نقد فیلم Winter Spring Summer or Fall | همان تینجری-عاشقانه همیشگی – موبوگیم
ژانر تینجری-عاشقانه سالهاست که با یک روند شناخته شده به مسیر خود ادامه میدهد. آثاری با درونمایه مشابه که درنهایت حسی قابل حدس را خلق میکنند. فیلم Winter Spring Summer or Fall دقیقا چنین اثری است. فیلمی که مشابهاش را بارها دیدهایم. اما شاید به دور از زدن برچسب “کلیشه” مهم این باشد که بعد از قبول کلیشه بودن به این سوال پاسخ دهیم که آیا این فیلم ارزش تماشا کردن دارد؟

فیلم Winter Spring Summer or Fall (2024) یک درام عاشقانه با بازی جنا اورتگا (رمی) و پرسی هاینس وایت (بارنز) است که داستان عشق دو نوجوان با پیشزمینههای متفاوت را روایت میکند.
رمی، یک دانشآموز باهوش و جاهطلب از خانوادهای با ریشههای لاتین، در آخرین سال دبیرستان خود به سر میبرد و رویای تحصیل در دانشگاههای برتر را در سر دارد. بارنز، پسری سرکش و آزاد از خانوادهای ارتشی، به تازگی به شهر بازگشته و با رمی در محله آشنا میشود. داستان از زمانی آغاز میشود که این دو در یک قطار هم مسیر میشوند و به تدریج رابطهای عاطفی بینشان شکل میگیرد.
فیلم در چهار فصل (زمستان، بهار، تابستان، پاییز) روایت میشود و هر فصل نشاندهنده مرحلهای از رابطه آنها و چالشهایشان است. در زمستان، آشنایی اولیه آنها با تنشها و تفاوتهای شخصیتی همراه است. رمی محتاط و متمرکز بر آینده است، در حالی که بارنز بیخیال و در لحظه زندگی میکند. در بهار، رابطه آنها عمیقتر میشود، اما فشارهای خانوادگی و انتظارات اجتماعی موانعی ایجاد میکند. تابستان اوج عشق آنهاست، اما تصمیمات مهم زندگی، مانند انتخاب دانشگاه و مسیر آینده، شکافهایی را نمایان میکند. در پاییز، آنها با واقعیتهای جدایی و رشد فردی مواجه میشوند و باید تصمیم بگیرند که آیا عشقشان ارزش فداکاری را دارد یا خیر.
فیلم به موضوعاتی مانند هویت، تفاوتهای طبقاتی و فرهنگی، و تعادل بین عشق و جاهطلبی میپردازد. پایان داستان تلخ و شیرین است و بر رشد شخصیتی هر دو کاراکتر تأکید دارد، در حالی که آنها یاد میگیرند عشق و استقلال میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند. البته که تمامی این مضامین در یک دید کلی کلیشه هستند. میزانسنها، نور، بازی، دیالوگ و تقریبا همهچیز همان چیز آشناست. ما با اثری مواجه هستیم که قرار نیست داستان عشقی خاص را روایت کند. در اصل از بُعد عاشقانه فیلم چیزی برای ارائه ندارد. صرفا یک رابطه عاطفی سطحی تینجری است که نسبت به جایگاه خودش قابل تحمل است. مثلا در اجرای دیالوگهای عاشقانه هیچ چیز خاصی وجود ندارد. مخاطب جذب صحبتها نمیشود. به قول دوستان ادبیاتی این نوع دیالوگها خیلی اتوبوسی و بیارزش است. درحالی که در یک دیالوگنویسی موفق و اصولی مخاطب باید کلمات را بو بکشد و همراه آنها شود. هیجان لاین بعدی او را وادار به ادامه کرده و حتی ذهن او را درگیر کند، به حدی که در پایان به خود بگوید: آهان درست حدس زده بودم.

شاید برای بسیاری از علاقهمندان به بازیگری این سوال مطرح باشد که آیا بازی در چنین فیلمی ارزش دارد؟ اصلا چگونه خواهد بود؟ پاسخ بسیار ساده است. ارزش که قطعا ندارد اما برای تمرین خوب است. بازی بازیگر هم باید با ظرفیت فیلمنامه همراه باشد. اگر ما با یک فیلمنامه ساده و کلیشهای طرف هستیم، بازی خیلی خیلی خوب در اصل آن را اُور اَکت نشان میدهد. بازیگران اصلی فیلم Winter Spring Summer or Fall خوشبختانه با آگاهی خوبی به سراغ این فیلم رفته و بازیهای اندازهای را به نمایش گذاشتند. جنا اورتگا که بازیگر خوبی هم نیست و صرفا به خاطر بازی در ونزدی به معروفیت رسید، در این فیلم یک بازی ساده، بیشیله پیله و سر راستی را اجرا میکند. در صحنههایی که درام چندانی ندارند نیز در حد ابتدایی بازیگری است و سعی هم نمیکند که از آن فراتر رود. بازیگر نقش مقابل او یعنی پرسی هاینس وایت نیز چنین است. یک بازی تینجری که همه ما انتظارش را داشتم. هرچند که کاراکترهای آنها بسیار بد نوشته شدهاند اما این دو در حد خود خوب و کافی هستند. دیگر بازیگران فیلم هم لایق اشاره مستقیم نیستند. اما به هر حال هیچکس فراتر نرفته و حد را حفظ کرده است.

بارها در طول نقد اشاره کردم که ما با داستانی بسیار ساده طرف هستیم. فیلمی کلیشهای و قابل حدس. اما برای دوستان اهل سینما این سوال پیش میآید که آیا اصلا چنین فیلمی ارزش دارد؟ پاسخ من “بله” است. فیلمی ساده که به دور از هرگونه پیچیدگی یک داستان را روایت میکند بسیار با ارزشتر از داستانی به ظاهر پیچیده، مثلا دغدغهمند و پوچ است که فیلمساز از روی روشنفکرنمایی ساخته است. وقتی چنین فیلمی ساده پیش میآید چه منتقد و چه مخاطب گارد خود را پایین آورده و از همان اول میداند که با چه چیزی طرف است. راحت نشسته و فیلم را میبیند. Winter Spring Summer or Fall چنین است. یک اثر ساده و معمولی که نه میخواهد مشکل جهان را حل کند و نه میخواهد مخاطبش را به تفکر وا دارد. دو انسان در یک قصه و کمی هم عشق. کارگردانی، موسیقی، میزانسن و … همگی هم این حد را حفظ کردهاند. در دوربین خبری از نمایشهای خلاقانه نیست. در فیلمنامه خبری از تکنیک نویسندگی نیست. همهچیز ساده است و این سادگی شرف دارد به پیچیدگی بیجهان و روشنفکرنما.

در پایان چنین میشود گفت که فیلم Winter Spring Summer or Fall کاملا روند طبیعی و کلیشهای خود را طی میکند. در این فیلم شخصیتها ساده هستند، فیلمنامه ساده نوشته شده و دوربینِ خانم کارگردان نیز ساده است. عملا میتوان گفت که هیچ چیز خاصی درباره این فیلم وجود ندارد. اما اگر به چنین اثر سادهای علاقه دارید، میشود آن را دیده و از فضای آرام و وایب تینجری آن لذت برد. فضایی آرام که برای ما خاورمیانهایها آرزویی پوچ و دور از ذهن است. حال که امکان تجربه چنین حسهایی وجود ندارد، شاید بشود کمی با فیلم به این حسها نزدیک شویم.
نمره نویسنده به فیلم: ۵ از ۱۰
منبع: gamefa.com
