» فیلم و سریال » انیمه » ناصر تاکوی درگذشت. وداع
ناصر تاکوی درگذشت. وداع
انیمه

ناصر تاکوی درگذشت. وداع

۲۲ مهر ۱۴۰۴ 0028

خبر مرگ ناصر تاکوی هنوز مرا شوکه می کند. حتی اگر او بیماری قلبی داشت و در بیمارستان بود ، می توانستیم در هشت سالگی منتظر این خبر باشیم. عجیب است که مرگ یک فیلمساز که یک ربع قرن است ، که هرگز فیلمی درست نکرده است و تعداد آثار او از مجموع دو انگشت تجاوز نمی کند ، عشق به سینما را بسیار ناراحت کرده است. اما او ناصر Takhawai بود ، و او از مخاطبان عمومی همان “عمو جان ناپلئون” را به عنوان میراث خود می پرسد ، و منتقدین می گویند که مستند “بد جین” و “کاپیتان خورشید” و دانش آموزانی که تحصیل کرده اند و نوشته های او تأثیرگذارترین در زندگی و هنر هنرمند بودند.

برای دیدن این مقاله که با هوش مصنوعی تهیه شده است کلیک کنید!

این هنرمند که شروع به فیلمبرداری با مستندها کرد ، فیلم اول خود را در کلاس دوم با عنوان “استراحت در حضور دیگران” فیلمبرداری کرد و یکی از مهمترین آثاری است که بخشی از شکل گیری موج جدید سینمای ایران خواهد بود. ریشه های Nasser -e -e -Tahavi به ادبیات را می توان در فیلم “اعتقادات بی نام” ردیابی کرد ، اقتباسی از داستان کوتاه در سریال Gholam Hossein Saedi. با این حال ، این فیلم تا سال 3 ممنوع اعلام شد و تماشا نشده است. سبک کارگردانی در این فیلم با آنچه در آن زمان اتفاق می افتد متفاوت بود ، حتی در بین سایر فیلمسازان موج جدید مانند کیمی و مهروجی. تصاویر برای او مهمتر از گفتگو بود. سکوت جسورانه بود و شخصیت ها به مخاطب نزدیک نبودند. البته “استراحت در اطراف دیگران” کار مورد علاقه من در توانمندسازی نیست ، اما فکر می کنم این یک فیلم مهم در حرفه او است. این فیلم همچنین برنده جایزه شیر نقره ونیز شد.

او پس از کارگردانی در یک فولاد ضد زنگ ، به سبک اروپایی ، به “صادقانه” روی آورد. این بار او با داستانی پیچیده و هیجان انگیز یک قهرمانی داشت که مخاطب می توانست راحت تر آن را درک کند. و سپس جادوی فیلم شروع به ساخت فیلم کرد. البته ، وسط این سریال Dae John Napoleon را ساخت ، که پیدا کردن سریال دیگری در طول تاریخ تلویزیون ایران و حتی شبکه سینمای خانگی امروز بسیار دشوار است.

جلسه نبوغ در “عمو جان ناپلئون” بود. در این کار ، که با اصطلاحات ، شوخی ها و شخصیت های خود وارد فرهنگ عامه شد ، از او به دایی جان ناپلئون یاد می شود ، حتی اگر همه چیز با توطئه های عجیب و غریب همراه باشد. کتاب ایراج دوزادزاد یک شاهکار است و اقتباس او از “آرامش در حضور دیگران” این بار اقتباسی حتی وفادار تر را به تصویر کشیده است. بازی ها شگفت انگیز هستند. از Naghshineh و Nusrat Karimi گرفته تا شاهکار سریال با Parviz Fanizadeh به عنوان Meshkasim. جادوی قوی تر شدن با کمک این سریال و یک گروه بیمار از بازیکنان که در Dae John Napoleon متبلور شده اند. و دروغ در قبر AAA ، که فکر می کنم این سریال فراتر از یک کار تلویزیونی یا حتی سینمایی است ، یک رویداد فرهنگی در تاریخ ایران است.

Devrim یکی از آن کارگردانانی بود که اگر این برای وسواس خودش نبود ، می توانست فیلم بسازد و البته او نیز بود. او این فیلمنامه را در اوایل دهه 1980 نوشت که بهروز افخمی یکی از مدیران تلویزیون بود و IRIB علاقه مند به ساختن سریال در مورد جنگل میرزا کوچ خان بود. اگر می خواهید هنر نوشتن را به صورت کتبی ببینید ، توصیه می کنم کتاب سه جلدی “جنگل کوچک” را که توسط انتشار مس سال منتشر شده است ، بخوانید. همانطور که می خوانید ، خواهید فهمید که چرا این سریال اینقدر طولانی است ، چرا هزینه هایی که می خواهد از آن پرش کند بسیار افزایش یافته است ، و چرا بهروز افخمی و تیم دیگری دوباره روی فیلمنامه کار کردند و این سریال را تولید کردند. همه چیز در روایت ناصر از “جنگل کوچک” چنان مفصل بود که اگر ساخته می شد ، بزرگتر از سریال های تلویزیونی میرباقاری می ایستاد و قهرمان ملی در سراسر جهان به تصویر کشیده می شد.

بهترین فیلم های سینمای ایران پس از انقلاب ؛ چهل سال و چهل فیلم

سال 2 سرانجام اولین فیلم خود را پس از انقلاب ساخت. باز هم ، اقتباسی ادبی از این دوره از ارنست همینگوی ، که این خطر نیز به این دلیل بود که او قبلاً فیلم را “داشتن و نداشتن” ساخته بود ، بر اساس داستان همینگوی با همین نام ، و این یک فیلم بزرگ بود. جالب اینجاست که دو شاهکار از داستانی توسط همینگوی ایجاد شده است که هاوکس یکی از کارهای برجسته وی نیست. یکی هاوکس ، دیگری “کاپیتان خورشید” ناصر طاهوی است.

کار به عنوان “کاپیتان خورشید” را می توان به عنوان یک درس برای طبقه بندی یک اثر در جهان آموزش داد. فیلمی هیجان انگیز درباره یک کاپیتان (با بازی داریوش ارجماند) که در یک وسیله نقلیه پرتاب قاچاق می شود و سپس پایش را برای کمک به سیاستمداران باز می کند. بهترین نمایشنامه داریوش ارژماند ، بهترین بازی سعید پوورسامی و چه جهت و ویرایش باشکوهی که هر دو مسئولیت آن را بر عهده داشتند. حالا که “کاپیتان خورشید” را به یاد می آورم ، می فهمم که چرا مرگ یک ضایعه پرسود یک ضایعه بزرگ است. بهترین سازگاری سینما ایران نتیجه کار اوست.

ساخته شده در سال 2 ، “ای ایران” یکی از آثار برجسته وی نیست. اما وقتی دوباره آن را می بینم ، به نظر من این یک شوخی سیاسی خنده دار با ارزش کمتر بود.

وقایع منتهی به سال 3 و “کاغذ” تنها بخشی از فیلم “کیش داستانهای” بود و بیش از هر چیز حساسیت شخصی وی را منعکس می کرد. او یک فیلمساز و نویسنده ، سختگیر و کمال بود ، که از متن و تصویر غفلت نکرد. سال “کاغذ سرد” در این جشنواره منتشر شد ، در اوج سینمای ایران ، مثلث تقویت پشت دوربین و صبر و هدیه تهران در مقابل دوربین و منتقدین. این بار قهرمان یک زن بود. صادقانه بگویم ، نگاه فیلم هنوز در صدر قرار دارد. زنی که نمی خواهد درون حصار بماند. او شوهر بدی ندارد ، اما وظایف مادرش و همسرش از توانایی ها و خواسته های خود دور است و زن روز به روز تسلیم نمی شود. یکی از بهترین فیلم ها در مورد زنان ، داریوش مهروجی است.

و این داستان است. پس از سالها “کاغذ بدون کاغذ” ، سناریوی “روم و زنگی” و “چای تلخ” سالها عناوین ساخت. هر بار که یاد گرفتیم که یکی از این متون مقدس به مرحله قبل از تولید منتقل می شود ، صدمه دیده است ، اما هیچ تولید یا سرمایه گذاری متوقف نشده است.

طاها همیشه در ایران باقی می ماند و تدریس و نوشتن می کرد. مستند او درباره Ta'ziye آنقدر مهم است که گفته می شود یکی از دلایلی است که هنر Taziye در لیست یونسکو گنجانده شده است. اگر بخواهم بگویم چه نوع مشکلاتی سینمای ایران با ناآشنایی فیلمسازان با ادبیات دارد ، یکی از آنها یک استثنا است. عاشق ادبیات و ادبیات حرفه ای. و جای تعجب آور است که می توان ارتباط مرتب بین ادبیات و سینما و تصویر برقرار کرد.

این باید طولانی تر بود. فیلم ها و سریال های تلویزیونی بیشتری وجود داشت ، اما ما بدشانس بودیم.

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×