بررسی فیلم The Punisher: One Last Kill | بازگشت خونین | موبوگیم
The Punisher: One Last Kill بازگشت یکی از محبوبترین شخصیتهای مارول در همان فرم خام و بافت سنتی است که طرفداران سالها انتظارش را میکشیدند.

پس از آنکه طرفداران سال ها منتظر بازگشت Daredevil و Punisher بودند و در سودای آن نشسته بودند، بالاخره انتظاراتشان برآورده شد، و این دو مجموعه دوستداشتنی با همان فرموبافت سنتی خود دوباره پایشان به تلویزیون باز شد.
در میان تمام سریالهای آبکی MCU با داستانهای ضعیف و اکشنهای آبکی در دهه اخیر، این سریال Daredevil و Punisher و پس از آن The Boys بود که جان تازهای به این ژانر بخشید، و ایده اکشن بزرگسالانه و البته با پلاتهای کار شده و فرمی ساختارشکن جواب داد و طرفداران بسیاری را دوباره توانست به پای تلویزیون بکشاند.
پس از کنسل شدن مجموعه Daredevil و Punisher و تمدید نشدن فصول بعدی آنها در عین ناباوری، و کشوقوسهای میان مارول و نتفلیکس بالاخره پس از سالها و با تلاش طرفداران سرسخت آنها و جمع آوری امضاهای الکترونیک و بحثوگفتگو در تالارهای گفتمان رسانهای و فشار برای بازگرداندن Daredevil و Punisher بالاخره تلاش طرفداران جواب داد و این دو سریال پرطرفدار از شبکه دیزنی پلاس به تلویزیون بازگشتند.

در سالهای اخیر چیزی که بیش از همه طرفداران را شیفته Punisher کرده بود بازی فوقالعاده فرانک کسل در این نقش است . از آن دسته بازیگرانی که میگویی برای فلان شخصیت ساخته شده است. تقریبا نزدیک به یک دهه است که از سکانس ترند و حمام خون راه انداختن فرانک کسل در زندان در سریال دردویل و کشیدن صورت بیلی روسو روی شیشههای شکسته در سریال Punisher گذشته است و حالا فرانک مثل همیشه تنها در دخمه تاریک خود نشسته و با مشکلات حاد پیتیاسدی سروکله میزند، که البته مشکلات روانی متأثر از ترومای او آنقدر جان گرفته و در حال حادتر شدن است که در این قسمت جدید ما نشانههای اسکیزوفرنی و هذیان هم در او میبینیم.
با توجه به سابقه تلویزیونی شخصیت Punisher انتظارات از آن بالاست. پس اکت همیشگی فرانک کسل، مضمون درگیرکننده و خشونت و اکشن خام لجام گسیختهای که ما از سریال دیدهایم جزو حداقل انتظارات ماست. چرا که بعد از سالها انتظار این حق طرفداران است که کمی هم که شده با فرانک کسل و مجموعه خاطره بازی کرده و از یک اکشن ناب با صحنههای نفسگیر و با همان فرم خشونت خام دوستداشتنی لذت ببرند.

فیلمنامه این ویژهبرنامه جدید توسط خود جان برنثال و کارگردان آن رینالدو مارکوس گرین نوشته شده. همچنین طبق گفته جان برنثال این ویژهبرنامه با کمک مشاوران و کهنه سربازان نظامی در پشت صحنه تهیه شده که او بتواند از تجربیات آنها و دردورنج دوران خدمت و پس از بازگشت به وطن را به خوبی به تصویر بکشد. اما The Punisher: One Last Kill تا چه حد موفق بوده است؟
در نگاه اول فرانک را میبینیم که تقریبا روی تمام تارگتهای قتل روی تابلوی اعلانات خود ضربدر کشیده و کارشان را تمام ساخته است. اما هنوز با مشکلات روانی پس از حادثه و ترومای کشتهشدن خانوادهاش دستوپنجه نرم میکند و مشکلات روانش در حال حادتر شدن است. در بسیاری از داستانها، اسطورهها و حتی گزارشهای واقعی، شخصیت یا فردی که تمام زندگی خود را صرف انتقام کرده است، پس از رسیدن به آن احساس آرامش کامل نمیکند. او هدف را از میان برده، اما هنوز باید با غم از دست دادن، معنای زندگی و زخمهای روانی خود روبهرو شود.

این دقیقا همان چیزی است که فرانک کسل چه در سریال و چه در این فیلم با آن درگیر است. و همین باعث شده این مضمون و بازی نمونهی جان برنثال به شخصیت Punisher عمق بدهد. The Punisher: One Last Kill را از این جهت دوست داشتم که یک مقدمهچینی جهتدار و بدون کلیشه بافی میکند. و درست در زمانبندی مناسب به سمت اکشن جامپ میکند. همان چیزی که فصل اول و دوم Punisher را از یک شخصیت بزن در روی اولد اسکول مثل جیسون استاتهام متمایز میکرد، همین پیچیدگی شخصیتی فرانک، دلیل او برای کشتار و قتل عام و جهت دادن به او در راه مجازات و انتقاماش بود.
و همین دلیلی بود که هر چند Punisher سریال بینقصی نبود اما همیشه پیرنگ قوی داشت. از درگیری فرانک کسل با ترومای جنگ و از دست دادن خانوادهاش در فصل اول ( که این مسئله در تمام فصول و قسمتهای پانیشر پابرجاست) و ماجرای خیانت برادر خانوادگیاش در حق او و خانوادهاش گرفته تا فصل دوم که با این واقعیت مواجه میشود که Punisher حالا بخشی از هویت او شده است و هر چقدر هم که سعی کند از آن فرار کند مانند آرامشی کوتاه از قبل از طوفان بالاخره در خانهاش را دوباره میزند.

هر چند در این ویژهبرنامه، ما آن جهتدهی و درگیر ساختن فرانک حول بازگشت او به قتلعامش را به مانند دو فصل اول سریال در اینجا نمیبینیم؛ اما با توجه به زمان کوتاه این ویژهبرنامه، و این مسئله که حتی از زمان معمول هر قسمت سریال آن کوتاهتر است، رسالت آن جهت آشنایی با ماجرا و مضمونی جدید و برنامهریزی برای آینده Punisher است. با این وجود آنتاگونیست داستان پیرزن زخمخورده از فرانک کسل که خانوادهاش توسط او سلاخی شده است، به اندازه کافی دارای جذابیت یک آنتاگونیست است که در آینده احتمالی Punisher هم نقشآفرین باشد و وبال گردن فرانک کسل بشود.
حالا پس از به قتل رسیدن نوچیها یکی از خانوادههای خلافکار و کنترلکننده محله سیسیل، این محل به هرجومرج و آشوب کشیده شده و خلاء قدرت در محل، آن را بسیار ناامن ساخته است. فرانک کسل که حالا تابلوی اعلاناتاش پس از قتل و کشار گستردهاش خالی مانده است درست در ساعت ۶:۴۷ یعنی همان ساعتی که پسر بانوی نوچیها رو قتل عام کرده بود توسط هر خلاف کار و تبهکار محله ناامن نوچیها تهدید میشود و جانش را در خطر میبیند. کاری که وینستون اسکات با جان ویک انجام داده بود و با فرستادن پیامی زنجیره گستردهای از خلافکارن زیرزمینی را ترغیب کرده و بر سرش جایزه گذاشته بود. حالا در اینجا همین اتفاق برای فرانک کسل افتاده است. اما در فرمی جمعوجورتر و نه به تنشزایی جان ویک.

آنتاگونیست داستان با اینکه در این ویژهبرنامه حضوری کوتاه دارد، اما از ابهت کافی برای آنتاگونیست بودن برخوردار است و با توجه به اکتینگ عالی بازیگر نقش، میتوان به ادامه حضور او در آینده فیلم یا سریال Punisher امیدوار بود.
مورد دیگری که باعث می شود این ویژهبرنامه جذاب و درگیرکننده باشد سبک فیلمبرداری و توجه آن به جزئیات است. در The Punisher: One Last Kill اگر به نوع فیلمبرداری و توجه به جزئیات آن بیشتر دقت کنیم در مییابیم که واقعا سازندگان سنگ تمام گذاشته اند. منظورم این است که برای مثال به صحنهای که فرانک در حین درگیری در متل، خون روی لنز دوربین میپاشد یا در زمانی که از اکشن استفاده شده و در این زمان چیدمان تصاویر تحسین برانگیزند، و یا چک کردن لحظهای خشاب اسلحه توسط فرانک و…. این دقت سازندگان را نشان میدهد و تلاش آنها رنگو بوی خاص همیشگی شخصیت Punisher را به این ویژهبرنامه کوتاه داده است.
نکته جالب درباره این ویژهبرنامه توجه خاص و وفادارنه سازندگان به ضد قهرمان بودن فرانک کسل است. فرانک تا لحظه آخر و پیش از جایی که واقعا مجبور به واکنش میشود هیچ واکنشی از خود نشان نمیدهد و آن اصالت خاکستری و ضد قهرمان بودن خود را کاملا حفظ کرده است. فرانک کسلی که با وجود خشونت صریح و عیانی که محله را فرا گرفته کَکَش هم نمیگزد، درست در لحظهای که جانش را در خطر میبیند و با خانوادههایی که دچار خشونت شدهاند پس از تکرار و تکرار این چرخه خشونت بالاخره دوباره همذات پنداری میکند، آن روی هیولاوارش دوباره بالا میآید و پس از نصف و اندی مقدمه چینی؛ در نیمه دوم فیلم دوباره در قالب Punisher به سلاخی تبهکارن روی میآورد.

مبارزات The Punisher: One Last Kill چه با سلاح گرم و چه با سلاح سرد زیبا کار شدهاند و این نشان از این دارد که دستاندرکاران در این زمینه هم درست مثل فیلمبرداری وقت گذاشتهاند و نتیجه کار گیراست. این قسمت دوباره نشان داد که به اصالت Punisher و ضد قهرمان بودن او بر اساس کمیک وفادار است و با وامگیری از پیچیدگیهای شخصیتی فرانک کسل یک دراما و همچنین همان اکشن خام و درگیرکننده سریال را ارائه میدهد. آنتاگونیست داستان با اینکه حضوری کوتاه دارد و جای کار دارد اما شگرد یک آنتاگونیست خوب را دارا میباشد و در آینده احتمالی Punisher میتواند نقشآفرینی کند.
جدا از اینکه، ایده و مضون این قسمت با توجه به رسالت این ویژهبرنامه و مقدمهچینی برای آینده Punisher، خوب از آب درآمده است و توانسته به مانند سریال درگیرکننده باشد. با اینکه The Punisher: One Last Kill یکی از بهترین فیلمهای اکشن چند وقت اخیر است و ارزش وقت گذاشتن دارد اما از نگاهی دیگر مسئلهای که باعث می شود نتوان The Punisher: One Last Kill را فیلمی بدون نقص تلقی کرد همین کوتاه بودن فیلم است. که داستان فیلم را بسیار فشرده کرده و با این که داستان، دیالوگها و تبادلات شخصیتها کوتاه است، اکشن نفسگیر ۲۵ دقیقه پایانی فیلم همان حسوطعم خوش اکشن خام و اولد اسکول فرانک کسل را به ما میچشاند و ما را به آیندهای روشن برای Punisher امیدوار نگه میدارد.
نمره نویسنده: ۸.۵/۱۰
منبع: gamefa.com
