نقد و بررسی بازی Double Dragon Revive – Not The Dragon
بحتی قبل از شروع بازنویسی اژدهای دوگانهمن باید از نظر ذهنی خودم را برای هر چیزی که قرار نیست آماده کنم، فقط بر اساس تریلرهایی که تاکنون نشان داده شده است. اینطوری نمی شد مطلق از نظر ارائه یا مکانیک رزمی، بسیار کمتر در طراحی و روایت جهان. این واقعاً علاقه به فرنچایز را “احیا” نمی کرد خیابان های خشم 4ارائه یک کلاسیک با رنگ بسیار بیشتر از یک لایه جدید براق. احتمالاً حتی آن طاقچه یکپارچهسازی با سیستمعامل معاصر را راضی نمی کند مبارزه و خشم آن را بسیار درخشان مجسم می کند.
که خنده دار است زیرا دو اژدها یکی از تاثیرگذارترین بازی های تمام دوران است که نه تنها اصول اساسی ژانر بازی های مبارزه ای را پایه گذاری می کند، بلکه الهام بخش بازی هایی مانند تبر طلایی و مبارزه نهایی. با این حال عناوین بعدی و اسپین آف ها نتوانسته اند به این میراث عمل کنند. در پی از دو اژدها گایدن و نئون آیا Revive کار خودش را با نتایج متفاوت انجام میدهد، آیا Revive حداقل در گرفتن همه چیزهایی که نسخه اصلی را تا این حد قانعکننده کرده است، پیشرو است؟
خوب، نه، و اگر بنا به شایستگی خود موفق شود، خوب خواهد بود، اما سازنده Yuke نیز توپ را در آنجا رها می کند. نتیجه احیایی است که بیشتر شبیه به بازتابی در مورد چگونگی خراب کردن یک بازی مبارزه است.
بتکده این چشم انداز عجیب را برای تطبیق حرکت آزاردهنده در هشت جهت ارائه می دهد که در نتیجه هنگام بالا رفتن از پله ها جلوه ای عجیب به همراه دارد. احیا کنید کاملا خسته کننده به نظر می رسد.”
مرحله اول: یک سبک زشت. من اول تعجب کردم بازنویسی اژدهای دوگانه برای اولین بار به دلیل عکس های متحرک آن که به عنوان فیلم ظاهر می شوند. اینها رنگارنگتر و پر جنب و جوش تر از هر چیزی بود که تا به حال در گیم پلی دیده شده بود و در واقع طراحی ها را، هم برای قهرمانان و هم برای شخصیت های منفی، بیشتر برجسته می کرد. اما این سبک بصری واقعی نیست: وقتی وارد مرحله اول میشوید، با دنیایی تاریک و کاملاً سهبعدی با شخصیتهای ظاهری عمومی مواجه میشوید. احتمالاً توسعه آن در گذشته آسانتر بود، اما نتایج خسته کننده به نظر می رسید.
نه اینکه کلیتهای سرعت و سطح به حل این مشکل کمک زیادی میکنند. ممکن است فکر کنید که دوبعدی بودن در یک هواپیمای دوبعدی چیزی است که یک بازی جنگی را تشکیل می دهد، اما از نظر مکانیک، دشمنان و ساختارهای جالب می توان کارهای زیادی انجام داد. بازنویسی اژدهای دوگانه سعی می کند در برخی جنبه ها از آن بهره برداری کند، اما نتایج متفاوتی به همراه دارد. یک سکانس در نیروگاه بیشتر شبیه یک پلتفرم موقت با تسمه نقاله و دریچه های آتشین بود. این منحصربهفرد است اما بهخصوص با توجه به کمبود دشمن، کاملاً بیموقع به نظر میرسد.
بتکده این چشم انداز عجیب را برای تطبیق حرکت آزاردهنده در هشت جهت ارائه می دهد که در نتیجه هنگام بالا رفتن از پله ها جلوه عجیبی به همراه دارد. اما حتی اگر سعی کنید به یک طراحی ابتدایی تر، مانند بزرگراه، پایبند باشید، احیا کنید کاملا خسته کننده به نظر می رسد. به نظر می رسد این سطح برای همیشه ادامه می یابد و چیزهای جالب کمی در جریان است (به غیر از چند بار عبور دشمنان موتورسیکلت از صفحه نمایش).
از همان ابتدا می توانید بین دو مبارز یکی را انتخاب کنید: بیلی و جیمی. داستان در واقع 15 سال پس از یک جنگ هسته ای در یک کلنی شهری که در آن باند جنگجویان سایه حکومت می کند، اتفاق می افتد. بنا به دلایلی، مردم ربوده میشوند و پس از گم شدن دوست دوران کودکیشان، ماریان، آن دو راهی سفری سخت و نامشخص میشوند.
من میتوانم رئیسهای چالشبرانگیز را تحمل کنم، اما میزان کسالت در رویاروییهای Revive به سادگی سرگرمکننده نیست.»
به جز انگیزه اصلی تلاش آنها تقریباً بلافاصله حل می شود. کل ماجرای آدم ربایی همچنین دروازهای به سمت پیچشهای داستانی کاملاً عجیب است که ریشه در تربیت این سه نفر در سبک مبارزه Sosetsuken دارد. در حالی که من از سبک هنری این کات سین ها قدردانی می کردم، اما آنها نیز بسیار طولانی شدند و شخصیت ها، در حالی که در ابتدا تأثیر مناسبی داشتند، با دیالوگ های غیر خنده دار لغو می شوند و دکمه پرش را بسیار جذاب تر می کند. این احتمالاً توضیح می دهد که چرا برخی از پیشرفت های داستانی من را کاملاً غافلگیر کردند، اما اشتباه نکنید، حتی این دو اژدها استاندارد، روایت به طور قطع پوچ است.
مبارزه برخی از مکانیک های بسیار ساده را در سطح ارائه می دهد، با یک حمله سبک که می تواند ترکیبی را تنظیم کند، یک حمله سنگین که می تواند دشمنان را به عقب براند یا آنها را متزلزل کند، و یک حمله خاص. شخصیتها همچنین میتوانند دشمنان را مسدود کنند، طفره بروند، و آنها را به اشیاء محیطی کوبیده یا به سمت دیگران پرتاب کنند. هنگامی که یک دراگون بال پر است، می توانید یک Hyper Strike انجام دهید که در یک AoE به چندین دشمن ضربه می زند.
اگر نقطه روشنی وجود داشته باشد، این است که حتی با این رویکرد مبارزه ساده، هر شخصیت یک مجموعه حرکت منحصر به فرد دارد. بیلی کاملاً خوب است، با یک ضربه چرخشی ویژه برای ضربه زدن به دشمنان و یک حمله سنگین عالی برای ضربه زدن به دشمنان به پس زمینه. از سوی دیگر، ماریان سریعتر و چابکتر است و ضربات شیرجهای و جاخالیهای هوایی را به همراه یک زانو ویژه بالا میبرد.
مقداری پتانسیل ترکیبی وجود دارد، و استفاده از محیط برای حمایت از دشمن در مقابل دیوار و اجرای یک نسخه حتی ویرانگرتر از ترکیب اولیه عالی است. متأسفانه، حرکت هشت طرفه ناهموار به نظر می رسد، در حالی که مسدود کردن و طفره رفتن غیرقابل اعتماد است. دشمنان کاملاً متراکم نیستند، اما پرش دیوار به یک حمله AoE که به راحتی همه آنها را از بین می برد، برخی از برخوردها را بی اهمیت جلوه می دهد. شکستن زرههای دشمن، بهویژه زمانی که میخواهند حملات خاصی را انجام دهند (که با درخشش آبی مشخص میشود)، گاهی اوقات دشوار به نظر میرسد. با توجه به اهمیت دومی برای دریافت شارژ Dragon Ball و وارد کردن آسیب واقعی با Hyper Blows، می تواند دردناک باشد. همچنین، این واقعیت که برای اجرای Hyper Blows به جای اینکه فقط اجازه دهید هر بار پاره شوند، به دکمههای متنی برای ظاهر شدن در بالای دشمنان نیاز دارید، به خصوص در گرمای لحظه احساس ناخوشایندی میکند.
سپس رئیسها هستند که در همان مدرسه حیلههای آزاردهنده صحنه شرکت میکنند. یکی وجود دارد که دائماً شما را به اطراف پرتاب می کند، اما بخش واقعا آزاردهنده این است که حتی با کوچکترین تماسی از بشکه های قرار داده شده در میدان ضربه می زنید. دیگری روی دیوارها دریچه هایی دارد که در فواصل معینی هنگام دویدن به اطراف فعال می شوند. برای شکستن و در نهایت ساختن شارژر Dragon Ball، باید از همه اینها اجتناب کنید، زیرا ترکیبات معمولی آن مواد منفجره ای را آزاد می کند که، حدس زدید، بی رحمانه شما را به عقب می اندازد. من میتوانم رئیسهای چالشبرانگیز را تحمل کنم، اما میزان کسالت بیشتر میشود احیای برخوردها به سادگی سرگرم کننده نیستند.

“یک بازی مبارزه ای با نامی قابل تشخیص و چیز دیگری برای ارائه. اگر تشنه بازی های جدید در این سبک هستید، گزینه های بسیار بهتری در دسترس هستند.”
علاوه بر این واقعیت که یک مسابقه تنها چند ساعت زمان می برد و دلیل بسیار کمی برای بازگشت دارد، بازنویسی اژدهای دوگانه به نظر می رسد هیچ تاثیر واقعی ندارد. بازی مجدد با شخصیت های دیگر و با دوستان دو مورد از جذابیت های اصلی سفر است، اما با توجه به اینکه چقدر مراحل می تواند خسته کننده باشد، به سادگی آن را دوست ندارم. چند دشمن برجسته هستند – شمشیرباز استاد کاتانا که باید برای شکستن به آن حمله کنم، محبوب من – اما در اکثر موارد آنها عمدتاً برای مبارزه جالب و خسته کننده هستند.
اگر میخواهید بیشترین سود را به دست آورید، قسمتهای اضافی وجود دارد که زمینه داستانی بیشتری را در مورد افراد شرور مختلف فراهم میکند. اینها همچنین راهی مناسب برای به چالش کشیدن خود هستند، حتی اگر در نهایت ارزشش را نداشته باشند. اگر می خواهید از سردرد گذراندن داستان جلوگیری کنید، ماموریت های اختیاری مانند از بین بردن تعداد معینی از دشمنان نیز دارید.
به طور کلی، بازنویسی اژدهای دوگانه این در مورد چیزی است که من انتظار داشتم، حتی پس از کاهش انتظاراتم تا کنون. یک بازی مبارزه ای با نامی قابل تشخیص و چیزهای بسیار کمی برای ارائه. اگر تشنه بازی های جدید در این سبک هستید، گزینه های بسیار بهتری در دسترس هستند.
این بازی در رایانه شخصی بررسی شده است.
