نقد و بررسی فیلم Return to Silent Hill | یک پله عقبتر | موبوگیم
با پیشرفت تکنولوژی، ویدیوگیم بخش اعظمی از زندگی کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان را به خود اختصاص داده است. وجود تصاویر بازیهای مختلف بر روی پسزمینه تلفنهای همراه، تیشرتها، اسباببازیهای کودکان و… به تأثیر این صنعت، بر سایر بخشهای جامعه اشاره دارد. در این میان، عدهای از فیلمسازان، با در نظر گرفتن علاقهی مخاطبان به بازیهای ویدیویی، تصمیم به ساخت آثاری با اقتباس از آنها گرفتند. The Last of Us، Sonic، Halo و انیمیشن برادران سوپر ماریو، نمونههایی از این سبک هستند. یکی از جدیدترین فیلمهای اقتباسی ساختهشده، Return to Silent Hill، ساختهی Christophe Gans است. در این متن، به نقد و بررسی این فیلم خواهیم پرداخت.
در آغاز میتوان اینطور گفت که داستان، با وجود ظاهر جذاب خود، هیچ عمق یا پیچیدگی خاصی ندارد. به نظر میرسد فیلمنامهی اثر، صرفاً با تکیه بر طرح اولیهی خود (که از بازی اقتباس شده)، سعی در پیشبرد رویدادها داشته است و با این حساب، مخاطبان عادی، که تجربهی بازی Silent Hill را نداشتهاند، عملاً در فهم مسیر قصه دچار مشکل میشوند. داستان ساده و شفاف بازی، در نسخهی سینمایی خود، به قدری گنگ و از هم گسسته روایت میشود که با تماشای چندبارهی اثر نیز، نمیتوان به برخی مضامین آن پی برد. به این ضعف، ایراد در پردازش کاراکترها را نیز میتوان افزود. اطلاعات مربوط به هر شخص در فیلم، به صورت قطرهچکانی به بیننده ارائه میشود و تلاش او برای همراهی با آنها را ناکام میگذارد. کاراکترهای خلقشده نیز، بعضاً فاقد منطق روایی هستند و نمیتوانند احساس نزدیکی را در مخاطب ایجاد کنند. واکنشهای ناگهانی، پیشبینی وقایع، عدم وفاداری به اماکن یا اشخاص و… از نمونههای این ایراد هستند. در کنار این موارد، وجود نقشهای مکمل یا فرعی، که هیچ شناسهای ندارند و واضح است که برای تکمیل داستان، به فیلمنامه افزوده شدهاند، از دیگر نکات منفی این بخش شمرده میشود. شاید یک طرح ساده، اما با غنای بالا، میتوانست انتظارات مخاطبان را بیش از پیش برآورده سازد.

کارگردانی Christoph Gans، وضعیت بهتری نسبت به فیلمنامهاش دارد. Gans، که سابقهی ساخت آثاری همچون Brotherhood of the Wolf، Beauty and the Beast، Crying Freeman و سری اول Silent Hill را، با همین عنوان در کارنامهی خود دارد، در جدیدترین ساختهی خود عملکرد قابل قبولی ارائه میدهد. ترکیب فضای واقعیت و خیال، به صورت یکپارچه و بدون روایت شخص سوم، در نقطهی تلاقی، از نکات مثبت کارگردانی او به شمار میآید. همچنین Gans در چینش یا افزودن موقعیت نیز بسیار هوشمندانه و دقیق عمل کرده است. صحنههای برداشتشده از بازی، با ظرافت خاصی ساخته شدهاند و این نکته، فیلم را برای مخاطب جذابتر کرده و او را با آن همراه میکند. تنها ایرادات موجود در کارگردانی Christoph Gans، انتخاب بازیگران غیرحرفهای و بازیگردانی نادرست است.
از بازیگران Return to Silent Hill، میتوان به Jeremy Irvine، Hannah Anderson و Evie Templeton اشاره کرد. Irvine که پیشتر، شاهد بازی قابل توجه او در War Horse بودیم، در تازهترین ایفای نقش خود، بیجهت و کماثر ظاهر میشود. عدم تسلط کافی در اکتها و میمیک صورت، واکنشهای تصنعی در مواجهه با موقعیتهای دارای تعلیق و بیان ناقص دیالوگها، از ایرادات بازی ایروین به شمار میآیند. Hannah Anderson نیز، بهعنوان نقش مکمل، عملکرد رضایتبخشی ندارد. او، نهتنها به شخصیت تبدیل نمیشود، بلکه با رفتار کلیشهای و تناژ صدای یکنواخت، حتی در حد یک تیپ قابل قبول نیز نیست.
هشدار اسپویل:
تنها لحظهی قابل پذیرش در بازی اندرسون، سکانس زخمی شدن او در آسانسور است. با اینکه در آغاز موقعیت، همچنان شاهد بازی تصنعی او هستیم، اما کمی جلوتر، میتوان ادای درست درد و نمایش این احساس را، در اکت او مشاهده کرد.
سایر بازیگران نیز، همگی بهعنوان یک تیپ، به ایفای نقش میپردازند و نکتهی قابل توجهی در آنها دیده نمیشود.

موسیقی متن اثر نیز، چندان جالب نیست. Akira Yamaoka، که مسئولیت آهنگسازی بازی Silent Hill را برعهده داشته و در آن موفق به خلق اثری شاخص و تأثیرگذار در دنیای بازیهای ویدیویی شده، در فیلم Return to Silent Hill اجرایی سطحی ارائه داده است. موسیقی متن، بدون هیچ دلیل مشخصی، از تم ارکسترال برخوردار است و برخلاف نسخهی موجود در بازی، فاقد ظرافت لازم است. به این ضعف، عدم وجود موسیقی در سکانسهای دارای تعلیق را میتوان اضافه کرد. ضعیفترین بخش آهنگسازی یامائوکا، در سکانس اختتامیه ارائه میشود. دقیقاً در لحظهای که با توجه به فضای فیلم، انتظار ایجاد تغییر کلی در تم را داریم، موسیقی متن اصلی اثر، پخش میشود. این یکنواختی، باعث خستگی مخاطب و عدم همراهی او با فیلم میشود.
تصویربرداری Return to Silent Hill برعهدهی Pablo Rosso است. روسو در این فیلم، تصمیم بر پایبندی به استانداردهای سینمایی داشته و خلاقیت چندانی از خود بروز نداده است. لرزشهای دوربین روی دست در سکانسهای دارای تعلیق، Over Shoulderهای قابل قبول و استفاده از Dolly Zoom، نشاندهندهی این نکته هستند که او، در تلاش بوده تا کیفیت بصری اثر را ارتقا دهد. البته، ضعفهای او را، در فیلمبرداری نمیتوان نادیده گرفت. شدت بالای لرزشها، نماهای بستهی بیش از حد و کج شدن ناگهانی دوربین در برخی سکانسها، از نقاط ضعف Rosso به شمار میآیند. در مجموع اما، تصویربرداری، عملکرد بهتری نسبت به سایر عوامل داشته است.

در کنار تصویربرداری نسبتاً موفق Rosso، تدوین Sebastien Prangere نیز، به افزایش کیفیت فیلم کمک قابل توجهی کرده است. کاتهای سریع در تشویش ذهنی کاراکتر اصلی، ترنزیشنهای متناسب با هر سکانس و Match Cutها در لوکیشنهای یکسان، از نقاط قوت مونتاژ پرانگره به حساب میآیند. تدوین، تنها در کات بین یک نمای واقعی و یک نمای دارای جلوهی ویژه دچار مشکل میشود. تعدد بالای کاتها و ناتوانی در انتقال مفهوم مدنظر، از نشانههای ضعف در این بخش مونتاژ هستند.
بحثبرانگیزترین بخش فیلم Return to Silent Hill، جلوههای ویژه آن است. نادیده گرفتن تأثیر جلوههای رایانهای، در جذابیت تیزر و تمایل مخاطب به تماشای اثر، مشخصاً امکانپذیر نیست. اما با قاطعیت میتوان گفت، این بخش، ضعیفترین عملکرد را، در میان عناصر فیلم دارد. طراحی جلوههای ویژه در بازگشت به سایلنت هیل، بلاتکلیف است. تصاویر کامپیوتری، در یک سکانس، حرفهای و استاندارد، و در سکانسی دیگر، ابتدایی و فاقد معیارهای حداقلی هستند.
هشدار اسپویل:
یکنواخت نبودن جلوههای ویژهی بصری، در سکانسهای پایانی فیلم، بیش از سایر لحظات، مشهود است. بهعنوان مثال، در سکانس کشته شدن Maria، به دست Pyramid Head، با کنترل James شاهد لحظهای کمدی ناخواسته هستیم. در کنار بازی ضعیف Jeremy Irvine و Hannah Anderson، نماهایی باورناپذیر و غیرقابل قبول از شخصیت Pyramid Head نمایش داده میشود و نهتنها نمیتواند حس درام را به بیننده منتقل کند، بلکه واکنشی معکوس نیز ایجاد میکند.
برخلاف CGI، جلوههای ویژهی میدانی، تصویری باورپذیرتر را به مخاطب ارائه میکنند.

گریم و جلوههای ویژهی آن نیز، وضعیتی مشابه دارد. سادگی اجرا، در این بخش نهتنها به ظرافت آن نیفزوده، بلکه برخی جزئیات مورد نیاز برای چهرهی بازیگر در بعضی سکانسها را نیز نادیده گرفته است. این امکان وجود داشت که با اندکی دقت بیشتر در گریم، باورپذیری بازی هنرپیشگان و انتقال احساسات آنها افزایش یابد.
در پایان، میتوان Return to Silent Hill را، یک درجه ضعیفتر از نسخهی پیشین (Silent Hill) ارزیابی کرد. اثری که با بودجهی ۴۰ میلیون دلاری خود، سعی در نمایش چیزی فراتر از حد انتظار مخاطبان داشت. هدفی که در نهایت، با بازی سطحی بازیگران و جلوههای ویژهی غیر استاندارد محقق نشد و Christophe Gans نتوانست انتظارات بینندگان را برآورده کند.
امتیاز نویسنده به فیلم: ۶.۵
منبع: gamefa.com
