بهترین چیزی که امسال خریدم: یک صفحه کلید مکانیکی قابل حمل
من به عنوان یک نویسنده، ابزارهای حرفهام را نسبتاً جدی میگیرم. من آنقدر دیوانه نیستم که 3600 دلار برای صفحه کلید خرج کنم، اما به نظرم تایپ طولانی مدت روی مک بوک نیز عمیقا رضایت بخش نیست و حواسش را پرت می کند. بنابراین در بهار امسال شروع به جستجوی تنظیمات نوشتاری بدون حواس پرتی کردم که شامل یک خواننده/نویسنده الکترونیکی و یک صفحه کلید مکانیکی بود.
من با Boox Palma 2 شروع کردم زیرا صفحه نمایش E Ink و اتصال محدود آن می تواند آن را به یک راه حل محکم و بدون حواس پرتی در صورت جفت شدن با یک صفحه کلید خوب تبدیل کند. پس از تحقیقات زیاد، صفحه کلیدی که روی آن کار کردم NuPhy Air60 V2 بود، با سوئیچهای لمسی سنگینتر خزهای شرکت و قاب زیبای NuFolio به رنگ برنزه نوستالژیک، که در واقع بیشتر به رنگ زرد پررنگ است.
اکنون، من از کیبوردهای مکانیکی خبره نیستم، اما به نظرم Air60 V2 برای تایپ کردن لذت بخش است. کلیدهای سطح پایین آن مانند صفحه کلید معمولی من یا مدل قدیمی IBM مدل M من سفر و بازخورد مشابهی ندارند، اما هنوز هم پیشرفت بزرگی نسبت به صفحه کلید قیچی مک بوک من است. سوئیچ های Moss به اندازه کافی صدای مناسبی ارائه می دهند، اما آنقدر بلند نیستند که از استفاده از صفحه کلید در مکان های عمومی اجتناب کنید. ممکن است برای یک قهوه آرام کمی زیاد باشد، اما من در یک کافی شاپ نشسته ام و روی مقالات و داستان ها کار کرده ام و قطعاً احساس ناراحتی نکرده ام.
قابلیت جفت کردن آن با سه دستگاه به این معنی است که می توانم NuPhy را به راحتی بین لپ تاپ شخصی، لپ تاپ کاری و Boox خود جابجا کنم. همچنین با یک دانگل بی سیم 2.4 گیگاهرتز عرضه می شود، اما من نیاز چندانی به آن نداشتم.
من اغلب ایر60 را با خودم می برم تا در شب های آرام که در حال بارتنینگ هستم، کمی نوشتن انجام دهم. (سهشنبهها و پنجشنبهها به کارخانه آبجوسازی پرچمدار من بیایید.) اگر لازم است از لپتاپم استفاده کنم، Air60 طوری طراحی شده است که به خوبی روی صفحهکلید مکبوک قرار بگیرد و در عین حال دسترسی آسان به ترکپد را داشته باشد. اما بیشتر اوقات من Palma 2 را حمل می کنم. NuFolio هم به عنوان پایه و هم به عنوان روکش صفحه کلید عمل می کند، و قاب بازشوی پالما به خوبی در بالا قفل می شود و یک تنظیم نوشتاری مستقل کوچک ایجاد می کند که زمانی ایده آل است که نمی خواهم (یا نیازی به) دسترسی به اینترنت داشته باشم.
حتی گاهی در خانه هم از آن استفاده می کنم. زمانی که تصمیم گرفتم برای اولین بار پس از 20 سال دوباره داستان نویسی را شروع کنم، Obsidian را روی پالما نصب کردم و همراه با Air60، تبدیل به ابزار مورد علاقه من شد. به عنوان فردی که اغلب به تایمرها برای متمرکز ماندن متکی است، NuPhy و Palma را نوشدارویی برای مشکلات توجهم دانستم. بخشی از این به این دلیل است که من نمی توانم صبر کنم تا در Air60 تایپ کنم. حس، صدا و حتی طرح رنگ همگی عمیقاً رضایت بخش هستند به گونه ای که هیچ صفحه کلید قابل حملی هرگز نمی تواند باشد.
این یک راه حل کامل نیست. چیدمان 64 کلیدی برای حمل و نقل عالی است، اما ممکن است کمی تنگ باشد: من در تایپ کردن در Air60 چند اشتباه بیشتر از یک صفحه کلید سخاوتمندانه تر انجام می دهم. و زاویه کم آن می تواند برای مدت طولانی نشستن پشت میز کمی ناراحت کننده باشد. اما در واقع با میز ایستاده (یا میله) یا حتی استراحت روی پاهای شما عالی است.
وقتی NuPhy را در اوایل سال جاری خریداری کردم مطمئن نبودم که NuPhy از سرمایه محدود من استفاده عاقلانه ای می کند (بیش از یک سال در بیکاری عمیق و تکیه بر تکالیف رو به کاهش فریلنسری بودم). اما نه ماه بعد، به بخشی ضروری از روال نوشتن من تبدیل شد.
منبع: theverge
