بررسی قلب اتمی: خون روی کریستال – با ناله
تیسازنده این واقعیت را پنهان نکرده است که در حال کار بر روی فصل بعدی روایت آغاز شده است قلب اتمی. در حالی که استودیو یک دنباله کامل در حال توسعه دارد، همراه با یک تیرانداز MMO، مکعب، او تصمیم گرفت نسخه اصلی را نیز اهدا کند قلب اتمی آخرین وداع با انتشار جدیدترین DLC خود، خون روی کریستال. از همان ابتدا، توسعهدهنده قصد خود را با DLC بسیار واضح بیان میکند: برای پایان دادن به داستان Atomic Heart با پایهگذاری برای قلب اتمی 2 و مکعب. اینکه چقدر خوب این کار را انجام می دهید، پیچیده تر از «خوب» یا «بد» است.
قلب اتمی: خون روی کریستال از جایی که داستان متوقف شد ادامه مییابد، با گروهی از قهرمانان ما که قبل از تصمیمگیری برای حرکت بعدی، در یک ساحل گرد هم میآیند. در صورتی که ممکن است برخی از عناصر طرح را فراموش کرده باشید، خوشبختانه، یک ویدیوی خلاصه نیز در ابتدا وجود دارد که خلاصه ای گسترده از کل طرح منتهی به این لحظه را ارائه می دهد. DLC همچنین فرض میکند که P3 پس از پایان داستان بازی پایه، تمام محتوای قبلی را مرور کرده است، این بدان معناست که او در قویترین حالت خود قرار دارد و متحدانش در زمانی که ما شروع میکنیم در قویترین حالت خود هستند.
«آنجا هم اتفاق تازهای نمیافتد، و خیانت بزرگ به قدری از سکانسهای آغازین تلگراف میشود که وقتی داستان بالاخره ماشه را کشید، خودم را در حال خمیازه دیدم.»
داستان از همان ابتدا اهداف خود را مشخص می کند. P3 تقریباً با آنتاگونیست اصلی CHAR-les برتری پیدا کرد و تصمیم گرفت یک بار برای همیشه عملیات خود را متوقف کند. با این حال، قبل از اینکه بتوانیم برای آخرین حمله به پایگاه او برویم، ساحلی که قهرمانان ما در آن جمع می شوند محاصره شده است و آنها را مجبور به عقب نشینی می کند.
خون روی کریستالسرعت بلافاصله پس از این کاهش مییابد، و شخصیتها وقت شیرین خود را صرف بحث در مورد مراحل بعدی طرحی میکنند که عمدتاً حول نابود کردن چیزها میچرخد، در حالی که به قهرمان P3 یک همراه جدید در قالب NORA داده میشود که اکنون در دستکش او نصب شده است. این همچنین مستعد یک خیانت احتمالی است که بسیار آشکار است. پس از نجات از کمین مادربزرگ زینا، قهرمانان ما در مورد یک برنامه عمل تصمیم می گیرند که شامل مبارزه مستقیم با CHAR-les، تا مجتمع مخفی کریستال او می شود.
در آنجا هم چیز جدیدی وجود ندارد، و خیانت بزرگ به قدری از کات سین های آغازین تلگراف می شود که وقتی داستان بالاخره ماشه را کشید، خودم را در حال خمیازه دیدم. خوشبختانه، همه جنبه های DLC خسته کننده نیستند. این شامل برخی از بهترین باس فایت ها در کل بازی است که رویارویی نهایی شما با CHAR-les بسیار قابل توجه است. به همین ترتیب، برخی از محیطها گاهی اوقات میتوانند کاملاً چشمگیر به نظر برسند، به خصوص هنگامی که در داستان پیشرفت میکنید.
در نهایت، خون روی کریستالداستان بازی با همان موضوعی که مدتی است آن را بسیار بالا نگه داشته است عقب مانده است قلب اتمیروایت او خسته کننده به نظر می رسد. مطمئناً، شخصیتهایی وجود دارند که میتوانند بسیار جالب باشند و صداپیشگی اغلب خارقالعاده است.
با این حال، شخصیتها گاهی اوقات تمایل دارند که مسائل را به اندازه کافی جدی نگیرند، که میتواند منجر به دیالوگهایی در طول مبارزه شود که معمولاً به بدترین شکلها از یک فیلم دنیای سینمایی مارول جدا شده است. این تلاشها برای شوخطبعی، لحظات معدود رقتانگیز واقعی DLC را نیز تضعیف میکنند، زیرا صحنههایی که برای احساسی بودن طراحی شدهاند، تنها زمانی میتوانند پیش بروند که یکی از شخصیتهای اصلی یک هوش مصنوعی باشد که در یک ماشین فروش سلاح زندگی میکند.
“کل DLC از حذف کامل دشمنان در حال تولید مجدد سود می برد”
این تاکید بر نتیجهگیری داستان اصلی به این معنی است که خارج از محتوای داستان و سطوح جدید، چیز زیادی وجود ندارد که احساس تازگی داشته باشد. خون روی کریستال. مطمئناً، چند نوع دشمن جدید اینجا و آنجا وجود دارد، اما در طول تقریباً چهار ساعتی که برای تکمیل DLC طول میکشد، شما همچنان بیشتر وقت خود را صرف مبارزه با رباتهای ساده با همان سلاحهایی میکنید که از ابتدا استفاده کردهاید. قلب اتمی. محروم شدن از موجودی شما در شروع DLC یکی دیگر از موارد ناامید کننده برای من بود. شما زمان قابل توجهی را فقط با چکش و قیچی خود سپری خواهید کرد، که این نیز دارای عواقب جانبی است که چند مبارزه اول را خسته کننده و فراموش شدنی می کند. برای بازگرداندن زرادخانه خود به جایی که احتمالاً در پایان DLC های قبلی بود، نیاز به سنگ زنی و جستجوی زیادی برای ساخت مواد دارد.
سرعت ضعیف فقط بر داستان تأثیر نمی گذارد. طراحی سطح نیز می تواند کند به نظر برسد، با پازل های ساده اغلب شما را مجبور می کند که به عقب برگردید تا مطمئن شوید چیزی را از دست نداده اید. اگر این کافی نبود، خون روی کریستال همچنین تمایل دارد تا دشمنان را به دفعات زیاد دوباره بازپخش کند. اکنون متوجه شدم: قدم زدن طولانی در یک بازی می تواند کسل کننده باشد. با این حال، رویاروییهای رزمی که اغلب مجبور میشوید مکرراً با آنها مبارزه کنید، چندان جالب نیستند. در عوض، آنها به عنوان راهی برای تخلیه منابع شما عمل می کنند. کل DLC از حذف کامل دشمنان در حال بازسازی و افزودن برخوردهای جدید به دنباله های پیمایش طولانی و طاقت فرسا سود می برد.
به طور کلی، گیم پلی بازی خسته کننده به نظر می رسد که تا حد زیادی به دلیل تکراری بودن مبارزه است. مطمئناً، از نظر تئوری ایدههای خوبی وجود دارد، مانند برخی از قدرتهای شما در برابر دشمنان خاص مؤثرتر است. با این حال، میتوانید کل DLC را بدون نیاز به فکر کردن زیاد در مورد چیزی مرور کنید. ایده ماژول های CHANCE در تئوری عالی به نظر می رسد. با این حال، در عمل، هرگز به اندازه کافی صاف به نظر نمی رسد که به آن اهمیت دهید.

“خون روی کریستالداستان بازی با همان موضوعی که مدتی است آن را بسیار بالا نگه داشته است عقب مانده است قلب اتمیخسته کننده به نظر می رسد.”
مسائل عملکردی زیادی وجود نداشت که بتوان از آن صحبت کرد. در رایانه میانردهام با پردازنده AMD Ryzen 7 7800X3D، پردازنده گرافیکی Radeon RX 7800 XT و 32 گیگابایت رم، توانستم تمام تنظیمات بصری را به حداکثر، منهای ردیابی اشعهای تنظیم کنم، و همچنان توانستم بالاتر از 60 FPS در 2560×1440 باقی بمانم. در حالی که بخشهای اولیه DLC، بهویژه کمین افتتاحیه، نگرانیهایی را ایجاد میکرد، با نرخ فریمهایی که گاهی اوقات به حدود 50 فریم در ثانیه کاهش مییافت، بقیه تجربهها به آرامی اجرا میشد، با عملکرد بسیار بالاتر از 70 FPS.
متاسفانه، خون روی کریستال این DLC کاملا قابل پرش است. در حالی که موضوعات اصلی روایی معلق مانده را به پایان می رساند قلب اتمی و راه را برای بازی های آینده هموار کنید، دلیل کمی برای اجرای DLC وجود دارد. داستان تا حد زیادی خوب است، و در حالی که باس فایت ها می توانند بسیار عالی باشند، بقیه DLC مانند یک کار طاقت فرسا به نظر می رسد. فقدان بسیاری از چیزهای جدید برای بازی با قدرتها یا سلاحهای مشابه نیز کمکی نمیکند، و سرعت ضعیف بسیار فراتر از دیالوگهای بههنگام زمانبندیشده است، و به لطف حضور دشمنان در حال رشد، گیمپلی اصلی تأثیر منفی میگذارد.
خون روی کریستالتنها لطف صرفه جویی در باتری نسبتاً کوتاه آن است. در حالی که من توانستم آن را در حدود 4 ساعت کامل کنم، بسته به سبک بازی و تمایل شما برای شکار کلکسیون ها و غنائم/دستاوردها، این رقم در هر صورت ممکن است حدود یک ساعت متفاوت باشد. با وجود این زمان کوتاه، دلیل زیادی برای بازبینی مجدد DLC پس از اتمام آن وجود ندارد. در مجموع، توصیه DLC به افرادی که از قبل طرفدار زیادی ندارند، بسیار دشوار است. قلب اتمی برای شروع
این بازی در رایانه شخصی بررسی شده است.