نقد Father Mother Sister Brother | دنیای آرام و پُر تنشِ جیم جارموش | موبوگیم
جیم جارموش کارگردان بزرگ آمریکایی، فیلمسازی مولف است و جهان مخصوص خود را دارد. او طی چند دهه فیلمسازی، چندینبار از فُرم و جهان خود خارج شده است اما همواره این آثار مخصوص او بوده است که همچون امضایی خاص در پای تمامی فیلمهایش مینشیند و او را به عنوان کارگردان معرفی میکند. Father Mother Sister Brother جدیدترین اثر این فیلمساز نیز برگرفته از دنیای خاص اوست و حتی نسبت به فیلمهای قبل وی پیشرفتی چشمگیر به حساب میآید. نقطه قوت Father Mother Sister Brother در فیلمنامه اوست. برای علاقهمندان جدی به سینما بررسی دقیق فیلمنامه این اثر مهم خواهد بود. در ادامه نگاهی چند بُعدی به اثر تازه جیم جارموش خواهیم داشت.

همانطور که عنوان شد، پدر مادر خواهر برادر، فیلمی درام به کارگردانی جیم جارموش (Jim Jarmusch) است. این اثر در قالب یک سهگانه روایت میشود و از سه اپیزود مستقل تشکیل شده که هر کدام به بخشی از عنوان فیلم میپردازند و در سه کشور مختلف اتفاق میافتند. مضمون کلی فیلم، روابط پیچیده و غالبا ناگفته میان فرزندان بزرگسال و والدینشان است. هرچند که جیم جارموش سعی کرده با المانهایی این سه اثرِ به ظاهر مستقل را در یک روایت کلی پیش ببرد؛ اما هر قصه جهان مخصوص خود را دارد و هر کدام نقدی متفاوت را میطلبد. ما نیز در ادامه هر سه این قصهها را به صورت مجزا زیر ذرهبین خواهیم برد اما نخست بهتر است نگاهی کلی به فُرم این فیلم داشته باشیم.
جهانِ جیم جارموش همواره کاراکتر محور بوده است. او درباره خلق فیلم معروف خود یعنی Ghost Dog: The Way of the Samurai گفته است که او نخست کاراکتری را خلق میکند و سپس به دنبال داستانی حول محور او میگردد. این عمل از جیم جارموش نشان از هوش بالای او و درک عمیق از هنر است. در سینما همهچیز کاراکتر است. ما به بدون کاراکتر هیچ نداریم و هر تلاشی در سینما که فارغ از کاراکتر باشد، بینتیجه است. جیم جارموش در فیلم جدید خود نیز نخست به سراغ خلق کاراکترها رفته و سپس از پس آن داستانهایی خلق شده است که قصه را پیش میبرد. در ادامه به واکاوی قصه اول این فیلم میپردازیم.
قصه اول: عشق پدر به فرزندان

به نظر من بهترین قصه از سه قصه فیلم Father Mother Sister Brother همین قصه اول است. خواهر و برادری بزرگسال درحال سفر به ییلاق هستند تا پدر پیر خود را که سالهاست ندیدهاند را ملاقات کنند. در حین سفر درون ماشین دو کاراکتر (آدام درایور و ماییم بیالیک) درباره پدر خود حرف میزنند. مخاطب از لای این حرفها و دیالوگهای بسیار درخشان چیزهایی را درباره پدر میفهمد. برادر با بازی درایور اذعان میکند که پدر به تنهایی و با مشکلات بسیاری درحال زندگی است. خواهر از سوی دیگر اعتماد چندانی به حرفهای پدر ندارد و با خلوص نیت به ملاقات او نمیرود.
در همین حال که خواهر و برادر با ماشین به سوی پدر در حرکت هستند، دوربینِ جیم جارموش با دقت بسیار زیاد، صحنههایی از پدر را نشان میدهد که در خانه مشغول کارهایی است، کارهایی که در پایان معنا پیدا میکند. با ورود این خواهر و برادر به خانه پدر، سینمای غنی جیم جارموش خودش را نشان میدهد. پدر در مقابل دیدگانِ دوربین، فردی سالخورده، فرتوت و تنهاست. خانه درهم برهم است و پدر حتی در استایل نیز تعریفی ندارد.
برادر با دلسوزی و عشق به پدر با او صحبت میکند. برای وی خرید انجام داده و حتی حاضر است در کارهای خانه به او کمک کند. خواهر اما همچنان با بیاعتمادی به پدر نگاه میکند و با اینکه این دورهم نشستن چیزی برای ارائه ندارد، شیمی میان کاراکترها مخاطب را میخکوب میکند. جیم جارموش با دقت بسیار زیادی نشانههایی در اثر میگذارد که ذهن مخاطب را به خود درگیر کند. پدر ساعت رولکس به دست دارد! اصل است یا تقلبی؟ پدر روی مبل گرانقیمت خود را پوشانده است، مبل خراب است یا چه؟ اینها نشانههایی است که مخاطب را درگیر اثر میکند و در پایان این قصه، همهچیز خودش را نشان میدهد.
قصه اول در دید من عمده موفقیت خود را مدیون فیلمنامه درخشان جارموش بوده است. خلق کاراکترها در بالاترین سطح انجام شده و هر کاراکتر چه در بازی و چه در نوع پوشش و دیالوگها، تراش خوردهاند و شاهکارند. همانا که در مقدمه نقد نوشتم، برای علاقهمندان جدی سینما، این فصل از فیلم بسیار مهم است و در حوزه فیلمنامه نویسی چیزهای زیادی برای گفتن دارد.
امتیاز به قصه اول: ۹ از ۱۰
قصه دوم: عشقِ خواهرانه

قصه دوم درباره دو خواهر است که درحال رفتن به خانه مادر برای گذراندن وقت در یک عصر خانوادگی هستند. دوربین با مادر آغاز میشود. زنی سالخورده و بسیار شیک پوش که درحال آمادهسازی چای و شیرینی است. خواهر بزرگتر (کیت بلانشت) زنی تمیز، اهل هنر و ساده است که با ماشین کهنه خود درحال رسیدن به مقصد است و ماشین نیز در میانه راه خراب میشود. خواهر سوم نه به شیک پوشی مادر است و نه به سادگی خواهر. او (ویکی کریپس) حالتی آنارشیست گونه دارد. سعی میکند شبیه نسل زد باشد و اصلا علاقهای هم به هنر و شیرینیخوری ندارد.
هر سه این کاراکترها قبل از رسیدن به خانه درباره این مکان نظرهایی متفاوت دارند. خواهرِ آنارشیست درحال پنهان کردنِ زندگی واقعی خود است و چندین دروغ را سرهم میکند. مادر که در میان دیالوگها پی میبریم نویسنده است، زنی بسیار باهوش است و میداند که داستان از چه قرار است. خواهر سوم نیز با وجود سن و سال نسبتا بزرگ، علاقه زیادی دارد که از سوی مادر تایید شود و میشود حدس زد که کل زندگی او چیزی جز زندگی زیر سایه مادر نبوده است.
برخلاف فصل اول، قصه دوم بُعد روانشناسی عمیقی دارد. کاراکترها در ظاهر به مراسم شیرینیخوری آمادهاند و همهچیز عالی است اما در پشت پرده ما شاهد دروغهای بسیار، رقابت و حتی نفرت هستیم. قصه اول از فیلم جارموش عمده موفقیت خود را مدیون فیلمنامه بود اما قصه دوم عمده موفقیت خود را مدیون بازی بازیگران است و دوستانِ علاقهمند به بازیگری حتما به این بخش توجه خاصی داشته باشند.
بهترین بازیگر این بخش بیشک بانو کیت بلانشت است که به نظر من جزو ۵ بازیگر برتر زن تاریخ سینماست. بنده به شخصه فیلمی را به یاد ندارم که بانو نتوانسته باشد نقش مورد نیاز را اجرا کند. کیت بلانشت به معنای واقعی و جدی کلمه بازیگر بزرگ است و در این فیلم به بهترین نحو ممکن چیزی که جیم جارموش خواسته را اجرا کرده است.
اما این بازی خوب در این بخش از فیلم تنها معطوف به کیت بلانشت نیست و خانم ویکی کریپس عالیتر از عالی است. آن حالت آنارشیست گونه، آن حسادت و آن دروغگویی در بازی او نمود پیدا کرده است و سطح بازی بسیار بالاست. به نظر من با وجود پیوند این دو قصه (ساعت رولکس، اسکیت سوارها و رابطه با والدین) قصه دوم عمدتا از بُعد بازیگری قابل توجه است.
امتیاز به قصه دوم: ۸ از ۱۰
قصه سوم: دوقلوها و نوستالژیِ والدین

قصه سوم و آخر از فیلم Father Mother Sister Brother درباره دوقلوهایی است که به دنبال شناخت و درک والدین خود هستند. به نظر من این قصه از دو قصه قبلی بسیار ضعیفتر است و نتوانست در حد دو قصه قبلی ظاهر شود. البته همچون قصه اول این قصه نیز از بُعد فیلمنامهنویسی بسیار حائز اهمیت است. جیم جارموش با دقت بسیار بالایی فیلمنامه را نوشته است و قصه همگام با پیشبرد داستان و از طریق دیالوگها روایت میشود. مثلا ما به عنوان مخاطب اصلا اطلاعی نداریم که این خواهر و برادر دوقلو هستند و این از طریق دیالوگهای قوی و خاص جیم جارموش است که داستان برای مخاطب تشریح میشود.
در این قصه ما نه والدینی بیخیال نسبت به فرزندان خود را شاهد هستیم (قصه اول) و نه والدینی که قصد دارند در هر بخش از زندگی فرزندان دخیل شوند (قصه دوم). در این قصه با والدینی طرف هستیم که مُردهاند و همهچیز آنها برای این خواهر و برادر دوقلو حالتی نوستالژیوار دارد. پدر و مادر ناشناخته هستند. خواهر و برادر نیز با خاطرات، اشیای به جا مانده و موسیقی مورد علاقه مادر، سعی در بازآفرینی اسطوره والدین دارند.
رابطه میانِ این خواهر و برادر نیز بسیار عمیق است و همین والدین این دو را به یکدیگر نزدیکتر کردهاند. البته بازی ضعیفِ این دو بازیگر جوان باعث شده است تا رابطه این دو بیشتر سانتیمانتال باشد و به بازیهای عالی دو قصه قبلی نرسد. جیم جارموش البته با همان ساعت رولکس و چند المان دیگر سعی در متصل کردنِ این قصهها بهم دارد تا فیلمی واحد را تحویل دهد. این بخش از فیلمِ جیم جارموش نیز قابل توجه است و میشود از آن چیزهای بسیاری آموخت اما به گردپای دو قصه قبلی نمیرسد.
امتیاز به قصه سوم: ۶ از ۱۰

در پایان چنین میشود گفت که فیلم جدید جیم جارموش Father Mother Sister Brother یکی از خاصترین فیلمهای سال است و تماشای آن برای طرفداران این کارگردان کهنهکار بسیار خاص و جذاب خواهد بود. برای ما علاقهمندان جدی سینما نیز، هم لذت بصری دارد و هم حالت آموزشی. از این فیلم چیزهای بسیار میشود آموخت و چه در بحث بازیگری و چه در بحث فیلمنامهنویسی این اثر بسیار غنی است و نکات بسیاری برای ما علاقهمندان دارد. برای مخاطب معمولی سینما نیز فیلم قطعا جذاب خواهد بود و هر سوالی که بعد از پایان فیلم در ذهن مخاطب شکل بگیرد با خوانش نقد، فیلم را در ذهن مخاطب کاملتر خواهد کرد. در کلامی ساده Father Mother Sister Brother را ببینید و لذت ببرید.
نمره نویسنده به فیلم: ۸ از ۱۰
منبع: gamefa.com
