» فیلم و سریال » انیمه » نقد و بررسی قسمت های چهارم و پنجم «بامداد خمار»; همان سوپ و همان کاسه
نقد و بررسی قسمت های چهارم و پنجم «بامداد خمار»; همان سوپ و همان کاسه
انیمه

نقد و بررسی قسمت های چهارم و پنجم «بامداد خمار»; همان سوپ و همان کاسه

۲۳ آبان ۱۴۰۴ 0034

بعد از تماشای قسمت چهارم بامد خمار، در مورد سه قسمت اولی که می خواستم به صورت نوشتاری به آنها مراجعه کنم، چیز دیگری برای گفتن پیدا نکردم، اما نام خود را در توییتر جستجو کردم و چند پست دیدم که علاقه ام را به خواندن نقد «معتضدی» از قسمت های بعدی بامد خمار نشان می داد، در حالی که در اعماق آن آزارم می داد. در نتیجه قطعات چهارم و پنجم را کنار هم گذاشتم و از آنها چیزی ساختم. با این حال، به طور خلاصه، اتفاقات جدیدی در قسمت های چهارم و پنجم بادام خمار وجود ندارد.

در فصل چهارم و پنجم، پیشرفت داستان حتی کندتر از سه فصل اول به نظر می رسد. سریال‌ها طولانی‌تر از قبل هستند، اما در کل شاهد ادامه‌ی گذشته هستیم. جریان آهسته ای که توانایی آن در به پایان رساندن داستان رمان هنوز مشکوک است.

قسمت چهارم

از همان ابتدای قسمت چهارم با لحن نامتعادل دیالوگ ها و نوشته ها مواجه هستیم. در حالی که برخی از شخصیت ها به ویژه بصیرالملک، پدر محبوبه (با بازی علی مصفا) جملات و کلمات قصار را با سنگین ترین لحن ممکن بیان می کنند، شخصیت مقابل آنها، در اینجا مادر محبوبه نازنین (با بازی لاله اسکندری) در جملات خود کاملاً ساده صحبت می شود. چه رسد به سریالی به سریال دیگر، حتی در یک حرکت ساده بین دو شخصیت که به یکدیگر نگاه می کنند، نمی توانیم ثبات را ببینیم.

سریال خماری صبح قسمت 4

جریان بسیار کند است. یک سوم اول قسمت چهارم به طور کامل به تماشای رحیم از کنار محبوبه می گذرد. اتفاقا هیچ کدام از این صحنه ها از نظر بصری خوب ظاهر نشدند. نگاهی از طرف محبوبا، کمی درگیری با شخصیت های اطراف، نگاهی از سمت رحیم، چند خطی از دیالوگ او با شخصیت های اطرافش و این چرخه تکرار می شود. این صحنه ها نه هیچ احساسی را به مخاطب منتقل می کنند و نه نقشی در پیشبرد داستان دارند. آنها هیچ هدفی ندارند و در عین حال بخش بزرگی از بخش را به آنها اختصاص داده است. البته این را می توان برای اکثر سریال ها گفت.

سریال خماری صبح قسمت 4

بقیه قسمت چهارم به بصیرالملک و علی مصفا و بازی بسیار بدشان اختصاص دارد. ناگفته نماند که صحنه هایی که قرار بود چیزی به این شخصیت اضافه کند بیش از حد کشیده شد.

آخرین سکانس اپیزود که قرار است زمینه اپیزود بعدی باشد یا به عبارتی «کلیف هنجر» ایجاد کند و مخاطب را منتظر اپیزود بعدی کند، یکی از پوچ ترین و بی معنی ترین قسمت های اپیزود است. سکانس بسته شدن دروازه شهر به وضوح برای معرفی یک شخصیت جدید استفاده شد، اما به شدت طولانی و بی معنی است و جریان کلی در خدمت شخصیت جدید نیست. نمی‌دانم چرا تدوینگر فکر می‌کرد که این صحنه آنقدر قدرتمند است که مجبور شد اپیزود را روی آن تمام کند.

سریال خماری صبح قسمت 4

قسمت چهارم آنقدر ناگهانی تمام می شود که باعث می شود هفته به هفته تماشای سریال را رها کنید، بنشینید و منتظر بمانید تا همه قسمت ها برسد و سپس شروع به تماشا کنید. زیرا در واقع هیچ فکری پشت پایان و آغاز فصل ها نیست.

قسمت پنجم

قسمت بعدی کم و بیش با بازی دایی محبوبا با بازی رضا کیانیان شروع می شود. صحنه ای که حتی یک کلمه از دیالوگ ربطی به قسمت های دیگر داستان نداشته باشد، چیزی به داستان اضافه نمی کند و دیالوگ ها آنقدر جذاب نیستند که بتوان از آن لذت برد. مثل همیشه، تنها چند زوم روی چهره شخصیت ها و عناصر نامربوط در صحنه را تحمل می کنیم تا صحنه تمام شود و در نهایت به داستان اصلی بازگردیم.

باید به این نکته اشاره کنیم که این سکانس پر از دیالوگ های سیاسی است که ریشه در رمان (البته بدون محتوا) ندارد. این آثار سیاسی اضافه شده به این بخش، کاملاً در تضاد با رمان است که سعی می‌کند جبهه سیاسی خاصی را در بر نگیرد.

سریال خماری صبح قسمت پنجم

ظاهراً هدف سریال تثبیت شخصیت و قدرت آموخان است، اما از حد می‌گذرد و این هدف را فراموش می‌کند.

پس از پایان دیالوگ های بی ربط و بیش از حد طولانی عموخان با اطرافیانش، با ورود پسرش منصور به داستان اصلی باز می گردیم. منصور همان شخصیتی است که در پایان قسمت قبل سعی کرد قهرمان بازی شود. منصور رسماً به عنوان خواستگار دختران بصیرالملک معرفی و توصیه شد.

وجود شخصیت کیانیان و عموخان به اینجا ختم نمی شود و تا اواسط اپیزود ادامه دارد. اختصاص نیمی از اپیزود به یک شخصیت واقعا بیننده را خسته می کند. از این نظر طرح سریال چندان خوب نیست.

سرانجام به خاندان بصیرالملک برمی گردیم. عمو خان ​​و آمیجان تصمیم می گیرند به مناسبت بازگشت منصور جشنی ترتیب دهند و قبل از اینکه ازدواجش با خواستگار جدید محبوب به پایان برسد، بازگشت منصور را به خاطر محبوبه نشان می دهند. خبر بازگشت مهمانی منصور و فرنگ سر از دمشق به بصیرالملک و خانواده اش داده می شود و شام را خراب می کند.

سریال خماری صبح قسمت پنجم

محبوبه که حالا دو خواستگار دارد اما به دلیل مشغول شدن به رحیم هیچ کدام را نمی خواهد، گریه می کند و در این گریه «ترلان پروانه» شاهد بدترین اجرای پنج قسمت اول سریال هستیم. اجرای پروانه که بسیار پایین تر از دیگران است و دیگران از آن استقبال می کنند، اینجا به پایین ترین حد خود می رسد.

اکنون که موضوع بازی ها در دستور کار قرار گرفته است، بد نیست کمی در مورد نحوه ساخت جملات توسط بازیکنان صحبت کنیم. اکثر بازیگران سریال نمی توانند کلمات را به طور کامل تلفظ کنند و بدتر از آن، نمی فهمند که چگونه یک جمله را درست تلفظ و بخوانند، در کجای جمله باید تاثیر بیشتری بگذارد، روی کدام کلمه تمرکز کند و به لحن و ریتم مناسب برسد. مصفا به وضوح هر بار که جمله ای را از وسط جمله شروع می کند تلفظ صحیح کلمات را فراموش می کند و اساساً کلمات آخر شکست می خورد. در بین بازیگران اسکندری در بیان دقیق و بی نقص کلام بسیار بهتر از بقیه است.

در پایان قسمت پنجم اصلان (با بازی حمید صفت) برمی گردد، محبوبه هم او را می بیند و به نظر می رسد اصلان از هر نظر گزینه خوبی است، اما محبه در ذهنش مدام مشغول مقایسه او با رحیم است.

مانند قسمت چهارم، قسمت پنجم نیز به بی‌حادثه‌ترین شکل ممکن به پایان می‌رسد.

این سوال را باید در زمانی از خود بپرسیم که در نیم فصل پنجم هستیم و هنوز پرونده محبوب و رحیم شروع نشده است. با این سرعت، ما از پایان داستان مطمئن نیستیم.

آیا می توانیم امیدوار باشیم که ادامه دهیم؟

نیازی به صحبت در مورد مشکلات فنی سریال نیست که در مقاله قبلی خود به اندازه کافی در مورد آن صحبت کردیم و حتی نمونه فیلم ها را نیز قرار دادیم. از نظر فنی، در قسمت چهارم و پنجم که می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم، اتفاق عجیبی نمی افتد. زوم متوقف می شود، کوچک نمایی، بزرگ نمایی، دوربین در دست جای خود را ندارد و بس.

نکته دیگری که این بار مطرح کردیم، ویرایش بد سریال است. حتی اگر می‌خواهید تمام آن صحنه‌های نامربوط را (که چیزی برای سریال باقی نمی‌گذارد) حفظ کنید، حداقل بین آنها کمی بهتر حرکت کنید و یک‌دفعه نصف قسمت را صرف یک سکانس و شخصیت خاص نکنید.

نکته مثبت، طراحی صحنه عالی است که تا حد زیادی بهترین بخش این مجموعه است.

در نهایت باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا داستان در قسمت های بعدی تسریع می یابد یا خیر زیرا پنج قسمت از آن گذشته است و در حال حاضر در حال معرفی شخصیت ها هستیم و هنوز پرونده های اصلی بامد خمار شروع نشده است.

کتاب بامداد خمار اثر فتانه حاج سید جوادی

365000 بخش

نماد نشان

بیش از 500 نفر به این محصول علاقه مند هستند

نماد نشان

بیش از 300 فروش در هفته گذشته

نماد نشان

بیش از 1000 نفر در سبد خرید

نماد نشان

بیش از 5000 بازدید در 24 ساعت گذشته

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×