بهترین زمان برای سازندگان ویدیوهای نظریهپرداز توطئه است
در روزهایی که مراسم شام خبرنگاران کاخ سفید امسال با شلیک گلوله در این مراسم مختل شد، ویدیوهای تئوری توطئه ایجاد شده توسط افرادی که اصرار دارند کل وضعیت یک عملیات پرچم دروغین بوده است، رونق گرفته است. این نوع تئوری ها چیز جدیدی نیستند، اما روشی که اکنون در حال گسترش هستند نشان می دهد که چگونه فرهنگ ویدیویی واکنشی در حال تغییر شکل چشم انداز رسانه های اجتماعی است. و حتی زمانی که هرج و مرج اولیه پیرامون تیراندازی شروع به فروکش کرده است، سازندگان محتوا همچنان درباره آنچه “واقعا” اتفاق افتاده است، پست می گذارند.
هنوز چیزهای زیادی در مورد کول آلن، قاتل ادعایی 31 ساله که ظاهراً قبل از WCHD از لس آنجلس به واشنگتن دی سی سفر کرده و در همان هیلتون محل برگزاری مراسم بوده است، وجود دارد. اما این باعث نشده که سازندگان محتوا به پلتفرم هایی مانند یوتیوب، تیک تاک، اینستاگرام و
هیچ یک از این ویدیوها چیزی را نشان نمی دهد که قبلاً توسط رسانه های اصلی گزارش نشده باشد. اما هر کدام از اینگونه محتواها به بخشی عادی از عادات مصرف رسانهای مردم تبدیل شده است و سازندگان آن را راهی مناسب برای جلب توجه میدانند. در ایالات متحده، اعتماد به رسانههای سنتی در پایینترین حد خود قرار دارد و افراد بیشتری برای مطلع شدن از رویدادهای جهانی به رسانههای اجتماعی روی میآورند. و این تغییر به سازندگان محتوای توطئهمحور این امکان را داده است تا بر نحوه درک مردم از واقعیت تأثیر بگذارند.
این مشابه اتفاقی است که در سال 2024 رخ داد، زمانی که دونالد ترامپ در زمان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری از یک سوء قصد جان سالم به در برد. بنابراین، سازندگان به سرعت روی این رویداد سرمایه گذاری کردند، حتی آن را به عنوان یک پرچم دروغین که برای جلب همدردی با نامزد جمهوری خواه طراحی شده بود، نوشتند. این چرخه خبری و سخنرانیهای بعدی هفتهها به طول انجامید، هم به این دلیل که لحظه مهمی در یک سال انتخاباتی بود و هم به این دلیل که درک اینکه چگونه میتوانست به گوش ترامپ شلیک شود بدون اینکه بعد از آن آسیب قابل مشاهده ای ببیند، دشوار بود.
بسیاری از جدیدترین ویدئوهای تیراندازی WHCD نشان می دهد که ما باید این رویدادها را پاسخی به تمایل دولت ترامپ برای انتشار اطلاعات نادرست بدانیم. و در حالی که هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد تیراندازی WHCD در واقع با تأیید ترامپ سازماندهی شده است، می توان استدلال کرد که دولت حداقل تا حدی مسئول نحوه جلب توجه این ایده در اینترنت است.
به همان اندازه که خندیدن به رگبار مداوم پست های مزخرف از حساب های رسانه های اجتماعی رئیس جمهور و سایر کانال های رسمی دولتی آسان است، بدون شک بر نحوه تفکر مردم در مورد دولت فعلی تأثیر گذاشته است. کاخ سفید با اشتراک گذاری میم های زشت و ناپخته و تصاویری که توسط هوش مصنوعی از ترامپ به عنوان یک شخصیت مسیحی ایجاد شده است، به مردم گفت که هیچ چیز را نباید جدی گرفت و می توان همه چیز را به یک شوخی مبتذل تبدیل کرد. و در زمانی که همه بزرگترین پلتفرمهای رسانههای اجتماعی اینترنت شروع به تشویق کاربران خود به آپلود ویدیوهای خود در حین تعقیب تعامل کردهاند، منطقی است که بسیاری تیراندازی آخر هفته گذشته را فرصتی برای تقویت پروفایل خود میدانند.
ترامپ «شوخیهای» بیمعنا را بخش مهمی از برند سیاسی خود کرده است و مردم نیز با انرژی بسیار مشابهی پاسخ میدهند.
منبع: theverge
