MIO: مرور خاطرات در مدار – اصل موضوع
ممن: خاطرات در مدار این یک نسخه بدتر از شوالیه توخالی: آهنگ ابریشمو بلافاصله، ممکن است هر طرفدار بالقوه این ژانر را خاموش کند. هر چقدر هم که این ممکن است دقیق باشد، به نظر من قضاوت دقیقتری از آن چیزی است که شما فکر میکنید. به هر حال، دومی یک مانع بسیار قوی است: نرسیدن به آن پایان جهان نیست، و در مقیاس بزرگ، پلتفرمر اکشن اسکرول جانبی Douze Dixièmes مطمئناً تلاشی ستودنی است. از سوی دیگر، شباهت های زیادی بین عناوین وجود دارد، از مبارزه و نبرد میان هوا گرفته تا مناظر ویران شده در ویرانه، احساس کاوش در دنیایی زیبا اما ویران شده و نحوه آموزش مهارت های جدید. Mio همچنین دارای یک خط تیره رو به پایین برای سقوط زیباتر است، اگرچه این ابزار بسیار سریعتر از هورنت است.
اگر می خواهید زیبایی شناسی زیبا، باس فایت های چالش برانگیز و منحصر به فرد، و یک موسیقی متن فوق العاده داشته باشید، پس خاطرات در مدار به خوبی می تواند آن را پر کند آهنگ ابریشمسوراخ در زندگی شما، هشدارها به کنار. با این حال، به خودی خود، این یک تلاش محکم است که توسط برخی از انتخاب های طراحی مشکوک درگیر شده است.
صحنه، The Vessel، یک سفینه فضایی عظیم پر از روباتهای حساس است که توسط قلب و پنج صدای مختلف هدایت میشود: نفس، خار، دست، خون و چشم. با این حال، وقتی میو از خواب بیدار می شود، متوجه می شود که کشتی ویران شده است و صداها پاسخگو نیستند. با برقراری ارتباط مجدد با نگهبانان، او در نهایت متوجه می شود که کشتی در مسیر نابودی است، مگر اینکه بتواند قلب را با چیزی غیر از جمع آوری صداهای مختلف احیا کند.
“پس این خوب است که گیم پلی بازی ادامه پیدا می کند. کسانی که با این ژانر آشنا هستند تمرین را می دانند: حملات غوغا، پرش های دوگانه (که از ابتدا قفل آنها باز می شوند)، سر خوردن، دست و پنجه نرم می کنند – همه اینها کاملاً پاسخگو هستند و سرعتی که Mio در آن توانایی های جدید را یاد می گیرد بسیار سریع است.”
این یک چیدمان مناسب است، حتی اگر شخصیت ها توسعه نیافته به نظر برسند. The Voices در میان اینها مهم است – طعنه آمیز، با توجه به اینکه صداگذاری دارند – اما این یک مشکل با Mio نیز هست. شما افکار رمزآلود او را در حین عبور از مراحل درونی خود خواهید دید که بسیار دور، اندک و نامناسب هستند، زیرا من بیش از حد مشغول تلاش برای تسلط بر مهارت جدید هستم. در غیر این صورت، به نظر میرسد که داستان بیشتر به تومو تعلق دارد، کسی که در حال بررسی کشتی است و انواع افشاگریها را از طریق دیتا پدهایی که پشت سر گذاشتهاند فاش میکند.
محیطها، بهویژه پسزمینههای زیبا، داستانهایی برای گفتن دارند، اگرچه میتوان آنها را اینطور خلاصه کرد: «خب، قبلاً خوب به نظر میرسید، تا فلانی». هر از چند گاهی با این پوسته های رباتیک غیرقابل تعمیر مواجه می شوید. چه داستان هایی می توانستند بگویند؟ چرا آنها دیتا پد مخصوص به خود را ندارند؟ زمینه اضافی فراتر از نام آنها می توانست جهان سازی بزرگی را ایجاد کند.
در سرتاسر کشتی با رباتهای تصادفی دیگری مواجه خواهید شد که دیدگاههای خود را در مورد موقعیتها ارائه میکنند، مثلاً وضعیت هر Voice را به شما میگویند. گاهی اوقات، برخی به کمک نیاز دارند، و این به همان اندازه که به نظر می رسد پر حادثه است. سپس آتی، خواهر میو، که نمیخواهد همه صداها را به دست آورید، وجود دارد، اگرچه ظاهرش آنقدر پراکنده است که من واقعاً به آن اهمیت میدهم. طرح داستان یک دور انداختن کامل نیست و ممکن است لحظات و افشاگری های مناسبی وجود داشته باشد. با این حال، وضوح تقریباً تمام داستانهای Voice ضعیف به نظر میرسد، به جز، شاید برای The Hand، که احتمالاً بیشترین قوس داستانی را دارد، اگر بتوان آن را اینطور نامید.
پس این خوب است که گیم پلی بازی پابرجاست. کسانی که با این ژانر آشنا هستند این تمرین را میدانند: ضربات غوغا، پرش دوبل (که از ابتدا قفل آن باز میشود)، سر خوردن، دستوپنجه نرم کردن – همه اینها کاملاً پاسخگو هستند، و سرعتی که Mio در آن مهارتهای جدید را یاد میگیرد بسیار سریع است. بسیاری از این موارد خارج از عرف هستند، مانند راه رفتن عنکبوت. این نه تنها قابلیت آویزان شدن بر روی دیوارها، بلکه برای حرکت در سقف را نیز ارائه می دهد. نبرد میان هوا نیز قابل توجه است زیرا ضربه زدن به یک هدف باعث پرش دیگری می شود و به شما این امکان را می دهد که از زمین فاصله بگیرید و دائماً ضربات را زنجیره ای به هم متصل کنید.
“و به همان اندازه که عکسهای واقعی پاسخگو به نظر میرسند، تنوع زیادی در تاکتیکهای شما وجود ندارد. شما سلاحهای ثانویه یا چیز دیگری دریافت نمیکنید. نزدیکترین چیز برای آسیب رساندن به ارتقا، دستکاری حافظه داخلی Mio برای قرار دادن آنها در ماژولهای جدید است.”
با این حال، برخی از عناصر وجود دارد که… من آنها را به خودی خود بد نمی نامم، اما آنها عادت کردن به آنها را ضروری می کنند و واقعاً خلاقیت را در پیمایش شما کاهش می دهند. اولین مورد سیستم انرژی است. سر خوردن، چنگ زدن… خوب، حرکت عنکبوتیه نیاز به انرژی دارد. آن را به عنوان سیستم استقامت بازی در نظر بگیرید: وقتی خالی است، نمی توانید هیچ یک از این اقدامات را انجام دهید. در حالی که جهش از روی برخی از دشمنان می تواند کمی برگردد، و فرود روی زمین این روند را تسریع می کند، ضربه زدن به سایر اشیاء محیطی به طور کامل انرژی را بازیابی می کند و به شما امکان می دهد توانایی های حرکتی را با هم زنجیره بزنید. بنابراین، بدیهی است، خاطرات در مدار از این برای معرفی چندین بخش پلتفرم پیچیده استفاده می کند که در آن شما باید از یک جسم پرش کنید تا به نقطه دیگری دست و پنجه نرم کنید، از پرش باقی مانده به سمت چپ برای ضربه زدن به جسم دیگری استفاده کنید تا بتوانید چند رنده بالا بروید و غیره.
مشکل این است که یک اشتباه می تواند منجر به بازگرداندن شما به نقطه ای چند متری شود. اوه، شما از قایقرانی در Blightwater از دیوار مرگ به یک سکو جان سالم به در بردید، اما نتوانستید آن قلاب دست و پنجه نرم را پس از آن بدست آورید؟ دوباره انجامش بده سپس انجام تمام این حرکات و به خاطر سپردن موقعیت هر چیزی که برای حفظ جریان انرژی نیاز دارید، تبدیل به یک تمرین می شود. و کافی است بگوییم، تقلا کردن، گاهی اوقات از دست دادن وقتی که به نظر نمی رسد، یا جهش ضعیف یک ضربه رو به پایین، در آن شرایط می تواند حتی آزاردهنده تر باشد.
مشکل خط تیره هم هست، اول اینکه واقعا خط فاصله نیست. بیشتر شبیه یک مسیر انحرافی است، با این تفاوت که اینطور نیست. پس همه چیز در مورد چیست؟ فکر می کنم بیشتر شبیه یک مکانیک جاخالی عالی بدون مزایای زیادی است (مانند کاهش زمان کوتاه، ضد حمله و غیره). این واقعیت که اگر اشتباه متوجه شوید خنک شدن آن می تواند بسیار طولانی به نظر برسد، و در هنگام تلاش برای زنجیر زدن جاخالی ها کاملاً قابل اعتماد نیست، باعث ایجاد احساس کمی ناخوشایند می شود.
و هرچقدر هم که عکسهای واقعی پاسخگو به نظر میرسند، تنوع زیادی در تاکتیکهای شما وجود ندارد. شما اسلحه ثانویه یا چیزی شبیه آن را دریافت نمی کنید. نزدیک ترین چیز به به روز رسانی های بد، دستکاری حافظه داخلی Mio شما به ماژول های جدید است. توانایی حذف عناصر HUD مانند نوار سلامت دشمن یا وضعیت Mio برای آزاد کردن فضا برای مثال، افزایش آسیب با کاهش سلامت یا ضربه سوم قویتر در ترکیب شما بسیار خوب است. اما این تقریباً تمام چیزی است که از نظر گزینه های مبارزه منحصر به فرد به دست می آورید.

با توجه به قیمت، یک تجربه خوب با برخی از مکانیک های عجیب و غریب، برخی که بهتر از دیگران کار می کنند، همراه با داستانی بالاتر از حد متوسط و ارائه قوی کافی است.
دیگر عناصر عجیب و غریب عبارتند از فقدان گزینه های درمانی، حداقل که من توانستم در طول سفر داستان اصلی کشف کنم. سفر سریع مستلزم جستجو برای نهادهای خاصی به نام ناظر است. در غیر این صورت، هنگام تلاش برای جابجایی از یک منطقه به منطقه دیگر، انتظار رفت و برگشت زیادی داشته باشید. و در حالی که نقشه با توجه به اندازه کلی آن بسیار خوب به نظر می رسد، برخی از برگشت ها می توانند گاهی اوقات کاملاً وحشیانه باشند. گفته می شود، باس فایت ها بسیار خوب هستند، هر کدام چالش های منحصر به فردی را ارائه می دهند و مکان خود را متناسب می کنند.
قطعاً در تضاد است من سبک هنری زیبا. بین سایهزنی دقیق محیطها و شخصیتها، در کنار طیف رنگی عالی. ایجاد تعادل ظریف بین داستان های علمی تخیلی، طبیعت و صنعت، زیبایی شناسی قوی است و احتمالاً در وهله اول بازی را بیشتر به خود جلب می کند. با این حال، موسیقی حتی بهتر است. برخی از آهنگها به دلیل عدم وجود کلمه بهتر منجر میشوند، خطر باران لرزش؛ دیگران یک فضای الکترونیکی ارائه می دهند که دافت پانک را از همه چیز کانالیزه می کند، و این واقعا عالی است.
حتی پس از تکمیل داستان و هنوز چیزهای زیادی برای کشف کردن، واقعاً نمی خواستم به آن برگردم خاطرات در مدار. با توجه به قیمت، تنها چیزی که لازم است یک تجربه خوب با برخی مکانیک های عجیب و غریب است، برخی بهتر از دیگران کار می کنند، همراه با داستانی بالاتر از حد متوسط و ارائه قوی. با این حال نمیتوانستم چیزی بیشتر از این را انتظار نداشته باشم.
این بازی در رایانه شخصی بررسی شده است.
