Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2 Review – به طرز ناراحت کننده ای ناامید کننده
منهمیشه غم انگیز است که یک ایده عالی به دلیل اجرای ضعیف شکست بخورد. این احساس زیربنایی پشت زمان من با هم بود Vampire: The Masquerade – Bloodlines 2. برداشت اتاق چینی از محیط دنیای تاریکی و ایدههایی که میتوانست آن را به فهرست پرجمعیت عناوین عالی سال 2025 تبدیل کند، وجود دارد. با این حال، آنها به لطف یک حلقه گیم پلی که به نظر می رسد برای تکرار و اجرای ساده بین مناطق مختلف طراحی شده است، شکست می خورند.
بیایید با جنبه های مثبت تجربه شروع کنیم خطوط خونی 2. اول از همه، برداشت تیم توسعه از شهر سیاتل کاملاً چشمگیر است، با تنظیمات نیمه شب آن به خوبی کار می کند تا نوع داستانی که گفته می شود را بفروشد. من از جهت هنری، رنگبندی ظریف و فضای کلی نمایشدادهشده خوشم آمد – قطعاً تلاش میکند تا حس اصلی را به تصویر بکشد، حتی اگر طراحی بازی به اندازهای تزلزل پیدا کند که بخشی از جذابیت آن را از بین ببرد.
“طراحی تحقیق در خطوط خونی 2 بیش از حد به وظایف بازیابی و حمل و نقل عمومی متکی است.”
قدم گذاشتن به جای یک خون آشام، Phyre، که خاطرات و توانایی هایش به طور مرموزی به دلیل امتیازی که به خاطر نمی آورند آن را دریافت کرده اند محدود شده است، باید داستانی جذاب می بود. و در بیشتر موارد، میتوانم بگویم که داستان بهخوبی باعث علاقهمندی من شد، مخصوصاً در چند ساعت اول. با این حال، سرعت آن و شیوهای که تارهای روایی به ظاهر مهم کمرنگ میشوند، پیچشهای آن را ناگهانی و گیجکننده کرده است. می توانست خیلی بیشتر باشد، اما متاسفانه اینطور نیست.
این ناامید کننده تر است زیرا برخی از شخصیت های بازی بسیار جالب هستند. برای مثال، فابیان خونآشام ملکاوی، افزودهای قانعکننده است. بهعنوان صدایی بیجسم در سر فیر، تلاش او برای حفظ سلامت عقل، به دلیل نفرین قبیلهاش، توجیه بزرگی برای تلاش برای خودنمایی به عنوان یک محقق خصوصی بود. وقتی با آنها برخورد کردم شخصیتهای دیگر به همان اندازه سرگرمکننده بودند، و ممکن است در هنگام مواجهه با آنها ویژگیهای دوستداشتنی پیدا کنید.
موسیقی متن بازی یکی دیگر از نکات برجسته برای من بود که آن را به طور مناسبی حالت روحی و جوی ایجاد کرد. به ویژه در قویتر کردن برخی از لحظات کلیدی داستان اصلی خوب بود. متأسفانه، همانطور که احتمالاً حدس زده اید، هیچ یک از این نقاط قوت برای نجات Bloodlines 2 از بسیاری از نقاط ضعف آشکار آن کافی نبود.
“اگر امیدوارید مبارزه بازی خستگی ناشی از داستان و کاوش را کاهش دهد، خبر بدی دارم.”
برای شروع، تاکید حلقه گیم پلی بر کار پلیسی می توانست عالی باشد اگر شامل یک رفت و برگشت خسته کننده بین چندین شخصیت که به طرز ناراحت کننده ای از یکدیگر فاصله دارند، نمی شد. مانند چرخی است که بدون هیچ گونه هیجان یا تغییر واقعی، مدام می چرخد. نمیتوانستم احساس کنم زمان زیادی برای نزدیک شدن به شخصیتها تلف شده است تا دیالوگیهایی را آغاز کنم که مسیر جستجوی فعلی من را پیش ببرد.
اگر حلقه اکتشاف حواسپرتیهای کافی در طول مسیر به من ارائه میداد، لزوماً چیز بدی نبود. مهم نیست که نسخه سیاتل بازی چقدر عالی بود، طراحی ماموریت، تجربه کلی را قدیمی، قدیمی و مهمتر از همه خسته کننده و بدون الهام ساخت.
سپس طرح جستجو وارد شد خطوط خونی 2 بیش از حد به وظایف عمومی واکشی و حمل و نقل متکی است، اما آنها همچنین گاهی اوقات پر از برخوردهای رزمی هستند که ظاهراً فقط برای از بین بردن یکنواختی اضافه می شوند. در یک بازی ساخته شده حول کار پلیسی و کشف آهسته یک رمز و راز، چنین طراحی نابجا به نظر می رسد. این اهداف تکراری به جای تعمیق غوطه ور شدن یا تقویت لحن تحقیقی، گام را می شکند و تنشی را که روایت برای ایجاد آن به سختی تلاش می کند، کاهش می دهد. تحقیقات چند مرحلهای نادر است، و دیدگاههای ارائهشده توسط جناحها هیچ عواقبی ندارد که مرا وادار کند متوقف شوم و به این فکر کنم که چه کسی ممکن است وفادار باشد.
بله، چند ماموریت جانبی قابل توجه وجود دارد، اما آنها عمدتاً وظایفی هستند که شما انجام داده اید، و انتخاب های شما در طول این ماموریت ها و داستان تنها در آن زمان تأثیرگذار بوده است، نه اینکه به تأثیر ملموس در داستان اشاره کنیم. به نظر می رسد که انگیزه شما صرفاً با رسیدن به سیگنال بعدی است که در طول مسیر چیزهای جالبی را کشف کنید. خیلی زود به جای هیجان انگیز، خسته کننده شد، و می توانم بگویم که باید برعکس می شد، با توجه به اینکه من به معنای واقعی کلمه یک خون آشام بازی می کردم.
اگر امیدوارید مبارزه بازی خستگی ناشی از داستان و کاوش را کاهش دهد، خبر بدی دارم. مانند من، شما را به دلیل این که فرض کنید با افراد بد به عنوان یک خون آشام با برخی توانایی های جالب، که بر اساس قبیله ای که هنگام خلق شخصیت خود انتخاب می کنید متفاوت است، یک قرعه کشی واقعی خواهد بود، بخشیده خواهید شد. پیروزی در داخل خطوط خونی 2 احساس نمی کند از طریق مهارت یا بازی هوشمندانه به دست آورده است. بیشتر در مورد رویارویی با روال است تا پیشی گرفتن از آن.
دشمنانی که با آنها روبرو می شوید بسیار ناسازگار هستند، زیرا ممکن است با هر چیزی که دارند به سمت شما بیایند یا فقط در آنجا بایستند تا شما اولین حرکت را انجام دهید. به خصوص دقت ناسازگار برخورد، که دائماً زمان بندی من را از بین می برد و هر مبادله ای را آزاردهنده می کرد. من میتوانم هر چیز دیگری را در بازی ببخشم، اگر مبارزاتش به نحوی کار کند، و با این حال ما اینجا هستیم.
و مرا از کارفرمایان شروع نکنید! من عاشق یک باس فایت خوب هستم، اما می توانم فقدان چالش را نادیده بگیرم تا بتوانم یک بازی را برای بازیکنانی که ممکن است زمان یا حوصله تلاش های متعدد در یک رئیس را نداشته باشند، در دسترس نگه دارم. داشتن باس فایت هایی که حداقل نوعی چالش را ارائه می کرد، بسیار کمتر از ابزارهای متعدد در زرادخانه من، همچنان ایده آل بود.
در عوض، باسها در این بازی به سادگی دشمنانی با نوارهای سلامت بزرگتر و الگوهای حمله آسانتر برای بهرهبرداری هستند. انجام این کار بسیار بیارزش به نظر میرسد و عرصهها واقعاً جریان آزاد گیمپلی را تشویق نمیکنند. این احتمالاً بزرگترین شکایتی بود که از این تجربه داشتم، جدای از این واقعیت که آنتاگونیستهای آن دستهای نسبتاً ضعیف هستند که خطرات را آنقدر بالا نمیبردند که بتوانم اهمیتی بدهم. ارائه اوج های خود را دارد و آن حالت بد خلقی مشخصی را به همراه دارد که محیط به آن معروف است، اما در نهایت این یک فانتزی شهری است که جذاب به نظر می رسد اما در واقع بی روح است.

“خطوط خونی 2 جاه طلبی ها سقوط اوست.”
همچنین، فکر میکردم انتخاب قبیله مبدأ خود و سپس به دست آوردن تواناییهایی از درختان قبیله دیگر با تغذیه از خونآشامهای دیگر جالب خواهد بود. یک مفهوم جالب، اما بار دیگر توسط مکانیکهای ضعیف اجرا شده که واقعاً نحوه برخورد شما با موقعیتها را تغییر نمیدهند، ناامید شده است. در عوض، بازی به سادگی اعداد شما را بالا یا پایین میبرد، بدون اینکه هیچ حس واقعی رشد یا انتخاب معنادار به شما بدهد.
متاسفانه کجا خطوط خونی 2 این بیش از هر چیز در ادعای خود به عنوان یک بازی نقش آفرینی می لنگد. علیرغم اینکه خود را یکی می نامم، تلاش کردم تا حس واقعی پیشرفت را پیدا کنم. نیازی به تفکر استراتژیک در مورد سهام نیست و رشد ملموسی برای پیگیری وجود ندارد. در دورانی که نقشآفرینیهای بزرگ در اکشن بازیکن و توسعه شخصیت پیشرفت میکنند، خطوط خونی 2 غیبت هر دو غیرقابل قبول و مایه شرمساری است. سیستم های مختلف به سادگی به اندازه کافی با هم ترکیب نمی شوند تا به تجربه اجازه دهند یک کل منسجم و لذت بخش را تشکیل دهند. و این حتی به این معنا نیست که فقدان ویژگیهای اولیه رایانه شخصی، مانند نوار لغزنده میدان دید یا گزینهای برای غیرفعال کردن تاری حرکت، حتی کمتر صرفهجویی دستی.
خوشبختانه، در زمینه عملکرد، حداقل خبرهای خوبی وجود دارد. با اجرای بازی بر روی Ryzen 5950X با 64 گیگابایت رم و NVIDIA 3080 Ti، با استفاده از حالت متعادل DLSS به 60 فریم در ثانیه با وضوح 4K دست یافتیم.
خطوط خونی 2 جاه طلبی ها سقوط اوست این یک بازی است که هدفش آسمان است اما هرگز کاملاً بلند نمی شود. او ناامیدانه میخواهد فانتزی خونآشام بودن را تجسم کند، اما چیزی که ارائه میکند یک تجربه معمولی دردناک است. بازی به جای ارائه لحظات به یاد ماندنی که مهارتهای آنها را برجسته میکند، آنها را به کارهای تکراری تقلیل میدهد و آنها را به همان مناطق به عقب و جلو میفرستد تا زمانی که کل تجربه شروع به کشیدن کند.
برای نتیجه گیری، خطوط خونی 2 این یک آشفتگی است، خالص و ساده، که من واقعاً نمی توانم آن را به کسی توصیه کنم، مخصوصاً با قیمت درخواستی. حتی اگر از طرفداران این ژانر هستید، بهتر است منتظر تخفیف در این ژانر باشید، اگرچه این نیز توصیه دشواری است. دنیایی پر از رمز و راز را مسخره می کند، اما هرگز تنش یا رضایت لازم را برای ایجاد احساس ارزشمندی در کشف آنها ایجاد نمی کند.
این بازی در رایانه شخصی بررسی شده است.
