» فیلم و سریال » نقد و بررسی فیلم و سریال » نقد و بررسی فیلم Psycho Therapy: The Shallow Tale of a Writer Who Decided to Write About a Serial Killer | وقتی سوتفاهم در عشق و قتل، یک کالتِ ناتمام نیویورکی می‌سازد! – موبوگیم
نقد و بررسی فیلم Psycho Therapy: The Shallow Tale of a Writer Who Decided to Write About a Serial Killer | وقتی سوتفاهم در عشق و قتل، یک کالتِ ناتمام نیویورکی می‌سازد! – موبوگیم
نقد و بررسی فیلم و سریال

نقد و بررسی فیلم Psycho Therapy: The Shallow Tale of a Writer Who Decided to Write About a Serial Killer | وقتی سوتفاهم در عشق و قتل، یک کالتِ ناتمام نیویورکی می‌سازد! – موبوگیم

۳۱ خرداد ۱۴۰۴ 110229

فیلمPsycho Therapy: The Shallow Tale of a Writer Who Decided to Write About a Serial Killer (2024)، اولین تجربه کارگردانی تولگا کاراچلیک در سینمای انگلیسی‌زبان، یک کمدی سیاه است که با عنوان طولانی و غیرمتعارف خود، از همان ابتدا مخاطب را کنجکاو می‌کند. این فیلم با بازی استیو بوشمی در نقش یک قاتل زنجیره‌ای بازنشسته به نام کولمیک، جان مگارو در نقش کین، نویسنده‌ای در بحران میانسالی، و بریت لوور در نقش سوزی، همسر کین که خواستار طلاق است، داستانی غیرمعمول و پر از سوءتفاهم‌های طنزآمیز را روایت می‌کند. فیلم در نیویورک فیلم‌برداری شده و فضایی پر از ارجاعات به سینمای برادران کوئن و کمدی‌های کلاسیک موقعیت دارد. اما آیا این فیلم می‌تواند فراتر از عنوان عجیب و بازیگران برجسته‌اش، اثری ماندگار باشد؟ در این نقد، با بررسی جنبه‌های مختلف فیلم، به این پرسش پاسخ می‌دهیم.

 داستان: آشوبی طنزآمیز در دل نیویورک

داستان فیلم حول محور کین (جان مگارو)، نویسنده‌ای درگیر بحران خلاقیت و مشکلات زناشویی، می‌چرخد. او که در حال نوشتن رمانی درباره یک عاشقانه ماقبل تاریخی بین یک زن هوموساپین و آخرین نئاندرتال است، در زندگی شخصی‌اش با شکست مواجه شده و همسرش، سوزی (بریت لوور)، از او طلاق می‌خواهد. در این میان، کین به طور اتفاقی با کولمیک (استیو بوشمی)، یک قاتل زنجیره‌ای بازنشسته، آشنا می‌شود. کولمیک به اشتباه به عنوان مشاور ازدواجِ کین وارد خانه او می‌شود و همزمان به او در نوشتن رمانی درباره قتل‌های زنجیره‌ای کمک می‌کند. این سوءتفاهم‌ها و تقاطع‌های غیرمنتظره بین زندگی شخصی و حرفه‌ای کین، به موقعیت‌های کمدی و گاه پوچ منجر می‌شود که هسته اصلی فیلم را تشکیل می‌دهد.

داستان فیلم با وجود سادگی ظاهری، به دلیل تغییرات مداوم در لحن و جهت‌گیری روایی، پیچیده به نظر می‌رسد. کاراچلیک از فرمول کمدی‌های موقعیت استفاده می‌کند، جایی که سوءتفاهم‌ها و هویت‌های اشتباه، موتور محرک داستان هستند. این ساختار یادآور سریال‌های کلاسیکی مانند Three’s Company یا فیلم‌های برادران کوئن مانند Barton Fink است. با این حال، فیلم گاهی در حفظ انسجام روایی خود ناکام می‌ماند. ایده‌های متعددی که در فیلم مطرح می‌شوند (از بحران ازدواج گرفته تا الهام‌گیری از یک قاتل زنجیره‌ای) به سرعت کنار گذاشته می‌شوند و فرصت کافی برای پرداخت عمیق پیدا نمی‌کنند. این پراکندگی باعث می‌شود که مخاطب گاهی احساس کند فیلم در حال فرار از ایده‌های خودش است. با این حال، لحظات طنزآمیز، به‌ویژه در سکانس‌هایی که کولمیک با جدیت مضحک نقش مشاور ازدواج را بازی می‌کند، از نقاط قوت داستان هستند.

 شخصیت‌پردازی: مثلثی از کاراکترهای عجیب

1000029859 1

شخصیت‌های اصلی فیلم: کین، سوزی، و کولمیک؛ هر یک به شکلی غیرمتعارف به جذابیت فیلم کمک می‌کنند. جان مگارو در نقش کین، نویسنده‌ای خودشیفته اما درمانده را به تصویر می‌کشد که در عین حال که از مشکلاتش بی‌خبر است، به شکلی ناخواسته خنده‌دار عمل می‌کند. مگارو با بازی ظریف خود، تعادل خوبی بین جدیت و طنز ایجاد می‌کند، به‌ویژه در صحنه‌هایی که کین در تلاش است تا از کولمیک الهام بگیرد، اما به جای آن درگیر موقعیت‌های پوچ می‌شود.

بریت لوور در نقش سوزی، همسر کین، شخصیتی چندلایه ارائه می‌دهد. او در ابتدا به نظر سرد و بی‌رحم می‌رسد، اما با پیشرفت داستان، آسیب‌پذیری‌ها و دلایل نارضایتی‌اش آشکار می‌شود. یکی از صحنه‌های تأثیرگذار فیلم، لحظه‌ای است که سوزی در حال بریدن پیاز، درخواست طلاق می‌دهد و بدون توقف به کار خود ادامه می‌دهد. صحنه‌ای که به‌خوبی تنش عاطفی و طنز تلخ فیلم را ترکیب می‌کند. لوور با بازی قدرتمند خود، به‌ویژه در دقایق پایانی فیلم، نشان می‌دهد که می‌تواند بار احساسی داستان را به دوش بکشد.

استیو بوشمی در نقش کولمیک، بی‌تردید ستاره فیلم است. او با بازی در نقش یک قاتل زنجیره‌ای بازنشسته که با خونسردی و حرفه‌ای‌گری درباره قتل‌ها و مشاوره ازدواج صحبت می‌کند، لحظات کمدی درخشانی خلق می‌کند. بوشمی با استفاده از میمیک‌های صورت و لحن خشک خود، کولمیک را به شخصیتی تبدیل می‌کند که همزمان ترسناک، خنده‌دار، و به‌طرز عجیبی دوست‌داشتنی است. با این حال، شخصیت کولمیک پتانسیل بیشتری برای کاوش عمیق‌تر داشت. فیلم به ندرت به گذشته او یا انگیزه‌هایش می‌پردازد، که باعث می‌شود این شخصیت گاهی به یک ابزار کمدی تقلیل یابد.

شخصیت‌های فرعی فیلم، مانند دوستان کین و سوزی یا افراد تصادفی که در داستان ظاهر می‌شوند، عمدتاً نقش‌های حاشیه‌ای دارند و به توسعه داستان کمک چندانی نمی‌کنند. این کمبود شخصیت‌های مکمل باعث می‌شود که فیلم بیش از حد به سه شخصیت اصلی وابسته باشد، که گاهی بار روایی را سنگین می‌کند.

 کارگردانی: اولین تجربه انگلیسی‌زبان کاراچلیک

1000029845

تولگا کاراچلیک، که پیش‌تر با فیلم‌هایی مانند Butterflies در سینمای ترکیه شناخته شده بود، در Psycho Therapy سبک بصری و روایی متمایزی را به نمایش می‌گذارد. او با الهام از سینمای برادران کوئن، فضایی خلق می‌کند که ترکیبی از طنز سیاه، موقعیت‌های پوچ، و تصاویر بصری پرجزئیات است. کارگردانی او در استفاده از فضای نیویورک، از خیابان‌های شلوغ بروکلین تا هتل‌های claustrophobic، به فیلم حس و حال خاصی می‌بخشد. سکانس‌هایی مانند صحنه‌ای که کین و کولمیک در یک هتل قدیمی و تاریک درباره قتل‌ها صحبت می‌کنند، یادآور Barton Fink است و به‌خوبی حس تنش و طنز را منتقل می‌کند.

با این حال، کارگردانی کاراچلیک گاهی در حفظ تعادل بین طنز و درام ناکام می‌ماند. فیلم در لحظاتی بیش از حد به سمت کمدی‌های سبک و” slapstick” متمایل می‌شود، که با فضای تاریک و عمیق‌تر داستان همخوانی ندارد.  

 فیلم‌برداری: نیویورک به مثابه یک شخصیت

فیلم‌برداری ناتالی کینگستون یکی از نقاط قوت برجسته Psycho Therapy است. او با استفاده از پالت رنگی تیره و در عین حال پرجنب‌وجوش، نیویورک را به شکلی زنده و در عین حال تهدیدآمیز به تصویر می‌کشد. از خیابان‌های شلوغ چیناتاون تا هتل‌های قدیمی با دیوارهای مرطوب، هر فریم از فیلم حس و حال خاصی را منتقل می‌کند. استفاده از زوایای بسته در صحنه‌های گفت‌وگو بین کین و کولمیک، حس claustrophobia و فشار روانی را تقویت می‌کند، در حالی که نماهای بازتر در صحنه‌های خیابانی، شلوغی و آشوب زندگی شهری را نشان می‌دهند.

یکی از نکات برجسته فیلم‌برداری، استفاده هوشمندانه از نورپردازی برای بازتاب حالات احساسی شخصیت‌ها است. به عنوان مثال، در صحنه‌ای که سوزی و کین درباره طلاق صحبت می‌کنند، نور سرد و کم‌رنگ، حس فاصله عاطفی بین آن‌ها را تقویت می‌کند. با این حال، برخی از حرکات دوربین، به‌ویژه در صحنه‌های اکشن یا کمدی، بیش از حد سریع یا آشوبناک هستند و ممکن است مخاطب را سردرگم کنند.

موسیقی: همراهی ظریف اما ناکامل

موسیقی متن فیلم، ساخته ناتان کلاین، با استفاده از صداهای مینیمال و گاهی بدوی، به فضای عجیب و غریب داستان کمک می‌کند. ارجاعات موسیقایی به رمان ماقبل تاریخی کین، مانند استفاده از صداهای شبیه فلوت ابتدایی، خلاقانه و متناسب با داستان است. با این حال، موسیقی فیلم گاهی در هماهنگی با تغییرات لحن داستان ناکام می‌ماند. در حالی که در لحظات کمدی به‌خوبی عمل می‌کند، در صحنه‌های دراماتیک یا پرتنش، فاقد عمق لازم است و نمی‌تواند به طور کامل احساسات مخاطب را درگیر کند.

مضامین: ازدواج، خلاقیت، و مرز بین واقعیت و تخیل

Psycho Therapy در سطح ظاهری یک کمدی سیاه درباره سوءتفاهم‌ها است، اما در لایه‌های عمیق‌تر به موضوعاتی مانند بحران خلاقیت، فروپاشی ازدواج، و مرز باریک بین واقعیت و تخیل می‌پردازد. رابطه کین و سوزی به‌عنوان استعاره‌ای از چالش‌های ارتباطی در ازدواج به تصویر کشیده می‌شود، و حضور کولمیک به‌عنوان یک مشاور غیرمتعارف، این ایده را مطرح می‌کند که گاهی اوقات راه‌حل‌های غیرمنتظره می‌توانند به بازسازی روابط کمک کنند. همچنین، فیلم به طنز تلخی به موضوع خلاقیت می‌پردازد؛ کین برای نوشتن رمانش به یک قاتل زنجیره‌ای روی می‌آورد، که نشان‌دهنده تمایل هنرمندان به جست‌وجوی الهام در تاریک‌ترین مکان‌هاست.

با این حال، فیلم در کاوش عمیق این مضامین چندان موفق نیست. ایده‌های جذابی مانند تأثیر گذشته کولمیک یا دلایل واقعی بحران ازدواج کین و سوزی، به صورت سطحی مطرح می‌شوند و فرصت کافی برای توسعه پیدا نمی‌کنند. این امر باعث می‌شود که فیلم گاهی به جای یک درام عمیق، به یک کمدی پراکنده تبدیل شود.

مقایسه با آثار مشابه

Psycho Therapy به وضوح از سینمای برادران کوئن الهام گرفته است، به‌ویژه فیلم‌هایی مانند  Fargo و Barton Fink ترکیب طنز سیاه، شخصیت‌های عجیب، و موقعیت‌های پوچ، شباهت زیادی به سبک کوئن‌ها دارد. با این حال، در مقایسه با این آثار، فیلم کاراچلیک از نظر انسجام روایی و عمق شخصیت‌پردازی ضعیف‌تر عمل می‌کند. همچنین، شباهت‌هایی با فیلم‌های کمدی سیاه مانند In Bruges وجود دارد، اما Psycho Therapy به دلیل تمرکز بیش از حد روی سوءتفاهم‌های کمدی، از پتانسیل دراماتیک خود به طور کامل استفاده نمی‌کند.

پرسش: آیا Psycho Therapy  را می‌توان در دسته فیلم‌های کالت قرار داد؟

1000029847

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید ویژگی‌های سینمای کالت را بررسی کرد:

۱. غیرمتعارف بودن: فیلم‌های کالت اغلب از نظر سبک، داستان، یا اجرا خارج از جریان اصلی (Mainstream) هستند و شیوه ساخت غیر معمول و جسورانه‌ای دارند.

 2. جذب مخاطب خاص:  این نوع فیلم‌ها اغلب به دلیل یک موقعیت خاص غیرمتعارف، دیالوگ، طنزپردازی ظریف یا مضامین غیرعادی؛ مخاطبان خاص خود را دارند.

۳. شکست اولیه یا توجه محدود: بسیاری از فیلم‌های کالت در اکران عمومی با شکست مواجه می‌شوند، زیرا خواسته‌های مخاطب عام را برای سرگرمی، تاثیرگذاری یا پندآموز بودن را پاسخ نمی‌دهد. این نوع فیلم‌ها اغلب در گیشه‌های خصوصی یا جمع‌هایی که مخاطبانی خارج از جریان گیشه دارند، محبوب می‌شوند.

۴. ارجاع‌پذیری و آیکونیک بودن: دیالوگ‌ها، صحنه‌ها، یا شخصیت‌های این فیلم‌ها اغلب  به فرهنگ عامه و روزمره نفوذ می‌کنند و ماندگار می‌شوند.

۵. عناصر عجیب یا کیتچ: فیلم‌های کالت گاهی به عمد یا غیرعمد لحن عجیب، طنز ناخواسته، یا جلوه‌های بصری غیرمتعارف دارند که همین امر این فیلم‌ها را از جریان گیشه جدا می‌کند.

۶. تکرارپذیری: جذابیتِ تماشای این نوع فیلم‌ها به یک بار تماشا منهتی نخواهد شد و مخاطب هربار شیفته تماشای دوباره است و این تماشای دوباره، هربار برای مخاطب کشف جدیدی خواهد داشت.

آیا می‌توان گفت Psycho Therapy یک فیلم کالت است؟

واقعیت این است که ما می‌توانیم عناصر موجود در این فیلم را به عنوان یک فیلم کالت بررسی کنیم، اما این فیلم یک کالتِ ناتمام است!

 Psycho Therapy یک فیلم نامتعارف به شمار می‌رود. ترکیب کمدی سیاه با داستان سوءتفاهم درباره یک قاتل زنجیره‌ای بازنشسته که در نقش مشاور ازدواج هم قرار می‌گیرد، به‌اضافه یک نویسنده در بحران، ایده‌ای عجیب است که از جریان اصلی هالیوود جدا است. کارگردانی تولگا کاراچلیک، با الهام از سینمای برادران کوئن، به فیلم لحنی خاص و غیرقابل پیش‌بینی داده است که برای مخاطب عام شاید عجیب به نظر برسد، ولی برای طرفدارای سینمای مستقل جذابیتِ خاص خود را دارد.

 عنوان طولانی و غیرمعمول فیلم (The Shallow Tale of a Writer Who Decided to Write About a Serial Killer)   به تنهایی یک عنوان نامعمول در جریان اصلی سینما است. این نوع انتخاب عنوان که نشان دهنده یک نوع طنز خاصِ برآمده از یک پوچی معمول شده، بیشتر شاخصه  سینمای کالت به حساب می‌آید.

باید اشاره کرد که این فیلم در جشنواره تربیکا ۲۰۲۴ جایزه تماشاگران رو برد، که نشان دهنده محبوبیت این فیلم بین مخاطب‌های جشنواره‌ای و طرفدارای سینمای مستقل است. سبک کمدی سیاه و ارجاعات به فیلم‌هایی مثل Barton Fink یا Fargo باعث می‌شود که مخاطب‌های آشنا با سینمای کوئن‌ها یا کمدی‌های عجیب، تحت تاثیر این فیلم قرار گیرند.

حتی پراکندگی روایی و لحن نامتعادل یا ناهماهنگ بودن طنز و درام، ویژگی خاص سینمای کالت به شمار می‌رود. همین ویژگی باعث می‌شود که این نوع فیلم‌ها مورد پسند مخاطب عام قرار نگیرند و از طرفی یک گروه از مخاطبانی خاص، شیفته این نوع سینما باشند.

البته نکته اینجا است که این فیلم هنوز اکران گسترده نداشته؛ ممکن است طی جریان اکران گسترده این فیلم، مخاطبان عام هم واکنش مثبتی نشان دهند که همین امر این فیلم را از دسته سینمای کالت جدا می‌کند!

 فیلم Psycho Therapy خالی از لحظات ماندگار سینمایی نیست! دیالوگ‌های این فیلم کاملا قابلیت آیکونیک شدن را دارند. « قتل هم یک جور مشاوره است!»

 فیلم Psycho Therapy به شکل‌گیری موقعیت کاملا نامتعارف و حتی سورئال عمل می‌کند؛ اما نکته اینجا است که این موقعیت‌ها از هم تفکیک نمی‌شوند و حتی تفکیک آن‌ها باعث ایجاد قدرت در آن‌ها نمی‌شود بلکه بیشتر نمایانگر ضعف آن‌هاست. تمام تلاش‌های این فیلم برای دستیابی به موقعیت مستقل در حد یک کمدی ” slapstick” باقی می‌ماند.

نتیجه: Psycho Therapy کالت محسوب می‌‌شود یا نه؟

1000029844

این پرسش در طول زمان، تنها توسط مخاطب پاسخ داده خواهد شد. Psycho Therapy با تمام ضعفهایش قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم کالت ماندگار را دارد.

 نتیجه‌گیری

MV5BMzI4ZjI3YmYtNWE4OC00NjMxLTkwNDEtOTEwYjNjMjE1ZGQxXkEyXkFqcGc V1 102801 scaled

 Psycho Therapy: The Shallow Tale of a Writer Who Decided to Write About a Serial Killer فیلمی است که با عنوان عجیب، بازیگران برجسته، و کارگردانی خلاقانه، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک کمدی سیاه به‌یادماندنی دارد. استیو بوشمی با بازی درخشان خود، جان مگارو و بریت لوور با اجراهای مکمل، و فیلم‌برداری خیره‌کننده نیویورک، لحظات سرگرم‌کننده‌ای خلق می‌کنند که مخاطب را به خنده و تأمل وامی‌دارند. با این حال، پراکندگی روایی، عدم پرداخت عمیق به مضامین، و پایان‌بندی ناگهانی، مانع از آن می‌شود که فیلم به پتانسیل کامل خود برسد. این فیلم برای کسانی که علاقه‌مند به سینمای کالت، کمدی سیاهی نامتعارف با ارجاعات به سینمای مستقل هستند، تجربه‌ای لذت‌بخش است، اما ممکن است برای مخاطبانی که به دنبال داستانی منسجم‌تر یا عمیق‌تر هستند، کمی ناامیدکننده باشد. در نهایت، Psycho Therapy با وجود نقص‌هایش، یک تلاش جسورانه و سرگرم‌کننده از تولگا کاراچلیک است که نشان‌دهنده استعداد او در سینمای جهانی است.

امتیار نویسنده به این فیلم: ۷ از ۱۰

منبع: gamefa.com

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید