» فیلم و سریال » انیمه » نقد و بررسی فیلم ماه آبی; حامل آمریکای مدرن
نقد و بررسی فیلم ماه آبی; حامل آمریکای مدرن
انیمه

نقد و بررسی فیلم ماه آبی; حامل آمریکای مدرن

۱۰ آذر ۱۴۰۴ 0010

دوستی ایتان هاوک و ریچارد لینکلیتر منجر به ساخت فیلم های شگفت انگیزی شده است و ماه آبی یکی دیگر از جواهرات پنهان در همکاری این دو هنرمند است که نقاط قوت یکدیگر را تکمیل می کنند. لینکلیتر که فیلمنامه رابرت کاپلو به نام «من و اورسون ولز» را در سال 2008 روی پرده سینما آورد، اکنون فیلمنامه دیگری از کاپلو را کارگردانی کرده است که ساخت آن حداقل 12 سال طول کشید. در «ماه آبی»، هاوک «اوکلاهاما!» را می خواند. او در شب افتتاحیه این برنامه نقش شاعر و ترانه سرای افسانه ای آمریکایی، لارنس هارت را بازی کرد. (اوکلاهاما) – مسلماً مهمترین اثر موسیقایی در تاریخ آمریکا – با حسادت و غم روزهای از دست رفته مصرف می شود. در نقد فیلم «ماه آبی» بیشتر به فیلمنامه کاپلو می پردازم که اساس بازی تحسین برانگیز اتان هاوک را که خود دیگری را در شخصیت هارت می یابد، بنا نهاد.

هشدار! نقد فیلم «ماه آبی» خطر فاش شدن داستان را دارد

نقد و بررسی فیلم ماه آبی; نه این نوع عشق

“اوکلاهما!” این یک نقطه عطف در تاریخ موزیکال در ایالات متحده است. این شاهکار ریچارد راجرز و اسکار همرستین اولین اثر راجرز پس از همکاری طولانی مدت (بیش از 30 سال) با لارنس هارت است که آنها را به عنوان زوج هنری راجرز و هارت به آمریکایی ها معرفی کرد. اما “اوکلاهما!” همین کار بود که همکاری راجرز و اسکار همرستین را آغاز کرد و آنها را به زوجی مشهورتر از دو نفره راجرز و هارت تبدیل کرد. قبل از این، موزیکال ها به قطعاتی تبدیل می شدند که با یک نخ نازک به هم متصل می شدند. بدون هیچ هماهنگی اولیه و فقط راهی برای انتقال از یک قسمت به قسمت دیگر. اما “اوکلاهما!” او فردی بود که اجرای موسیقی را متحول کرد و نشان داد که این فرم هنری پتانسیل بیشتری نسبت به تصور دارد.

در دقایق ابتدایی «ماه آبی»، لورنس هارت، شاعر و ترانه سرای موزیکال های موفقی مانند «یک یانکی کانکتیکات» را می بینیم که زودتر از اولین اجرای «اوکلاهاما! او بلند می شود و می داند که این شاهکاری است که مردم سال ها آن را به یاد خواهند آورد. اما علامت تعجب در انتهای عنوان اشعار او را به سخره گرفته و نقد می کند. چون ته دل می داند که هرگز نمی تواند چنین اثر محبوبی بنویسد. حتی زمانی که او با دوست قدیمی و شریک جنایی خود، ریچارد راجرز (اندرو اسکات) دوباره متحد می شود.

هارت فریاد می زند “اوکلاهما!” بعد از اینکه دیگر تماشا نکردم او خسته می شود و مادرش را تنها می گذارد و می رود تا یک نوشیدنی پیدا کند، از رستوران ساردین و روسری بخرد و بعد کل فیلم اینجا می گذرد و فریاد می زند اوکلاهاما! جشن افتتاحیه فیلم در حال برگزاری است. آن را در آن مستقر کردیم. هارت با مشتریان رستوران گرم می شود، وایات (پاتریک کندی) را با داستان های بی پایانی درباره پیانیست (جونا لیز) که او را ناکلز می نامد، ادی (بابی کاناویل) سر بارمن و تنها مشتری دیگر رستوران، EB، گرم می کند. هارت شکایت می کند از اوکلاهاما به نقل از “کازابلانکا” و می گوید اطلاعات از هارت 47 ساله در مورد زیبایی و هنرنمایی الیزابت 20 ساله (مارگارت کوالی) با اشتیاق یک عاشق شیفته به سرقت رفت.

10 فیلم برتر ریچارد لینکلیتر; راوی عاشقان یک روزه و جوانان شاد

لارنس هارت ستاره نمایش خودش است، با شخصیت های فرعی که گاهی اوقات بدون هیچ دیالوگی می آیند و می روند. او بی وقفه صحبت می کند اما شنونده خوبی نیز هست. به خصوص زمانی که دوست دخترش الیزابت در مورد رابطه ناموفق خود با مرد دیگری صحبت می کرد. در اینجا دل با دقت گوش می دهد و هر جمله و جزئیاتی را که دختر شاعر گفته است، درک می کند. چون این عشق آن نوع عشق نیست.

در همین حال تظاهرات دیگری در حال برگزاری است. سریال تلویزیونی با بازی ریچارد راجرز و اسکار همرستین. “اوکلاهما!” آغاز (با مرگ همرستین) همکاری موفق راجرز و همرستین بود که تا دهه 1960 ادامه داشت. افتتاحیه نمایشگاه او پایان هنرمندی است که شعله سوزان دیروزش امروز سوسو می زند.

غزل غمگین شاعری در ورطه نیستی

Blue Moon Ethan Hawke

فیلمنامه رابرت کاپلو ظرافت و ظرافت زیادی دارد و ایده ای نیست که بذر بکارد و محصولی درو نکند. ادی از همان ابتدا به هارت یادآوری می کند که ننوشد. هارت می گوید به محض اینکه از او و دوستش اجازه بگیرد، بطری را روی میز می گذارد تا از زیبایی آن لذت ببرد. اما از آنجا، کاپلو توجه ما را به هر نوشیدنی که هارت لمس می کند، معطوف می کند. هیچ چیزی که شاعر وعده می دهد محقق نمی شود و این در نهایت سرنوشت تلخ او را رقم می زند که در ثانیه های ابتدایی فیلم نیز نمایش داده می شود. در واقع، هشت ماه پس از افتتاحیه “اوکلاهاما!” و در ریبوت «کانکتیکات یانکی» با راجرز، هارت مست و بیمار پیدا می شود و در سن 48 سالگی بر اثر ذات الریه می میرد.

اما «ماه آبی» بیوگرافی نیست و داستان شب افتتاحیه هیچ ربطی به واقعیت ندارد. در میان جملات فراوان بین هارت و دیگران، بازی های زبانی و ارجاعات زیادی وجود دارد که بر شاعرانگی متن تاکید می کند تا واقعیت های تاریخی. اشعار آهنگ های هارت اغلب با شعرهای شکسپیر و مولنار اشتباه گرفته می شود و تشخیص یکی از دیگری دشوار است. پیانیست هر کنایه و کنایه ای را در نت های خود حمل می کند و با زبان موسیقی در گفتگوهای خود با شخصیت ها شرکت می کند.

لینکلیتر این جنبه تئاتری فیلمنامه شخصیت محور و دیالوگ محور کاپلو را فراموش نمی کند. اما روایت کیفیتی جنبشی دارد و هرگز در اضطرار مورد نیاز قلب اتان هاوک و بازی بی وقفه او با کلمات غرق نمی شود. مانند «شام با آندره» در Speed، اتان هاوک مدام روی صندلی خود تکان می خورد، به سمت پیانیست می رود، کنار وایت می نشیند و در گوشش زمزمه می کند، راجرز را به گوشه ای خلوت می کشاند و با الیزابت در رختکن می گذرد. وقتی صحبت از پویایی فیلم دیالوگ محور می شود، لینکلیتر هیچ برابری ندارد. این مهارتی است که او از سه گانه «قبل» به کمال رسیده است.

ایتان هاوک

همه اینها در نهایت بلوک های سازنده ای هستند که به اتان هاوک اجازه می دهد تا برای ارائه یک اجرای انقلابی در قالب یک شاعر سوخته به آنها تکیه کند. او قدرت نمایشی خود را به فیلم می آورد و هر کلمه ای را با احساسی شدید منتقل می کند. حساسیت و حسادتی در قلب هاک وجود دارد که در زبان بدن او در طول فیلم منعکس می شود و قلب شما را به درد می آورد. او می داند که زمانش تمام شده است. اما او حاضر نیست این واقعیت را بپذیرد و می خواهد به خود و دیگران اعتراف کند که بهترین اثرش (حماسه موسیقایی درباره مارکوپولو) هنوز در راه است.

فیلم اساساً بر دوش اتان هاوک استوار است که تحول فیزیکی او به اندازه بازی احساسی‌اش تأثیرگذار است. همانطور که میبل مرسر در ابتدای فیلم درباره هارت می گوید، او مردی غمگین بود و بخشی از آن به دلیل عدم اعتماد به نفس هارت به دلیل ظاهرش بود. او همیشه به خاطر کچلی سر و قد نزدیک به 150 سانتی متری اش ناراحت بود و ظاهر خود را دلیل دور کردن زنان از خود می دانست.

اگرچه او 55 سال از ایتان هاوک بزرگتر است، اما با قد 180 سانتی متری و موهایش هیچ شباهتی به هارت ندارد. اما او سر خود را برای فیلم تراشید و لینکلیتر برای کوچکتر نشان دادن هاوک بدون جلوه های ویژه خیره کننده به لباس های گشاد و تکنیک های فیلمبرداری متوسل شد، اما آنها کار را انجام دادند. در “ماه آبی” هاوک همیشه کوتاهتر و کوچکتر از عوامل خود، حتی الیزابت است، و در هیکل لارنس هارت گم می شود. انگار داره عمدا خودش رو تحقیر میکنه اتان هاوک علیرغم صحبت های پرشورش، عملکرد فیزیکی که معمولاً از او انتظار داریم را ندارد. این همان عملکردی است که مردی مثل هارت آرتروز، افسرده و بیمار طلب می کند و هاوک به آن می پردازد.

برخلاف هارت بدخلق هاک، ریچارد راجرز لباس پوشیده اسکات را می بینیم که در بهشت ​​هفتم قدم می زند. “اوکلاهما!” همراه با تمام نظرات مثبت در مورد آن اینجا و آنجا. همه به او تبریک می گویند و دست آهنگساز برجسته آینده را می فشارند. مسیر آینده این دو هنرمند زمانی که راجرز از پله‌های مهمانی بالا می‌رود مشخص می‌شود و هارت را در انتهای آن تنها می‌گذارد. اندرو اسکات با هاوک در نقش راجرز رفت و آمد خوبی دارد. او به هر توپی که هاوک به سمت او پرتاب می کند، ماهرانه پاسخ می دهد و از عملکرد نفس گیر هاک بند نمی آید.

The Lowdown TV Series Review

علاوه بر راجرز و همرستین، شخصیت‌های دیگری هم در اینجا و آنجا وجود دارند که شاید با آنها آشنا باشید. هارت با تنها مشتری دیگر رستوران، E.B. گفتگوی معمولی انجام داد. سفید؛ نویسنده و مقاله نویس معروفی که از هارت محتاط تر است و حرف هایش را روی کاغذ می آورد. اما او نگرانی های هارت را درک می کند و در حالی که ترانه سرا به دنبال کلماتی برای توصیف احساساتش می گردد، وایت جمله خود را با بهترین کلمه کامل می کند. در گفت و گوی هارت با وایت متوجه می شویم که این مقاله نویس مدتی است که به کتاب های کودکان روی آورده است، اما هنوز نتوانسته به ایده ای برسد. در اینجا، هارت به وایت ایده کتاب کلاسیک «استوارت کوچولو» را می‌دهد که داستان موشی را نشان می‌دهد که دیگر به آشپزخانه‌اش سر نمی‌زند.

سپس الیزابت هارت را به مردی از ییل معرفی می کند. مردی به نام جورج هیل، کارگردانی نوظهور که هارت به او پیشنهاد کرد به جای تم تکراری عشق، «دوستی» را به تصویر بکشد. احتمالاً متوجه شده اید که این جورج هیل اشاره ای به جورج روی هیل است که بعداً فیلم های بوچ کسیدی، ساندنس کید و نیش را ساخت.

در جای دیگر، هامرشتاین با یک بچه باهوش (کلین سالیوان) همراه می شود که هارت را طعنه می زند. این کودک، استیون ساندهیم، ترانه سرا و آهنگساز مشهور نسل جدید دنیای تئاتر موزیکال آمریکاست که حتما «داستان وست ساید» او را بشناسید. لینکلیتر در حال حاضر روی پروژه چالش برانگیز دیگری از Sondheim (Merily We Roll Along) کار می کند که قرار است در سال 2040 تکمیل شود.

هیچ عشقی برای من نیست

Ethan Hawke in Blue Moon 2025

حتی اگر علاقه ای به فرهنگ عامه آمریکایی، اجراهای موسیقایی، یا ارجاعات زیادی که کاپلو در فیلمنامه دارد نداشته باشید، «ماه آبی» شما را مجذوب خود خواهد کرد. لینکلیتر، کاپلو و هاوک موفق می شوند انسانی ترین جنبه ها و احساسات داستان هارت را استخراج کنند و آن را به گونه ای ارائه کنند که هیچ ربطی به دانش شما از فرهنگ موسیقی ایالات متحده ندارد. در نهایت، مهم نیست که لورنس هارت و ریچارد راجرز چه کسانی هستند. فرقی نمی کند بچه ای که یکی دو خط می گوید و رد می شود، استیون ساندهیم معروف باشد یا ای بی. کاری که وایت و جورج روی هیل در فیلم انجام می دهند، با دیدن لفاظی شاعرانه هارت که افکار و احساسات برهنه او را بیرون می ریزد، با همه افراد از هر زمینه ای طنین انداز خواهد شد.

نکات مثبت

  • فیلمنامه هوشمندانه و شاعرانه رابرت کاپلو
  • یک اجرای عالی از ایتان هاوک و یک بازیگر مکمل عالی
  • کارگردانی جنبشی و پویا لینکلیتر برای فیلمنامه دیالوگ محور
  • موسیقی مدام از پس زمینه می آید و در گویندگی شرکت می کند

نکات منفی


این نقطه قوتی است که فیلم های گذشته لینکلیتر مانند «قبل»، سه گانه «پسرانگی» و «نوار» را به یاد می آورد و حالا او دوباره از آن برای «ماه آبی» استفاده کرده است. او قادر است عواطف انسانی را بدون نقص یا افراط به تصویر بکشد. احساساتی که در دوستی کم کم محو شدن هارت و راجرز وجود دارد، در حسادت هارت به راجرز، در تنهایی ای که پس از لمس دست الیزابت به سینه اش احساس می کند، یا در ایده های در حال رشد او درباره اجرای موسیقی حماسی درباره مارکوپولو که جرقه در برابر چشمان ما می زند. جرقه ای که به همان سرعتی که آمد خاموش می شود.

هویت فیلم “ماه آبی” (ماه آبی)

مدیر: ریچارد لینکلیتر
نویسنده: رابرت کاپلو
بازیگران: ایتن هاوک، اندرو اسکات، مارگارت کوالی، بابی کاناویل
محصول: 2025، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: 7.1 از 10
امتیاز فیلم در روتن تومیتوز: 89%
خلاصه داستان: ماه آبی در شب افتتاحیه موزیکال ریچارد راجرز و اسکار همرستین اوکلاهاما، شاعر و ترانه سرای افسانه ای آمریکایی لارنس هارت را دنبال می کند. جایی که تولد شاهکار راجرز با مرگ دوست و همکار سابقش هنری هارت مصادف شد.

نقد و بررسی فیلم ماه آبی نظر شخصی نویسنده است و لزوما نظر دیجی کالا مگ نیست.

منبع: دیجی کالا مگ

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×