بررسی دنیای بیرونی 2 – یک تجربه محتاطانه
مسری تاثیرگذار RPG icrosoft پس از Aowed امسال نیز ادامه دارد و زمینه را برای The Outer Worlds 2 فراهم می کند تا این شتاب را حتی بیشتر کند. هنگامی که در سال 2019 راه اندازی شد، دنیاهای بیرونی در حالی که هنوز در سایه بودم احساس می کردم مثل یک کیسه مختلط Fallout: New Vegas. اکنون پس از گذشت بیش از نیم دهه، دنیاهای بیرونی 2 دومین بازی RPG اصلی مایکروسافت است و دقیقاً همان انرژی عاقبتی است که بازی اصلی به آن نیاز داشت. هیچ تغییر اساسی در سریال ایجاد نمیکند، اما با ایدههای خودش جلو میرود و همه چیز را آنقدر خوب اجرا میکند که تجربهای منحصربهفرد به نظر میرسد.
در حالی که در بازی اصلی از سیستم ستارهای هالسیون عبور میکردید، این بار خود را در آرکادیا میبینید، که شامل تعداد انگشت شماری از سیارههای پر جنب و جوش و کاملاً طراحی شده است، پر از فرصتها برای کاوش و انجام تعداد به ظاهر بیپایانی از وظایف و مأموریتهای جانبی.
“به عنوان یکی از اعضای سابق اداره زمین، که زمین را با تمام مستعمراتش مرتبط می کند، وظیفه شما این است که بفهمید با این شکاف چه اتفاقی می افتد، چگونه آن را حل کنید و چگونه به جنگ بین دو طرف پایان دهید.”
بازی مدتی پس از وقایع بازی اول اتفاق میافتد، پس از انتخاب خاله، یک شرکت بزرگ ایجاد شده از ادغام شرکتهای بزرگ بازی اول، Auntie Cleo's و Spacer's Choice، به آرکادیا حمله میکند و یک ناهنجاری ایجاد میکند که اگر به آن رسیدگی نشود، احتمالاً کل Arcadia را از بین خواهد برد. انتخاب عمه در حال حمله به Protectorate است که بر آرکادیا حکومت می کند و آنها برای کنترل خوشه سیاره می جنگند. به عنوان یکی از اعضای سابق اداره زمین، که زمین را با تمام مستعمراتش متصل می کند، وظیفه دارید بفهمید که در مورد شکاف چه اتفاقی می افتد، چگونه آن را حل کنید، و چگونه به جنگ بین دو طرف پایان دهید.
به نظر می رسد یک نظم بلند است، درست است؟ خوشبختانه، همانطور که امضا است بیابان بیرونی در این مرحله، بازی کاملاً سبک است و تقریباً هر شخصیت نوعی شوخی یا مشاهده های دیگر انجام می دهد. این شکاف، برای مثال، 6 تا 8 سال از تاثیر فاصله دارد، بنابراین شریک شما آن را به عنوان “اولویت کم تا متوسط” طبقه بندی می کند.
و این چیز خوبی است، زیرا یکی از چیزهایی که بازی به وضوح نشان میدهد این است که در حالی که شما یک مامور ویژه برای اداره زمین هستید، شما همچنین فردی هستید که موفقیتهایش تقریباً با یافتن راههایی برای صحبت کردن یا خلاص شدن از مشکلات، تقریباً هر کسی را که ملاقات میکنید گیج میکند. بسیاری از شخصیتها مستقیماً با آن برخورد میکنند، و من تصمیم گرفتهام به طور کامل آن شخصیت را بپذیرم و ارتقای خود را روی آن مهارتها متمرکز کنم و در عین حال از حوزههای دانشآموختهتری مانند علم یا رهبری اجتناب کنم.
چی جهان های بیرونی 2 این کار را به خوبی هر RPG وسترنی انجام می دهد که اخیراً بازی کرده ام – تعادل به شما این آزادی را می دهد که واقعاً همانطور که می خواهید بازی کنید و همچنان راه های جدیدی را برای بهبود یا تغییر بازی حتی زمانی که در داستان غوطه ور هستید به شما ارائه می دهد. البته هم امتیازات و هم امتیازاتی وجود دارد که بسیار آشنا هستند و در کنار هم کار می کنند. من به طور مناسب عمدتاً روی مهارت های گفتاری و سلاح تمرکز کردم و امتیازاتی را پیدا کردم که می توانید هر 2 سطح ارتقا را انتخاب کنید که فقط در سطوح مهارت خاصی برای هر ویژگی باز می شود و کاملاً با سبک بازی من مطابقت دارد.
همانطور که عمیقتر در بازی کاوش میکنید، متوجه میشوید که همان حس آزادی و فرصت در داستان و ماموریتها نیز گسترش مییابد.
اما فراتر از آن، ایراداتی اضافه شده است، که اثرات تغییر دهنده بازی هستند که بر جنبه های خاصی از گیم پلی، از سرعت حرکت یا آسیب به امتیازات و اسلات شارژ، تأثیر می گذارند، اما یک اثر جانبی منفی جدی نیز دارند. میتوانید آنها را همانطور که ظاهر میشوند بپذیرید یا رد کنید، اما در صورت پذیرش، برای بقیه فایل ذخیرهسازی دائمی خواهند بود. در طول 25 ساعت داستان اصلی، حدود 12 مورد از این موارد به من پیشنهاد شد، اما من فقط دو مورد را پذیرفتم، به این معنی که در هر سطح یک امتیاز مهارت اضافی به دست آوردم، اما زمانی که از آنها استفاده کردم، فقط میتوانم امتیاز مهارت را به پایینترین ویژگی غیرصفر خود اضافه کنم و همه چیزهای دیگر را مسدود کنم.
این باعث شد که اولویت بندی دو ویژگی کلیدی که روی آن ها تمرکز کردم و در آن زمینه ها برتری داشته باشم را برای من بسیار آسان تر کرد، اما به نظر می رسد که من را در سبک بازی انتخابی ام قفل کرده است. از جمله ایراداتی که من قبول نکردم، یکی بود که سرعت خمیدگی شما را افزایش میدهد اما زانوهای شما را بالا میبرد و به دشمنان هشدار میدهد، و یکی که آسیب کلی پایگاه من را کاهش میدهد اما هر بار که هم تیمی به دشمن آسیب میزند، آن را افزایش میدهد. من از تنوع و فرکانس ارائه شده توسط سیستم Flaws و همچنین قابلیت پخش مجدد آن به فرصت های ذاتی برای تمرکز بر مهارت ها، امتیازات و پیشینه های مختلف شگفت زده شدم.
همانطور که در بازی عمیق تر می شوید، متوجه می شوید که همان حس آزادی و فرصت به داستان و ماموریت ها نیز کشیده می شود. به عنوان مثال، یک ماموریت بسیار اولیه، شما را ملزم به عبور از یک دره بزرگ می کند، اما نیروهای امنیتی متخاصم از تنها پل عبوری از آن محافظت می کنند و ظاهراً هیچ راه دیگری برای عبور از آن وجود ندارد. پس گزینههای شما ممکن است کمک به امنیت با چیزی که نیاز دارند، کمک به گروه دیگری باشد که میتواند مسیر دیگری را به شما نشان دهد، یا با تفنگ آتشین بروید و به زور به آنجا برسید.

در طول این دهها ساعت، این انتخابها بهطور قابل توجهی جمع میشوند.»
در حالی که ماموریتهای آخر بازی به شما آزادی زیادی نمیدهند، بازی کار فوقالعادهای انجام میدهد و به شما این فرصت را میدهد که احساس کنید به تنهایی پایههای اولیه را گذاشتهاید و مراحل متعددی را برای رسیدن به اهداف خود طی کردهاید، به خصوص که تقریباً همیشه ممکن است، اگر نگوییم ظریفترین رویکرد، راه خود را از طریق چیزها دنبال کنید.
در طول این ده ها ساعت، این انتخاب ها به طور قابل توجهی افزایش می یابد. داستان اگر مبتکرانه نباشد به طرز ماهرانه ای روایت می شود، اما بیشتر به عنوان زمین بازی برای تصمیم گیری ها و موضوعاتی که توصیف می کند عمل می کند. هدف نهایی شما در مورد شکاف و حل و فصل جنگ تغییر نمی کند، اما در طول مسیر می توانید با یک یا هر دو طرف کنار بیایید و آن مسیرهای شاخه ای ایجاد کنید که نظرات شخصیت ها یا جناح ها را نسبت به شما تغییر می دهد و مسیر دنیای بازی را تغییر می دهد. به عنوان مثال، انتخاب عمه، ارباب شرکت کلاسیک است که از نظر طنز بزرگ و قدرتمند شده است، و Protectorate دولت مستبد فعلی آرکادیا است.
واضح است که هیچکدام گزینه عالی نیستند، اما بازی بسیار واضح است که چه انتخاب هایی انجام می شود و چگونه روی داستان تأثیر می گذارد. تنها نقطه ضعف این است که این بازی می تواند با برخی از اصطلاحات و طرح آن سخت باشد، به خصوص با توجه به اینکه تعداد زیادی از شخصیت ها در مورد چیزها با لحن طعنه آمیز یا شوخی صحبت می کنند، و Codex در مقایسه با Active Time Lore که بازی های دیگر شروع به اجرای آن کرده اند، به طرز غم انگیزی ناکافی است.
در حالی که داستان به خودی خود آشناست، شخصیت ها همگی خوب نوشته شده اند و صداگذاری خوبی دارند، به خصوص در نیمه دوم بازی. انتخابهای گفتگو در همه جا وجود دارند، از جمله افزایش قابلتوجه در بررسی مهارتها و گزینههای مورد نیاز برای امتیازات که اگر نتوانید آنها را کامل کنید واقعاً مجازات هستند.

“وقتی در جهان هستید، تیراندازی و اکتشاف پادشاه هستند.”
اغلب گزینههای گفتگو وجود دارد که اطلاعاتی را که در پایانهها یا از طریق مکالمات دیگر کشف کردهاید، میخواهند که میتواند به طور کامل تنش را کاهش دهد یا نظرات دیگران را تغییر دهد، و این یکی از جنبههای ارزشمند بازی است که بتوانید با موفقیت درگیری را بدون خشونت هدایت کنید. با این اوصاف، من همچنین شیفته مسیرها و انتخابهایی هستم که از دست دادهام، و هیجانزده هستم که برای بازیسازی دیگری برگردم تا ببینم اوضاع در مسیر دیگری چگونه پیش میرود، به خصوص با برخی از تواناییها یا ویژگیهای کاملاً متضاد انتخاب شده.
وقتی در دنیا هستید، تیراندازی و اکتشاف پادشاه هستند و هر دو نسبت به بازی اول به شدت بهبود یافته اند. اسلحه ها برای استفاده با انواع مختلف تفنگ، انواع مهمات و احساس کلی اسلحه سنگین و رضایت بخش هستند، و به ناچار چند اسلحه مانند توپ شوک من و هفت تیر قابل اعتماد من را خواهید یافت.
Gunplay در هماهنگی با ابزارهای شما کار می کند، که شامل بازگشت ابزار اتساع زمان تاکتیکی و موارد جدیدی مانند عینک دید N-Ray است که به شما امکان می دهد از طریق دیوارها و دستگاه انحراف که یک سپر موقت در اطراف شما ایجاد می کند، ببینید. گجتها قوانین بازی را تغییر نمیدهند و مطمئناً همچنان بقایایی از آن احساس میشوند THE پاییز روزها، اما مانند یک چین و چروک در یک بازی گسترده، اینها دلیل دیگری به شما می دهد تا همه چیز را امتحان کنید و احساس کنید که چه چیزی می چسبد.
خارج از جنگ، کاوش شما تجربه را به طور قابل توجهی تکمیل می کند. محیط ها بزرگ، زیبا و از نظر زیبایی شناسی متنوع هستند، از گیاهان و رنگ های روشن عدن گرفته تا سرزمین تاریک و اسرارآمیز پریتور. قطعاً مواقعی وجود دارد که خانههای پراکنده فقط چند سکه و یک صندوقچه خواهند داشت، اما این بار، اغلب، تعداد زیادی ماموریت جانبی و جوایز دیگر در اطراف وجود دارد.

من هرگز حوصله راهپیمایی یا حتی عقب نشینی در هیچ یک از سیارات را نداشته ام.
میتوانید وارد خانهای شوید تا یادداشتی را بیابید که یک تلاش بالقوه را ذکر میکند، سپس میتوانید آن را به یک شهر ببرید و یک خط جستجوی کامل باز کنید، یا گاهی اوقات رویدادهای متنشدهای را پیدا میکنید که به خودی خود سرگرمکننده هستند یا به تلاش کامل دیگری منجر میشوند. من هرگز در هنگام کوهپیمایی یا حتی عقب نشینی در هیچ یک از سیارات احساس خستگی نکردم زیرا همیشه به دنبال چیز جدید و جالب بودم و به نظر می رسید که بازی همیشه کار می کند.
جهان های بیرونی 2 این یک دنباله حیاتی است و همه چیز را از بسیاری از ویژگی های بازی های دیگر در این ژانر می گیرد و تقریباً همه چیز را در سراسر صفحه بهبود می بخشد. در حالی که برخی از پیشرفتها افزایشیتر هستند، اما چیزهایی مانند سیستم نقصها و گزینههای گفتگوی گسترده، و همچنین بازی بسیار بهبود یافته، مانند گامهای مهمی به جلو هستند.
Arcadia دارای مناظر زیبا و باز و برخی از بامزه ترین و جالب ترین شخصیت هایی است که در این مدت دیده ایم، و مبارزه و اکتشاف از بهترین ها در این ژانر هستند. این یکی از بهترین بازیهای نقشآفرینی وسترن در سالهای اخیر است و این فرنچایز را قاطعانه به عنوان یکی از بهترینها در این تجارت معرفی میکند.
این بازی در سری Xbox بررسی شده است
