی از شما ساعت پرسید، بهجای جواب دادن، چند ثانیه در چشمانش خیره شوید و فقط بگویید: «Boy!».
اگر فرزند دارید، اسمش را فراموش کنید؛ از امروز او فقط «Boy» است. اگر هم فرزندی ندارید، میتوانید این لقب را برای برادر، دوست یا حتی همکار اداره استفاده کنید؛ البته مسئولیت عواقبش با خودتان است.
حالا اگر کسی با نگرانی پرسید: «حالت خوبه؟»، هیچ پاسخی ندهید. فقط یک نفس عمیق بکشید، به نقطهای نامعلوم خیره شوید و طوری رفتار کنید که انگار در حال مرور تلخترین خاطرات زندگیتان هستید.
نتیجه؟ بعد از چند روز، اطرافیانتان دیگر تصور نمیکنند خیلی جذاب یا مرموز شدهاید؛ بیشتر مدام از هم میپرسند: «این دوباره چش شده؟» و احتمالاً اولین هدیهای که دریافت میکنید، شماره تلفن یک روانشناس خواهد بود، نه درخواست دوستی.
مثل دانته باشید؛ شوخ و بیخیال

اگر کریتوس نماینده مکتب «هرچه اخموتر، آلفاتر» باشد، دانته دقیقاً در نقطه مقابل او قرار میگیرد. مردی که وسط حمله شیاطین هم فرصت میکند شوخی کند، پیتزا سفارش بدهد و با دشمنش بیشتر از دوستانش خوش بگذراند. شاید وقتش رسیده یک شاخه جدید از Looksmaxxing را معرفی کنیم؛ Looksmaxxing با پیتزا. در واقع، میتوان گفت دانته استاد بلامنازع Looksmaxxing با پیتزاست.
اولین قانون این مکتب ساده است؛ هرگز رژیم نگیرید. اگر قرار باشد بین رژیم غذایی و یک پیتزای داغ یکی را انتخاب کنید، دانته بدون حتی یک ثانیه فکر کردن گزینه دوم را انتخاب میکند. ظاهراً راز جذابیت او نه در مکملهای بدنسازی، بلکه در عشق بیپایانش به پیتزاست.
قانون دوم این است که زندگی را بیش از حد جدی نگیرید. هر وقت اوضاع خراب شد، بهجای نوشتن یک متن انگیزشی در استوری، یک شوخی بیموقع کنید. هرگز اجازه ندهید یک موقعیت جدی، جلوی شوخی کردن شما را بگیرد. اگر وسط دعوا هستید، شوخی کنید. اگر وسط یک بحران هستید، باز هم شوخی کنید. اگر هم کسی از شما پرسید: «داداش، الان وقت این حرفهاست؟» یعنی دقیقاً در مسیر دانته حرکت میکنید.
در نهایت، اگر قرار است از میان قهرمانهای بازیهای ویدیویی الگو برداریم، شاید بد نباشد کمی بیشتر شبیه دانته باشیم؛ کمتر خودمان را جدی بگیریم، هر از گاهی وسط سختیهای زندگی بخندیم و اگر اوضاع واقعاً خراب شد، اول یک تکه پیتزا بخوریم، بعد درباره بقیه مشکلات تصمیم بگیریم.
در بدترین حالت، هیچچیز حل نمیشود؛ اما حداقل از کریتوس معاشرتیتر به نظر میرسید.
مثل تروور فیلیپس باشید؛ اعتمادبهنفس، حتی بدون دلیل

اگر قرار باشد یک نفر را پیدا کنیم که هیچوقت دچار کمبود اعتمادبهنفس نشده باشد، احتمالاً تروور فیلیپس اولین گزینه است. مهم نیست چه اتفاقی افتاده، چند نفر دنبالش هستند یا پنج دقیقه قبل چه چیزی را منفجر کرده؛ تروور همیشه با اطمینان کامل رفتار میکند. احتمالاً اگر یک روز وسط بیابان بیدار شود و هیچ ایدهای نداشته باشد کجاست، باز هم طوری راه میرود که انگار صاحب آنجاست.
البته این همان اعتمادبهنفسی نیست که پیجهای انگیزشی دربارهاش حرف میزنند. این بیشتر شبیه اعتمادبهنفس کسی است که بدون هیچ مدرکی میگوید: «من کاملاً درست میگویم» و بعد اگر ثابت شود اشتباه کرده، باز هم نظرش عوض نمیشود.
قانون طلایی تروور هم بسیار ساده است؛ اگر خودت بگویی آلفا هستی، پس هستی. مهم نیست دیگران چه فکری میکنند. مهم نیست شواهد چه میگویند. حتی مهم نیست ۵ دقیقه قبل با صورت از روی موتور افتاده باشی. تا وقتی به خودت باور داری، مشکل از بقیه است که حقیقت را درک نمیکنند.
قانون بعدی هم این است؛ با همه دعوا کنید. با دوست، دشمن، غریبه، همسایه یا کسی که فقط اشتباهی به سمتتان نگاه کرده است. تروور اعتقاد دارد اگر یک روز بدون درگیری تمام شود، احتمالاً آن روز به اندازه کافی از زندگی استفاده نکرده است.
قوانین اجتماعی هم برای تروور بیشتر شبیه پیشنهاد هستند تا قانون. صف؟ احترام به حریم دیگران؟ کنترل خشم؟ اینها چیزهایی هستند که احتمالاً هیچوقت فرصت مطالعهشان را پیدا نکرده است. اگر جامعه یک دفترچه راهنما داشته باشد، تروور احتمالاً همان صفحه اول را پاره کرده و بقیه را هم داخل آتش انداخته است.
و اگر هم اوضاع خراب شد، یک قانون همیشگی وجود دارد؛ تقصیر شما نیست. یکی دیگر مقصر است. اگر پلیس دنبالتان افتاده، مقصر پلیس است. اگر دوستتان عصبانی شده، مقصر اوست. اگر یک پمپبنزین منفجر شده… خب، احتمالاً خود پمپبنزین بیش از حد حساس بوده است.
نتیجه این سبک زندگی هم کاملاً قابل پیشبینی است. شاید چند دقیقه احساس کنید سلطان دنیا هستید، اما تنها چیزی که با این رفتار جذب میکنید، پنج ستاره تعقیب، چندین خودروی پلیس و هلیکوپتری است که از دور، صدای ملخش را میشنوید. اگر هدفتان سیگما بودن است، تروور فقط یک درس مهم دارد؛ اعتماد به نفس جذاب است، اما فقط تا جایی که باعث نشود هر بار از خانه بیرون میروید، نیروهای انتظامی هم برنامه روزشان را با شما هماهنگ کنند.
مثل داچ باشید؛ فقط یک نقشه دیگر…

اگر تمام ویدیوهای سیگما، کانالهای موفقیت و دورههای «چطور در ۳۰ روز میلیونر شویم» را داخل یک نفر بریزید، احتمال زیادی وجود دارد که در نهایت به داچ وندر لیند برسید. مردی که برای هر مشکلی یک جواب آماده دارد؛ «من یک نقشه دارم.»
فرقی نمیکند اوضاع چقدر خراب شده باشد. اردوگاه از هم پاشیده، نصف اعضای گروه کشته شدهاند، پولی باقی نمانده و پلیس از هر طرف دنبالتان است. داچ فقط چند ثانیه سکوت میکند، به دوردست خیره میشود و با همان اعتماد به نفس همیشگی میگوید:
.I have a plan
همین یک جمله کافی است تا همه دوباره امیدوار شوند؛ حداقل تا ۵ دقیقه بعد که نقشه جدید هم با صدای انفجار و تیراندازی با وضع افتضاحی به پایان برسد.
اگر میخواهید دقیقاً مثل داچ باشید، هیچوقت اجازه ندهید واقعیت مزاحم اعتماد به نفستان شود. اگر یک بار شکست خوردید، بگویید نقشه کامل نبود. اگر دوبار شکست خوردید، بگویید یکی خیانت کرد. اگر سه بار شکست خوردید، لبخند بزنید و اعلام کنید: «فقط یک نقشه دیگر مانده.»
مهمترین قانون هم این است که هرگز قبول نکنید اشتباه کردهاید. مشکل هیچوقت از تصمیمهای شما نیست. همیشه یک نفر ایمان کافی نداشته، یکی زود ناامید شده یا دنیا هنوز برای درک نبوغ شما آماده نبوده است.
کمکم متوجه میشوید بیشتر وقتتان صرف طراحی نقشههایی میشود که هیچوقت قرار نیست طبق برنامه پیش بروند. اما این هم مهم نیست؛ چون قبل از اینکه کسی فرصت سوال پرسیدن پیدا کند، شما از نقشه بعدی حرف میزنید.
نتیجه هم کاملاً قابل پیشبینی است. دقیقاً شبیه کانالهای سیگنالدهی در تلگرام میشوید؛ هر هفته وعده یک موفقیت بزرگ، هر ماه یک شروع دوباره و بعد از هر شکست هم فقط یک جمله تکرار میشود: «این بار فرق میکند، فقط به نقشه اعتماد کنید.»
مثل جانی سیلورهند باشید؛ همیشه مخالف باشید!

اگر قرار باشد جایزه «مخالف بودن با هر چیزی که نفس میکشد» را به یک شخصیت بدهیم، جانی سیلورهند بدون رقابت برنده میشود. برای او فرقی نمیکند موضوع چیست؛ اگر همه موافق باشند، او مخالفت میکند. اگر همه مخالف باشند، باز هم احتمالاً به روش مخالفت کردنشان ایراد میگیرد.
اگر میخواهید دقیقاً مثل جانی باشید، اولین قدم این است که به هیچ شرکتی اعتماد نکنید. مهم نیست آن شرکت نوشابه تولید میکند، گوشی میسازد یا نان بربری. در ذهن شما همه آنها بالاخره یک نقشه مخفی دارند و فقط منتظرند در اولین فرصت از مردم سو استفاده کنند.
بعد نوبت تحریم کردن همهچیز است. هر محصولی، هر سرویسی و هر برندی باید تحریم شود. البته وقتی از شما بپرسند جایگزینش چیست، بحث را سریع عوض کنید و دوباره درباره فساد شرکتهای بزرگ حرف بزنید.
مرحله بعد، سخنرانی است. مهم هم نیست کجا هستید. تولد دوستتان، دورهمی خانوادگی یا مهمانیای که همه فقط برای مفتخوری آمدهاند؛ شما دقیقاً همان لحظه تصمیم میگیرید درباره سرمایهداری، انحصار شرکتها و آینده تاریک بشریت یک سخنرانی ۲۰ دقیقهای برگزار کنید. در پایان هم وقتی متوجه شدید همه آرامآرام به سمت میز دسر رفتهاند، نتیجه میگیرید مردم هنوز آماده شنیدن حقیقت نیستند.
جالب اینجاست که جانی دقیقاً نقطه مقابل آن دسته از اینفلوئنسرهای انگیزشی است که زیر هر پست مینویسند: «اگر سخت کار کنی، یک روز خودت صاحب شرکت میلیارد دلاری میشوی.» آنها میگویند راه نجات، تبدیل شدن به بخشی از سیستم است؛ جانی میگوید باید از ماتریکس خارج شد و کل سیستم را باید منفجر کرد. حقیقت احتمالاً جایی وسط این دو قرار دارد، اما هیچکدام علاقهای به آن ندارند.
مشکل اینجاست که اگر تمام شخصیتتان فقط بر پایه مخالفت کردن شکل بگیرد، کمکم دیگر کسی نمیداند واقعاً با چه چیزی موافق هستید. هر بحثی را به میدان جنگ تبدیل میکنید و هر گفتوگویی بعد از چند دقیقه به اینجا میرسد که چرا دنیا از اساس مشکل دارد.
در پایان روز، تنها کسی که با تمام حرفهایتان موافق است، خود جانی سیلورهند است؛ آن هم چون اگر زنده بود، احتمالاً وسط حرف شما میپرید تا ثابت کنید حتی بهتر از خودتان بلد است با دنیا مخالفت کند.
مثل کازوما کیریو باشید؛ هرگز دستِ به”زن” نداشته باشید!

اگر این روزها چند دقیقه در اینترنت بچرخید، احتمالاً به دهها ویدیو با عنوان «مرد واقعی چه ویژگیهایی دارد؟» برخورد میکنید. یکی میگوید صبح ساعت ۴ بیدار شوید، یکی دیگر قسم میخورد دوش آب یخ راز موفقیت است و نفر بعدی هم میخواهد با فروش یک دوره ۲ میلیون تومنی، مردانگی را به شما آموزش بدهد. در همین حین، کازوما کیریو بدون اینکه حتی یک پادکست درباره آلفا بودن شنیده باشد، سالهاست همان کاری را انجام میدهد که به نظرش درست است.
یکی از مهمترین قوانین کیریو ساده است؛ هرگز به زنان آسیب نمیزند. شاید عجیب به نظر برسد، اما در دنیای بازیهای Yakuza این قانون تقریباً به اندازه نفس کشیدن جدی و مهم است. اگر قرار باشد بین کتک زدن یک زن و درگیر شدن با سی نفر از اعضای یاکوزا یکی را انتخاب کند، بدون لحظهای تردید گزینه دوم را انتخاب میکند.
البته این به معنی آرام بودن زندگی او نیست. برعکس، انگار هر ۵ دقیقه یک گروه از یاکوزاها تصمیم میگیرند شانس خودشان را امتحان کنند. نتیجه هم تقریباً همیشه یکسان است؛ چند دقیقه بعد همه روی زمین افتادهاند و کیریو در حالی که کت و شلوارش از بیشتر NPCهای بازی مرتبتر است، مسیرش را ادامه میدهد.
جالبتر اینکه بعد از چنین درگیریهایی، زندگی برای کیریو کاملاً عادی ادامه پیدا میکند. ممکن است ۱۰ دقیقه پیش با چند نفر وسط خیابان مبارزه کرده باشد، اما حالا با جدیت مشغول مسابقه ماشین کنترلی است، در کارائوکه آهنگ میخواند یا برای کمک به یک غریبه وارد یکی از عجیبترین سایدکوئستهای تاریخ بازیهای ویدیویی میشود. برای او اینها هیچ تناقضی ندارند؛ فقط یک سهشنبه معمولی هستند.
اینترنت اسم این سبک زندگی را «مردانگی سمی» میگذارد و زیرش هزاران تحلیل درباره «مرد واقعی» مینویسد. اما اعضای یاکوزا احتمالاً فقط با دیدن کیریو چان زیر لب میگویند: «باز این آقا آمد… امروز هم قرار نیست سالم به خانه برگردیم.»
مثل لیان کندی باشید؛ هر نخی دادند شما نگیرید!

در تمام ویدیوهای مربوط به مردان آلفا، یک جمله تقریباً همیشه تکرار میشود؛ «روی هدفت تمرکز کن. زنها نباید حواست را از ماموریت پرت کنند.» اگر واقعاً قرار باشد برای این طرز فکر یک نماینده انتخاب کنیم، لیان اس. کندی یکی از بهترین گزینههاست. در Resident Evil 4، اشلی تقریباً هر کاری میکند تا به لیان بفهماند به او علاقه دارد. او نگرانش میشود، از او تعریف میکند و حتی در پایان بازی، خیلی محترمانه پیشنهاد میدهد بعد از تمام شدن ماموریت، کمی بیشتر با هم وقت بگذرانند. جالب اینجاست که در نسخه ریمیک هم لیان انگار به شکل حرفهای تمام این نشانهها را نادیده میگیرد. سکانس پایانی تقریباً اینطور پیش میرود:
اشلی:
میدونی… اگه بخوای، میتونم یه صحبتی با بابام بکنم تا به تیم محافظت از من منتقلت کنن.
لیان:
نیازی به من نداری. ثابت کردی از پس خودت برمیای… البته بد نیست یه دوره آموزش استفاده ایمن از چاقو هم ببینی. حالا بیا، بریم خونه.
Son 😭😭😭😭😭
نه اینکه لیان مخالفت کند؛ نه. فقط آنقدر حرفهای موضوع را عوض میکند که انگار اصلاً چنین جملهای نشنیده است. اگر مسابقات جهانی «نادیده گرفتن نخ دادن» برگزار شود، احتمالاً لیان بدون حتی متوجه شدن برنده مدال طلا خواهد شد.
بنابراین اگر میخواهید یک مرد آلفای واقعی باشید، از لیان الگو بگیرید. هر نوع ابراز علاقه را با موفقیت نادیده بگیرید و اگر طرف مقابل لبخند زد، احتمالاً فقط از روی ادب بوده است. اگر از شما تعریف کرد، حتماً منظورش نفر کناری بوده. اگر هم مستقیم گفت «ازت خوشم میاد»، آنقدر خودتان را به نفهمیدن بزنید که حتی زامبیهای Resident Evil هم از قدرت داج کردنتان تعجب کنند.
اصلاً ماموریت مهمتر است. دنیا در آستانه نابودی است و شما وقت ندارید وارد چنین بازیهای ذهنی شوید. شاید هم اشلی فقط میخواست درباره وضعیت آبوهوا صحبت کند و شما درست متوجه نشدهاید؛ هیچوقت نمیشود از چیزی که دقیقاً زنان در مورد آن حرف میزنند، مطمئن بود.
البته اینترنت اسم این رفتار را تمرکز روی اهداف یا «سیگما بودن» گذاشته است. اما اگر این روش را در دنیای واقعی اجرا کنید، احتمال زیادی وجود دارد که چند سال بعد، دوستانتان مجبور شوند تمام خاطراتشان را با جملهی معروف «این داداش، اصلاً متوجه نشد…» تعریف کنند.
مثل گرالت باشید؛ به هیچ چیز نه نگویید!

اگر قرار باشد جایزه شلوغترین زندگی عاطفی تاریخ بازیهای ویدیویی را بدهند، گرالت اهل ریویا احتمالاً یکی از نامزدهای اصلی است. کافی است چند ساعت در دنیای The Witcher بچرخید تا متوجه شوید این مرد تقریباً به هیچ پیشنهاد عاشقانهای با قاطعیت «نه» نمیگوید. ظاهراً شکار هیولا تنها شغل تماموقت او نیست.
اگر میخواهید مثل گرالت باشید، اولین قانون این است که همیشه در دسترس به نظر برسید. مهم نیست تازه از مبارزه با یک هیولای چند متری برگشتهاید یا تمام زرهتان غرق خون است؛ اگر کسی از شما خوشش آمد، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.
البته این استراتژی یک مشکل کوچک دارد؛ خیلی زود باید اسامی، قرارها و تصمیمهایتان را روی کاغذ یادداشت کنید. مخصوصاً اگر فکر کنید میتوانید همزمان همه را راضی نگه دارید. اگر The Witcher چیزی به ما یاد داده باشد، این است که بعضی تصمیمها بالاخره یقهتان را میگیرند.
جالبتر اینکه اگر همین رفتار را امروز در اینترنت ببینید، احتمالاً یک نفر پیدا میشود و زیرش مینویسد: «قانون شماره ۲۷ مردان آلفا؛ هیچ فرصتی را از دست نده.» برادر من، این دیگر آلفا بودن نیست؛ این فقط مدیریت افتضاح روابط است.
نتیجه هم مشخص است؛ شاید چند قرار عاشقانه نصیبتان شود، اما اگر قرار باشد با همه همانطور رفتار کنید که گرالت با روابطش رفتار میکند، در نهایت تنها چیزی که جمع میکنید، چند پیام «دیگه بهم پیام نده» و یک لیست بلندبالا از افرادی است که حاضر نیستند دوباره شما را ببینند.
جمعبندی: این مطلب رو دوبار بخون، چون من…

اگر تا اینجای مقاله واقعاً تصمیم گرفتهاید از همه این شخصیتها الگوبرداری کنید، لطفاً قبل از هر کاری یک نفس عمیق بکشید. چون احتمالاً نه لازم است هر روز با سی نفر دعوا کنید و نه زندگیتان با تکرار کردن عبارت «I have a plan» ناگهان بهتر میشود.
حقیقت این است که جذابیت شخصیتهای بازیهای ویدیویی، از عضله، شمشیر، اخم دائمی یا راه رفتن اسلوموشن با موسیقی phonk نمیآید. چیزی که باعث میشود سالها بعد هم آنها را به خاطر داشته باشیم، داستانی است که پشتشان قرار دارد؛ اشتباههایی که مرتکب میشوند، مسئولیتی که میپذیرند، فداکاریهایی که انجام میدهند و مسیری که برای تبدیل شدن به انسان بهتری طی میکنند. اگر قرار بود فقط با اخم کردن، سیگار کشیدن یا گفتن چند دیالوگ خفن محبوب شوند، احتمالاً نصف شخصیتهای بازیهای ویدیویی تا امروز فراموش شده بودند.
اینترنت معمولاً مرد آلفا و جذاب را کسی میداند که همیشه اخمو باشد، کمتر حرف بزند، احساساتش را پنهان کند و طوری رفتار کند که انگار همه آدمهای دوروبرش فقط NPC هستند و تنها شخصیت قابلبازی این دنیا خودش است. اما اگر دقیقتر به شخصیتهای محبوب بازیهای ویدیویی نگاه کنیم، میبینیم دلیل محبوبیت آنها دقیقاً برعکس این تصور است.
کریتوس یاد میگیرد پدر بهتری باشد. دانته حتی در بدترین شرایط هم شوخطبعیاش را از دست نمیدهد. لیان کندی همیشه مسئولیت دیگران را به دوش میکشد. کازوما کیریو با وجود تمام خشونتی که دوروبرش جریان دارد، اصول اخلاقیاش را حفظ میکند. گرالت هم با وجود ظاهر سرد و آن زندگی عاطفیِ خیلی خیلی شلوغش، بارها ثابت میکند بیشتر از چیزی که نشان میدهد، به دیگران اهمیت میدهد. و داچ هم، خب، بهتر است فعلاً درباره او صحبت نکنیم.
پس اگر قرار است از کسی الگو بگیریم، بهتر است سراغ شخصیتهای بازیهای ویدیویی و ویژگیهای انسانی آنها برویم و نه دلقکهای اینستاگرامی که هر روز با چند عکس گرگ، بوگاتی و نقلقولهای تکراری، رویای مرد آلفا شدن را به مردم میفروشند.
منبع: gamefa.com


