بررسی DarkSwitch – نگه داشتن خط
دبلیووقتی صحبت از بازیهای سنتی به میان میآید، ژانر شهرساز بیشتر روی تنظیمات مدرن متمرکز شده است. تنظیمات فانتزی تا حد زیادی به توسعه مستقل واگذار شده است. با این حال، Cyber Temple نشان می دهد با DarkSwitch که یک شهرساز فانتزی میتواند شانه به شانه بزرگترین نامهای این ژانر بایستد، به لطف محیط منحصربهفرد، چرخشهای هوشمندانه در برنامهریزی و مدیریت سنتی، و روایتی قانعکننده.
«آنچه واقعاً تعیین میکند DarkSwitch جدای از روشی است که در مورد عمل اساسی برنامه ریزی و ساخت شهر شما تجدید نظر می کند.”
در نگاه اول، DarkSwitch مقایسههای آشکاری را با یکی دیگر از سازندههای شهر متمرکز بر روایت دعوت میکند، فراست پانک. شما باید ساخت و ساز شهر خود را حول یک ساختار دایره ای بزرگ برنامه ریزی کنید، در مورد جنبه های مختلف مانند تحقیقات منابع و اولویت ها تصمیمات سخت بگیرید، و حتی یک پدیده خصمانه و به ظاهر طبیعی وجود دارد که به یک متر “ترس” در حال افزایش کمک می کند که وقتی تخلیه شود، اساساً به معنای پایان بازی است.
آنچه که واقعا تنظیم می کند DarkSwitch جدای از روشی است که در عمل اساسی برنامه ریزی و ساخت شهر شما تجدید نظر می کند. کل بازی حول محور ساختن یک شهرک روی تنه یک درخت بزرگ و اطراف آن می چرخد. این بدان معناست که در کنار چیدمان دو بعدی زمین، میتوانید با محور Z نیز بازی کنید تا بفهمید ساختمانهای مهم را در کجا قرار دهید یا چگونه حرکات روزانه شهروندان خود را برنامهریزی کنید.
در حالی که ممکن است در ابتدا کمی بیش از یک حقه به نظر برسد، تقریباً تمام جنبه های نه تنها اصلی گیم پلی، بلکه گرافیک و روایت DarkSwitch حول این واقعیت ساده بچرخید
کل بازی حول محور ساختن یک شهرک روی و اطراف تنه یک درخت بزرگ می چرخد.
وقتی نوبت به گیم پلی ثانیه به ثانیه می رسد، همه چیز بسیار گیج کننده شروع می شود. شما با چندین شهروند بی خانمان در محل سکونت خود شروع می کنید و باید بفهمید که چگونه به آنها غذا بدهید، آنها را اسکان دهید و آنها را سر کار بگذارید. در حالی که دو مورد اول به اندازه کافی ساده هستند – آنها را به جستجوی غذای خام بفرستید و یک خانه آشپزی راه اندازی کنید تا آن را به جیره های مغذی تبدیل کنید – با سومین چیز پیچیده تر می شود.
شما سه نوع شهروند دارید: کارگران، کاشفان و صنعتگران. در حالی که ظاهراً قابل تعویض هستند، تقریباً همه وظایف از مدیریت خرد دقیق در مورد اینکه چه کسی در کجا تعیین می شود سود می برد. به عنوان مثال، یک کلبه ماهیگیری از کارگران افزایش بهره وری و از طرف صنعتگران جریمه دریافت می کند. از سوی دیگر، برجهای دیدهبانی بیشتر به نفع کاشفان هستند تا کارگران. تقریباً هر ساختمان و هر کاری دارای نکات ظریفی مانند این است که شما باید مراقب آنها باشید، به خصوص به دلیل دنیای خشن DarkSwitch همچنین باعث می شود که استخر کارگران موجود به طور منظم در نوسان باشد.
پس از راه اندازی شهرک های اصلی، با این حال، سرعت کلی از DarkSwitch بسیار کند می شود شما زمان زیادی را صرف انتظار برای جمع آوری منابع و پردازش یا ساخت ساختمان ها در این مرحله خواهید کرد، و اگرچه این ممکن است برای برخی از بازیکنان آزاردهنده به نظر برسد، من متوجه شدم که این یک استراحت سرگرم کننده از سرعت دیوانه وار است.
پس از همه، شما در نهایت این شانس را دارید که طراحی خود را در امتداد تنه درخت تحسین کنید. و اشتباه نکنید؛ حتی اگر در اواسط بازی کار زیادی انجام نخواهید داد، تنش هرگز از بین نخواهد رفت. به محض اینکه کمی با شهر خود احساس راحتی کنید، بازی شروع به پرتاب موانع جدید در راه شما خواهد کرد، خواه این مه جادویی همیشه درگیر باشد یا گروهی از معبدهای غیور که به دنبال حذف هر نوع مقاومتی هستند که ممکن است در شهر شما پنهان شده باشد.
DarkSwitchتاریخچه بسیار طولانی است. جهان در مه پوشیده شده است که به نظر می رسد توانایی جادویی برای دیوانه کردن کسانی که در آن به دام افتاده اند را دارد. در حالی که در طول روز کاملاً امن به نظر می رسد، در طول شب مه به سکونتگاه های انسانی نزدیک تر و نزدیک تر می شود.
اگر این به اندازه کافی مشکل ساز نبود، گروهی از معبدها نیز وجود دارند که به نظر می رسد از «بازجویی» شهروندان عادی به بهانه بررسی مقاومت احتمالی لذت می برند. در میان همه اینها، Archon به شما وظیفه داده است که به طور مخفیانه تحقیقات بسیار مهمی را انجام دهید، که بیشتر آن در مورد ماهیت مه است.

با این حال، پس از راه اندازی شهرک های اصلی، سرعت کلی از DarkSwitch خیلی کم کن.”
چند ساعت اول داستان تا حد زیادی حول محور آموزش بازی می چرخد DarkSwitch. متأسفانه، این آموزش همان جایی است که ایرادات بازی شروع به آشکار شدن می کند.
به جای ارائه اهداف به بازیکنان و راهنمایی آرام آنها با برجسته کردن عناصر کلیدی رابط کاربری، DarkSwitch در عوض شما را از انجام هر کاری باز می دارد و شما را مجبور می کند دیوارهای متنی را یکی پس از دیگری بخوانید که به طور “مفید” توضیح می دهد که چرا باید مثلاً برای درمان بحران بی خانمانی یا اهمیت مراکز مراقبت پزشکی در اطراف شهر خود مسکن بسازید. در حالی که من هیچ مشکلی با یک بازی ندارم که بخواهد به من یاد بدهد چگونه بازی کنم، باید راه بهتری برای مدیریت آن وجود داشته باشد تا اینکه به طور کامل در بازیکن قطع شود.
این مشکل در بسیاری از بازیها وجود دارد، زیرا با کاوش عمیقتر در داستان، به تدریج مکانیزمهای جدید را نیز باز خواهید کرد. زمانی که شروع به تکمیل ماموریت های بیشتر می کنید، به خصوص ناامید کننده می شود. به عنوان مثال، یک بار در حال طراحی یک سری برجهای محافظ شعله بودم تا اطمینان حاصل کنم که شهروندانی که در طبقه همکف با آنها کار میکنم در نیمهشب توسط مه بلعیده نشوند. درست زمانی که می خواستم برخی ساختمان ها را خراب کنم، بازی با یک پیام آموزشی که نحوه بازیابی فلز دور ریخته شده را توضیح می داد، قطع شد.
سیستم های ساختمانی نیز بی عیب نیستند، اما مشکلات آنها کمی قابل درک تر است. از آنجایی که شهر خود را حول یک درخت بزرگ و نواحی اطراف آن میسازید، اغلب باید تصمیم بگیرید که ساختمانهایی که میسازید روی زمین، مستقیماً روی تنه یا روی سکوهایی که از طریق تنه ساخته شدهاند، باشند.
برخی از ساختمان ها را فقط می توان در یک یا دو مورد از این مکان ها ساخت. در حالی که انتخاب اغلب آسان است، و احتمالاً در مورد مکان ایدهآل برای مثلاً یک آشپزخانه جدید تصمیم گرفتهاید، قبل از اینکه روی دکمه کلیک کنید، اصطکاک بیشتری وجود دارد زیرا بازی همچنان سعی میکند «هوشمندانه» حدس بزند که من میخواهم یک ساختمان را در کجا قرار دهم. یک سوئیچ ساده برای ساختمانهایی که میتوانند در مکانهای مختلف قرار گیرند در این زمینه کمک میکند.

“سیستم های ساخت و ساز نیز بی عیب نیستند، اما مشکلات آنها کمی قابل درک تر است.”
جالب اینجاست که علیرغم پیچیدگی هایی که به دلیل وجود یک محور عمودی به گیم پلی معمولی شهرسازی اضافه شده است، دوربین هرگز برای من دردسر ایجاد نکرد. شما دو حالت دوربین مجزا دارید که میتوانید به دلخواه بین آنها جابجا شوید، یکی که درخت را در مرکز نگه میدارد و به شما امکان میدهد در اطراف آن حرکت کنید، و دیگری که برای پیشکسوتان این ژانر آشناتر است، که به شما امکان میدهد با استفاده از خوشه کلید WASD همراه با Q و E برای چرخش، به شیوهای آزادتر حرکت کنید.
تصاویر داخل DarkSwitch آنها همچنین بسیار باورنکردنی هستند، با برداشت سبک آن از ژانر فانتزی که تماشای آن لذت بخش است. مشاهده شهروندانتان در حال دویدن در تلاش برای انجام وظایفشان، اغلب علیرغم فضای فانتزی تاریک بازی، کاملاً احساس شادی می کند. البته ثابت بودن عملکرد قطعا به این موضوع کمک کرد.
در رایانه شخصی با پردازنده AMD Ryzen 7 7800X3D، پردازنده گرافیکی Radeon RX 7800 XT و 32 گیگابایت رم، تقریباً هیچ کندی یا لکنت را تجربه نکردم، با نرخ فریم ثابت در 60 FPS. به همین ترتیب، مناظر صوتی و موسیقی بدحال نیز فوقالعاده هستند، که نباید تعجب آور باشد زیرا آکیرا یامائوکا آهنگساز افسانهای Silent Hill آن را مدیریت کرده است.
به لطف تمرکز روایی و سرعت ماموریت قوی، DarkSwitch یک کار عالی برای جابجایی بین لحظات پرتنش بقا و لحظات آرامتر انجام می دهد، جایی که می توانید از شهری که ساخته اید قدردانی کنید. خرابی های آموزشی آن و اصطکاک های گاه به گاه ساخت و ساز آن را متوقف می کند، اما این هنوز یک توصیه آسان برای طرفداران شهرساز و توصیه قوی برای تازه واردانی است که به دنبال یادگیری سیستم های آن هستند.
این بازی در رایانه شخصی بررسی شد.
