۱۰ بازی ویدیویی که هویت شرورانه شخصیت اصلی را در پایان فاش میکنند
برخی از بهترین بازیهای ویدیویی تاریخ، تاریکترین پیچشهای داستانی را دارند. در پایان این نوع بازیها مشخص میشود بازیکن در تمام مدت، یک شخصیت منفی بوده است.
در کتابها، سریالها و فیلمهای سینمایی، جذابترین بخش داستان معمولاً همان لحظاتی است که یک چرخش ناگهانی و غافلگیرکننده، تمام تصورات مخاطب را نسبت به اتفاقات قبلی تغییر میدهد. دنیای بازیهای ویدیویی نیز سرشار از چنین لحظات هیجانانگیزی است.
بسیاری از بزرگترین غافلگیریهای دنیای بازیهای ویدیویی در اواخر یا اواسط مراحل رخ میدهند؛ جایی که بازی با یک افشاگری شوکآور به پایان میرسد و مشخص میشود که شما در نقش شرور داستان بودید.
در ادامه به معرفی ۱۰ بازی میپردازیم که در لحظات پایانی داستان، هویت واقعی شخصیت بازیکن را به عنوان یک شرور فاش میکنند که سالها پس از تجربه بازی، همچنان در ذهن مخاطب تکاندهنده باقی میمانند.
هشدار اسپویل
۱۰. Star Wars: Knights of the Old Republic

استودیوی BioWare با ساخت آثار بزرگی مانند سری Mass Effect و Dragon Age به شهرت بالایی دست یافت، اما میتوان ادعا کرد که برترین اثر آنها در سبک نقشآفرینی، Star Wars: Knights of the Old Republic است. داستان این بازی تقریباً ۴۰۰۰ سال پیش از وقایع فیلمهای جنگ ستارگان روایت میشود و روی جنگ داخلی جدایها به رهبری Darth Revan و Darth Malak تمرکز دارد.
بخش اعظم بازی بر محور شخصیتی میچرخد که یک جدای دچار فراموشی است. او به همراه متحدانش با نیروهای دارث مالاک میجنگند و در همین مسیر، درباره گذشته مالاک و ریوان (که هر دو زمانی جدای بودند و سپس به سرداران Sith تبدیل شدند) اطلاعات کسب میکنند. اما در اواخر بازی، حقیقتی تکاندهنده فاش میشود: شخصیت اصلی بازی، در واقع همان دارث ریوان است. او از سوءقصد مالاک جان سالم به در برد، اما حافظهاش توسط جدایها پاک شد.
از آنجایی که این بازی یک اثر نقشآفرینی است، بازیکنان حتی پس از افشای هویت ریوان همچنان میتوانند مانند یک جدای قهرمان عمل کنند. با این حال، این امکان وجود دارد که بازیکنان تاریکیِ گذشته ریوان را بپذیرند، مالاک را شکست دهند و با بازپسگیری کنترل ناوگان Sith، جمهوری کهکشانی را نابود کرده و با قدرت ایستگاه فضایی باستانی Star Forge، بر تمام کهکشان تسلط یابند.
۹. Call of Duty: Black Ops

سری Call of Duty بهطور کلی به داشتن روایتهای عمیق و تاملبرانگیز شناخته نمیشود، اما Call of Duty: Black Ops یک استثنا است. بازی حول محور ذهن متلاطم و تکهتکه شده الکس میسن، مامور سازمان سیا در دهه ۱۹۶۰ میچرخد. میسن پس از حمله به خلیج خوکها در کوبا، توسط اتحاد جماهیر شوروی اسیر و به منطقهای به نام Vorkuta تبعید میشود. او با کمک ویکتور رزناف، گروهبان سابق ارتش سرخ، فرار میکند و سپس در ماموریتهایی مختلف در سراسر جهان اعزام میگردد تا هدف خود، یعنی حذف ژنرال نیکیتا دراگوویچ، سرهنگ لف کراوچنکو و دانشمندی به نام فردریش اشتاینر را محقق کند.
اما در پایان بازی، حقیقتی تکاندهنده فاش خواهد شد. میسن توسط دراگوویچ و رزناف شستوشوی مغزی داده شده بود تا به عنوان یک ابزار برای ترور کراوچنکو و اشتاینر مورد استفاده قرار گیرد. بازی در حالی به پایان میرسد که گویا میسن توانسته بر برنامهریزیهای شوروی غلبه کند، اما درست در لحظات پایانی، افشای تکاندهندهای صورت میگیرد که نشان میدهد میسن در واقع عامل ترور جان اف. کندی، رئیسجمهور آمریکا بوده است.
۸. Castlevania: Lords of Shadow

سری Castlevania یکی از قدیمیترین و ماندگارترین مجموعههای تاریخ بازیهای ویدیویی به شمار میآید که از اواخر دهه ۸۰ میلادی تاکنون، بیش از ۴۰ عنوان را روانه بازار کرده. یکی از آثار کمتر دیده شده در این مجموعه، بازی اکشن-ماجراجویی سوم شخص Castlevania: Lords of Shadow است.
این بازی که اولین اثر از یک ریبوت در دنیای Castlevania بود، بازیکنان را در نقش فردی به نام گابریل بلمونت در قرن یازدهم قرار میدهد. او برای شکست دادن اربابان سایه (Lords of Shadow) و در نهایت رویارویی با شیطان عزم سفر میکند. با این حال، داستان این شخصیت در بخش اصلی بازی به پایان نمیرسد.
در بستههای الحاقی با نامهای Reverie و Resurrection، بلمونت برای شکست دادن موجود اهریمنی موسوم به Forgotten One، مجبور میشود تا ماهیت یک خونآشام را بپذیرد. در پایان این DLCها، مشخص میشود که بلمونت در برابر ماهیت تاریک و خونآشام خود تسلیم شده و به همان دراکولای شرور تبدیل میشود که قرار است برای قرنها، انسانها را شکار و از خون آنها تغذیه کند.
۷. The Last of Us

در The Last of Us، داستان عمدتاً حول محور فردی به نام جول میلر میچرخد که به همراه دختری به نام الی، سفری را در کشور آغاز میکند. هدف آنها رسیدن به گروهی به نام فایرفلایز است تا با کمکشان، واکسنی برای مقابله با عفونت قارچی بسازند.
در طول این سفر، جول به تدریج الی را به عنوان دخترخوانده خود میپذیرد و پیوند عاطفی عمیقی با او برقرار میکند. همین دلبستگی است که باعث میشود جول در پایان با حمله به مرکز عملیاتی فایرفلایز، الی را از آنجا خارج کند. این تصمیم، دنیا را از دریافت درمان محروم کرد و در نهایت باعث شد تا الی زندگی تلخی را تجربه کند و بازماندگان گروه فایرفلایز اقدام به انتقامجویی از جول کنند.
۶. Spec Ops: The Line

هنگامی که شرکت 2K و استودیوی Yager Development در سال ۲۰۱۲ بازی Spec Ops: The Line را روانه بازار کردند، بسیاری متصور بودند با یکی دیگر از شوترهای نظامی معمولی و تکراری روبهرو هستند که در نسل هفتم کنسولها بسیار رایج بود. اما در نهایت مشخص شد که این بازی بسیار پیچیدهتر و جدیتر از تمامی رقبای شوتر خود است.
داستان بازی با اعزام یک تیم کوچک از نیروهای ویژه دلتا فورس به شهر دبی آغاز میشود؛ جایی که شهر توسط طوفانهای شن محاصره شده و یک گردان شورشی از ارتش آمریکا به رهبری سرهنگ John Konrad در آنجا حضور دارند. نیروهای دلتا فورس در سطح شهر میجنگند و در این مسیر، ناخواسته دهها غیرنظامی را به کشتن میدهند.
در پایان بازی، حقیقتی تکاندهنده فاش میشود: شخصیت اصلی بازی یعنی کاپیتان مارتین واکر، در تمام این مدت دچار جنون شده بود و تنها از جنازه Konrad به عنوان بهانهای استفاده میکرد تا اقدامات وحشیانه و تکاندهنده خود را توجیه کند.
۵. Prototype

امروزه اکتیویژن بیشتر به دلیل Call of Duty شناخته میشود، اما این شرکت در اواخر دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰، طیف گستردهای از بازیها را منتشر میکرد که یکی از بهترین آثار با پایانبندی غافلگیرکننده، Prototype بود.
داستان Prototype با شخصیت الکس مرسر آغاز میشود. او مردی است که دچار فراموشی شده و با تکیه بر تواناییهای مرگبار تغییر شکل، در شهر نیویورک به مبارزه با سربازان گروهی موسوم به Black Watch و غیرنظامیانی میپردازد که توسط ویروس Black Light جهش یافتهاند و قصد دارد حقیقت گذشته خود را کشف کند.
با این حال، در پایان بازی فاش میشود که مرسر در واقع همان دانشمندی بود که ویروس Black Light را خلق کرد. او برخلاف آنچه به نظر میرسید، به دنبال نابودی کامل ویروس نبود، بلکه قصد دارد آن را تکامل ببخشد و تمام جهان را به آن آلوده کند. در نهایت، این اتفاق او را به شرور اصلی بازی Prototype 2 تبدیل میکند.
۴. Shadow of the Colossus

یکی از مشهورترین بازیهایی که بازیکن تا لحظات پایانی متوجه نقش منفی خود نمیشود، عنوان Shadow of the Colossus است.
بازیکن در نقش مرد جوانی به نام واندر قرار میگیرد که به Forbidden Lands سفر میکند. در آنجا موجودی تحت نام دورمین به او میگوید که برای زنده کردن معشوقهاش، باید ۱۶ غول عظیمالجثه را نابود کند.
اما این داستان یک روایت ساده از نجات نیست؛ زیرا غولها در واقع موجوداتی صلحطلب هستند که از Forbidden Lands محافظت میکند. با هر قتل، دورمین بیشتر بر بدن واندر مسلط میشود تا اینکه در نهایت پس از مرگ واندر و رستاخیز تراژیک مونو، تسلط کامل او بر جهان کامل خواهد شد.
۳. BioShock Infinite

سری BioShock یکی از مشهورترین آثار در زمینه پیچشهای داستانی است. اگرچه افشای عبارت “Would you kindly” در نسخه اول نمادینترین لحظه این مجموعه بود، اما پایان BioShock Infinite، شوکهکنندهترین و پیچیدهترین آنها به شمار میآید.
داستان بازی با کاراکتری به نام بوکر آغاز میشود که به شهر معلق کلمبیا سفر میکند تا دختری به نام الیزابت را بدزدد و از این طریق بدهیهای خود را تسویه کند. اما او بهسرعت درگیر جنگ داخلی علیه بنیانگذار شهر به نام زاکاری کامستاک میشود و به کمک قدرت ماوراءطبیعی الیزابت در ایجاد شکافها، سفری به بعدهای موازی را آغاز میکند.
پس از مرگ کامستاک، الیزابت حقیقتی تکاندهنده را به زبان میآورد. بوکر در واقع نسخه جوانترِ کامستاک است و در تمام دنیاهای موازی باعث جنگ و ویرانی میشود. این حقیقت، الیزابت را مجبور میکند تا بوکر را در ابتدای زندگیاش غرق کند تا هرگز فرصت تبدیل شدن به کامستاک و تکرار آن مسیر تاریک را نداشته باشد.
۲. Braid

در نگاه اول، این اثر شاید مانند یک بازی مستقل دوبعدی ساده به نظر برسد، اما هرچه شما پیشتر میروید و گرههای داستان گیجکننده آن را باز میکنید، متوجه میشوید بسیار عمیقتر و تراژیکتر از اکثر عناوین دوبعدی است.
Braid بازیکن را در نقش مردی به نام Tim قرار میدهد که در میان دنیاهای مختلف سفر میکند تا با استفاده از قدرتهای دستکاری زمان، شاهدختی را از چنگال یک هیولا نجات دهد و گذشتهی پرتلاطم خود را اصلاح کند.
اما در مرحله نهایی بازی مشخص میشود که Tim در واقع همان هیولایی است که پرنسس در تمام این مدت سعی داشته از او فرار کند. آنچه به عنوان نجات به نظر میرسید، در واقع بازگشت به رابطهای آزارگرانه بود که در گذشته میان آن دو وجود داشت.
۱. Silent Hill 2

داستان بازی در شهر مهآلود سایلنت هیل روایت میشود. بازیکن در نقش فردی به نام جیمز ساندرلند قرار میگیرد که پس از دریافت نامهای از همسر مرحومش به نام مری، به این شهر میآید تا او را پیدا کند. جیمز متوجه میشود که شهر توسط هیولاهای عجیب و غریب تسخیر شده است.
اگرچه Silent Hill 2 پایانهای متعددی دارد، اما همگی به یک نتیجه ختم میشوند. در پایان مشخص خواهد شد که جیمز همسرش را به قتل رسانده است و تمام هیولاهایی که در شهر میبیند، چیزی جز توهمات ناشی از احساس گناه او برای کشتن مری نیستند.
منبع: gamefa.com