» فیلم و سریال » باکس آفیس » نقد فیلم Rosemead | دنیای آشفته یک نوجوان | موبوگیم
نقد فیلم Rosemead | دنیای آشفته یک نوجوان | موبوگیم
باکس آفیس

نقد فیلم Rosemead | دنیای آشفته یک نوجوان | موبوگیم

۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ 0011

تعلیق یا هیجان؟ شوک یا همراه شدن با قصه؟ درام یا قصه‌ای خسته‌کننده؟ کانسپت جذاب یا فیلم حوصله سر بر؟ این‌ها سوالاتی است که پایه نقد ما را شکل می‌دهد و سوالاتی است که بی‌شک ذهن مخاطب را نیز به خود درگیر کرده است. Rosemead فیلم مهمی است. البته نه برای تماشا بلکه برای نقد و بررسی بیشتر. برای شناخت هرچه بهتر سینما و درک این موضوع که ما از فیلم چه انتظاری داریم.

نقد فیلم Rosemead | دنیای آشفته یک نوجوان | موبوگیم

رزمید، فیلمی جنایی درام و هیجان‌انگیز به کارگردانی اریک لین (Eric Lin) است. براساس داستانی واقعی روایت شده و در مورد زنی بیمار (سرطان) به نام آیرین (با بازی لوسی لیو) است که راز وحشتناکی را کشف میکند: پسر نوجوانش غرق در انگیزه‌های خشونت‌آمیز است. در این میان با وخامت سریع سلامتی‌اش، او مجبور به مبارزه‌ای ناامیدانه می‌شود.

اما آیرین تا کجا حاضر است جلوی چیزی را که از تبدیل شدن پسرش به آن می‌ترسد، بگیرد و برای محافظت از او حاضر است چه چیزهایی را فدا کند؟ این‌ کاسنپتی است که فیلمساز را وادار به ساخت این اثر کرد. اما همین کانپست مهم نیازمند تعلیقی بود که بتواند مخاطب را از اول تا آخر قصه همراه کند. اما به جای تعلیق، فیلمساز شوک را انتخاب کرد. او تصمیم گرفت پارت اصلی فیلم خود را بر اساس شوک بسازد و با همان شوک نیز فیلم را تمام کند. جلوتر به این موضوع خواهیم رسید.

همان‌طور که در خلاصه داستان خواندید، این فیلم درباره یک مادر مهاجر چینی ساکن در آمریکا به همراه پسر نوجوانش است که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا شده است. فیلم با همین خانواده کوچک و ساده آغاز می‌شود. فیلم سعی می‌کند روایت اصلی را بر روی پسر بچه نوجوان معطوف کرده و دنیای آشفته و روان‌پریش او را به تصویر بکشد. همین موضوع جلوتر باعث می‌شود فیلم بیش از آنکه یک درام جنایی باشد، یک درام درباره مشکلات یک پسربچه درونگرا باشد. هرچند که در همین روایت از پسربچه هم مخاطب همراه قصه نیست.

در اصل چنین می‌شود گفت که فیلم موفق نمی‌شود مخاطب را همراه قصه کرده و او را به درون اثر بکشد. قصه جذابیتی ندارد. دیدن مشکلات یک نوجوان آمریکایی حداقل برای ما خاورمیانه‌ای ها مسخره به نظر می‌رسد و Rosemead سعی می‌کند هویت پسربچه را در این مدارس به تصویر بکشد. پسربچه‌ای درونگرا و روان‌پریش که رفته رفته رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان می‌دهد.

مواجه اول مخاطب با فیلم یک دافعه بزرگ ایجاد می‌کند. همان نیم پرده اول کافی است تا مخاطب خسته شده و دیگر اثر را دنبال نکند. همان‌طور که عنوان کردم ایراد اصلی نیز در این است که فیلم بیش از آنکه سعی کند روایت خشونت را داشته باشد، سعی می‌کند دنیا و مشکلات یک نوجوان درونگرا را به تصویر بکشد. کاراکترهای اصلی نیز به هیچ‌وجه این جذابیت را ندارند تا مخاطب برای آن‌ها هم که شده ادامه دهد. فیلم در همان نیم پرده اول شکست می‌خورد.

نقد فیلم Rosemead | دنیای آشفته یک نوجوان | موبوگیم

در ادامه متن برای بررسی هرچه بهتر اثر مجبور به اسپویل کردن بخش اصلی فیلم خواهیم شد. پس اگر قصد تماشای اثر را دارید، از خواندن ادامه متن پرهیز کنید.

فیلم در نیم پرده اول خسته کننده است. در نیم پرده دوم سعی می‌کند بیماری اسکیزوفرنی را هرچه بهتر بسازد و همین نیز اثر را خسته کننده‌تر می‌کند. اما همه‌چیز در نیم پرده سوم و پایانی اتفاق می‌افتد. کل چیزی که فیلمساز را وادار به ساخت اثر کرده دقیقا در همین یک صحنه است. مادری که حس می‌کند پسرش روی به خشونت آورده و قصد اجرای علمیات تروریستی را دارد، خودش پسرش را با تفنگ به قتل می‌رساند. فارغ از سوالات اخلاقی، مسئله اصلی در این است که فیلم یک ساعت و نیم وقت مخاطب را گرفت تا تنها یک شوک داشته باشد؟! یعنی کل فیلم تنها یک شوک بود؟

وقتی ما فیلم خود را بر مبنای تعلیق می‌سازیم، آن حس اصلی را (هرچه که باشد عشق یا خشونت یا نفرت) آرام آرام در سرتاسر اثر پخش می‌کنیم. مخاطب در همان لحظات اول آن حس اصلی را دریافت می‌کند و تا پایان نیز این حس باقی می‌ماند. حتی وقتی که فیلم تمام شد و پرده افتاد، در مسیر خانه، در خیایان، در سال‌های بعد نیز این حس در ما زنده است و نفس می‌کشد. اما در شوک همه‌چیز یک لحظه است. یک لحظه فوران احساست و تمام شدنِ آن در همان لحظه. صحنه کشتنِ پسر نوجوان توسط مادرش نه یک صحنه تعلیق دارد بلکه یک شوک بزرگ و تهی بود. نه حسی خلق کرد و نه حتی برای مخاطب مهم بود.

مسئله بعدی نیز که در ادامه همین مسئله شوک یا تعلیق است، این موضوع را پیش می‌کشد که این کشتن از بابت اخلاقی تا چه حد قابل دفاع است. بهترین مورد برای مثال مربوط به فیلم شاهکار و جاویدان تاریخ سینما یعنی ارتش سایه‌هاست. در این فیلم یک صحنه کشتن است. دوستی مجبور می‌شود دوست خود را به قتل برساند و این نه از روی نفرت بلکه از روی عشق است. یا نمونه دیگرش در شاهکار ادبی جهان یعنی موش‌ها و آدم‌ها خلق شده است. کشتن از روی عشق و اجبار. در هردوی این دو مورد که نام بُردم، این کشتن از روی عشق نه به دلیل شوک بلکه به دلیل تعلیق و شناخت کاراکترها، قابل درک و انتظار بود. کاراکترها در کشتن دوستان خود اشک ریختند و ما نیز چنین کردیم. آن‌ها از روی عشق چنین کردند و ما نیز درک کردیم. اما در فیلم Rosemead اصلا و ابدا چنین چیزی را شاهد نیستیم. کشتن نه قابل درک بود نه قابل هضم. یک شوک هیجانی لحظه‌ای بود. هرچند که بازی مادر بسیار تماشایی بود اما خود این بازی نیز در تکنیک خلاصه شد و فُرمی نداشت.

نقد فیلم Rosemead | دنیای آشفته یک نوجوان | موبوگیم

فیلم از بابت ساختار سینمایی بد نیست. دوربین‌ برخلاف عمده چنین آثاری، آشفته نیست و توانسته با نماهای ساده فیلم را پیش ببرد. بازی هر دو بازیگر اصلی درخشان است؛ به خصوص مادر که توانسته بود با بازی عالی خود برای خودش در فیلم کسی باشد. موسیقی متن به صورت عامیانه در تلاش بود تا حس هیجان و خشونت را خلق کند و چون اثر فُرم نداشت، این تلاش‌ها نیز راه به جایی نبردند. همان‌طور که در عمده فیلم نیز عنوان کردم، فیلم ضربه اصلی را از فیلمنامه می‌خورد. فیلمنامه‌ای که به خوبی پرده‌بندی نشده بود و همه‌چیز را فدا کرد تا تنها یک نیم پرده سوم هیجانی و شوک‌آور داشته باشد.

پس در پایان چنین می‌شود گفت که فیلم Rosemead با توجه به زمان نسبتا کم، بازهم خسته‌کننده به نظر می‌رسد و همه‌چیز در یک ایده جذاب خلاصه شده بود که آن هم به تنهایی فیلم را نجات نداد. بی‌شک فیلمساز با این فکر که داستان بر اساس رویدادهای واقعی است، تصور می‌کرد مخاطب فیلم و درام سنگین آن را خواهد پسندید. ولی Rosemead فیلمی خسته کننده و حتی بد است؛ اما همان‌طور که در ابتدای مقاله هم عنوان کردم، فیلمی است بسیار مهم، مخصوصا برای علاقه مندان جدی به سینما. باید این فیلم را دید و جدی نقدش کرد تا چارچوب بهتری را برای سینما و هنر درک کنیم.

نمره نویسنده به فیلم: ۴ از ۱۰

منبع: gamefa.com

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

  • ×