» فیلم و سریال » انیمه » انتقاد از “AJL به حالت تعلیق” ؛ بازگشت رضا آتران به شبکه سینمای خانگی
انتقاد از “AJL به حالت تعلیق” ؛ بازگشت رضا آتران به شبکه سینمای خانگی
انیمه

انتقاد از “AJL به حالت تعلیق” ؛ بازگشت رضا آتران به شبکه سینمای خانگی

۶ خرداد ۱۴۰۴ 1065

سریال “AJL Askormi” ، به کارگردانی آدل Tabrizi که اخیراً در شبکه فیلم منتشر شده است ، نمونه ای نگران کننده از کیفیت ژانر کمدی در ایران امروز است. این بحران نه تنها در توافق ، بلکه در عملکرد ، بازی ها و حتی دیدگاه های اجتماعی و فرهنگی زندگی مردم نیز نشان می دهد. “حلق آویز” تلاشی برای احیای کمدی اوضاع با تمسخر اجاق گاز بیشتر از فقر ، بی حوصلگی و خندیدن است. به نظر می رسد این سریال نه تنها یک کار طنزآمیز موفق است ، بلکه از دیدگاه اخلاقی و اجتماعی نیز تغییرات مهمی دارد. روزگاری ، او نشان داد كه چگونه می توان از طبقه کارگر ، طنز انسانی و قابل فهم با آثاری مانند “بازار” و “خانه” بیرون آمد. با این حال ، هیچ خبر دقیق یا ظرافت کمدی در “عابر پیاده معلق” وجود ندارد. آنچه باقی مانده تقلید از گذشته است. سری “آویزان AJL” را بخوانید.

هشدار خطری از داستان در سریال “آویزان AJL” وجود دارد

در قسمت اول این سریال ، مخاطب اکنون با دو کارگر بازیگران روبرو است که باید با تغییر استفاده از کارخانه کنار بیایند. این ایده که او می تواند پتانسیل طنز اجتماعی روی کاغذ داشته باشد ، به یک سری لحظه های بد ، توهین های بی پایان و شوخی های مکرر و مکرر تبدیل شده است. آزار دهنده ترین نکته دیدگاه فقر غیرانسانی است. برخلاف آتراران قبل از فشار آوردن واقعیت زندگی فقیر فقیر ، خود فقر به یک مسخره تبدیل شده است. آزار و اذیت شفاهی و خشونت یکی از ستون های این سریال است. همه چیز در فریاد و توهین ، از اختلافات کارگران گرفته تا اختلاف نظر خانواده ها خلاصه می شود. این باید به عظمت توکات یادآوری می کرد ، اما نه با خنده و نه در شخصیت های عمیق را نمی توان به عنوان یک عمل ناکارآمد درک کرد. در مقابل ، معنای غالب مخاطب منزجر کننده است. یک نمونه این سریال است که در آن دو شخصیت اصلی در تلاشند یاد بگیرند که روی شیشه بمیرند. نه تنها از نظر بینایی ، بلکه به طرز عجیبی مسخره و بی معنی است.

انتقاد سریال “معلق” رضا آتران ؛ از هر نظر ناامید شده است

رضا آتران سالها پیش در تلاش است تا به کمدی بازگردد. اما نه بازیگر قدیمی و نه جامعه همان جامعه ای نیستند که همراه با “خانه” یا “نوار” باشد. امروز ، مخاطب شخصیتی فقیر و متروک را می بیند که دائماً تحقیر می شود ، نمی خندد ، اما او از نظر قلب یا ناراحت کننده احساس می کند. با این حال ، رضا عطان می تواند کیفیت کلی مطالعه را به عنوان یک سرپرست با تجربه بهبود بخشد. اما نه فقط این ، گویی که خود عطاران هر روز زندانی می شود. تلاش برای بازسازی دنیای طنز گذشته در رختخواب امروز شکست خورد. او توانست با بداهه نوازی و ظاهر انسان ، قلب های زیادی را بدست آورد و اکنون او اکنون در شوخی های “معلق” است که بیشتر از بیدار کردن لبخند همدلی بیشتر می خندد.

نمونه های موفق شوخ طبعی جهانی در فقر ، مانند آثار چارلی چاپلین ، نشان می دهد که چگونه می توان از فقر و درد خارج شد ، نه فقط خنده دار ، بلکه حتی شاعرانه. چاپلین ، در شاهکارهایی مانند “عصر جدید” یا “پسر بچه” ، با ظرافت ، مهربانی و طنز تلخ به فقر گفت. او تحقیرآمیز نبود ، اما او ما را دعوت کرد تا بشریت را در قلب فقر ببینیم. طنز او نتیجه تضاد بین شرایط انسانی و واکنش شخصیت ها ، اعتراضات و عبارات بود. با این حال ، “عابر پیاده تعلیق” به موضوع تمسخر فقر تبدیل شده است. تمام ویژگی های زیر در این سری وسایل نقلیه لبخند می زنند. این رفتار کم درآمد از فقر بازتابی از طبقه پایین است نه تنها برای جدی گرفتن آنها بلکه ایجاد موقعیت های خنده دار بلکه همچنین یک دیدگاه غیر مهم. این در نهایت غیر از تولید مثل کلیشه های فرسوده است.

یکی از بزرگترین مشکلات این سریال سناریوی پراکنده و پراکنده است. داستانها و زیر خطوط معرفی شده در قسمت اول یا نسخه ها هستند یا تقلید آزار دهنده است. انجام این حادثه با او و سرقت از حادثه طنز و موقعیت بسیار بهتری در سریال “لیسانس” سوروش است. احتمال مرگ و احتمال بازگشت به شکل روح در قسمت اول چنان تکراری است که دیگر به حالت تعلیق در نمی آید. بازی رضا آتران در این سری نقش های قدیمی را به یاد می آورد ، اما این یادآوری نوستالژیک ، مکرر و کسل کننده تر نیست. آتران هنوز توانایی خنده دار خود را دارد ، اما به نظر نمی رسد که دیگر نمی داند چگونه از این توانایی در اشکال جدید استفاده کند. در این نقش ، او بیش از ایجاد شخصیت جدید خود را تقلید می کند.

شخصیت های سریال اغراق آمیز هستند. لباس و بازی های غیر طبیعی ، لباس و بازی های رنگارنگ و غیر منطقی که بر توهین و توهین متمرکز شده اند ، باعث شده است که هر یک از شخصیت ها قانع کننده و مرتبط باشند. شخصیت های این سریال نه تنها ضعیف ، بلکه بی ادب ، غیراخلاقی و نامناسب هستند. این تصویر کارتونی به جای انتقادات اجتماعی ، نگاهی مضحک به یک طبقه است. طراحی صحنه و دکوراسیون نیز عدم لطف است. بیشتر مکان ها وحشیانه و خنثی هستند ، لباس ها برای مجبور به خندیدن اغراق می شوند و ساخت شخصیت ها مانند یک شوخی سطحی است که ظاهر فقیر است نه اینکه بخشی از هویت شخصیت باشد. این موارد باعث می شود این سریال از نظر زیبایی شناسی با موسیقی امیر تاواسولی (عمدتاً بازسازی موسیقی) ، که به فضا کمک نمی کند و همچنین با روحیه سریال سازگار نیست.

paytakht 7 review

آتار ، سریال “متهم” یا “ترش و شیرین” مانند ، در حالی که در مورد مشکلات ، شوخی و هنگ به شوخی می پرداختند. آنها موقعیتی برای نشان دادن فقر ، بشریت ، مقاومت و حتی خنده بودند. با این حال ، آنچه در “عابر پیاده معلق” دیده نمی شود ، احترام به شخصیت ها و موقعیت های وی است. همه چیز روی سطح است و بدون عمق. طنز موفق باید منجر به انتقادات اجتماعی یا سیاسی شود ، حتی اگر به نظر می رسد در سبک ترین اشکال آنها باشد ، یا حداقل نشان دهد که از شرایط جامعه آگاه است. در این سریال ، نه تنها بحران های اجتماعی ، بلکه با از بین بردن یا تحریف واقعیت ، رسمی از تصویری از گلها توسط زندگی مردم نشان داده می شود.

شوخی با فقر و بدبختی هنگام بی احترامی و تحقیر ، دیگر طنز نیست ، بلکه نوعی خشونت در کمدی پنهان است. بر خلاف کمدی چاپلین ، او با یک چشم کودکانه و قلب به درد انسان رفت و باعث شد مخاطب گریه کند. “تعلیق” ، اما هیچ یک از آنها. نه همدلی و نه شناخت و نه درک وضعیت انسانی شخصیت ها. آنچه این سریال به وضوح نشان داده است این است که نمی تواند کمدی را به روز کند. شوخی ها کلیشه ای هستند ، بازی ها اغراق آمیز هستند و ساختار سریال مکرر و سابقه است. مخاطبان امروز حتی در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی بیش از یک اثر کمدی انتظار دارند. مخصوصاً وقتی نام عطاران یک کار است. حتی اگر بخواهیم بگوییم که این سریال در تلاش است تا فرصت های خنده دار و ساده ای را برای سرگرمی مخاطب بدست آورد ، این تلاش با ابزارهای نخ ریسی ، اشکال مکرر و شوخی های ضعیف انجام نشد. شوخی هایی که به نظر می رسد بیش از طنز واقعی مسخره هستند.

اجل معلق

آدل تبریز با “معبد” شروع خوبی کرد. دلتنگی بهاد و کوساری از دهه شصت و بازی های قابل قبول قابل توجه است. با این حال ، او در راه خود به سینمای تجاری و الگوبرداری از فیلم های قدیمی رفت و علی رغم وجود بهاد ، “مجله” ناکام ماند. اکنون ، با “تعلیق” ، هنوز هم نشان می دهد که هنوز هیچ درک در مورد ساختار خدمت یا توانایی متحد کردن عناصر کمدی با موقعیت های اجتماعی وجود ندارد. این سریال مخاطبان یا منتقدین را برآورده نمی کند. با اعتقاد به سینمای تجاری ، او هنوز نتوانسته است کار را انجام دهد.

در پایان قسمت اول ، می توان تصور کرد که داستان وارد مرحله جدیدی خواهد شد و دوباره در سریال “معلق” با مرگ رضا آتران بهبود می یابد. با این حال ، این تجربه نشان داد که در بخش اول ، سریالی که نمی تواند مخاطب را به خود جلب کند ، نمی تواند گرایش مثبتی پیدا کند. به طور خاص ، پایه های درام و طنز در ابتدا تشکیل می شود. آتار نشان داد که کیاراش اسدیزاده ، یک تجربه نسبتاً موفق در سینمای خانگی ، هنوز هم می تواند در قالب های جدید بدرخشد. با این حال ، نه تنها از این توانایی بهره مند می شود ، بلکه سؤالاتی را در مورد سلیقه ها و انتخاب های جدید آتران ایجاد می کند.

“تعلیق” یادآور گونه های کمدی غیر ضروری در ایران است نه یک کمدی موفق. به قول پیمان ماادی ، تنها شکلی که نگرانی های اجتماعی را بیان می کند ، اما بسیار سطحی است که دیگر نمی تواند این نقش را بازی کند. این سریال دردناک تر و غم انگیز تر و نه خنده دار است. از آنجا که حتی طنز ، این آخرین امید و انتقاد اجتماعی قلعه نشان می دهد که فروپاشی است. در زمانی که مردم با فقر و ناامیدی مبارزه می کنند ، هنرمند نمی تواند بی تفاوت باشد. و هنگامی که این اثر همدلی ایجاد نکرد یا فکر نمی کند ، وقتی فقط فشار ایجاد می کند ، او باید به نقطه شروع برگردد و بپرسد: هدف من از ایجاد این شغل چیست؟

نه تنها تعلیق تعلیق ، بلکه به نمونه ای از از دست دادن هنرمندان در حوزه ایران امروز تبدیل نشد. این یک تفنگ شکار از این سریال نیست ، اما قطعاً یک گلوله است که به کمدی ایرانی حمله می کند. می توان گفت که “آویزان کردن عابر پیاده” پاسخی به نیاز به تولید محتوای سریعتر ، هزینه و با مشخصات بالا نسبت به محصول نیازهای فرهنگی جامعه است. با این حال ، این محصولات کوتاه مدت نه تنها حافظه را ترک می کنند ، بلکه قابلیت اطمینان چهره هایی مانند رضا آتران را نیز تضعیف می کنند. البته این آسیب لزوماً به معنای پایان کار عطار نیست. اما مطمئناً این نشان دهنده شکاف آشکار بین او و اجلاس او است.

نکات مثبت

  • این مطالعه هیچ چیز مثبتی ندارد. به عنوان بازیگر و مدیر کارگردان رزا آتران ، حتی وجود وی یک امتیاز نیست.

نکات منفی


این فاصله البته نه تنها نتیجه کیفیت آثار است. برخی از این موارد ناشی از شرایط سنی ، نگرانی های فردی و بخشی از وضعیت فرهنگی جامعه است. امروز ، او دیگر نمی تواند به همان جاده قدیمی همان وسایل نقلیه برود. مخاطب تغییر کرد ، جامعه را تغییر داد و کمدی به ظاهر جدیدی احتیاج داشت. سریال “حلق آویز” نه تنها دستاوردهای قبلی را بازسازی کرد ، بلکه ناموفق بود ، ناموفق بود و نمی تواند تصویری از فقرا را ترسیم کند. نه درد و نه طنز شیرین ؛ بدون طعنه ، بدون نکته. و در مقایسه با شاهکارهای طنز اجتماعی مانند آثار چاپلین ، ما را به یاد یک تقلید سطحی تر و سطحی تر از خلاقیت تحسین برانگیز می اندازد. چاپلین ما را با خنده آرام و چشمان غمگین به شخص جدیدی و وضعیت او می برد. اما “معلق” فقط خسته و خسته است. و این تفاوت تفاوت بین هنری است که از قلب زندگی ناشی می شود و محصولاتی که فقط برای مصرف سریع ساخته شده است.

شناسه سریال “حلق آویز”

بازی: فیلم ، 1404
مدیر: آدل تبریز
ریخته گری: Reza Attaran, Abbas Jamshidifar, Behzad Khalaj, Elika Abdul Razaghi, Giti Ghasemi, Siavash Cheraghypour, Majid Shahriari, Nasrallah Radash, Majid Yaser, Ramin Nasser Nasir, Mokhtar Saki, Ramin Nasser Nasir, Mokhtar Saki, Ramin Nasir
خلاصه: دو کارگر ریخته گری در تغییر استفاده از کارخانه برای تبلور مشکل دارند و از کارخانه اخراج می شوند. با این حال ، آنها از مشکلات جدی اقتصادی رنج می برند.

انتقاد از سریال “تعلیق” دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوماً موقعیت Digikala Meg نیست.

منبع: Digikala meg

منبع: دیجی‌کالا مگ

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×