انتقاد گوزن بزرگراه ؛ وقتی یک طلا به دام شعار افتاد
فیلم گوزن Abolfazl Saffari ، مانند نام آن ، یک داستان گوزن است که در نور قابل توجه چراغ های بزرگراه گردش می کند. این مطالعه با یک موضوع رو به بالا آغاز می شود ، اما سرانجام به دامانی تبدیل می شود که در آن هدف آن آشکار کردن قربانی است ، یعنی آشکار کردن فاصله از اغراق و واقعیت.
در زمانی که سینمای ایران با کمبود فیلم های اجتماعی قوی روبرو است ، ورودی و تأثیرات یک مطالعه در فضای سایبر بدون شک مهم است. پیش از این خود را در سینمای مستقل با آثاری مانند “از تهران به بهشت” و “یک کامیون غروب آفتاب” ثابت کرده بود. تاریخچه کارگردان در زمینه اسناد نیز تأثیر آن بر این کار را نشان می دهد. ظاهر واقع بینانه در بعضی از قسمت های فیلم مشخص است ، اما متأسفانه همچنان قربانی رویکرد شعار این فیلم می شود.
یک شروع امیدوار کننده ،
این فیلم می تواند در قسمت های اول مخاطب را فیلمبرداری کند. این سریال ها ، که من نه تنها بازی های اجتماعی امروز را توصیف کرده ام ، بلکه زمینه ای طبیعی را برای تشخیص شخصیت اصلی فراهم می کند. داستان فیلم در مورد عباس یک پیک حرکتی در یک داستان عجیب از Navid Purfraj است که مهارت های خارق العاده ای دارد. روشی که عباس درک مناسب فیلمساز را در مورد طبقه کارگر شهری نشان می دهد. چگونه مبتنی بر موتور ، سخنرانی با همکاران و غیره است.
رویارویی دنیای مجازی
اضطراب اصلی فیلم ، تأثیر فضای سایبر بر زندگی مردم عادی ، برخورد کمتر با سینمای ایران است. در دوره ای که اینستاگرام ، یوتیوب و سایر سیستم عامل ها به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی میلیون ها زندگی ایرانی تبدیل می شوند ، این پدیده نه تنها لازم است و نه تنها لازم است. مشکل اصلی از زمانی شروع می شود که صفری تصمیم می گیرد به جای تعمیق در لایه های پیچیده موضوع ، به بیانیه ای در مورد مضرات فضای سایبر برود. فیلمی که با ظرافت و رئالیسم آغاز می شود ناگهان به تاریکی شدید می رود و این دنیای پیچیده و همه کاره سایبر را به یک کابوس کاهش می دهد. این رویکرد همچنین یک مشکل جدی تر دارد. این فیلمساز فراموش کرد که مخاطبانش در این منطقه زندگی می کردند و هر روز با این امر کنار می آمدند. آنها نمی توانند روایتی اغراق آمیز و دور از واقعیت را بپذیرند ، زیرا تجربیات شخصی آنها از آنچه در این فیلم می بینند پیروی نمی کنند.
شخصیت ها در جستجوی عمق
یکی از تیراندازی های مهلک فیلم ، توصیف ناموفق است. در نقش صبا ، الناز شاکرودوست روند تبدیل از تمیز کردن معمولی به نویسنده وبلاگ حریص را طی می کند. نه تنها عدم انگیزه منطقی بلکه مراحل میانی نیز به درستی خراشیده نمی شود. Shakrodost که در آثار قبلی نشان داده شده است توسط سناریویی که توانایی ایجاد شخصیت های پیچیده را دارد و توانایی او را بهبود نمی بخشد. صبا در ابتدا به عنوان یک زن سطحی معرفی شد بدون اینکه سعی کند زوایای پنهان شخصیت خود را کشف کند. این دیدگاه سطحی تضمین می کند که مخاطب نمی تواند با انگیزه خود همدردی کند و نمی تواند تصمیمات آنها را درک کند.
در نقش رامین ، قاسمخانی همچنین نوع مافیای فضای سایبر را با کلیشه هایی نشان می دهد که سریال های اکشن دهه 1980 را بیشتر از واقعیت پیچیده دنیای بازاریابی دیجیتال امروز به یاد می آورد. این محیط کار عجیب چیزی بیش از یک کارآفرین است که رئیس سایبری مانند مافیای مواد مخدر را دریافت می کند. این انتخاب عدم درک کافی از واقعیت تجاری فیلمساز در زمینه سایبر را نشان می دهد. در دنیای واقعی ، بیشتر این افراد در دفاتر مدرن کار می کنند و در یک اتاق شبیه به محیط برای سازمان های مافیا کار نمی کنند.

روابط ریشه دار
Slash Spahbadi به عنوان Kianana و Saman Saffari به عنوان دوست عباس شخصیت هایی هستند که برای پر کردن سناریو برای خدمت به داستان اصلی ایجاد شده اند. رابطه عباس و کنانا ، یکی از محورهای عاطفی فیلم ، هرگز به درستی تعریف نشده است و مخاطب تا پایان فیلم ماهیت واقعی این رابطه را درک نمی کند. سامان سافاری همچنین در نقش دوست عباس حضور کاملاً تزئینی دارد. شخصیتی که باید نقش حمایتی و مشاور ایفا کند ، هرگز فرصتی برای رشد و پیشرفت نیست. تنها استثناء این است که عباس با بازی قابل قبول Purfraj حداقل این نقش را فراهم می کند. او توانست جنبه های مثبت شخصیت را نشان دهد ، اما حتی در بعضی از لحظات ، آنها در ضعف سناریو تضادهای اساسی دارند.
دنیای تناقض
یکی از عجیب ترین و مهمترین جنبه های فیلم تضاد داخلی عمیق است. اگرچه او باید فضای سایبر و دنیای سیاه را محکوم کند ، اما همان جهان را با چنین رنگ و راز فریبنده ای توصیف می کند که او نه تنها در مخاطب احساس نفرت می کند بلکه مایل به آزمایش است. اتومبیل های گران قیمت ، لباس های مارک دار و سبک زندگی وبلاگ نویسان در این فیلم چنان جذاب و غیرقابل دستیابی است که مخاطب می خواهد به جای ترس از این جهان وارد آن شود. این دوگانگی ، سردرگمی اساسی فیلمساز علیه موضوع را نشان می دهد.
علاوه بر این ، یک سؤال جدی تر وجود دارد ، چرا قربانیان این داستان ها از طبقات کلیدی کم جامعه هستند؟ چرا عباس باید موتوری شود و یک زن از خانواده فقیر باشد؟ آیا فضای سایبر فقط زیر کلاسهای جامعه را هدف قرار می دهد؟ یا آیا فیلمساز یک بخش کلاس رسمی دارد که فقرا همیشه قربانی می شوند و افراد ثروتمند همیشه شکارچی هستند؟ این دیدگاه کاملاً نادیده می گیرد که بیشتر موفق ترین وبلاگ نویسان ایرانی از طبقه متوسط و حتی زیر طبقه جامعه می آیند و می توانند از طریق خلاقیت و تلاش ، موقعیت اقتصادی خود را بهبود بخشند. البته این بدان معنا نیست که همه چیز در این زمینه مثبت است ، اما نادیده گرفتن جنبه های مثبت و تمرکز روی چیزهای منفی نه تنها ناعادلانه بلکه ناکارآمد است.

سناریویی با دوره عمیق
با این حال ، گسل های روایی شاید بزرگترین و مخرب ترین ضعف فیلم باشد. بسیاری از وقایع مهم بدون زمینه کافی اتفاق می افتد و مخاطب دائماً با سؤال اساسی که این امر ایجاد می شود روبرو می شود. این مشکل نه تنها در هر صحنه ، بلکه در کل ساختار داستان مشهود است. تکمیل فیلم نمونه دیگری از این مشکل روایی است. حل درگیری های اصلی داستان به حدی عجولانه و سطحی است که این پروژه حس نیمی از استفاده در مخاطب را تقویت می کند.
علی رغم همه انتقادات گوزن ، او نباید نکات مثبت و دوره هایی را که می توان گرفت نادیده گرفت. موضوع فیلم بدون شک ضروری و دیت است. تأثیر آن بر فضای سایبر و جامعه ایران موضوعی است که سینمای ما باید جدی تر شود. با این حال ، برای موفقیت در این راستا ، فیلمسازان باید از رویکرد شعار خودداری کنند و به یک تحلیل چند بعدی بروند. فضای سایبر نه کاملاً بد است و نه آن گل و همه چیز در شب. در مقابل ، این ابزاری است که بسته به نحوه استفاده می تواند نتایج مثبت یا منفی داشته باشد. سینمای موفق آینده در این زمینه باید بتواند پیچیدگی های این جهان را در نظر بگیرد و افرادی را با انگیزه های پیچیده و واقعی ایجاد کند ، نه قربانیان ناب ، نه شر مطلق ، نه شر مطلق.

در پایان گوزن ها ، با یک ایده طلا ، بازیگران با تجربه و مضامین مهم ، او می تواند به یکی از مهمترین آثار انتقاد اجتماعی سینمای معاصر ایران تبدیل شود. با این حال ، به جای تجزیه و تحلیل عمیق ، رویکرد شعار ، به جای کشف روح انسان و تاریکی بیش از حد به جای واقع گرایی ، آن را به یک مطالعه تبدیل کرده است که نه پیام منتقل نشده است و نه یک اثر سینمایی محکم. گوزن ها را می توان به عنوان نقطه عطف در سینمای اجتماعی ایران در نظر گرفت. نه به خاطر موفقیت او ، بلکه به دلیل راه دیگری. این فیلم ثابت می کند که داشتن ویژگی های خوب و بازیگران تضمین موفقیت نیست. نکته مهم این است که دیدگاه یک سناریوی مداوم است و در نهایت درک صحیح مخاطبی که در همان دنیایی که توسط فیلم ذکر شده است زندگی می کند.
نکات مثبت
- موضوع بالا
- شروع جذاب
- یک دیدگاه قطعی و واقع بینانه از برخی لحظه ها
- بازی Navid Purfraj
نکات منفی
- شعار
- خصوصیات سطح
- متناقض با پیام
- نه و پایان بد
هویت فیلم “گوزن بزرگراه”
مدیر: سافاری
نویسنده: Abolfazl Saffari ، Bagher Suroush
ریخته گری: الناز شاکرودوست ، نوید پورفاراج ، صدف اسپهبادی ، سامان سافاری ، سیاک ادیب ، بهنوش بختیاری ، پیمن غسمخانی
محصول: 13 ، ایران
خلاصه: داستان “بزرگراه گوزن” در مورد شخصیتی به نام عباس ، یک راننده پیک حرکتی است و به اشتباه به دنبال یک وبلاگ نویس مشهور است. بلاگر فکر می کند وقتی همه چیز به سرعت پوشیده می شود ، عباس تحقیر می کند.
انتقاد فیلم از “گوزن” دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوماً موضع Digikala Mag نیست.
منبع: دیجیکالا مگ
