نقد و بررسی بازی Stupid Never Dies | موبوگیم
Stupid Never Dies یک اکشن روگلایک توسط تیمی از اعضای سابق کپکام است که نشان میدهد داشتن گروهی مستعد و حتی یک ایده جالب نمیتواند ضامن موفقیت باشد. البته بازی را نباید با آثار بزرگ که بودجه کلانی دارند مقایسه کرد. قیمت این عنوان پنجاه دلار است و روند تولید آن هم تنها سه سال به طول انجامیده. چنین محصولی را میتوان در رده AA قرار داد، اما بههرحال، ایرادات آن را هم نمیتوان نادیده گرفت.
وقتی Stupid Never Dies را تجربه میکردم، هم از تصمیمات سازندگان در قبال بازی حرص میخوردم و هم میدیدم که مواد اولیه مورد نیاز برای خلق یک عنوان قابل تحسین در آن حضور دارند! مشخصا توسعهدهنده میدانسته چطور یک اکشن قابل قبول تولید کند، اما نتوانسته آن را چندین ساعت به درستی بسط دهد! بیایید ابتدا به داستان بپردازیم که انگیزه اصلی خیلی از گیمرها برای شروع و ادامه یک بازی است.
ایراد اصلی در این بخش، احمقانه بودن آن و ارائه دنیایی است که نمیتوان به آن اهمیت داد. در واقع، به شکل واضحی سعی شده با امکاناتی محدود، دنیایی با پسزمینهای مشخص طراحی شود. سیاره زمین توسط زامبیها و هیولاها فتح شده و درصد کمی از انسانها زنده ماندهاند. شخصیت اصلی بازی، دیوی، یک زامبی وا رفته و جوان است که خیلی اتفاقی از یک پاساژ سر در میآورد. او آنجا عاشق دختری یخزده در یخچال میشود و حالا میخواهد او را نجات دهد. هر مرحله هم با کشیده شدن او درون یک توالت آغاز میشود!
بازی در حالی سعی میکند قصه تعریف کند که یک درصد هم خودش را جدی نمیگیرد. نه شخصیتها معقول و قابل فهم هستند و نه حتی ظاهر آنها و کارهایی که انجام میدهند قابل باور است. به طور کلی حماقت از سر و روی بازی میبارد. چرا وقتی نویسنده و توسعهدهنده اثر خودشان را جدی نمیگیرند، ما باید محصول آنها را مهم بپنداریم؟ متوجهم که طنز و شوخی با مضامین مختلف و حتی وجود شخصیتهای عجیب و غریب میتوانند از عوامل جذابیت یک بازی باشند. اما در هر صورت ناظری هم باید وجود داشته باشد که جلوی زیادهروی نویسنده را بگیرد و به او بگوید: «بس کن».

به طور کلی حماقت از سر و روی بازی میبارد. چرا وقتی نویسنده و توسعهدهنده اثر خودشان را جدی نمیگیرند، ما باید محصول آنها را مهم بپنداریم؟
بههرحال داستان با وجود برخی کاتسینهای قابلقبول و همچنین صداپیشگی خیلی خوب، فاقد هرگونه اهمیت و جذابیت است و حتی طنز آن هم ذرهای خنده بر لب نمیآورد. این قصه از دل برخی انیمههای بیارزشی بیرون آمده که در ژاپن بهصورت فلهای پخش میشوند. در مورد گیمپلی نیز، میتوانیم مخلص کلام را در دو بخش بیان کنیم. نخست مبارزات تکراری، دوم طراحی مراحل خام.
مبارزات تنبهتن بخش مهمی از این اثر محسوب میشوند. اکشن تا حد زیادی استاندارد بوده، اما اصلا مهارتمحور نیست. این بازی بر نبردهای تهاجمی و سریع تمرکز دارد. ازاینرو، برخی از ویژگیهای مرسوم در عناوین مشابه در آن غایب هستند. اینجا نمیتوان بهصورت سنتی جاخالی داد، دفاع گرفت و از ضربات دشمن در امان ماند. در عوض، فقط یک قابلیت Parry وجود دارد که با حرکت Dash ترکیب شده است.
اگر ضربات دشمن Parry شوند، ضد حملههای قدرتمندی را پس از آن میتوان اجرا کرد. از سویی دیگر، هر بار پری کردن مقداری از سلامتی شما میکاهد. همچنین بازی قابلیت قفل کردن هدف روی دشمن ندارد. صرفا جهت را انتخاب میکنید و ضربه میزنید. به علت پرهرجومرج بودن صحنهها، این مسئله لزوما بد نیست. اما خیلی مواقع هم پیش میآید که بهجای دشمن به هوا حمله کنید یا Parry اشتباه انجام دهید، بهخصوص در نبرد با نیروهای پرنده دشمن.
در مجموع، نوعی سادهسازی در کلیت بازی به چشم میخورد. برای نبرد تنبهتن هم از کمبوهای متنوع خبری نیست. شما فقط ضربات سبک و سنگین و البته قدرتهای ویژه دارید. اینجا بهجای اجرای کمبوهای زیبا تاکید بر انتخاب استایلها و اجرای قدرتهای آنان است. قهرمان بازی یک زامبی بوده و میتواند دشمنانش را در یک حرکت سریع بخورد.
خوردن دشمن به شما امتیاز تجربه و سلامتی بیشتر میدهد. اما خوردن دشمنهای ویژه مثل باسها، موجب کسب قدرتهایشان میشود. با این کار، دیوی میتواند به شکل دشمنان بدل شود و از تواناییهای آنها بهره ببرد. در کلِ بازی ده استایل خاص وجود دارند که البته به درجات مختلف سطح بندی میشوند. شما میتوانید غیر از حالت عادی دیوی، دو استایل هم به همراه داشته باشید و با شکست دشمنان دیگر، استایلهای آنها را با موجودی فعلیتان عوض کنید. پیشرفت در بازی بسیار به کسب استایلهای قویتر و انتخاب مناسب آنها بستگی دارد. تعویض بین این موارد هم خیلی سریع انجام میشود و میتوانید اجرای ضربه ویژه هر استایل را با دیگری ترکیب کنید.

در کنار استایلها، عامل دیگری که تاثیر بهسزایی بر قدرت دیوی دارد، انتخاب مهارت است. شما با زدن دشمنان بهتدریج Level خود را بالاتر میبرید و با هر چهار عدد افزایش، میتوانید بین سه مهارت شانسی، یکی را انتخاب کنید تا موقتا شخصیت شما ارتقا پیدا کند. با توجه به سبک بازی، وقتی شکست بخورید یا به هر دلیلی یک دور جهش به سیاهچال را تمام کنید، همه مهارتها را از دست میدهید.
در مجموع، مبارزات بازی در ابتدا سرگرمکننده هستند و کسب تدریجی استایلهای بیشتر و مهارتهای بهتر، نبردها را برای سه یا چهار ساعت سرگرمکننده باقی نگه میدارند. اما در نهایت به علت تنوع پایین و تکراری شدن استفاده از استایلها، نبردها از کاری سرگرمکننده به دکمه زدن ملالآور بدل میگردند. بهویژه موجوداتی که دیوی به آنها تبدیل میشوند، همهشان خوشدست، روان و کارآمد نیستند. شما احتمالا به سه یا چهارتا از آنها وابسته میشوید و باقی بازی را با همانها انجام خواهید داد.
ساختار روگلایک بازی هم که امروزه پرطرفدار است، نمیتواند ناجی اثر باشد. Stupid Never Dies پر از سیستمهای مختلف است که روی هم سوار میشوند تا یک روگلایک عمیق و پر جزئیات را ارائه دهند. بازی بدین صورت است که شما یک دور را شروع میکنید. دیوی در لایههای زیرِ زمین و طبقات تشکیل دهنده آنها پایین میرود و دشمنان ریزودرشت را از پای در میآورد. هرقدر هم در لایههای زمین پایینتر بروید، بازی سختتر میشود. آیتمهایی که با فائق آمدن بر دشمنان جمعآوری میکنید، در صورت تکمیل یک ماموریت، همراه شما باقی میمانند و آنها را به پایگاه خود میآورید.
پایگاه یک پاساژ متشکل از چند غرفه است که دوستانتان در آنها فعالیت میکنند. از یکی میتوانید مهارتهای جدید بخرید، دیگری برایتان قطعات ارتقای دست، پا و سر فراهم میسازد. دیگری با دریافت هدیه، ارتقای صفات شخصیت اصلی را باعث میشود و موارد مشابه دیگر. تعداد این ارتقاها زیاد است؛ اما سروکله زدن با آنها اصلا پیچیده نیست. با ورود به پاساژ میتوانید بهراحتی مربع را بزنید و جلوی فروشگاه مورد نظر ظاهر شوید و با امتیاز و آیتمهایی که به دست آوردهاید خرید کنید. تقریبا هر دفعه که با موفقیت از سیاهچاله خارج شوید چیزی برای ارتقای قهرمان بازی در اختیار خواهید داشت. در مجموع بهبود شخصیت بازی اصلا کار سختی نیست و ایراد مهمی نمیتواند به سیستمهای روگلایک آن گرفت.
ایراد اصلی طراحی مرحله و مأموریتهای بسیار ابتدایی و خام اثر است. در واقع، بازی طوری پیش میرود که فقط میخواهید زودتر تمام شود و از دستش خلاص شوید. ایرادات پیشرفت در مراحل از همان ابتدای کار خودنمایی میکنند. با ورود به بازی، با انبوهی از نکات آموزشی مواجه میشوید که یک ساعتی مانع شما میشوند. تا خیال کنید از شر نکات آموزشی و راهنمایی سیستمهای بازی راحت شدهاید، دوباره چیزی مانعتان میشود.
بازی تقریبا طراحی مرحله ندارد. هر طبقه و لایه باوجود تفاوتهای ظاهری از منظر ساختار شبیه دیگری است. فقط به لایههای انتهایی که نزدیک میشوید مقداری سطح سیاهچالها عمودی میشود. این بخشها هم به سکو بازی خاصی نیاز ندارند. کلیت بازی متشکل از یک سری راهرو است که به منطقههای بزرگتر ختم میشوند. تمام کاری که هم باید بکنید کشتن دشمنان مشخص شده است. البته سبک روگلایک در مجموع همین است؛ اما اینجا همه چیز زود تکراری میشود. بازیهای روگلایک هم میتوانند شامل خطرات محیطی، پازلها، سکوبازیهای جالب و کلی چیز دیگر باشند که به گیمپلی تنوع میبخشند. این موارد در این اثر غایب هستند.

بازی تقریبا طراحی مرحله ندارد. هر طبقه و لایه با وجود تفاوتهای ظاهری از منظر ساختار شبیه دیگری است.
بدبختانه توسعهدهنده با اعتمادبهنفس تمام، داستان فاقد اهمیتش را برای ساعتها کش داده تا بارها مجبور باشید در لایههای تکراری زمین پایین رفته و دشمنان تکراری را از پای در آورید. خوشبختانه هرقدر بازی را تکرار کنید سریعتر Level میگیرید و همچنین میتوانید لایهها را Skip کنید و به طبقات پایینتر شیرجه بزنید. اما این موارد تفاوتی در ملالآور شدن بازی ایجاد نمیکنند.
Stupid Never Dies اصلا آن چیزی نیست که از توسعهدهندگان باسابقه کپکام انتظار داشتیم. این اثری فاقد هرگونه جذابیت در بازار شلوغ فعلی صنعت بازی است. این عنوان نه حس کنجکاوی را بر میانگیزد، نه شخصیتی قابل همذاتپنداری دارد، نه کنترل شخصیتهایش روان و لذتبخش است، نه داستان احمقانهاش خندهدار است و کلی نه دیگر. حتی طرفداران دوآتشه آثار اکشن روگلایک هم احتمالا نخواهند توانست با این محصول ارتباط بگیرند.
نقد و بررسی موبوگیم
Stupid Never Dies
۴.۵
ضعیف
Stupid Never Dies هرگز نمیتواند توقعات را برآورده سازد. حتی اگر داستان بازی ارزش دنبال کردن داشت، مبارزات و مراحل خام و ملالآور، موانع بسیار بزرگی بر سر راه سرگرم ماندن مخاطب هستند.
نکات مثبت
- صداپیشگی خوب شخصیتهای بازی
نکات منفی
- سازوکار مبارزات سطحی است
- مراحل و دشمنان فاقد تنوع و جذابیت هستند
- داستان بازی زیادی احمقانه است و نمیتواند بامزه باشد
راهنمای بررسی و امتیازدهی موبوگیم
منبع: gamefa.com