نقد و بررسی The Occultist: یک رمز و راز خوب قدیمی
منبه راحتی می توان از عنوانی مانند این انتظار ترس های زیاد و یک حلقه گیم پلی ترسناک داشت غیبت گر. اما این موضوع باعث میشود که توسعهدهنده DALOAR به آن دست نیافته باشد، زیرا هدف این تریلر روایی بیشتر از ترسها و هیجانهای ارزان است. در عوض، تجربهای روایی به ما داده میشود که درگیر شدن با آن کاملاً آزاردهنده است، در حالی که برداشت غمانگیز آن در غیبت میتواند شما را مدتها پس از خاموش کردن سیستمهایتان آزار دهد.
اما آیا فرود را آنطور که من دوست داشتم نگه می دارد؟ احتمالاً نه، اما هنوز جای تعارف زیادی در این زمینه وجود دارد غیبت گر ایده های خود را ارائه و اجرا می کند. به عنوان اولین استودیو، این واقعاً من را با گرافیک و داستان خود تحت تأثیر قرار داد، اگرچه برخی از عناصر گیم پلی من را ناامید کردند و باعث شدند آرزو کنم که آرزو کنم آنها کمی بهتر انجام شوند.
“این یک داستان هولناک از بی توجهی بی رحمانه به عواقب اعمال خود است.”
با شروع از داستان ارائه شده، شما کنترل الکس را به دست میگیرید، یک غیبساز که در جستجوی پدرش به جزیرهای میرسد، پدری که قبل از شروع بازی از خواب بیدار شده و ناپدید شده است. تنها با یک آونگ جادویی، دفتر یادداشت قابل اعتمادش و صدایی خشن که بلافاصله با او صحبت می کرد، مسلح بود. جادوگر فن در من، به کاوش جزیره و یافتن پاسخ هایی می رود.
اما همه چیز به این سادگی نیست، با توجه به این که همه ساکنان جزیره مدت هاست مرده اند، و بیشتر تنها شکل های حساس اطراف چندان تمایلی به گفتگوهای معنادار ندارند. الکس تنها با تکیه بر هوش و توانایی خود برای فرار سریع از خطر، به سرعت شواهدی مبنی بر اشتباه انجام یک آیین و تأثیر آن بر زندگی ساکنان را کشف می کند.
این یک داستان هولناک از بی اعتنایی بی رحمانه به عواقب اعمالی است که به اندازه کافی مرا درگیر خود کرده بود تا بتوانم از بخش های آزاردهنده تری در چرخه گیم پلی عبور کنم، زیرا می خواستم بدانم تقریباً به اندازه الکس چه اشتباهی رخ داده است.
«فضاهای تنگ بیمارستان و پرورشگاه اغلب باعث میشود با هوشیاری راه بروید و منتظر ترسی باشید که میدانید در راه است.»
در مورد گرافیک بازی هم باید بگویم که جزیره قطعا به خوبی طراحی و رندر شده است. هر یک از مناطقی که به عنوان بخشی از تحقیقات خود کاوش می کنید کاملاً چشمگیر هستند، با طرح های سطحی که منطقی هستند و در عین حال می توانند در حین عبور از آنها احساس ناراحتی ایجاد کنند.
فضاهای تنگ بیمارستان و یتیم خانه اغلب شما را وادار می کند که در حالت هشدار قدم بزنید و منتظر ترسی باشید که می دانید در راه است. آنها آنجا هستند و همیشه توانسته اند من را بیدار کنند. قسمتهای بعدی بازی بازتر هستند اما به اندازهای ترسناک هستند که اجازه میدهند احساس خطر قریبالوقوع در گیمپلی لحظه به لحظه نفوذ کند.
با گرافیک قوی و داستان عالی، شما انتظار دارید غیبت گر موفق باشید متأسفانه، گیم پلی آن به اندازه ای آن را ناامید می کند تا جایی را در میان برترین آثار ژانر ترسناک رد کند. شما در درجه اول با کاوش در سطوح و استفاده از هنر کسر برای غلبه بر موانعی که بر سر راه شما قرار دارند، پیشرفت خواهید کرد.
آونگ جادویی شما دارایی بزرگی در این جبهه است که به شما این امکان را میدهد تا از طریق آن سرنخهایی پیدا کنید که در غیر این صورت پنهان میشوند، زمان را در سناریوهای قابل اجرا معکوس کنید، و حتی موجودات اثیری را برای کمک به شما احضار کنید. همه اینها واقعاً خوب انجام شده است و بازی به اندازه کافی مبهم باقی می ماند تا غلبه بر موانع خود را به یک چالش تبدیل کند.

با گرافیک قوی و داستان عالی، شما انتظار دارید غیبت گر موفق باشید متأسفانه، گیمپلی آن آنقدر آن را ناامید میکند که جایگاه آن را در میان بهترین موفقیتهای ژانر ترسناک رد کند.»
با این حال، من می گویم که عدم توانایی دفع ارواح متخاصم با استفاده از آونگ فرصتی از دست رفته است. بی معنی است که الکس بدون هیچ وسیله ای برای محافظت از خود به مکانی مانند این جزیره بیاید. این واقعیت که جزیره برای مدت طولانی قبل از اینکه تصمیم به بازدید از آن بگیرد، به طرز وحشتناکی سکوت کرده بود، باید دلیلی برای یک غیبت شناس بود که فکر کند همه چیز ممکن است در آن بسیار اشتباه باشد.
البته ارواح خصمانه و دوستانه هم وجود دارند که می توانید با آنها روبرو شوید. دوستان دوستانه گروهی مفید هستند که به شما تکههایی درباره وقایعی که منجر به وضعیت فعلی جزیره شدهاند ارائه میکنند و در عین حال شما را در جهت هدف بعدیتان نشان میدهند که هر زمان که آنها را کشف کردید به طرز شومی با رنگ قرمز نمایش داده میشوند. همه اینها کمی سطحی است، اما در چارچوب داستان کار می کند.
با این حال، آنهایی که متخاصم هستند، احتمالا ضعیفترین بخش تجربه هستند. آنها در قفل هستند تا زمانی که آنها را رها کنید، و سپس از کنار آنها عبور می کنید تا مسیرهای ثابتی را که آنها مطلقاً از آنها منحرف نمی شوند، گشت زنی کنید. این کار دوری از آنها را به طرز عجیبی آسان میکند، مثلاً به سادگی وارد نزدیکترین اتاق میشوید، جایی که آنها به سادگی میایستند و قبل از بازگشت به مسیرهای از پیش تعیین شدهشان نگاه میکنند که به آنها خیره میشوید.
این واقعیت که این مسیرها اغلب مسیرهایی هستند که باید برای یافتن قطعات مهم پازلی که قرار است حل کنید آنها را طی کنید، آنها را بیشتر آزاردهنده می کند تا تهدید. من دوست داشتم مکانیکی را ببینم که مکانیکی از آونگ به همراه چند طلسم استفاده کند تا آنها را در جای خود منجمد کند، اما افسوس که تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که از آنها فرار کنید.
البته، چند لحظه وجود دارد که ارواح هوشمندانه عمل میکنند، مانند لحظهای در اوایل بازی که کسی که مرا تعقیب میکرد، جلوی پنجره پنهان شد و در حالی که از کنار آن رد میشدم، بازویم را گرفت، اما آنها آنقدر کم هستند که نمیتوانند ترس یا وحشت ایجاد کنند. این کمکی نمی کند که الکس از حضور آنها بی خبر بماند، صدای خشن او هرگز متزلزل نمی شود، حتی در مواجهه با حضوری که دیگر فانی ها بر سر آن فریاد می زنند.
خود پازلها کاملاً پیچیده و به خوبی اجرا شدهاند، جدای از تعدادی که برای ثبت کامل به نقشههای بسیار دقیق نیاز داشتند. بازی من شامل زمان زیادی بود که برای ساختن یک اسکلت پوسیده صرف کردم، فقط برای این که بازی با قاطعیت از تصدیق حق با من امتناع کرد. تقریباً یک اشکال به نظر می رسید، اما توسعه دهندگان به من اطمینان دادند که اینطور نیست و آنها در تلاش هستند تا آن را در دسترس تر کنند.
اما لحظاتی از این دست، توهم یک تریلر داستانی خوش ساخت را می شکند و به شما یادآوری می کند که واقعاً در یک بازی ویدیویی هستید و به قوانین عجیب و غریب آن مقید هستید. با این حال، من باید نحوه تناسب پازل ها را با محیط هایی که کاوش می کنید و اینکه چگونه چالش برانگیز هستند اما غیرممکن نیستند، ادغام کنم. به طور کلی تعادل خوبی است و وقتی همه چیز همانطور که باید کار می کرد بسیار سرگرم کننده بود.

من می گویم فقدان توانایی دفع ارواح متخاصم با استفاده از آونگ یک فرصت از دست رفته است.
طراحی صدا، که همیشه بخش مهمی از تجربه است، قابل استفاده است و به خوبی صحنه را تنظیم می کند و شما را در بیشتر مواقع در حاشیه نگه می دارد. من دوست داشتم دیالوگ های جذاب تری داشته باشم، اما بازیگران با آنچه که به آنها داده می شود به اندازه کافی خوب عمل می کنند. عملکرد روی PS5 پایه کاملاً خوب بود، و من با افت فریم، پاپ این یا سایر مشکلات گرافیکی قابل توجه مواجه نشدم، در حالی که زمان بارگذاری به اندازه کافی سریع بود که من را از پیمایش دور نگه داشت.
با تمام آنچه گفته شد، من به شما توصیه می کنم دقیقاً در آن شیرجه بزنید غیبت گر? این پیچیده است. از یک طرف، داستان و جهان سازی آن به اندازه کافی جذاب است که آن را به عنوانی عالی برای بازی در آخر هفته تبدیل می کند. اما از آنجایی که گیم پلی آن بسیار ملایم است، احتمالاً در صدر لیست بهترین عناوین ترسناک من قرار نخواهد گرفت.
اگر به دنبال بازیای هستید که ذهن شما را بیشتر از ماهیچههایتان آزمایش کند و از فقدان اکشن چالشبرانگیز ناراحت نباشید، این داستان ارزش وقت گذاشتن را دارد. اما اگر بهدنبال بازیای هستید که باعث شود به سمت کلید چراغ برسید، آن را در اینجا پیدا نخواهید کرد. در هر صورت، من توصیه میکنم منتظر فروش در این مورد باشید، اما اگر چنین است، سزاوار جایگاهی در لیست آرزوهای شماست.
این بازی در پلی استیشن 5 بررسی شده است.
