معرفی و رتبه بندی تمامی فیلمهای ریدلی اسکات | بخش دوم | موبوگیم
۳۰ نوامبر ۱۹۳۷ میلادی (۹ آذر ۱۳۱۶ هجری خورشیدی) شاید در ظاهر یک عدد ساده به نظر بیاید اما تاریخی است که در دنیای سینما معنای ویژهای دارد؛ تاریخ تولد سِر ریدلی اسکات! کارگردان آثار ماندگار و جاودانهای چون «بیگانه»، «بلیدرانر»، «گلادیاتور» و کلی عنوان دیگر که بارها خودش و فیلمهایش نامزد و برندۀ اسکار شدند.
در مقالۀ «معرفی و رتبهبندی تمامی فیلمهای ریدلی اسکات» به تمامی ۳۰ فیلم سینمایی بلند ریدلی اسکات میپردازیم و آنها را معرفی و مختصری بررسی میکنیم. در بخش اول مقاله که به تازگی منتشر شد مختصری از بیوگرافی و نحوۀ ورود ریدلی اسکات به سینما گفتم و ۱۵ اثر او را معرفی و بررسی کردم که میتوانید در اینجا مطالعه کنید. برای جلوگیری از طولانیتر شدن مقاله و عدم تکرار مکررات میتوانید در بخش اول مطالب مربوط به این آثار را مطالعه کنید:
بیوگرافی فشرده و مختصری از نحوۀ ورود ریدلی اسکات به سینما، معرفی و بررسی فیلمهای «افسانه»، «هجرت: خدایان و پادشاهان»، «۱۴۹۲: فتح بهشت»، «مشاور»، «رابین هود»،، «طوفان سفید»، «خاندان گوچی»، «آخرین دوئل»، «یک سال خوب»، «گلادیاتور ۲»، «بیگانه: میثاق»، «جی. آی. جین»، «هانیبال» و «تمام پولهای جهان».

در ادامه به ۱۵ اثر برتر ریدلی اسکات میپردازم و آنها را از رتبۀ ۱۵ تا رتبۀ ۱ (بهترین فیلم) به شما معرفی میکنم. برای اینکه در ادامه بتوانید راحتتر و بهتر با این مقالۀ مفصل ارتباط برقرار کنید توضیح کوتاه زیر را مطالعه کنید.
هر فیلم در چهار قسمت معرفی میشود:
- شناسنامۀ فیلم – مشخصات مهم و کلی اثر با دقت کامل از سایتهای مختلف جمعآوری شده و خدمت شما عزیزان قرار گرفته است.
- سهخطی فیلم – برای آشنایی با داستان و فضای کلی اثر، خلاصۀ فشردۀ بدون اسپویل بخش ابتدایی داستان هر فیلم قرار داده شده است.
- نامزدیها و جوایز فیلم – برای اینکه بتوانید بهتر با عملکرد این فیلم در جشنوارههایی همچون کن، برلین، ونیز و … و همچنین جوایز شاخصی همچون اسکار، بفتا و گلدنگلوب آشنا شوید؛ این بخش هم گردآوری و ارائه شده است.
- معرفی-ریویوی کوتاه بر فیلم – این بخش اختصاصیترین و ویژهترین بخش مقاله محسوب میشود، چرا که بنده با دقت کامل و به تازگی هر اثر را حداقل یکبار تماشا کردم تا بتوانم در یادداشتی کوتاه نظر شخصی خودم را خدمت شما خوانندگان گرامی ارائه دهم.
لازم به ذکر است علاوه بر تمامی مطالب بالا، سعی شده بهترین و جذابترین عکسهای ممکن از پوستر تا پشت صحنه که کمتر دیده شده است در مقاله قرار بگیرد. برویم سراغ معرفی و رتبهبندی ۱۵ فیلم برتر سِر ریدلی اسکات از رتبۀ ۱۵ تا بهترین:

رتبۀ ۱۵: فیلم Someone to Watch Over Me (1987)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: تریلر، عاشقانه، جنایی
- بازیگران: تام برنگر، میمی راجرز، لورین براکو، جری اورباک، جان روبینشتاین و آندریاس کاتسولاس
- مدت زمان: ۱۰۶ دقیقه
- تهیهکنندگان: تیری دو گانه، هارولد اشنایدر
- بودجۀ فیلم: 13 میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: ۱۰ میلیون دلار
- نویسندگان: هوارد فرانکلین
- آهنگساز: مایکل کامن
- مدیر فیلمبرداری: استیون پوستر
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۶.۱ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۵۵%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ 67%
سهخطی فیلم:
مایک کیگان (تام برنگر)، کارآگاه پلیس نیویورک، مأمور محافظت از کلر گریگوری (میمی راجرز)، زنی ثروتمند و تنها یک قتل، میشود. کیگان که زندگی آرامی با همسر و فرزندش دارد، در طول مأموریت به تدریج مجذوب جذابیت و ظرافت کلر میشود و رابطهای عاشقانه و ممنوعه میان آنها شکل میگیرد. در حالی که قاتل در تعقیب کلر است، کیگان باید میان تعهد حرفهای، وفاداری به خانواده و احساسات تازهاش یکی را انتخاب کند.
نامزدیها و جوایز فیلم:
- نامزد جایزۀ بهترین فیلمبرداری از انجمن فیلمبرداران آمریکا

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
ریدلی اسکات پس از چند تجربه در ژانر علمی-تخیلی و فانتزی، به سراغ دنیای واقعیت بازگشت و فیلمی در ژانر جنایی و تریلر را کارگردانی کرد. «کسی برای مراقبت از من» جزو کمشناختهشدهترین آثار اسکات محسوب میشود و حتی به گوش بسیاری از طرفداران اسکات هم نخورده است. اما این بدان معنا نیست که با اثری کمکیفیت طرفیم بلکه با یکی از آثار خوب و جمعوجور اسکات طرفیم؛ حتی شاید جمعوجورترین اثرش! فیلمبرداری خوب فیلم در کنار طراحی صحنه و لباس و کارگردانی حسابشدۀ اسکات، فضاسازی فیلم را به بهترین شکل ممکن انجام میدهد؛ یک اثر جنایی-عاشقانه در دل محلۀ بروکلین نیویورک. اسکات به خوبی موفق شده کاراکترها را بسازد و بنابراین مخاطب در میانۀ دغدغههای کاراکتر اصلی قرار میگیرد. از یک سو مراقبت از زن و مقابله با جنایتکاری که قصد به قتل رسیدن شاهد را دارد (ماجرای جنایی – تنش بیرونی) و از سویی کشمکش درونی این مرد میان وجدان و هوسش و انتخاب میان زن پولداری که دلباختهش شده و از طرفی خانوادهای که همواره مأوای اصلی او محسوب میشود (ماجرای عاشقانه – تنش درونی). اثری پرتعلیق و خوشساخت که با وجود پیروی از کلیشهها و قواعد ژانری، کماکان دیدنی محسوب میشود.

رتبۀ ۱۴: فیلم Black Rain (1989)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: معمایی، تریلر، جنایی
- بازیگران: مایکل داگلاس، اندی گارسیا، کن تاکاکورا، کیت کپشا، یوساکو ماتسودا و تومیسابورو واکایاما
- مدت زمان: ۱۲۵ دقیقه
- تهیهکنندگان: استنلی آر. جافه، شری لنسینگ
- بودجۀ فیلم: ۳۰ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: ۱۳۴ میلیون دلار
- نویسندگان: کریگ بولوتین، وارن لوئیس
- آهنگساز: هانس زیمر
- مدیر فیلمبرداری: یان د بونت
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۶.۶ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۵۶%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ 52%
سهخطی فیلم:
دو کارآگاه پلیس نیویورک، نیک کانکلین (مایکل داگلاس) و چارلی وینسنت (اندی گارسیا)، پس از دستگیری یکی از اعضای یاکوزا به نام ساتو (یوساکو ماتسودا)، وظیفه دارند او را به ژاپن بازگردانند تا تحت پیگرد قانونی قرار گیرد. اما در اوزاکای ژاپن، ساتو با نیرنگ از چنگ آنها میگریزد و دو کارآگاه آمریکایی خود را در دنیای پیچیده و تاریک یاکوزا گرفتار میبینند. کانکلین که با بیاعتنایی و فرهنگ متفاوت پلیس ژاپن روبهرو شده، تصمیم میگیرد به هر قیمتی شده ساتو را دوباره دستگیر کند و عدالت را به سبک خودش برقرار سازد.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- نامزد ۲ جایزه اسکار (بهترین صداگذاری، بهترین تدوین صدا)

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
اسکات در انتهای دهۀ هشتاد میلادی دو اثر مشابه و ژانری ساخت. دو اثری که برخلاف «بیگانه» و «بلید رانر» نوآورانه و جریانساز نبودند و آثاری در تبعیت کامل از قواعد ژانری محسوب میشدند و شاید همین مهمترین دلیلی است که «کسی برای مراقبت از من» و «باران سیاه» انقدر مهجور ماندهاند. اما اسکات در هر دو اثر به شکلی درست و حرفهای از کلیشههای ژانر جنایی و تریلر بهره برده و دو اثر تماشایی ساخته است. «باران سیاه» از یک منظر دیگر هم نقطۀ عطف مهمی در کارنامۀ اسکات محسوب میشود چرا که این اولین همکاری میان او و آهنگساز افسانهای سینما، هانس زیمر است. افرادی که فیلم را تماشا کردهاند احتمالا همواره با شنیدن نام فیلم، یاد تیتراژ ابتدایی فیلم و موتورسواری مایکل داگلاس با موسیقی پرشور و جذاب زیمر میافتند که به بخشی از امضای فیلم تبدیل شده است. زوج مایکل داگلاس و اندی گارسیا جذاب درآمده و ماجراجوییهای این دو پلیس برای کشف حقیقت و پشت پردۀ جنایات از خیابانهای نیویورک تا توکیو مهیج و غیرقابل پیشبینی است. اثری که در گیشه هم بسیار موفق عمل کرد و همان طور که از عنوان فیلم بر میآید اشاراتی به تقابل آمریکا و ژاپن و خصوصا خاطرۀ وحشتناک بمباران اتمی هم دارد.

رتبۀ ۱۳: فیلم Body of Lies (2008)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: تریلر جاسوسی، درام
- بازیگران: لئوناردو دیکاپریو، راسل کرو، مارک استرانگ، گلشیفته فراهانی، اسکار آیزاک و علی سلیمان
- مدت زمان: ۱۲۸ دقیقه
- تهیهکنندگان: ریدلی اسکات، دونالد دی لاین
- بودجۀ فیلم: 70 میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: 120 میلیون دلار
- نویسندگان: ویلیام موناهان (فیلمنامه)؛ بر اساس رمان «یک مشت دروغ» نوشته دیوید ایگناتیوس
- آهنگساز: مارک استرایتنفلد
- مدیر فیلمبرداری: الکساندر ویت
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۰ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۵۷%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۵۴%
سهخطی فیلم:
راجر فریس (لئوناردو دیکاپریو)، مأمور سیا در خاورمیانه، مأموریت دارد رهبر یک شبکه تروریستی به نام «ال-سلیم» را دستگیر کند. او در این مسیر میان دو مرجع قدرت گرفتار شده است: از یک سو اد هافمن (راسل کرو)، رئیس دفتر سیا در واشنگتن که از راه دور عملیات را هدایت میکند و از سوی دیگر هانی سلام (مارک استرانگ)، رئیس اطلاعات اردن که قوانین و روشهای خاص خود را دارد. فریس که میان نیرنگهای آمریکاییها و مقامات محلی گرفتار شده، باید به کمک یک پرستار اردنی به نام عایشه (گلشیفته فراهانی) نقشهای مرگبار برای دستگیری ال-سلیم طراحی کند…
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- نامزد ۱ جایزه ساترن – بهترین فیلم اکشن/ماجراجویی/تریلر

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
«من و عموم مردم میدانیم، چیزی که تمام دانشآموزان یاد میگیردند این است: کسانی که اعمال شیطانی در حقشان انجام گرفته است، در پاسخ اعمالی شیطانی انجام میدهند. – ویستن هیو اودن». همین متن کوتاه ابتدایی فیلم «یک مشت دروغ» چکیدهای از آن چیزی است که ریدلی اسکات در این ۲ ساعت پرالتهاب و مهیج در خاورمیانه به بیننده ارائه میدهد. پس از گذشت چند سال از حملۀ آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و سپس حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی، با آشکار شدن هزینههای سرسامآور جنگ و ویرانیهای آن در خاورمیانه، سیل انتقادات به سمت کاخ سفید آغاز شد. «یک مشت دروغ» هم یکی از آثاری است که به اوضاع خاورمیانه، مأموران سیا و درگیری میان تکفیریها، مردم، جاسوسان و نیروهای آمریکایی میپردازد. «یک مشت دروغ» یک اکشن جاسوسی-سیاسی مهیج از اسکات است که از ریتم بسیار خوبی برخوردار است و مخاطب را به خوبی درگیر میکند. بخشی از این موفقیت بدون شک مدیون نقشآفرینیهای قدرتمند لئوناردو دیکاپریو، راسل کرو –در نقشی کاملا متفاوت و آنتی پاتیک-، مارک استرانگ و صدالبته گلشیفته فراهانی است. «یک مشت دروغ» بدون شک بهترین فیلم گلشیفته محسوب میشود؛ جایی که قرار است بار عاطفی فیلم را او در مقابل دیکاپریو به دوش بکشد و بسیار هم موفقیتآمیز و باورپذیر درآمده است. اسکات در این فیلم نسبت به سال تولید اثر، نگاهی بسیار جلوتر و متفاوتتر از پروپاگاندای هالیوود در آن سالها علیه خاورمیانه و مردمش دارد و همین –با تمامی کاستیها- یکی از بزرگترین نقاط قوت این فیلم موفق اسکات است.

رتبۀ ۱۲: فیلم Napoleon (2023)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: تاریخی، بیوگرافی، درام
- مدت زمان: ۱۵۸ دقیقه
- تهیهکنندگان: کوین جی. والش، مارک هوفام، واکین فینیکس و ریدلی اسکات
- نویسنده: دیوید اسکارپا
- بازیگران: واکین فینیکس، ونسا کربی و طاهر رحیم
- آهنگساز: مارتین فیپس
- مدیر فیلمبرداری: داریوش وولسکی
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۶.۳ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۶۴%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۵۹%
سهخطی فیلم:
ناپلئون بناپارت، سربازی جوان و جاهطلب در ارتش فرانسه، از خلال آشوبهای انقلاب فرانسه و با بهرهگیری از تاکتیکهای نظامی برتر، خود را به امپراتور فرانسه میرساند. فیلم فراز و نشیبهای زندگی او، از لشکرکشیهای خونین در اروپا و روسیه تا تبعید و بازگشت کوتاهمدتش به قدرت، را دنبال میکند. در این میان، رابطه پیچیده و پرتنش او با ژوزفین، همسر اولش، به عنوان خط موازی اصلی داستان، جنبهای شخصی از رهبری تاریخی و بیامان او به تصویر میکشد.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- نامزد ۳ جایزۀ اسکار (بهترین طراحی صحنه، بهترین طراحی لباس و بهترین جلوههای ویژه)
- نامزد ۴ جایزۀ بفتا (بهترین فیلم بریتانیایی، بهترین طراحی لباس، بهترین جلوههای ویژه و بهترین گریم و آرایش مو)

معرفی – ریویویی کوتاه بر فیلم:
ریدلی اسکات بالاخره پس از سالها ساخت فیلمهای تاریخی-حماسی در سال ۲۰۲۳ فرصت کرد تا به مراد دلش برسد؛ ساخت فیلمی دربارۀ قدرتمندترین انسان تاریخ فرانسه، ناپلئون بناپارت! فیلم علاوه بر اینکه کاملا سرگرمکننده است، از منظر تاریخی هم اثر قدرتمند و قابل اعتنایی محسوب میشود به طوری که با دقت تاریخی خوبی بخش مهمی از تاریخ فرانسه را در طی سه دهه از آغاز انقلاب ۱۷۸۹ تا مرگ در تبعید ناپلئون در سال ۱۸۲۱ را با تمرکز روی این چهره برجسته تاریخی به نمایش در میآورد. انقلاب فرانسه، درگیریهای داخلی و کشتار فراوان، نبرد تولوز، کودتای سال ۱۷۹۹، تاجگذاری ناپلئون، چندین و چند نبرد تاریخی ناپلئون، فتح مسکو، درگیریهای سیاسی، تبعید به جزیرۀ اِلب، بازگشت ناپلئون، نبرد واترلو، تبعید به جزیرۀ سنت هلن و … تنها بخشی از رویدادهای تاریخی-سیاسیای است که اسکات در این فیلم به شکلی جذاب و گیرا به نمایش درآورده است. به گونهای که بیننده پس از تماشای این اثر، آشنایی خوبی با این بخش از تاریخ اروپا پیدا میکند. اما از آنطرف ماجرا ریدلی اسکات انگلیسی -انگلستان دشمن قسمخوردۀ ناپلئون بود و تقریبا در طرف مقابل تمامی نبردهای ناپلئون حضور داشت!- در شخصیتپردازی ناپلئون و نمایش زندگی خصوصی او، خصوصا رابطهش با همسر اولش –ژوزفین-، دست به عقدهگشایی میزند و در اغلب صحنهها سعی در هجو و تحقیر او دارد! همین مورد سبب شده تا علیرغم اینکه «ناپلئون» از طراحی صحنه، طراحی لباس و جلوههای ویژه خارقالعادهای برخوردار است و سکانسهای جنگی آن نه تنها از بهترینها در کارنامه اسکات بلکه در چند دهۀ اخیر هالیوود محسوب میشود؛ اما با انتقادات فراوانی هم همراه باشد.
پ.ن: لازم به ذکر است که اسکات چند ماه پس از اکران سینمایی «ناپلئون»، نسخۀ کاملتری تحت عنوان «نسخۀ کارگردان» ارائه داد که حاوی ۴۸ دقیقه محتوای اضافی بود. اگرچه در نسخۀ کارگردان، برخی از باگها برطرف شده و چندین سکانس قابل توجه- از جمله ترور نافرجام ناپلئون- اضافه شده و تدوین بهتری دارد اما شخصا به نظرم همان نسخۀ سینمایی ۱۵۸ دقیقهای، خصوصا به لحاظ ریتم نسخۀ بهتر و قابل دفاعتری است.

رتبۀ ۱۱: فیلم Black Hawk Down (2001)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: جنگی، درام
- بازیگران: جاش هارتنت، ایوان مکگرگور، تام سایزمور، اریک بانا، ویلیام فیکنر، سام شپارد، تام هاردی، جیسون ایزاکس، هیو دنسی، اورلاندو بلوم، نیکولای کاستر-والدو و تای بورل
- مدت زمان: 150 دقیقه
- تهیهکنندگان: ریدلی اسکات و جری بروکهایمر
- بودجۀ فیلم: ۹۲ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: 172میلیون دلار
- نویسنده: کن نولان (فیلمنامه)؛ بر اساس کتاب «سقوط شاهین سیاه» نوشتۀ مارک بودن
- آهنگساز: هانس زیمر
- مدیر فیلمبرداری: اسلاومیر ایدزیاک
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۷ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۷۴%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۷۷%
سهخطی فیلم:
اکتبر ۱۹۹۳، نیروهای ویژه آمریکایی در پشتیبانی از سازمان ملل وارد سومالی میشوند تا چند تن از فرماندهان ارشد عیدید را دستگیر کنند. مأموریت که در ابتدا سریع به نظر میرسد با سرنگونی دو فروند بالگرد شاهین سیاه (بلک هاوک) به جنگی طولانی و خونین در خیابانهای موگادیشو تبدیل میشود. سربازانی که در محاصرۀ صدها نیروی مسلح سومالیایی گرفتار شدهاند، باید برای بقا و بازگشت به پایگاه، تمام توان و مهارت خود را به کار گیرند.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- برندۀ ۲ جایزه اسکار (بهترین تدوین و بهترین تنظیم صدا) و نامزد ۲ اسکار دیگر (بهترین کارگردانی و بهترین فیلمبرداری)
- نامزد ۳ جایزه بفتا (بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین و بهترین صدا)

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
«پایان جنگ را فقط مردگان دیدهاند – افلاطون». این جمله سرآغازی است بر یکی از خونینترین و تلخترین آثار ریدلی اسکات. «سقوط شاهین سیاه» براساس اتفاقاتی واقعی و مستند ساخته شده و به نبرد موگادیشو، پایتخت سومالی، میپردازد. داستان از این قرار است که از سال ۱۹۹۱ و پس از سقوط حکومت مرکزی سیاد در سومالی، جنگ داخلی سختی میان گروهها و قبایل مختلف درگرفت که نتیجۀ آن مرگ حدود ۳۰۰ هزار نفر براثر قحطی بود! در چنین شرایطی که نظامی تندرویی به نام محمد فرخ عیدید بخش قابل توجهی از سومالی را به دست گرفته بود، سازمان ملل، صلیب سرخ و سازمانهای بشردوستانه زیادی در تلاش بودند تا کمکهای مردمی از سراسر جهان را به دست مردم قحطیزدۀ سومالی برسانند. اما سربازان عیدید چندین بار با نیروهای سازمان ملل درگیر شدند و حتی عدهای از آنها را کشتند! در نتیجۀ درگیریهای متعدد، سربازان آمریکایی به درخواست سازمان ملل متحد و برای کمک به مردم سومالی وارد عمل شدند تا این اقدام به یکی از معدود دخالتهای حقیقتا بشردوستانه –نه ویرانکنندۀ- ارتش ایالات متحدۀ آمریکا تبدیل شود. فیلم به یکی از همین عملیاتها میپردازد جایی که سربازان آمریکایی قصد دارند برخی از مهمترین وزرای عیدید را در یک عملیات غافلگیرکننده دستگیر کنند که نتیجۀ آن نبردی خونین مشهور به «موگادیشا» میشود که در آن علاوه بر سقوط ۲ بلکهاوک، ۱۸ سرباز آمریکایی کشته و ۸۰ تن از آنها زخمی میشوند و از آن سمت هم ۱۰۰۰ سومالیایی جان خود را در این درگیری از دست میدهند.
اسکات با تلفیق دو تجربۀ موفق خود، یکی در ساخت آثار بیگپروداکشن حماسی همچون «گلادیاتور» و دیگری در به تصویرکشیدن گروه سربازان ارتش ایالات متحده و روابط میان آنها در فیلمی همچون «جی. آی. جین»، به خوبی از پس ساخت این فیلم جنگی برمیآید. اسکات با کارگردانی قدرتمند –که نامزدی اسکار هم به دست آورد- و بهره بردن از بازیگران جوان مستعد و البته کم نام و نشان آن زمان از جمله ایوان مکگریگور، جاش هارتنت، اریک بانا، اورلاندو بلوم، تام هاردی و … توانست یکی از موفقترین و تماشاییترین نبردهای زمینی سینما را بسازد؛ به گونهای که بیننده در تمام مدت ۱۵۰ دقیقهای فیلم خود را در میان خیابانهای موگادیشو و در میان سربازان آمریکایی حس میکند.

رتبۀ ۱۰: فیلم The Martian (2015)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: علمی-تخیلی، درام
- بازیگران: مت دیمون، جسیکا چستین، جف دانیلز، کریستن ویگ، چیویتل اجیوفور، شان بین، مایکل پنیا، کیت مارا و سباستین استن
- مدت زمان: ۱۴۴ دقیقه
- تهیهکنندگان: مارک هافام، سایمون کینبرگ، ریدلی اسکات
- بودجۀ فیلم: ۱۰۸ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: 631 میلیون دلار
- نویسندگان: درو گادرد؛ اقتباس از رمان «مریخی» نوشتۀ اندی ویر
- آهنگساز: هری گرگسون-ویلیامز
- مدیر فیلمبرداری: داریوش وولسکی
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۸.۰ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۸۰%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۹۱%
سهخطی فیلم:
در جریان یک مأموریت فضایی در سیارۀ مریخ، تیمی از فضانوردان با طوفانی شدید مواجه میشوند و مجبور به ترک فوری سیاره میشوند. در این بین مارک واتنی (مت دیمن) بر اثر ضربهای که در طوفان میخورد از گروه جدا میافتد و همین سبب میشود تا همتیمیهایش با این گمان که او مرده است مریخ را ترک کنند. واتنی با شماری تجهیزات محدود در این سیارۀ بکر و ناشناخته، باید طی مدتی نامعلوم خود را زنده نگه دارد و آرامآرام راهی برای تماس با ناسا و بازگشت به خانه بیابد.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- برنده ۱ جایزه اسکار (بهترین تدوین صدا) و نامزد ۶ جایزه اسکار دیگر (بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد – مت دیمون، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین طراحی صحنه، بهترین صداگذاری، بهترین جلوههای ویژه بصری)
- برنده ۲ جایزه گلدن گلوب (بهترین فیلم کمدی/موزیکال، بهترین بازیگر نقش اول مرد کمدی/موزیکال – مت دیمون) و نامزد ۱ جایزه دیگر (بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات)
- نامزد ۶ جایزه بفتا (بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات، بهترین بازیگر نقش اول مرد – مت دیمون، بهترین تدوین، بهترین جلوههای ویژه بصری، بهترین طراحی صحنه، بهترین صدا)
- و چندین و چند نامزدی و جایزۀ دیگر…

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
«مریخی» بدون شک یکی از مشهورترین و محبوبترین آثار ریدلی اسکات محسوب میشود تا جایی که پس از سالهای سال او را دوباره به صدر جوایز –از جمله نامزدی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی اسکار- بازگرداند و حتی برای اولین بار، او را به گلدن گلوب رساند! «مریخی» در سالهایی که آثار علمی-تخیلیِ کاوش در فضای باکیفیت و مشهوری همچون «جاذبه» ۲۰۱۳ و «میانستارهای» ۲۰۱۴ یکی پس از دیگری ساخته میشدند به روی پرده آمد ولی به خوبی توانست اثری کاملا متمایز باشد که به لحاظ ماندگاری در کنار آنها جا بگیرد. شاید در ظاهر با شنیدن نام «مریخی» گمان کنیم با موجودی فضایی –از جمله مریخیهای تیم برتون- طرفیم اما مریخی در اصل یک انسان گمگشته است که در میانۀ سیارۀ مریخ جا گذاشته میشود و حالا باید برای بقای خود بجنگد. فیلم در صحنههای مربوط به مریخ درخشان است؛ از جلوههای ویژۀ بینظیری که مریخ را به باورپذیرترین شکل ممکن تصویر کرده و طراحی صحنه و لباس و دکور و غیره گرفته تا نقشآفرینی خوب مت دیمن. اما هر زمان که به داخل زمین کات میخورد فیلم به یکباره سنکپ میکند! زمین و اغلب آدمهای مشغول در ناسا، کاراکتر نمیشوند و طبیعتا دغدغهها و استرس و اضطرابشان برای بیننده ملموس نمیشود و بنابراین هر چقدر صحنههای تنهایی مارک واتنی (دیمون) در مریخ تماشایی، مهیج و درگیرکننده است صحنههای مربوط به زمین کسالتبار، کمجان و کمرمق است. به نظر میرسد اسکات میتوانست با حذف خردهپیرنگهای مربوط به کاراکترهای مشغول در ناسا، مدت زمان اثر را کوتاهتر کرده و بیننده را با اثری خوشریتمتر و سرپاتر مواجه کند. اگرچه ناگفته نماند که «مریخی» با وجود تمامی ضعفهایش ایدۀ جدید و جذابی دارد که به لحاظ بصری خیرهکننده است.

رتبۀ ۹: فیلم Prometheus (2012)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: علمی-تخیلی، ترسناک
- بازیگران: نومی راپاس، مایکل فاسبندر، گای پیرس، ادریس البا، لوگان مارشال-گرین و شارلیز ترون
- مدت زمان: ۱۲۴ دقیقه
- تهیهکنندگان: ریدلی اسکات، دیوید گیلر و والتر هیل
- بودجۀ فیلم: ۱۳۰ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: ۴۰۳ میلیون دلار
- نویسندگان: جان اسپیتز، دیمون لیندلوف
- آهنگساز: مارک استرایتنفلد
- مدیر فیلمبرداری: داریوش وولسکی
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۰ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۶۴%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۷۳%
سهخطی فیلم:
۲۹ سال پیش از وقایع فیلم اورجینال «بیگانه» در سال ۲۰۹۳ میلادی، سفینهٔ «پرومتئوس» برای کشف خاستگاه بشریت راهی سفری میانستارهای میشود. خدمه پس از ماهها سفر، به دنیایی عجیب میرسند که نشانههایی از تمدنی پیشرفته اما از بین رفته در آن دیده میشود. آنچه آنها در آنجا کشف میکنند، نه پاسخی ساده، بلکه تهدیدی مرگبار است که هم سفینه و هم درک انسان از جایگاهش در هستی را به چالش میکشد.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- نامزد ۱ جایزه اسکار (بهترین جلوههای ویژه بصری)
- نامزد ۱ جایزه بفتا (بهترین جلوههای ویژه بصری)
- نامزد ۳ جایزه ساترن (بهترین فیلم علمی-تخیلی، بهترین گریم، بهترین جلوههای ویژه، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – مایکل فاسبندر)

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
یکی از خالقان فرنچایز مشهور و محبوب «بیگانه» پس از ۳۳ سال قرار است باری دیگر فیلمی از این فرنچایز را کارگردانی کند و این در حالی است که به نظر میرسد با وجود معدود دنبالههای تماشایی و جذاب (بیگانهها – جیمز کامرون) اما این فرنچایز به بنبستی اساسی خورده است. طبیعی است که «پرومتئوس» نه تنها یکی از موردانتظارترین آثار سال ۲۰۱۲ میلای بلکه یکی از مهمترین آثار کارنامۀ ریدلی اسکات محسوب میشود. اسکات تصمیم گرفت «پرومتئوس» به جای دنباله، پیشدرآمدی بر فیلم اورجینال «بیگانه» باشد و به چگونگی پیدایش دنیای بیگانه بپردازد. گفته میشود اسکات سالها ساخت این فیلم را در ذهن داشت و روی این ایده کار میکرد. نتیجه مشخص است، یکی از دقیقترین، ظریفترین و پرجزئیاتترین فیلمهای ریدلی اسکات که بسیار متفاوت از آب درآمد. به کست فیلم دقت کنید. اسکات از شارلیز ترون، مایکل فاسبندر، گای پیرس (با گریمی سنگین)، ادریس البا و نومی راپاس استفاده کرد که شاید بتوان بهترین کست کل فرنچایز «بیگانه» نامید. نومی راپاس سوئدی در آن سالها به دلیل درخشش در نسخۀ اصلی فیلم «دختری با خالکوبی اژدها» یکی از کنجکاوبرانگیزترین بازیگران زن سینمای جهان محسوب میشد. اسکات از هر بازیگر بازی درست و خاصی گرفت که برای مثال سکانس خارج کردن جنین بیگانه از شکم کاراکتر نومی راپاس یکی از خاصترین و نابترین سکانسهای کل این فرنچایز محسوب میشود! علاوه بر کست، جلوههای ویژه و بصری اثر هم حسابی درخشان است. اما مهمترین ویژگی «پرومتئوس» همانطور که از نامش برمیآید این است که نه یک فیلم علمی-تخیلی گیشهای و بلاکباستری صرف، بلکه یکی از فلسفیترین و پرنمادترین آثار کل کارنامۀ اسکات و حتی ژانر علمی-تخیلی محسوب میشود و دقت فیلم در جزئیات ستایش برانگیز است. «پرومتئوس» علاوه براینکه اثری بهشدت پرتعلیق، سرگرمکننده، درگیرکننده و تماشایی است؛ در عین حال اثری فلسفی و پر از نماد است که به داستان اساطیر یونان، آفرینش، هدف زندگی و … میپردازد که فارغ از اینکه چقدر نگاهی قابل نقد و پرایراد داشته باشد، اما قابل تأمل است.

رتبۀ ۸: فیلم Thelma & Louise (1991)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: جادهای، کمدی، درام، جنایی
- بازیگران: جینا دیویس، سوزان ساراندون، هاروی کایتل، مایکل مدسن و برد پیت
- مدت زمان: ۱۲۹ دقیقه
- تهیهکنندگان: ریدلی اسکات و میمی پالک گیترین
- بودجۀ فیلم: ۱۶.۵ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: 45.۵ میلیون دلار
- نویسنده: کالی خوری
- آهنگساز: هانس زیمر
- مدیر فیلمبرداری: آدریان بیدل
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۶ از ۱۰
- نمره فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۸۹%
- نمره فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۸۴ درصد
سهخطی فیلم:
تلما، زن خانهداری سرخورده با شوهری که نسبت به او بیاعتنا است، و لوئیز، پیشخدمتی مستقل اما با گذشتهای تلخ، سفری کوتاه و آخر هفتهای را با ماشین آغاز میکنند تا از روزمرگی فرار کنند. در میان جادههای جنوب غربی آمریکا، حادثهای غیرمنتظره آنها را ناچار به ترک مسیر اولیه و گریز از قانون میکند. این سفر که قرار بود سفری چند روزه و تفریحی باشد، به سفری بیبازگشت تبدیل میشود و دو زن را در تقابلی تدریجی با تعریفهای رایج از عدالت، آزادی و بخشش قرار میدهد.
نامزدیها و جوایز فیلم:
- برنده ۱ جایزه اسکار (بهترین فیلمنامه اورجینال – کالی خوری) و نامزد ۵ جایزۀ اسکار دیگر (بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات، بهترین بازیگر نقش اول زن – جینا دیویس، بهترین بازیگر نقش اول زن – سوزان ساراندون، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین)
- برنده ۱ جایزه گلدن گلوب (بهترین فیلمنامه اورجینال – کالی خوری) و نامزد ۳ جایزه گلدن گلوب دیگر (بهترین فیلم درام، بهترین بازیگر نقش اول زن درام – جینا دیویس، بهترین بازیگر نقش اول زن درام – سوزان ساراندون)
- نامزد ۸ جایزه بفتا (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات، بهترین بازیگر نقش اول زن – جینا دیویس، بهترین بازیگر نقش اول زن – سوزان ساراندون، بهترین فیلمنامه اورجینال – کالی خوری، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین موسیقی متن – هانس زیمر)
- نامزد جایزه سزار بهترین فیلم خارجی

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
میرسیم به یکی از جنجالیترین فیلمهای ریدلی اسکات؛ فیلمی که برخی از آن به عنوان بهترین فیلم فمینیستی تاریخ هالیوود یاد میکنند! اسکات پس از موفقیتهای خیرهکننده در ژانر علمی-تخیلی و در پی آن عدم موفقیت در ژانر فانتزی، به سراغ فیلمهای جنایی-مهیج آمد که در آنها هم نسبتا موفق عمل کرد. اسکات دهۀ ۹۰ را با فیلمنامهای بسیار متمایز و فمینیستی آغاز کرد تا «تلما و لوئیز» به متفاوتترین اثر کارنامۀ او تبدیل شود. سخت بشود به لحاظ فکری با تمامی تصمیمات فیلمنامۀ این اثر و آن پایانبندی افسارگسیختهاش همراه شد چرا که دو قهرمان زن داستان دست به چندین و چند خطا، جرم و جنایت میزنند و میتوان گفت خط قرمز اخلاقی ندارند! اما فیلم به لحاظ دقت به جزئیات، کاملا فکر شده است. اینکه در فیلمی جادهای-جنایی این بار به جای قهرمانان مرد با دو زن طرف باشیم یک سنتشکنی بزرگ است که قابل تقدیر است. نقشآفرینی دو ستارۀ زن فیلم –سوزان ساراندون و جینا دیویس- پرشور و بهیادماندنی است. شاید بتوان گفت مهمترین نقطه قوت فیلم این است که علیرغم اینکه بهشدت فمینیستی و در برخی لحظات حتی رادیکال هم هست، اما تقریبا هیچگاه شعاری نمیشود و سعی در بیانیه دادن ندارد و اسکات توانسته فیلمنامه را حقیقتا با زبان سینما و به شکلی جذاب و درگیرکننده به مخاطب ارائه کند.

رتبۀ ۷: فیلم Kingdom of Heaven – Director’s Cut (2005)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: درام، تاریخی، حماسی
- بازیگران: اورلاندو بلوم، اوا گرین، جرمی آیرونز، دیوید تیولیس، برندن گلیسون، مایکل شین، ادوارد نورتون و لیام نیسون
- مدت زمان: 190 دقیقه (نسخه کارگردان)
- تهیهکنندگان: ریدلی اسکات
- بودجۀ فیلم: ۱۳۰ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: ۲۱۸ میلیون دلار
- نویسندگان: ویلیام موناهان
- آهنگساز: هری گرگسون-ویلیامز
- مدیر فیلمبرداری: جان ماتیسون
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۲ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۶۳% (نسخۀ اکران شده)
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۳۹% (نسخۀ اکران شده)
سهخطی فیلم:
در فرانسۀ اواخر قرن دوازدهم، بالیان (اورلاندو بلوم) آهنگری که به تازگی همسر و فرزندش را از دست داده، به همراه پدرش گادفری (لیام نیسون) راهی اورشلیم میشود تا کفارۀ گناهانش را دهد و زندگی تازهای آغاز کند. او در اورشلیم که منطقۀ اصلی درگیری میان مسیحیان و مسلمانان است، به یکی از فرماندهان دفاعی شهر تبدیل میشود و سرانجام، در برابر حملات صلاحالدین ایوبی مجبور میشود تصمیمی تاریخی بگیرد که سرنوشت دهها هزار انسان را رقم میزند.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- بدون نامزدی و برنده شدن در جایزۀ مهم تراز اول

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
ریدلی اسکات توانایی خود را در ساخت آثار عظیم حماسی با فیلم ماندگار «گلادیاتور» به طور کامل اثبات کرد و همین موفقیت سبب شد تا او در هزارۀ جدید چندین فیلم تاریخی، جنگی و حماسی دیگر از جمله «قلمرو بهشت»، «رابین هود»، «هجرت: خدایان و پادشاهان»، «ناپلئون» و «گلادیاتور ۲» را بسازد. اما در میان تمامی این آثار «قلمرو بهشت» از جایگاه ویژهای برخوردار است. «قلمرو بهشت» نام جالبی دارد که به بیتالمقدسی اشاره دارد که نقطۀ تلاقی سه دین آسمانی اسلام، مسیحیت و یهودیت است. جایی که پیروان این سه دین در آنجا زندگی کرده و حالا ریدلی اسکات وضعیت بحرانی این منطقه در دوران جنگهای صلیبی را به تصویر میکشد. فیلم علاوه بر اینکه در طراحی صحنه، طراحی لباس و طراحی دکور همچون دیگر آثار اسکات قدرتمند است و بازیهای خوبی هم دارد، به لحاظ دیدگاه و نوع روایت ارزشی افزوده دارد. اسکات در سال ۲۰۰۶ میلادی و زمانی که دنیا تحت تبلیغات شدید آمریکاییها پس از ۱۱ سپتامبر، در اوج اسلامهراسی بود، تصویری به شدت انسانی، معتدل و متوازن از جنگهای صلیبی و مسلمانان ارائه میکند که از دقت تاریخی قابل قبولی هم برخوردار است. صحنههای مربوط به صلاحالدین ایوبی، فرماندۀ شجاع و مشهور مسلمانان بسیار خوب است و یکی از سکانسهای بهیادماندنی فیلم که در هالیوود نایاب است، همان صحنۀ پایانی است که صلاحالدین که فاتح بیتالمقدس است، صلیبی را که روی زمین افتاده است از روی زمین برمیدارد و با احترام روی میز قرار میدهد؛ و این همان نوع نگاهی است که اسکات هم دوست دارد ترویج دهد، زندگی مسالمتآمیز ادیان مختلف در کنار یکدیگر توأم با احترام.

رتبۀ ۶: فیلم American Gangster (2007)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: زندگینامهای، جنایی، درام
- بازیگران: دنزل واشینگتن، راسل کرو، جاش برولین، چیویتل اجیوفور، نورمن ریداس و ادریس البا
- مدت زمان: ۱۵۷ دقیقه
- تهیهکنندگان: ریدلی اسکات و برایان گریزر
- بودجۀ فیلم: ۱۰۰ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: 266 میلیون دلار
- نویسندگان: استیون زایلیان
- آهنگساز: مارک استرایتنفلد
- مدیر فیلمبرداری: هریس ساودیس
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۸ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۷۶%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۸۱%
سهخطی فیلم:
دهۀ ۱۹۷۰، هارلم، نیویورک. فرانک لوکاس (دنزل واشینگتن)، رانندۀ خصوصی بامپی جانسون، بزرگترین قاچاقچی مواد مخدر هارلم، پس از مرگ ناگهانی رئیسش، خلأ قدرت را پر میکند و با ایدهای جسورانه، هروئین را مستقیماً از ویتنام وارد آمریکا میکند و امپراتوری تاریک خود را برپا میکند. در سوی دیگر، ریچی رابرتز (راسل کرو)، کارآگاه نیوجرسی که به صداقت شهرت دارد، مأموریت مییابد تا سرکردۀ این شبکه را از میان بردارد. تقابل خیابانهای فاسد، پلیسهای خراب و مافیای ایتالیایی، دوئلی مرگبار را میان این دو چهره شکل میدهد که تا قلب فساد سیستمهای قدرت پیش میرود.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- نامزد ۲ جایزۀ اسکار (بهترین بازیگر نقش مکمل زن – روبی دی، بهترین طراحی صحنه)
- نامزد ۵ جایزۀ بفتا (بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اورجینال – استیون زایلیان، بهترین موسیقی متن – مارک استرایتنفلد، بهترین فیلمبرداری – هریس ساودیس، بهترین تدوین – پیترو اسکالیا)
- نامزد ۳ جایزۀ گلدن گلوب (بهترین فیلم درام، بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات، بهترین بازیگر نقش اول مرد درام – دنزل واشینگتن)
- نامزد ۱ جایزۀ گرمی (بهترین ترانۀ نوشته شده برای فیلم – ترانۀ «همین نزدیکی» از جی-زی)

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
چه میشود اگر ریدلی اسکات در یکی از کارگردانیهای خوب خود، با یک فیلمنامۀ جذاب، از دو تا بازیگر برندۀ اسکار در سالهای اوج خود بهره بگیرد و فیلمی جنایی-پلیسی-مافیایی به تصویر بکشد؟! نتیجه میشود اثری تماشایی به نام «گانگستر آمریکایی»! اسکات که در دهۀ ۲۰۰۰ دست به هر ژانر و سبک متفاوتی که میتوانست زد، در سال ۲۰۰۷ میلادی، به سراغ فیلمی پلیسی مافیایی رفت و تقابلی از یک پلیس صادق، درستکار و باهوش با نقشآفرینی راسل کرو و مافیایی زبده و بیرحم و البته خانوادهدوست و وفادار با نقشآفرینی دنزل واشنگتن را به تصویر کشید. افزون براینکه فیلم به لحاظ بصری همچون دیگر آثار اسکات قدرتمند است و صحنههای تعقیب و گریز مهیجی دارد رمز ماندگاری «گانگستر آمریکایی» دو نکتۀ طلایی است؛ یکی دو بازیگر درخشان اثر و دیگری فیلمنامۀ خوب. تقابل زوج راسل کرو و دنزل واشنگتن در این فیلم به یکی از ماندگارترین تقابلهای فیلمهای پلیسیِ سینما تبدیل شده. از سوی دیگر فیلمنامۀ اثر -که براساس داستانی واقعی هم نگاشته شده- به هیچ وجه شخصیتهای سیاه و سفید ارائه نمیکند و این رمز جذابیت اصلی فیلم است. در حقیقت در اینجا شرور داستان و مافیای فیلم (دنزل واشنگتن) هم کاملا سمپاتیک و همدلیبرانگیز است و مخاطب را همراه میکند چرا که بزرگترین آرزو و هدف او از کسب پول در زندگی، خریدن خانهای مجلل برای مادر و خانوادهش است که سالهای سال در بدبختی و فلاکت محلۀ فقیرنشین هارلم زندگی میکردند.

رتبۀ ۵: فیلم Matchstick Men (2003)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: کمدی سیاه، تریلر، درام
- بازیگران: نیکلاس کیج، سم راکول، آلیسون لومان و بروس آلتمن
- مدت زمان: ۱۱۶ دقیقه
- تهیهکنندگان: ریدلی اسکات، شان بیلی، تد گریفین، جک راپک و استیو استارکی
- بودجۀ فیلم: 62 میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: 66 میلیون دلار
- نویسندگان: تد گریفین و نیکلاس گریفین؛ براساس رمانی به همین نام به قلم اریک گارسیا
- آهنگساز: هانس زیمر
- مدیر فیلمبرداری: جان ماتیسن
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۳ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۶۱%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۸۲%
سهخطی فیلم:
روی والر (نیکولاس کیج)، کلاهبرداری حرفهای با اختلال وسواس فکری-اجباری و آگورافوبیا، همراه با شریکش فرانک (سم راکول)، کلاهبرداریهای کوچک اما سودآوری را در لسآنجلس انجام میدهد. پس از آنکه شرایط روانیاش وخیم میشود، به روانپزشکی مراجعه میکند و در جریان درمان متوجه میشود که از رابطهای در گذشته دختری نوجوان به نام آنجلا (آلیسون لومان) دارد. ورود ناگهانی این دختر به زندگی پرتنش روی، نظم شکنندهٔ او را در هم میریزد و او را میان نقش پدری و شغل پرخطرش دچار تعارض میکند.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- انتخاب شده برای نمایش در بخش مسابقۀ اصلی جشنوارۀ ونیز
- نامزد جایزۀ ساترن بهترین فیلم اکشن/ماجراجویی/تریلر

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
ریدلی اسکات پس از موفقیتهای قابل توجهش در آغاز هزارۀ جدید با فیلمهایی همچون «گلادیاتور» و «سقوط شاهین سیاه»، تصمیم گرفت اثری با حالوهوای متفاوت را براساس رمانی از اریک گارسیا به تصویر بکشد. نتیجۀ آن یکی از پرشورترین، غافلگیرکنندهترین و دیدنیترین کارهای اسکات بود که نخستین بار در جشنوارۀ ونیز به نمایش درآمد اما هیچگاه آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفت. اسکات از همان تیتراژ ابتدایی نوید فیلمی متفاوت در فضای کمدی-تریلر به بیننده میدهد و تا پایان اثر، فضای سرزندگی در پلان به پلان آن، در کنار موسیقی متن و حتی تدوین متفاوتش جاری است. کاراکتر روی با نقشآفرینی جذاب نیکلاس کیج به یکی از بهیادماندنیترین و متفاوتترین شخصیتهای تمامی فیلمهای اسکات تبدیل شد. «مردان چوبکبریتی» – یا نام دیگر آن «کلاهبرداران»- اثری است که هم بیننده را با شوخیهای بامزهش میخنداند، هم با ریتم خوبش سرگرم میکند، هم با درام-کمدیِ پدر-دختریش به دل مینشیند و هم با پیچشهای غافلگیرکنندهش برق از سر مخاطب میپراند؛ یکی از تماشاییترین فیلمهای ریدلی اسکات!

رتبۀ ۴: فیلم Duellists (1977)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: درام، تاریخی، جنگی
- بازیگران: کیت کارادین، هاروی کایتل و آلبرت فینی
- مدت زمان: ۱۰۰ دقیقه
- تهیهکنندگان: دیوید پاتنام
- بودجۀ فیلم: 900 هزار دلار
- نویسندگان: جرالد وان هیوز؛ بر اساس داستان کوتاه «دوئل» از جوزف کنراد
- آهنگساز: هاوارد بلیک
- مدیر فیلمبرداری: فرانک تایدی
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۷.۴ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۷۴%
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۷۰%
سهخطی فیلم:
در خلال جنگهای ناپلئونی در فرانسه، ستوان جوان خوشبرخورد «آرمان دو هوبر» (کیت کارادین) مأمور میشود دستور بازداشت «گابریل فرو» (هاروی کایتل) را ابلاغ کند. فرو که از این کار خشمگین میشود، اقدام به توهین و سپس ضربه زدن به دو هوبر میکند و دو هوبر برای دفاع از حیثیتش ناچار به دوئل میشود. این اتفاق تبدیل به یک کینهجویی و دشمنی خونین سی ساله میشود که در پس زمینه جنگهای ناپلئونی و تغییرات سیاسی فرانسه روایت میشود.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- برندۀ جایزۀ بهترین فیلم اول در جشنوارۀ کن و نامزد نخل طلای کن
- نامزد ۲ جایزه بفتا (بهترین فیلمبرداری و بهترین طراحی لباس)

ریدلی اسکات اولین فیلم بلند سینمایی خود را در ۳۹ سالگی ساخت و ورودی دیرهنگام به عرصۀ سینما داشت. اما برخلاف سینماگران نوورد اسکات از همین «دوئلبازها» همچون کارگردانی حرفهای و باتجربه ظاهر شد و اثری قدرتمند را تصویر کرد.
معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
ریدلی اسکات اولین فیلم سینمایی بلند خود را در ۴۰ سالگی ساخت و ورودی دیرهنگام به این عرصه داشت. همانطور که در بخش اول مقالۀ «معرفی و رتبهبندی تمامی فیلمهای ریدلی اسکات» گفتم، او پیش از ورود رسمی به عرصۀ سینما در طی چندین سال بیش از ۲۰۰۰ اثر تبلیغاتی را کارگردانی کرده بود و بنابراین تجربۀ بسیار بالایی در ساخت آثار ولو تبلیغاتی داشت. همین تجربه باعث شد تا اولین فیلم اسکات برخلاف بسیاری از کارگردانان مطرح سینما، که آثاری دانشجویی و یا کمکیفیت هستند، اثری پخته باشد جوری که گویا یک کارگردان با سابقه آن را ساخته است! ریدلی اسکات اولین گام خود در سینما را بسیار محکم برداشت و اثری جاهطلبانه و دشوار را کارگردانی کرد که به زیبایی از پس آن برآمد. مگر چند کارگردان داریم که اولین فیلمش، اثری تاریخی باشد! «دوئلبازان» در متن اصلی روایتگر داستان دو افسر و کینه و تقابل میان آنهاست؛ اما در پسزمینهای تاریخی روایت میشود و سعی دارد دوران امپراتوری ناپلئون را هم تصویر کند. طراحی صحنه و طراحی لباس قدرتمند کار شده و نوید ورود کارگردانی خوشآتیه را به سینما میدهد. همچنین نورپردازی فیلم بسیار تماشایی است و در کل اسکات با استادی هر چه تمامتر موفق شده اتمسفر سدۀ نوزدهم فرانسه را بازنمایی کند. همچنین مضامین شرافت، آزادی و افتخار جزو کلیدواژههای اثر هستند؛ مضامینی که در آثار اسکات پرتکرار هستند و خصوصا به بنمایۀ فیلمی چون «گلادیاتور» تبدیل میشوند.

رتبۀ ۳: فیلم Alien (1979)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: علمی-تخیلی، ترسناک
- بازیگران: سیگورنی ویور، تام اسکریت، ورونیکا کارترایت، هری دین استنتون، جان هرت و ایان هولم
- مدت زمان: ۱۱۷ دقیقه
- تهیهکنندگان: گوردون کارول، دیوید گیلر و والتر هیل
- بودجۀ فیلم: ۱۱ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: ۱۸۸ میلیون دلار
- نویسنده: دن اوبانون؛ بر اساس داستانی از دن اوبانون و رونالد شوست
- آهنگساز: جری گلداسمیت
- مدیر فیلمبرداری: درک ون لین
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۸.۵ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۸۹%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۹۷%
سهخطی فیلم:
در فضا، ناو تجاری «نوسترومو» هنگام بازگشت به زمین، سیگنالی اسرارآمیز از یک سیارهٔ ناشناخته دریافت میکند. خدمه برای بررسی، روی آن سیاره فرود میآیند و با بقایای یک سفینهٔ بیگانه و انبوهی از تخمهای عظیم روبهرو میشوند. ناآگاهانه، یکی از آن تخمها گشوده میشود و موجودی وحشتناک وارد سفینه میگردد؛ اکنون خدمه، یکیک، طعمهٔ موجود بیرحمی در فضایی بسته و تاریک میشوند.
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- برنده ۱ جایزه اسکار (بهترین جلوههای ویژه بصری) و نامزد ۱ جایزه دیگر اسکار (بهترین طراحی صحنه)
- نامزد ۱ جایزه گلدن گلوب (بهترین موسیقی متن – جری گلداسمیت)
- برنده ۲ جایزه بفتا (بهترین طراحی صحنه، بهترین موسیقی متن) و نامزد ۵ جایزه بفتای دیگر (بهترین طراحی لباس، بهترین تدوین، بهترین بازیگر مکمل مرد – جان هرت، بهترین صدا، بهترین بازیگر نقش اصلی نوورود – سیگورنی ویور)
- برنده ۳ جایزه ساترن (بهترین فیلم علمی-تخیلی، بهترین کارگردانی برای ریدلی اسکات، بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای سیگورنی ویور) و نامزد ۷ جایزه ساترن دیگر
- برنده ۱ جایزه گرمی (بهترین آلبوم موسیقی متن اورجینال ضبطشده برای اثر سینمایی – جری گلداسمیت)

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
ریدلی اسکات در دومین فیلم خود کاری کرد کارستان! فیلم «بیگانه» از بسیاری جهات یک فیلم جریانساز و بسیار مهم محسوب میشود و اگر قرار باشد نگاهی به آثار مهم تاریخ سینما بیندازیم، «بیگانه» هم یکی از همان آثار محسوب میشود! در سال ۱۹۶۸ استنلی کوبریک، با فیلم «۲۰۰۱: اودیسۀ فضایی» قدم بسیار بزرگی در ژانر علمی-تخیلی برداشت و این ژانر را برای همیشه تغییر داد. ورود انسان به فضا یکی از ویژگیهای کلیدی اثر کوبریک بود که یک دهه بعد با فیلم «جنگ ستارگان: امید تازه» به طرز بیسابقهای میان مردم محبوب شد و این اثر فضایی را به یکی از محبوبترین آثار تاریخ سینما تبدیل کرد. دو سال بعد ریدلی اسکات هم تأثیری ماندگار روی این ژانر گذاشت و با بهرهگیری از موجودات بیگانۀ فضایی، وحشت و دلهره را در دل فضای کهکشانی نهادینه کرد. «بیگانه» با ریتمی آرام به پرداخت یک سفینۀ فضایی و فضانوردانش میپردازد و تقریبا تا نیمی از فیلم هیچ خبری از ترس و موجودات فضایی نیست. اسکات به خوبی سعی داشته اولین رونمایی تأثیرگذار سینما از یک بیگانۀ وحشتناک فضایی را طوری نمایش دهد که در ذهن همگان ماندگار شود و به همین دلیل بیگانه در این فیلم بهشدت کم درون قاب دوربین قرار داده میشود؛ چرا که اصولا چیزی که به وفور نمایش داده شود دیگر معنا و تأثیر خود را از دست میدهد. اسکات با این فیلم آغازگر یکی از بزرگترین فرنچایزهای تاریخ سینما میشود؛ فرنچایز بیگانه که بعدتر با فیلمسازان مطرحی همچون جیمز کامرون و دیوید فینچر تداوم مییابد. یکی دیگر از نکات ویژۀ بیگانه نحوۀ شخصیتپردازی آن است. با گذشت بخش زیادی از زمان فیلم، اسکات قهرمان خود را لو نمیدهد و بیننده تا اواخر فیلم نمیداند قهرمان فیلم چه کسی است که همین مورد به شدت به فضای تعلیق و ناشناختۀ اثر میافزاید چرا که برخلاف دیگر فیلمها، قهرمانی نیست که بیننده به او دل خوش کند. همین شخصیتپردازی خاص دن اوبانون و ریدلی اسکات سبب میشود تا آلن ریپلی، با نقشآفرینی بسیار خوب سیگورنی ویور، به یکی از شمایل جاودانۀ سینما تبدیل شود، یکی از بزرگترین قهرمانان زن تاریخ سینما.

رتبۀ ۲: فیلم Gladiator (2000)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: تاریخی، حماسی، اکشن، درام
- بازیگران: راسل کرو، واکین فینیکس، کانی نیلسن، الیور رید، درک جاکوبی، جایمن هانسو، ریچارد هریس
- مدت زمان: ۱۷۱ دقیقه
- تهیهکنندگان اصلی: داگلاس ویک، دیوید فرانزونی، برانکو لوستیگ
- بودجۀ فیلم: ۱۰۳ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: ۴۶۰.۵ میلیون دلار
- نویسندگان: دیوید فرانزونی، جان لوگان، ویلیام نیکلسون
- آهنگساز: هانس زیمر و لیزا جرارد
- مدیر فیلمبرداری: جان ماتیسو
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۸.۵ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۶۷%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۸۰%
سهخطی فیلم:
داستان فیلم گلادیاتور در مورد ژنرالی از ارتش روم به نام ماکسیموس است که در میان امپراطور و مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است. همین محبوبیت باعث میشود تا امپراطور به جای پسرش، ماکسیموس را به عنوان جانشین خود انتخاب کند. کومودوس، پسر امپراطور نیز خشمگین میشود و پدر خود را میکشد. او سپس ماکسیموس و خانوادهاش را به مرگ محکوم میکند! خانواده ماکسیموس کشته میشوند و او محکوم میشود که تا پایان عمر به عنوان گلادیاتور مبارزه کند. اما ماکسیموس در فکر انتقامی بزرگ است…
نامزدیها و جوایز مهم فیلم:
- برنده ۵ جایزه اسکار (بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد – راسل کرو، بهترین طراحی لباس، بهترین صدابرداری، بهترین جلوههای ویژه بصری) و نامزد ۷ جایزه اسکار دیگر (بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – واکین فینیکس، بهترین فیلمنامه اورجینال، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین طراحی صحنه، بهترین موسیقی متن)
- برنده ۲ جایزه گلدن گلوب (بهترین فیلم درام، بهترین موسیقی متن – هانس زیمر و لیسا جرارد) و نامزد ۵ جایزه گلدن گلوب دیگر (از جمله بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات، بهترین بازیگر نقش اول مرد درام – راسل کرو، بهترین فیلمنامه)
- برنده ۵ جایزه بفتا (بهترین فیلم، بهترین طراحی صحنه، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین بازیگر نقش اول مرد – راسل کرو) و نامزد ۹ جایزه دیگر بفتا (از جمله بهترین کارگردانی – ریدلی اسکات، بهترین فیلمنامه اورجینال، بهترین موسیقی متن)

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
فیلم «گلادیاتور» به قدری شهرت و محبوبیت دارد که دیگر نیاز به معرفی ندارد! «گلادیاتور» اثری بود که سینمای حماسی دهه ۶۰ هالیوود را پس از دههها دوباره جان بخشید و احیا کرد. «گلادیاتور» موفقترین اثر کل عمر ریدلی اسکات در فصل جوایز بود؛ اثری که مهمترین جایزۀ تمامی فیلمهای سینمایی ساختۀ سال ۲۰۰۰ میلادی را کسب کرد و بهترین فیلم سال لقب گرفت! «گلادیاتور» اثر بینقصی نیست ولی بس که نقاط درخشانی دارد نمیدانم وقتی قرار است دربارهش صحبت کنم از چه بگویم! از کارگردانی درخشان اسکات با همان پلانهای ابتدایی مزرعۀ گندم بگویم، از فیلمنامۀ قدرتمند اثر و مضامین آزادگی، شرافت، ایستادگی و مقاومت بگویم یا از کاراکتر اسطورهوار ماکسیموس دسیموس مریدیوس با نقشآفرینی درخشان و اسکاری راسل کرو بگویم؟! آن وقت از نقشآفرینی مابقی بازیگران از جمله واکین فینیکس که ضد قهرمان بسیار خوبی است چه بگویم؟! یا جادوییتر و ماندگارتر از همه… موسیقی متن دیوانهوار، مسحورکننده و جاودانۀ هانس زیمر و لیسا جرارد برای این فیلم! موسیقی متن «گلادیاتور» به جرئت یکی از بهترین موسیقی متنهای تاریخ سینماست! خصوصا پیشنهاد میکنم قطعات Honor Him و The Earth و Now We Are Free را حتما بارها و بارها بشنوید و لذت ببرید.

رتبۀ ۱: فیلم Blade Runner (1982)
شناسنامۀ فیلم:
- ژانر: علمی-تخیلی، نئو-نوآر
- بازیگران: هریسون فورد، روتخر هاور، شان یانگ، ادوارد جیمز اولموس و داریل هانا
- مدت زمان: ۱۱۷ دقیقه
- تهیهکنندگان: مایکل دیلی
- بودجۀ فیلم: ۲۸ میلیون دلار
- فروش فیلم در باکس آفیس جهانی: 42 میلیون دلار
- نویسندگان: همپتن فنچر و دیوید پیپلز؛ بر اساس رمان «آیا آدمهای مصنوعی خواب گوسفند برقی میبینند؟» به قلم فیلیپ کی. دیک
- آهنگساز: ونجلیس
- مدیر فیلمبرداری: جوردن کروننوث
- امتیاز فیلم در سایت IMDb: امتیاز ۸.۱ از ۱۰
- امتیاز فیلم در سایت Metacritic: نمرۀ ۸۴%
- امتیاز فیلم در سایت Rottentomatoes: نمرۀ ۸۹%
سهخطی فیلم:
لسآنجلس، سال ۲۰۱۹. ریک دکارد (هریسون فورد)، شکارچی «رپلیکانتها» -رباتهای شبه انسان- که مدتی است شغل خود را ترک کرده، ناگزیر به بازگشت به شغلش میشود تا گروهی از آنها را که به زمین آمدهاند شکار کند. این موجودات که از انسانها قویتر و باهوشترند، در سفری به رهبری روی بتی (روتخر هاور) به دنبال خالق خود میگردند تا طول عمر محدودشان را افزایش دهند. دکارد در این مسیر با ریچل (شان یانگ)، زنی که خود نمیداند انسان نیست، روبهرو میشود و به تدریج مرز میان انسان و ماشین را در هویت خود گم میکند.
نامزدیها و جوایز فیلم:
- نامزد ۲ جایزۀ اسکار (بهترین طراحی صحنه و بهترین جلوههای ویژه)
- نامزد ۱ جایزۀ گلدن گلوب (بهترین موسیقی متن – ونجلیس)
- برنده ۳ جایزۀ بفتا (بهترین فیلمبرداری، بهترین طراحی لباس و بهترین طراحی صحنه) و نامزد ۵ جایزۀ دیگر (بهترین جلوههای ویژه، بهترین تدوین، بهترین گریم، بهترین موسیقی متن و بهترین صدا)
- برندۀ ۲ جایزۀ ساترن (بهترین فیلم علمی-تخیلی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد – روتخر هاور)

معرفی-ریویویی کوتاه بر فیلم:
طبیعتا انتخاب بهترین اثر از میان ۳۰ اثر سِر ریدلی اسکات کار سادهای نیست اما «بلید رانر»به راستی شاهکاری است که در هر زمینه بهترین است. «بلید رانر» نه تنها آغازگر سبکی به نام سایبرپانک، نه فقط اثری جریانساز و متحولکننده در ژانر علمی-تخیلی، نه تنها یک فیلم کالت تماشایی، بلکه یکی از بهترین آثار سینما محسوب میشود! «بلید رانر» نه تنها از دوران خودش فیلمی جلوتر بوده بلکه باور کنید در همین نقطۀ کنونی هم فیلمی پیشرو و جلوتر از آثار تولیدی امروزی است! صحبت دربارۀ «بلید رانر» کار آسانی نیست چرا که در همۀ زمینهها اثری درخشان محسوب میشود. نقشآفرینی و انتخاب بازیگران عالی صورت گرفته است و در کنار ستارۀ درخشان آن روزهای هالیوود، هریسون فورد، روتخر هاوئر هلندی عجیب میدرخشد و به یکی از عمیقترین و بهیادماندنیترین ضد قهرمانهای سینما تبدیل میشود؛ خصوصا با آن مونولوگ دیوانهوار پایانیاش در صحنۀ ماندگار Tears in Rain با موسیقی متن جادویی و پررمز و راز ونجلیس -که یکی از بهترینهای تاریخ است. «بلید رانر» به لحاظ بصری هم بیتردید یک شاهکار است. اثری که پلان به پلانش فکرشده است و در همان دقایق ابتدایی بیننده را وارد دنیایی تاریک و سرد میکند. نورپردازی، طراحی صحنه و طراحی دکورها –که خود ریدلی اسکات هم نقشی بسیار فعال در تولیدش داشته- مسحورکننده، و فضاسازی فیلم غیرقابل توصیف است. جلوههای ویژه هم در کنار این جنبههای بصری به قدری خوب کار شده که پس از گذشت بیش از ۴ دهه از ساخت فیلم، «بلید رانر» نه تنها تاریخ مصرفش نگذشته بلکه کماکان یک جواهر سینمایی تماشایی است. کارگردانی اسکات هم به قدری استادانه است که بیتردید از بهترینهای او محسوب میشود. و مگر میشود دربارۀ «بلید رانر» صحبت کرد و دربارۀ فیلمنامۀ پرمغز آن سخن نگفت؟! فیلمنامهای که به دقیقترین شکل ممکن تصویر شده و به یکی از عمیقترین فیلمهای معناگرای علمی-تخیلی تاریخ سینما تبدیل شده که سؤالات جدی دربارۀ تکنولوژی، مرز ماشین و انسان، عشق، مفهوم و چیستی انسان بودن و آیندۀ آنها مطرح میکند. شاهکاری از سِر ریدلی اسکات.
این مقاله را با موسیقی جادویی ونجلیس برای فیلم «بلید رانر» به پایان میرسانیم.
امیدوارم این مقالۀ دو بخشی مفصل اختصاصی مورد توجه شما قرار گرفته بوده باشد و توانسته باشم تا حدی، ریدلی اسکات بزرگ و آثارش را معرفی و بررسی کرده باشم.
منبع: gamefa.com
